دانلود پایان نامه

که دست کم بعضی وقت ها، متناسب با سبک یادگیری خود کار کند و یاد بگیرد. بنابراین معلمان می توانند با شناسایی سبک های یادگیری دانش آموزان و هماهنگ ساختن روش تدریس خود با سبک های یادگیری آنان، بیشترین بهره وری را در کلاس های درس خود به دست آورند(سیف، 1385،ص174).
همخوانی بین ویژگی های شخصیتی و محیط های تحصیلی فرد موجب موفقیت و رضایت تحصیلی، و عدم همخوانی بین آنها موجب کاهش بهره وری و نارضایتی تحصیلی می گردد (هالند، 1994، نقل از پیترزاک ،2001). همچنین معـلمان باید با انواع مختلف سـبک های یادگـیری دانش آموزان آشـنا باشـند و با هر کدام از آنها تا حد امکان متناسب با سبک خود او برخورد نمایند (دنیـس،2004).
سبک های مختلف یادگیری همچنین بر روش آموزش معلمان تأثیر می گذارند. معلمان نابسته به  زمینه موقعیت های آموزشی غیر شخصی یا به اصطلاح خشک را بیشتر ترجیح می دهند و غالبا بر جنبه های شناختی  نظری آموزش تأکید می کنند. در مقابل، معلمان وابسته به زمینه برقراری تعامل با یادگیرندگان و بحث کلاسی را می پسندند. معلمان فارغ از زمینه سؤال کردن را مهم ترین وسیله آموزشی می‌دانند که از طریق آن موضوع های درسی را معرفی می کنند  و دانش آموزان را به پردازش اطلاعات وا‌‌ می‌دارند، اما معلمان وابسته به زمینه سؤال کردن را بیشتر به عنوان وسیله ای برای وارسی یادگیری دانش آموزان پس از آموزش خود مورد استفاده قرار می دهند. معلمان فارغ از زمینه بر معیار های خود تأکید می کنند و اصولی را که آموزش می دهند شخصا تدوین می نمایند، اما معلمان وابسته به زمینه، یادگیرندگان را در سازمان دادن محتوای درس شرکت می دهند و آنان را به تدوین اصول تشویق می نمایند. معلمان فارغ از زمینه از اینکه دانش آموزان پایین تر از توان خود کار کنند ناخرسندند و اشکالات آنان را گوش زد می نمایند، اما معلمان وابسته به زمینه تمایلی به انتقاد کردن از دانش آموزان ندارند و بیشتر به ایجاد و حفظ رابطه اجتماعی مثبت با دانش آموزان علاقه مندند، و یادگیری موضوع های درسی برای آنان در درجه دوم  اهمیت قرار دارد (سیف، 1385؛ ص 173).

هین و بادنی (2000) معتقدند زمانی که سبک های یادگیری و نوع ترجیحات دانش آموزان شناسایی و در نظر گرفته شود، انگیزش آنها برای یادگیری افزایش می یابد و زمانی که دانش آموزان برای یادگیری بیشتر برانگیخته می شوند، پتانسیلی برای یادگیری گسترده وجود دارد، در نتیجه یادگیری بیشتری صورت می گیرد. تحقیقات کلی (1997) نشان می دهد هنگامی که معلمان از سبک های یادگیری دانش آموزان در کلاس های درس آگاهی داشته باشند، می توانند مطالب را در کلاس به نحوی ارائه دهند که عملکرد شناختی و یادگیری دانش آموزان بیشتر شده و از تأثیر تفاوت های فردی در کلاس کاسته شود.
تحقیقات ویتنی و همکاران (1985) نشان می دهد که سبک های یادگیری کلب در طراحی برنامه های آموزش و پرورش، و هماهنگ ساختن روش های آموزش و پرورش با سبک های یادگیری دانش آموزان بسیار مفید است( نقل از گرین و همکاران، 1996).
نتایج برخی از پژوهش ها نشان داده اند که وقتی یادگیرندگان در سبک ترجیحی خود مطالعه می کنند، بیشتر و بهتر یاد می گیرند. مثلا داون و داون (1987) و داون و همکاران(1989) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که یادگیرندگان وقتی بهتر یاد می گیرند که در مکانی مورد پسند و به روش دلخواه خود مطالعه نمایند (‌نقل از یار محمدی واصل،1379).
