دانلود پایان نامه

، اختلالات خلقی، مشکلات تمرکز، و خطاهای حافظهای (میهن، 2002) میشوند.

رکوردهای تازهای که در مسابقات جهانی به جا گذاشته میشود، انگیزهای قوی برای ورزشکاران حرفهای به وجود میآورد، که بر حجم و شدت تمرین خود بیفزایند. این ورزشکاران برای افزایش تواناییهای خود از شدیدترین نوع تمرین استفاده میکنند. اگرچه حجم کاری که در تمرینات در نظر میگیرند، محرک مهمی برای قرارگرفتن آنها در شرایط جسمانی مناسب است، ولی اگر این حجم کار، بیش از حد توان فیزیولوژیکی ورزشکاران باشد، و مدت دوره بازیافت کافی نباشد، ممکن است به عوارضی از قبیل خستگی مزمن، بیماری و سندرم بیشتمرینی منجر گردد ونهایتاً بر کیفیت و کمیت اجرای مهارتها و تواناییهای بدن آنها اثر گذارد (سلامی، 1379) .
مرز بین تمرین بهینه و بیشتمرینی، فردی است. ورزشکاران قادر به تحمل حجمهای تمرینی متفاوتی هستند، و به دوره های بهبودی متفاوتی نیاز دارند. در نتیجه، برنامه تمرینی ورزشی باید برای فرد فرد افراد تنظیم شود (میهن، 2002). مربیان همواره در پی تعیین حجم و شیوه تمرینی مناسب هستند، تا بتوانند عملکرد ورزشکاران را به حداکثر ظرفیت ممکن برسانند. متأسفانه تعیین حجم و شدت بهینه تمرین برای ورزشکاران بسیار دشوار است (خالدان و میناسیان، 1381). مربی باید تا جای ممکن در برنامهای که برای ورزشکار تدارک میبیند، ضمن برنامه ریزی برای تمرین بهینه، از اثرهای مضر بیشتمرینی اجتناب کند. نکته بسیار مهم در ساختار برنامه تمرینی، وجود تعادل بین فشار تمرین و بازیافت است. دوره های بهبودی برای سازگارشدن بدن با تمرین مهم هستند. اگر به این دوره ها توجه نشود، بدن فرصت کمی برای سازگارشدن با فشار تمرینی پیدا میکند و در این شرایط اجتناب از آثار زیان بار بیشتمرینی، مشکل است (میهن، 2002).
2-2-1- سبب شناسی
علل عمده بیشتمرینی عبارتند از: (الف) دوره بازیافت ناکافی در بین جلسات تمرین، (ب) تمرین درازمدت با شدت زیاد، و (ج) افزایش ناگهانی در حجم یا شدت تمرین و یا هر دو (مککینون، 2000). سایر عوامل مؤثر در ایجاد بیشتمرینی، شامل تمرینات قدرتی شدید، مسابقات و مسافرتهای مکرر، یکنواختی برنامه های تمرینی، تمرینهای سالانه بدون استراحت در بین فصلهای تمرین، و همچنین عوامل استرسزا در زندگی هستند (سلامی، 1379). فشارهای غیرتمرینی نیز بیشک در ایجاد بیشتمرینی سهیم هستند. برخی از این فشارها شامل جدایی و طلاق، مشکلات مالی و مطالعه برای امتحانات دانشگاه هستند. سایر آغازگرهای احتمالی میتوانند رقابتهای بیش از حد، مشکلات فردی و روانشناختی، و نیازهای هیجانی حرفهای باشند. آغازگرهای احتمالی که کمتر ذکر شدهاند، فشار گرمایی ورزشی و مواجهه با بلندی هستند (میوزن و همکاران، 2006).

