دانلود پایان نامه

افراد دارای سبک یادگیری همگرا در کارهای تخصصی و تکنولوژی موفق تر هستند(سیف،1385).
این افراد معمولا نظریه و عمل را ترکیب می کنند، مصمم و با اراده هستند، از حل مسئله به صورت منطقی لذت می برند، علاقمند هستند فرضیات و نظریه ها را قبل از قبول قطعی آنها بیازمایند. تفکر و ژرف اندیشی عمیق و علاقه به کار در تنهایی و خلوت دارند، کار را به موقع انجام می دهند، زمان بندی و یادداشت برداری دقیق و منظمی دارند، معمولا در عمق موضوع غوطه ور می شوند و به سادگی دچار حواس پرتی نمی شوند (همایونی،1380). روش های تدریس ترجیحی در افراد همگرا، روش های نشان دادن و دیاگرام‌ها و دست نوشته های استاد است (ولی زاده،1384).
سبک انطباق یابنده : این سبک از ترکیب دو مرحله یادگیری تجربه عینی و آزمایشگری فعال به دست می‌آید. افراد دارای این سبک یادگیری بیشتر از طریق تجارب دست اول می آموزند و از اجرای نقشه و درگیر شدن در اعمال چالش انگیز لذت می برند. این افراد معمولا امور عملی و محسوس را به تحلیل های منطقی ترجیح می دهند. همچنین در حل مسائل بر اطلاعاتی که از دیگران به دست می آورند وابسته هستند تا به اطلاعاتی که خودشان از راه تحلیل های تخصصی کسب می کنند. سبب نامیدن این سبک به انطباق یابنده این است که افراد دارای این سبک در انطباق یافتن با موقعیت های جدید توانا هستند. افراد دارای سبک انطباق یابنده در مشاغل فعال مانند: مدیریت، بازاریابی و فروشندگی موفق‌تر هستند (سیف،1385). روش تدریس ترجیحی برای افراد انطباق یابنده، ایفای نقش و شبیه سازی رایانه ای می باشد (ولی زاده،1384).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سبک جذب کننده : از ترکیب مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی به دست می آید. افراد دارای این سبک یادگیری در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورتی خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند. احتمال دارد این افراد به مردم کمتر توجه نمایند و بیشتر به اندیشه ها و مفاهیم انتزاعی علاقمند هستند. از دیدگاه این افراد نظریه هایی که از لحاظ منطقی درست هستند بر نظریه هایی که قابلیت کاربردی دارند ترجیح داده می شوند. علت نامیدن این سبک یادگیری به جذب کننده این است که افراد دارای این سبک، قادر به دریافت داده های گوناگون و سازمان دادن به آنها هستند. افراد این سبک یادگیری در مشاغل علمی و اطلاعاتی موفق ترند (سیف،1385). روش تدریس ترجیحی افراد با این سبک یادگیری، سخنرانی و مطالب خود آموز می باشد (ولی زاده، 1384).
سبک واگرا : سبک یادگیری واگرا از ترکیب تجربه عینی و مشاهده تأملی حاصل می شود. افرادی که دارای این نوع سبک یادگیری هستند در دیدن موقعیت های عینی از زوایای مختلف بیشترین توانایی را دارند. آنها معمولا ترجیح می دهند موقعیت ها را مشاهده کنند تا عمل. این افراد موقعیت هایی را که نیاز به ابراز اندیشه های متنوع دارند می پسندند و به جاذبه های متنوع فرهنگی و جمع آوری اطلاعات علاقه نشان می دهند. از آنجا که این افراد قادر به تولید اندیشه های گوناگون هستند سبک آنها را واگرا می‌نامند. به طور کلی افراد دارای سبک واگرا از قدرت تخیل و احساس برخوردارند و این ویژگی ها برای موفقیت در فعالیت های هنری و امور تفریحی مفیدند (سیف،1385). روش تدریس ترجیحی در افراد واگرا، بحث گروهی و بارش فکری است (ولی زاده،1384).
جدول 2-2، سبک های یادگیری کلب و فرای (1975، نقل از سیف،1385،ص178)
سبک یادگیری
شیوه (مراحل) یادگیری
توصیف
همگرا
مفوم سازی انتزاعی
+
آزمایشگری فعال
در کاربرد عملی اندیشه ها قوی است.
در مواقعی که یک پاسخ درست موجود است عملکرد خوبی دارد.
می تواند استدلال فرضیه ای قیاسی را در مورد مسائل متمرکز سازد.
غیر هیجانی است، ترجیح می دهد با اشیا کار کند تا با آدم ها.