با شناسایی سبک های یادگیری دانش آموزان می توان در انتخاب رشته تحصیلی و در نهایت شغل مناسب نیز به آنان کمک نمود. ویتکین (1976) معتقد است توجه معلمان و برنامه ریزان درسی به سبک شناختی افراد که ریشه در تفاوت های فردی آنان دارد، موجب تسهیل در فهم و یادگیری و فرایند های آموزشی خواهد شد و دانش آموزان را در انتخاب حرفه و موقعیت های شغلی آینده یاری خواهد داد( نقل از اعظمی، 1381).
یادگیری یکی از عوامل بسیار مهم تعیین کننده در رشد شخصیت محسوب می شود. یکی از اهداف و انگیزه های اصلی نظریه پردازان سبک های یادگیری فراهم آوردن پیوندی بین یادگیری و شخصیت می‌باشد. جکسون و جونز(1996) در زمینه ارتباط بین ویژگی شخصیتی و سبک های یادگیری به این نتیجه رسیده اند که هر یک از عناصر سبک های یادگیری حداقل با یکی از ویژگی شخصیتی در ارتباط است. فورنهام و جکسون(1999) با یافتن همبستگی بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری، آشکارا بیان نموده اند که سبک های یادگیری زیر مجموعه شخصیت هستند.
با پذیرش این تعریف، می توان انتظار داشت که سازه شخصیت به گونه ای فراگیر، تمام فعالیت های انسان از جمله جهت گیری های یادگیری او را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این تحقیق تلاش بر ارائه مدلی است که رابطه میان ویژگی های شخصیتی و استفاده از سبک های متنوع یادگیری را توضیح دهد.
1-4 اهداف تحقیق
الف) هدف اصلی
هدف اصلی تحقیق، تعیین رابطه بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری دانش آموزان متوسطه نظری شهرستان بیجار می باشد.
ب) اهداف ویژه
تعیین ضرایب همبستگی ساده بین ویژگی های شخصیتی و سبک های یادگیری
تعیین رابطه چندگانه میان ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری همگرا
تعیین رابطه چندگانه میان ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری جذب کننده
تعیین رابطه چندگانه میان ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری انطباق یابنده
تعیین رابطه چندگانه میان ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری واگرا
1-5 قلمرو تحقیق
الف) قلمرو مکانی تحقیق
قلمرو مکانی این تحقیق شامل تمام مدارس متوسطه نظری دخترانه و پسرانه که در سطح شهرستان بیجار از توابع استان کردستان قرار گرفته اند می باشد.
ب) قلمرو زمانی تحقیق
این تحقیق در سال تحصیلی 1389-1390 انجام گرفته است.
1-6 فرضیه های تحقیق
بین ویژگی های‌ شخصیتی و سبک یادگیری همگرا رابطه چندگانه وجود دارد.
بین ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری جذب کننده رابطه چندگانه وجود دارد.
بین ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری انطباق یابنده رابطه چندگانه وجود دارد.
بین ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری واگرا رابطه چندگانه وجود دارد.
1-7 سؤالات تحقیق
آیا بین ویژگی های شخصیتی دانش آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد؟
آیا بین سبک های یادگیری دانش آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد؟
آیا بین ویژگی های شخصیتی دانش آموزان رشته های مختلف تحصیلی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین سبک های یادگیری دانش آموزان رشته های مختلف تحصیلی تفاوت وجود دارد؟
آیا بین ویژگی های شخصیتی دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی تفاوت وجود دارد؟

1-8 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها و مفاهیم
الف- ویژگی های شخصیتی
1- تعریف نظری: در لغت نامه وارن تعریف شخصیت چنین آمده است: شخصیت به جنبه های عقلی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیکی یک فرد گفته می شود. به عبارت دیگر به مجموعه مؤلفه هایی که یک فرد را سرپا نگه می دارد شخصیت گفته می شود(گروسی،1380ص4).