2-2-2- ابعاد مختلف بیشتمرینی
1.عملکرد
بسیاری از مطالعات با هدف ایجاد شرایط بیشتمرینی، از دستکاری حجم و/یا شدت تمرین استفاده کردهاند. در حالی که این افزایش تضمینکننده این که اثر بیشتمرینی رخ دهد، نیست. تفاوتهای زیاد بین وضعیت تمرینی ورزشکاران، سطوح متناسب، سرسختی و سطوح رقابتها (مانند حرفهای، دانشگاهی و المپیک)، احتمال این را که ورزشکاران با برخوردی مثبت نسبت به تشدید تمرین، واکنش نشان دهند، به وجود میآورد. این یکی از علل لزوم ارزیابی عملکرد است. اگر عملکرد اندازه گیری شدهباشد و بعد از افزایش بار تمرینی، بدون تغییر بماند، بر اساس تعریف، آن ورزشکار نمیتواند به عنوان بیشتمرین تشخیص دادهشود (هالسون و جوکندروپ ، 2004).
تعدادی از مطالعات وجود دارند که تغییراتی را در تنوعی از پاسخهای فیزیولوژیکی و زیست-شیمیایی نسبت به تمرین تشدید یافته گزارش میکنند؛ با این حال، این ضروری است که بین مطالعاتی که کاهش در عملکرد را به وجود آوردهاند و آنهایی که چنین نکردهاند، آنهایی که در اندازهگیری بیشتمرینی شکست خوردهاند و آنهایی که تغییرات عملکردی را گزارش کردهاند، تمایز قائل شویم. در کل، هنوز در مورد اینکه کدام اندازه عملکرد میتواند هنگام تعیین فراتمرینی و بیشتمرینی مفیدتر باشد، تردیدهایی وجود دارند (مارسلو، 2006).
2.حالت خلقی

این که سندرم بیشتمرینی با ویژگیهایی اختلالات روانشناختی و حالت هیجانی منفی مشخص میشود، به طور وسیعی پذیرفته شده است (فری و همکاران، 1994). نشانه های آشکار پریشانی روانشناختی ، در ورزشکاران بیشتمرین، در بسیاری از مطالعات مشاهده شده است (فری و همکاران، 1992). مادامی که تحقیقهای متناقض کمی وجود دارند، به نظر میرسد این مطالعات تغییرات در حالت خلقی را که میتواند نشانگری مفید برای فراتمرینی باشد، نشان میدهند. عقیده بر این است که اندازه های حالت خلق باید با اندازه های عملکرد، جهت ارزیابی مناسب سندرم بیشتمرینی ترکیب شوند (هالسون و جوکندروپ، 2004).
3.فیزیولوژی
جهت بررسی نشانگرها و مکانیزمهای بالقوه بیشتمرین و فراتمرینی، مطالعات بسیاری به سوی اندازهگیری متغیرهای فیزیولوژیکی مرتبط با تمرین و عملکردهدایت شدهاند که حاکی از به وجودآمدن برخی تغییرات فیزیولوژیکی، در نتیجه بیشتمرینی هستند (مارسلو، 2006).
4.زیست-شیمی
در جستجوی یافتن نشانگر پایا و معتبری برای حالت فراتمرینی و بیشتمرینی، تنوعی از پاسخهای زیست-شیمیایی نسبت به بار تمرینی افزایشیافته، به همراه نشانگرهای زیست-شیمیاییای مانند تراکمها کراتین کیناز، سطوح اوره و آهن به عنوان نشانگرهای محتمل بیشتمرینی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفتهاند (هالسون و جوکندروپ، 2004؛ کریدر و همکاران، 1998؛ لاک و ماسو، 2004). با این حال، یافتههای ناهمخوان و عدم توان تشخیص خستگی دقیق ناشی از تمرین تشدیدیافته، از فراتمرینی یا بیشتمرینی، استفاده از اکثر نشانگرهای زیست-شیمیایی به عنوان ابزار تشخیصی را مورد حمایت قرار نمیدهند (هالسون و جوکندروپ، 2004).
5.کاهش گلیکوژن
چنین فرض شده است که کاهش سطوح کلیکوژن ماهیچهای میتواند تا حدی مسؤل کاهش عملکرد مرتبط با بیشتمرینی باشد (مارسلو، 2006).