علایق محدودی دارد،کسب تخصص در علوم فیزیکی را ترجیح می‌دهد.
بسیاری از مهندسان دارای این سبک یادگیری هستند.
واگرا
تجربه عینی
+
مشاهده تأملی
در توانایی تخیل قوی و در امور هنری متخصص است.
در تولید اندیشه ها و دیدن امور از زوایای مختلف توانا است.
به مردم علاقه مند است و علایق فرهنگی وسیعی دارد.
افراد دارای سوابق تحصیل در علوم انسانی و هنرهای زیبا دارای این سبک یادگیری هستند.
جذب کننده
مفوم سازی انتزاعی
+
مشاهده تأملی
در ابداع الگوهای نظری و استدلال استقرایی بسیار قوی است.
بیشتر به مفاهیم انتزاعی علاقه مند است تا به مردم.
به استفاده عملی از نظریه ها چندان علاقه مند نیست.
جذب علوم پایه و ریاضیات می شود.
اغلب در بخش های پژوهشی و برنامه ریزی کار می کند.
انطباق یابنده
تجربه عینی
+
آزمایشگری فعال
بیشترین توانایی را انجام کارها دارد.
به سرعت می تواند خود را با امور فوری وفق دهد.

مسائل را به طور شهودی حل می کند.
برای کسب اطلاعات به دیگران متکی است.
غالبا مشاغل عملی مانند بازاریابی و فروشندگی را بر می گزیند.

هر یک از سبک های یادگیری فوق دارای نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود است و لذا یادگیرنده ای که از یک سبک خاص استفاده می کند یادگیرنده کاملی نیست. برای اینکه فرد به صورت یادگیرنده ای کامل درآید باید بتواند متناسب با موقعیت از سبک های یادگیری مختلف استفاده کند. یادگیرنده کامل کسی است که در برخورد با جهان و تجارب خود بسیار انعطاف پذیر و نسبیت گرا است و به راحتی تعارض‌های میان چهار شیوه اصلی یادگیری یعنی تجربه عینی، مشاهده تأملی، مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال را از راه ادغام آنها با یکدیگر حل کند (سیف،1385).
2-2-2 مبانی نظری ویژگی های شخصیتی
الف)تعریف شخصیت
واژه شخصیت که در زبان لاتین پرسونالیت، و در زبان انگلوساکسون پرسونالیتی خوانده می‌شود، ریشه در کلمه لاتین پرسونا دارد. هنرپیشگان یونان باستان برای این که بتوانند کاراکتر یا شخصیتی را که می‌خواستند در نقش او ظاهر شوند، بهتر به تماشاچیان بشناسانند، از نقاب‌هایی استفاده می کردند که بیانگر آن نقش بود. به این ترتیب ابتدایی ترین تعریف شخصیت به ویژگی های بیرونی و قابل مشاهده ما اشاره دارد، جنبه هایی که دیگران می توانند آن را ببینند(شاملو،1382).
مقصود روانشناسان از شخصیت، چیزی بیش از رفتار ظاهری افراد است که مجموعه ای از ویژگی های افراد را در بر می گیرد. کلیت یا مجموعه ای از ویژگی های مختلف که از ویژگی های جسمانی سطحی فراتر می‌رود. این واژه تعدادی از ویژگی های ذهنی و اجتماعی و هیجانی را در بر می گیرد، ویژگی هایی که ممکن است نتوانیم به طور مستقیم مشاهده کنیم، چراکه ممکن است فرد آنها را از دیگران مخفی نگه دارد. بنابراین می‌توان گفت که شخصیت، مجموعه ای از ویژگی های پایدار و بی نظیر است که ممکن است در پاسخ به موقعیت های مختلف تغییر کند(شولتز و شولتز،1384).
تعریف شخصیت واقعا مشکل بوده و تعاریفی که روانشناسان از شخصیت ارائه نموده اند بسیار متفاوت است. گوردون آلپوررت، شخصیت را مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد، تلقی می کند. آلپورت، زمانی بیش از پنجاه تعریف برای شخصیت یافت. نظر اجمالی به تعاریف شخصیت نشان می‌دهد که تمام معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت، تعریف شخصیت به نوع نظریه هر دانشمند بستگی دارد. برای مثال کارل راجرز، شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دائمی می داند که محور تمام تجربه های وجودی انسان است. جی.بی.واتسون پدر رفتارگرایی، شخصیت را مجموعه سازمان یافته ای از عادات می پندارد. اریک اریکسون ، معتقد است که رشد انسان در قالب یک سلسله مراحل روانی- اجتماعی صورت می گیرد و شخصیت انسان تابع آنهاست. جورج کلی یکی از روانشناسان شناختی معاصر، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی، شخصیت او می‌داند. زیگموند فروید، شخصیت را به سه سطح هشیار ، نیمه هشیار و ناهشیار تقسیم بندی می نماید، برای شخصیت سه ساختار نهاد، خود و فراخود در نظر می گیرد که لیبیدو ( انرژی روانی) در بین آنها در حرکت است. و از نظر شاملو، شخصیت عبارت است از : مجموعه سازمان یافته، و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد (شاملو، 1382).