در این تحقیق منظور ما از ویژگی های شخصیتی، عوامل پنج گانه ای است که در مدل تحلیل عاملی شخصیت مورد بحث قرار می گیرد. در مدل پنج عاملی شخصیت فرض بر این است که شخصیت از ابعاد مختلفی تشکیل شده است که از طریق پرسشنامه ویژگی های شخصیتی ( نئو ) می توان آن را اندازه گیری نمود. این عوامل پنج گانه عبارتند از (کاستا و مک کرا،1992) :
روان رنجور خویی : روان رنجور خویی رگه ای از شخصیت است که ثبات عاطفی بالا و اضطراب پایین در یک سوی پیوستار و در سوی دیگر آن، بی ثباتی عاطفی و اضطراب بالا قرار دارد. افرادی که نمره آنها در روان رنجور خویی پایین است با برخورداری از ثبات عاطفی، معمولا آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند با موقعیت های استرس زا، بدون آشفتگی یا اضطراب مقابله کنند. داشتن احساسات منفی همچون ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دائمی و فراگیر مبنای این شاخص را تشکیل می دهد.
برون گرایی : این ویژگی شخصیتی یکی از ابعاد تمایلات بین فردی است. افرادی که در این مقیاس نمره بالایی می گیرند اجتماعی، قاطع، فعال، حراف، اهل گفتگو و دوستدار دیگران هستند. به شرکت در اجتماعات و مهمانی ها علاقه داشته و هیجان و تحرک را دوست دارند. بازاریاب های موفق نمونه ای از این افراد هستند. در مقابل افرادی که نمره پایینی دارند درون گرا به حساب می آیند و افرادی محافظه کار، تکرو و کنجکاو هستند. ترجیح می دهند تنها باشند و این نشانه اضطراب اجتماعی در آنها نیست.
گشودگی به تجربه : عناصر گشودگی به تجربه شامل تصور فعال، احساس زیبایی پسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت است. افرادی که نمره بالایی در این شاخص دارند انسانهایی هستند که در باروری تجربه های درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی سرشار از تجربه دارند. این افراد طالب لذت بردن از نظریه های جدید و ارزشهای  غیرمتعارف هستند و در مقایسه با افراد بسته احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند. این افراد معمولا افراد خلاقی هستند و تفکر واگرا دارند. اما افراد بسته در رفتار متعارف و در ظاهر ملاحظه کار هستند و پاسخ های هیجانی آنها نسبتا آرام و نهفته است.
موافق بودن : این شاخص بر گرایشهای ارتباط بین فردی تاکید دارد. فرد موافق نوع دوست است و با دیگران احساس همدردی می کند و مشتاق به کمک به آنان است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقابل، فرد غیر موافق، خودمحور و به قصد و نیت دیگران مظنون است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری. افراد موافق از افراد غیر موافق محبوب تر هستند.
با وجدان بودن : دو ویژگی عمده توانایی کنترل تکانه ها و تمایلات و به کارگیری طرح و برنامه در رفتار، برای رسیدن به اهداف مورد بررسی در این شاخص قرار می گیرد. فرد دارای نمره بالا در این شاخص دارای هدف ها و  خواسته های قوی و از پیش تعیین شده است. این افراد دقیق، قابل اعتماد و وقت شناس هستند. افراد دارای نمره پایین دقت کافی برای انجام امور ندارند و در جهت رسیدن به اهداف چندان مصر و پیگیر نیستند. نیاز به لذت طلبی و علاقمندی به امور جنسی در افراد با نمره پایین بیشتر از افرادی است که نمره‌های بالا کسب می کنند.
2- تعریف عملیاتی: در این تحقیق، منظور از ویژگی های شخصیتی، پنج عامل بزرگ شخصیت: روان‌رنجور خویی، برون گرایی، گشودگی به تجربه، موافق بودن و با وجدان بودن است که از آزمون پنج عاملی شخصیت (نئو) بدست می آید.
همانگونه که گفته شد، این پرسش نامه، پنج عامل بزرگ شخصیت را می سنجد که تعاریف عملیاتی آنها به شرح زیر می باشد:
روان رنجور خویی: در این تحقیق منظور از ویژگی شخصیتی روان رنجور خویی، مجموع نمراتی است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات شماره 56 ،6،11،16،21،26،31،36،41،46،51 ،1 بدست می آورد.

برون گرایی: منظور محقق از ویژگی شخصیتی برون گرایی، مجموع نمرات آزمودنی از پاسخ به سؤالات شماره 57،7،12،17،22،27،32،37،42،47،52، 2می باشد.