6.سیستم ایمنی
ورزش رقابتی سطح بالا، مخصوصاً اگر شامل تمرین استقامتی شدید باشد، میتواند منجر به درجهای از بازداری ایمنی شود. چنین بدکاری ایمنیای میتواند جزئی از سندرم بیشتمرینی باشد که در آن، عفونتهای عودکننده در طول دوره های تمرین حداکثری یا استرس رقابتی، قسمتی از سندرم را شکل میدهند (شارپ و کوداکیس ، 1992). تنوعی از تغییرات در اجزاء سیستم ایمنی بعد از ورزش طولانی سنگین رخ میدهند (مارسلو، 2006).
بسیاری از گزارشهای توصیفی از افزایش میزان بیماری و عفونتهای دستگاه تنفسی فوقانی (URTI) در ورزشکاران فراتمرین و بیشتمرین (اسمیت و نوریز ، 2000) حکایت میکنند.
7.گلوتامین
تغییرهایی در سطوح گلوتامین پلاسما که بعد از ورزش طولانی رایج است، و عملکرد گلوتامین در سلولهای ایمنی، اخیراً نقش این آمینواسید در بیشتمرینی را بیشتر مورد توجه قرار دادهاست (هالسون ، لانسر ، جوکندروپ و گلیسن ، 2003). با این حال، هنوز شواهد قطعی که به سطوح تراکم پایین گلوتامین مرتبط باشد، وجود ندارد. تعداد زیادی از ورزشها وجود دارند که هر کدام بر فرایندهای فیزیولوژیکی متفاوتی استوارند (سوخت و سازی و زیست-شیمیایی).
در حالی که بیشتر تحقیقات نشان میدهند که گلوتامین در کاهش عفونت مرتبط با تمرین شدید ورزشی نقش بازی میکند، در حوزه گلوتامین و نقش آن در بیشتمرینی، نیاز به تحقیقات بیشتری است (مارسلو، 2006).
8.هورمونها
3 مورد از متغیرها که در حوزه هورمونها قرار میگیرند، عبارتند از: نسبت تستوسترون به کورتیزول، سیستم عصبی خودکار، و کتکولامینها.
الف) نسبت تستوسترون به کورتیزول: این نسبت به عنوان شاخصی که توان تمایز ورزشکاران فراتمرین را از ورزشکاران به خوبی تمرینکرده داشتهباشد، تأیید نشدهاست (مارسلو، 2006).
ب) سیستم عصبی خودمختار : ایزائیل (1976) معتقد است که دو نوع از بیشتمرینی وجود دارند: بیشتمرینی سمپاتیک و بیشتمرینی پاراسمپاتیک. ویژگیهای نوع سمپاتیک: عملکرد تخریبشده؛ جبران بیش از حد ؛ بیقراری، تحریکپذیری؛ حالت خلقی تغییریافته؛ خواب مختل؛ کاهش وزن؛ بالا رفتن ضربان قلب در حال استراحت؛ فشار خون ثابت افزایشیافته؛ تأخیر در بهبود پس از ورزش. ویژگیهای نوع پاراسمپاتیک: عملکرد تخریبشده؛ کمبود جبران بیش از حد؛ خستگی؛ افسردگی؛ بیاحساسی؛ عدم اختلال در خواب؛ وزن ثابت؛ ضربان قلب ثابت پایین؛ بیعلاقگی ؛ فشار خون ثابت پایین؛ نیمرخ ضربان قلب ورزشی بازداریشده (ایزرائیل، 1976). لمن، فاستر، دیچکوث و گاثتمن (1998) معتقدند که تنوع پاراسمپاتیک با فراوانی بیشتری مشاهده شدهاست و میتوان آن را نوع جدید بیشتمرینی دانست. این نوع بیشتمرینی که نتیجه بیتعادلی بین تمرین استقامتی با شدت بالا و طول مدت زیاد و بازیافت کم است، احتمالاً با عوامل فشارزای غیرتمرینی نیز همراه است (لمن و همکاران، 1998). سطوح کتکولامین در ادرار و خون ممکن است فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک را منعکس کند و در نتیجه، ممکن است احتمال بیتعادلی سمپاتیک-پاراسمپاتیک یا بیتعادلی خودمختار را ارزیابی کند. این انواع بیشتمرینی نوعاً با ورزشکاران استقامتی مرتبط هستند (کریدر و همکاران، 1998)، با این حال، به معنی این که پاسخهای فیزیولوژیکی کوتاهمدت در ورزشکاران قدرتی و نیرویی وجود ندارند، نیست (هالسون و جوکندروپ، 2004).