همه چیز هایی را که تا کنون به دست آورده ایم، تمام چیزهایی را که انتظار داریم در شغل خود و یا موقعیت های دیگر به دست آوریم، و حتی سلامت عمومی ما می تواند تحت تأثیر شخصیتمان و شخصیت افرادی که با آنها تعامل داریم قرار گیرد. شخصیت می تواند انتخاب های ما را محدود کند یا آنها را گسترش دهد. مانع از سهیم شدن ما در تجربه های خاص با دیگران شود یا ما را قادر سازد تا اکثر این موارد را تجربه کنیم. شخصیت می تواند بعضی از افراد را ملزم و محدود کند و دیگران را در معرض تجربیات جدید قرار دهد (شولتز و شولتز،1384).
با نگاهی به اطراف خود متوجه افراد مختلفی با رفتارهای متنوع آنها می شویم که هر یک دارای ویژگی‌های رفتاری مخصوص به خود می باشند. بسیار بی معنی خواهد بود اگر بکوشیم کل ویژگی های شخصیت یک نفر را با بکارگیری اصطلاحات مبهمی مانند باشخصیت، خجول، عصبی و. . . توصیف کنیم. موضوع شخصیت به قدری پیچیده است که نمی توان با چنین توصیف ساده ای آن را بیان نمود، زیرا انسان‌ها در شرایط گوناگون و در برابر افراد مختلف، بسیار پیچیده و متغیر رفتار می کنند.
از نظر اریکسون، زندگی خلاصه ای از یک سری بحران های روانی است و شخصیت کنشی است از بازده‌های آن بحران ها (فراهانی، 1378). از نظر آلپورت(1961)، شخصیت عبارت است از سازماندهی پویای نظام های روانی- فیزیولوژیکی درون فرد که رفتار و افکار شخص را تعیین می کند(نقل از شولتز و شولتز، 1384).
به طور کلی اکثر نظریه پردازان، شخصیت را به صورت الگو های رفتاری و الگوهای هیجانی و فکری ثابتی تعریف می کنند که از فردی به فرد دیگر متغیر است. همچنین اکثر نظریه پردازان شخصیت به کلیت انسان و نیز به فردیت آنها به عنوان موجودی پیچیده توجه دارند، به عبارت دیگر آنها نه تنها به ماهیت انسان به طور کلی و به تفاوت های فردی توجه دارند، بلکه سعی می کنند روابط پیچیده میان جنبه های مختلف کنش انسان و روابط آنها با یکدیگر را نیز بررسی کنند (جوادی و کدیور، 1382).
ب) ویژگی های شخصیتی
اولین دانشمندی که در زمینه ویژگی های شخصیتی فرضیه هایی داشت، بقراط بود که نظریه انواع مزاج‌ها را بیان نمود. وی تصور می کرد که آمیزه ها یا خلط ها (صفرا، دم، سودا و بلغم) در انسان به نسبت‌های مختلف با هم ترکیب می شوند. او معتقد بود زمانی که این اخلاط چهارگانه به طریق مشخص با هم ترکیب می شوند، از نظر روانی فرد متعادلی را به وجود می آورند، اما اگر نیرومندی یکی از آنها بر یکی دیگر از مایعات غلبه کند، شخصیت حاصل بر اساس آن مایع غالب خواهد بود، مثلا دم (خون) مزاج دموی را حاصل می آورد که در نتیجه آن فرد امیدوار، خوش بین، خونگرم و فعال به نظر می‌رسد. صفراوی‌ها عصبی مزاج، سوداوی ها غمگین و گرفته، و بلغمی ها سست و بی حال خواهند بود(گنجی، 1384).