گشودگی به تجربه: در این تحقیق منظور محقق از ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه ، مجموع نمرات آزمودنی از پاسخ به سؤالات شماره58، 53،8،13،18،23،28،33،38،43،48،3 می باشد.
موافق بودن: در این تحقیق منظور از ویژگی شخصیتی موافق بودن، مجموع نمراتی است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات شماره 59،4،9،14،19،24،29،34،39،44،49،54 بدست می آورد.
با وجدان بودن: منظور محقق از ویژگی شخصیتی با وجدان بودن ، مجموع نمرات آزمودنی از پاسخ به سؤالات شماره 60،5،10،15،20،25،30،35،40،45،50،55 می باشد.

ب) سبک یادگیری
1- تعریف نظری: از نظر کلب و کلب (2004) سبک یادگیری به طریقه ای که یادگیرنده جهت به جریان انداختن اطلاعات، آن را ترجیح می دهد، گفته می شود. سبک یادگیری یک راه متفاوت و بی همتا است که هر فرد از طریق آن اطلاعات مختلف را برای یادگیری خود جذب و پردازش می نماید. همچنین شخصیت ما نقش مهمی در تعیین سبک یادگیری ایفا می کند.
در تحقیق حاضر، سبک های یادگیری دانش آموزان بوسیله سیاهه یادگیری دیویدکلب (1985) مورد سنجش قرار گرفته است. این سبک ها با نوعی الگوی فرایند یادگیری مطابق است که برای آن یک چرخه چهار مرحله ای تصور شده است: یادگیرنده ابتدا عملی را انجام می دهد (تجربه عینی)، بعد درباره آن به تفکر می پردازد (مشاهده تأملی ) ، به دنبال آن نظریه می‌سازد(مفهوم سازی انتزاعی) و سرانجام درباره آن به آزمایش می پردازد(آزمایشگری فعال). یادگیرنده ای که شیوه یادگیری تجربه عینی دارد از تجارب خاص می آموزد، با دیگران ارتباط برقرار می کند و نسبت به احساس خود و دیگران حساس است. شخص دارای شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی بر تحلیل منطقی از اندیشه ها تأکید دارد، در کارهای خود طرح ریزی نظام دار را به کار می بندد و با توجه به درک و فهم اندیشمندانه از امور عمل می کند. شیوه آزمایشگری فعال شامل توانایی انجام دادن امور، خطر کردن و تأثیر گذاشتن بر دیگران از راه عمل کردن است. و سرانجام شیوه مشاهده تأملی بر مشاهده دقیق پیش از داوری، دیدن امور از زوایای مختلف و جستجو برای کسب معانی امور استوار است(سیف،1385،ص176).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کلب و فرای با ترکیب چهار شیوه یادگیری فوق، چهار سبک یادگیری را نام گذاری کرده اند که تعاریف نظری آنها به این ترتیب است(سیف،1385،ص177):
سبک یادگیری همگرا : این سبک از دو شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال تشکیل می‌شود. افراد دارای این سبک یادگیری در یافتن موراد استفاده عملی برای اندیشه ها و نظریه ها کارآمدند. در حل مسائل و تصمیم گیری بر اساس راه حل هایی که برای مسائل می یابند توانا هستند. ترجیح می‌دهند که با مسائل و تکالیف فنی سروکار داشته باشند تا امور اجتماعی و بین فردی. وقتی با مسئله ای روبرو می‌شوند به سرعت برای یافتن راه حل درست می کوشند یا کوشش های خود را بر آن راه حل واحد متمرکز می کنند. همچنین در کارهای تخصصی و تکنولوژی موفق اند.
سبک یادگیری جذب کننده : از ترکیب مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی بدست می آید. افراد دارای این سبک یادگیری در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورتی خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند. این افراد به طور عمده بر اندیشه ها و مفاهیم انتزاعی تأکید می ورزند. از دیدگاه این افراد، نظریه هایی که از لحاظ منطقی درست هستند بر نظریه هایی که قابلیت کاربرد عملی دارند ترجیح داده می‌شوند. علت نامیده شدن این سبک یادگیری به جذب کننده آن است که افراد دارای این سبک قادر به دریافت داده های گوناگون و سازمان دادن به آنها هستند. افراد دارای این سبک یادگیری در مشاغل علمی و اطلاعاتی موف


دیدگاهتان را بنویسید