ج) کتکولامینها: لمن و همکاران (1998) در مطالعهای که سندرم بیشتمرینی و فرضیه بیتعادلی خودمختار را ارزیابی می کرد، کاهش معنادار دفع ادراری کتکولامین را در ورزشکاران بیشتمرین گزارش کردند. دفع کتکولامین به طور منفی با درجه خستگی رابطه دارد، و در پی دورهای از بهبودی، دفع کتکولامین به سطوح پایهای خود باز میگردد (لمن و همکاران، 1998).
9. تغییرپذیری ضربان قلب
برخی معتقدند که مواجهه مداوم با دوره های طولانی ورزش شدید، میتواند اثر نامطلوبی بر عملکرد سیستم غدد درونریز، سیستم عصبی-عضلانی و سیستم قلبی-عروقی داشتهباشد (ارنست و همکاران، 2004).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مطالعات اندکی HRV را در ورزشکاران بیشتمرین بررسی کردهاند. کم بودن همخوانی در یافتهها به احتمال زیاد به تفاوت در روش های ارائه کردن تحلیلهای HRV، و روش های مختلف تعریف فراتمرینی مربوط است. نمیتوان با یقین گفت که HRV در ورزشکاران بیشتمرین یا فراتمرین وجود دارد (مارسلو، 2006).
2-2-3- تشخیص بیشتمرینی
پاین و گلیسن (1998) معتقدند که در تشخیص بیشتمرینی باید در نظر داشت که یک اندازهگیری فیزیولوژیکی تنها و یا یک علامت و نشانه خاص که به طور روشن و عینی سندرم بیشتمرینی را مشخص نماید، وجود ندارد. بنابراین باید برای تشخیص این امر تعدادی از عوامل را مورد مطالعه قرار داد.
تشخیص قطعی سندرم بیشتمرینی معمولاً نیازمند رد بیماریهای عضوی، برای مثال اختلالات غدد درونریز (غده تیروئید یا فوق کلیوی، دیابت)، کم خونی با کمبود آهن، یا بیماریهای عفونی (شامل ورم ماهیچه قلب ، هپاتیت، تب غدهای ) است. سایر بیماریهای اصلی یا رفتارهای تغذیهای مخرب مانند بیاشتهایی مرضی و پرخوری مرضی نیز باید رد شوند. قضاوت در مورد مرز بین تشخیص بیش از حد و تشخیص کمتر از حد بسیار ظریف است. ورزشکار معمولاً علایم مشابه بالینی، هورمونی، و غیره را نشان میدهد. بنا بر این تشخیص سندرم بیشتمرینی ممکن است اغلب فقط با نگاهی گذشتهنگر، هنگامی که دوره زمانی بررسی میشود، دادهشود. واژه کلیدی در شناسایی سندرم بیشتمرینی ناسازگاری طولانی، نه فقط در ورزش، بلکه همچنین در مکانیزمهای تنظیم هورمونی، زیست-شیمیایی، و زیستی است. علایم بالینی سندرم بیشتمرینی بسیار متنوعاند، از فردی به فرد دیگر فرق میکنند، و غیراختصاصی و غیر علمی هستند (میوزن و همکاران، 2006).