یکی دیگر از قدیمی ترین طبقه بندی هایی که در زمینه ویژگی های شخصیتی صورت گرفته است، تقسیم بندی یکی از شاخه های مکتب بودیسم (535-438ق.م) به نام ابهیدهاما است، که شخصیت را به سه ریخت اصلی با عنوان های : ریخت حسی (مؤدب، مهربان، منظم، تمیز و هدفدار)، ریخت نفرت انگیز (عجول، خشن، بی‌‌توجه به دیگران، پرسروصدا، بی نظم، حسود و عیب جو) و ریخت هذیانی (بی نظم، کثیف، تنبل، بی توجه به خوراک و پوشاک، تلقین پذیر، مضطرب و بی اراده) تقسیم نموده است (شاملو،1382).
امروزه در زمینه ویژگی های شخصیتی نظریه های گوناگونی وجود دارد. هر یک از اندیشمندان و روانشناسان با توجه به اهمیتی که برای عوامل مختلف مؤثر در رفتار انسان قائل شده اند، نظریه ای را ارائه نموده اند. به طور کلی نظریه های شخصیت در روانشناسی به سه دسته کلی تقسیم می شوند: رویکرد ویژگی‌های جسمانی، رویکرد روان تحلیل‌گری و رویکرد صفات. با توجه به این که در این تحقیق از نظریه صفات شخصیت استفاده شده است، لذا در این فصل نظریه های صفات شخصیت بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
طبقه بندی شخصیت بر اساس ویژگی های جسمانی
طبقه بندی کرچمر
ارنست کرچمر(1921) روانپزشکی آلمانی بود که در حدود سال 1920 میلادی نظریه خود را در زمینه شخصیت ارائه کرد. او در طی سال‌ها برخورد با بیماران روانی به این نتیجه رسید که رابطه نزدیکی بین خصوصیات جسمانی افراد و رفتار آن‌ها و بخصوص بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، مانیک‌ و دپرسیو وجود دارد ( نقل از شالچیان،1370).
وی با مشاهده بیماران و مطالعه حالات آنان بر پایه ویژگی های جسمانی، شخصیت افراد را به چهار ریخت تقسیم نموده است(کریمی،1384،ص124) :
ریخت پیک نیک : افراد این دسته شکل بدنشان چاق و کروی است و دارای استخوان بندی و قامتی کوتاه می باشند. این گونه افراد معمولا خمود و افسرده، ولی خوش معاشرت و مورد علاقه دیگران هستند. بعضی از آنها افسردگی های مانیایی دارند.
کرچمر می‌گوید:” این‌گونه افراد در میانسالی دارای قدی متوسط هستند و سر، سینه و شکم آن‌ها نسبت به سایر بخش‌های بدن رشد بیشتری دارد و سر و صورت درشتی نیز دارند. پوست بندشان به سرخی می‌زند و معمولا تاس می‌شوند. اعصاب سمپاتیک آن‌ها فعالیت زیادی دارد و مستعد بیماری‌هایی چون رماتیسم، سنگ کلیه، تصلب شرائین و مرض قند هستند. افراد این تیپ از نظر روانی، خوش برخورد، خوش خوراک و خوش‌گذران، اجتماعی و خون‌گرم‌اند. از نظر عقلانی به نظریه‌ها و اصول منطقی چندان پای‌بند نیستند، کینه‌جویی ندارند و از نظر عاطفی بی‌ثبات‌اند، زود دل می‌بندند و زود هم دل برمی‌گیرند”(همان منبع).
ریخت آستنیک : افراد این گروه قدی بلـند و استخوان های دراز و باریک دارند و معمولا لاغر اندام هسـتند. اندامی باریک دارند و استخوان‌ های دنده‌های آن‌ها از زیر پوسـت نمایان و صورتی لاغر دارند. به عقیده کرچمر، در لاغرتنان فعالیت اعصاب پاراسـمپاتیک شـدید است و مستعد بیماری‌هایی چون سردرد و زخم معده هستند. این افراد از نظر روانی، افرادی گوشـه‌گیر، خیال ‌باف، دیرجوش و اهل دلیل و منـطق می‌باشند و در عقاید خود تعصـب نشان می‌دهند. همچـنین بسـیار زودرنج و حساس بوده و دیر به چیـزی پای‌بند می‌شـوند، اما در صورت دل‌بستـن به چـیزی دیر از آن دل می‌کنـند. این افراد از جامعه کناره گـیری می کـننـد و غالبا در عالم خیال به سـر می بـرند. دائما از دیگران انتـقاد کرده و هنـگامی که مورد انتـقاد قرار می گیرند نیز حساسـیت نشان می دهند(همان منبع).
ریخت هیپو پلاستیک : این گروه شامل افرادی است که از لحاظ جسمی ناهنجار و


دیدگاهتان را بنویسید