2-3- کمالگرایی
تعاریف متعددی از کمالگرایی وجود دارند. هورنی (1950) کمالگرایی را به عنوان استبداد بایدها تعریف کردهاست. هولندر (1978) آن را به عنوان شیوه طاقتفرسای فرد برای کیفیت بالاتر عملکرد، نسبت به آنچه آن موقعیت میطلبد، تعریف کردهاست. برنز (1980) کمالگرایان را چنین تعریف کردهاست: کسانی که معیارهایشان بالا، غیرمنطقی و دستنیافتنی است؛ افرادی که کوششی اجباری و پیوسته برای رسیدن به اهداف غیرممکن میکنند؛ و کسانی که ارزش خود را کاملاً با معیارهای مولدبودن و دستاوردها ارزیابی میکنند. برای این افراد، سائق تعالی میتواند خودشکن باشد. فروست ، مارتین ، لاهارت ، و روزنبلیت (1990) کمالگرایی را چنین تعریف کردهاند: مجموعهای از معیارهای بینهایت بالا برای عملکرد، همراه با خودارزیابی کاملاً انتقادی.
کمالگرایی به عنوان یک صفت شخصیتی، سازهای چندبعدی است (فروست و همکاران، 1990; هویت و فلت ، 1991) که با تلاش برای بینقصبودن و وضع معیارهای عالی برای عملکرد، همراه با تمایل به ارزشیابیهای کاملاً انتقادی از رفتار شخصی و حساسیت بیش از حد در مورد اشتباهات، مشخص میشود (فروست و همکاران، 1990; فلت و هویت، 2002). مجموعه شواهد پژوهشی دو بعد کمالگرایی را متمایز میکنند (استامف و پارکر ، 2000; تری-شورت ، اوئنز ، اسلد و دیویی ، 1995; سادارت و اسلنی ، 2001; هماچک ، 1978). بعد نخست به عنوان کمالگرایی مثبت، سالم یا سازشیافته توصیف شدهاست و جنبههایی از کمالگرایی را دربرمیگیرد که به تلاشهای کمالگرایانهای چون داشتن معیارهای شخصی عالی، وضع معیارهای دقیق برای عملکرد شخصی، و تلاش برای کاملبودن مربوط میشود. این بعد از کمالگرایی با شاخصهای سازگاری خوب مانند عاطفه مثبت، بردباری و عملکرد تحصیلی بالا همبستگی دارد (استامف و پارکر، 2000; استوبر و اوتو ، 2006; استوبر ، هریس و مون ، 2007; استوبر ، کمپ و کوگ ، 2008; بیلینگ ، اسراییلی ، اسمیت و آنتونی ، 2003; فروست ، هیمبرگ ، هلت ، ماتیا و نیوبایر ، 1993; فلت، بسر ، هویت ودیویس ، 2007; مارتیننت و فراند ، 2007; هریس ، پپر و ماک ، 2008). بعد دوم، به عنوان کمالگرایی منفی، ناسالم یا سازشنایافته توصیف شدهاست و جنبههایی از کمالگرایی را در بر میگیرد که با ارزشیابیهای انتقادی از عملکرد شخصی، نگرانی در مورد اشتباهات و احساس تعارض بین انتظارات و دستاوردها مرتبط است. این بعد از کمالگرایی با شاخصهای ناسازگاری مثل افسردگی، اضطراب، استرس و عاطفه منفی همبستگی دارد (استوبر و اوتو، 2006; استوبر و همکاران، 2007، 2008; بیلینگ ، اسراییلی و آنتونی ، 2004; دانکلی ، زاروف و بلنکشتین ، 2003; سادارت و اسلنی، 2001; صابونچی و لاند ، 1997; فلت و همکاران، 2007; مارتیننت و فراند، 2007; مولنر ، رکر ، کالپ و ساداوا ، 2006; هریس و همکاران، 2008).
ویژگیهای خاص کمالگرایی، توسط بالینگرانی مانند هماچک (1978)، به خوبی توصیف شدهاند. او فرد کمالگرا را چنین توصیف کردهاست: نگرانی بیپایان در مورد این که کاری را درست انجام میدهد یا


دیدگاهتان را بنویسید