دانلود پایان نامه

که غیرقابل سلب بودن به این معنی نیست که تحت هیچ شرایطی نتوان از برخی افراد به دلایل موجه، پارهای از این حقوق را سلب و یا اعمال آن را محدود کرد.

ب- حقوق بین الملل بشر

حقوق بینالملل بشر یا حقوق اساسی نوع بشر عبارت است از مجموعه امتیازاتی که با توجه به شأن و مقام انسان شکل گرفته است. فلسفهی وجودی حقوق بینالملل بشر، اعتلای منزلت این حقوق بوده تا آن که با رعایت موازین آن در سراسر جهان، همهی افراد بشر به صورتی یکسان از این امتیازات بهره مند گردند.
توجه به این نکته ضروری است که نباید حقوق بینالملل بشر را با نظام بینالملل حقوق بشر یکی دانست، زیرا همان طور که بیان شد درحقوق بینالملل بشر صحبت از امتیاز و حقوق است اما در نظام بینالملل حقوق بشر سخن از قواعد و قوانین است، چون نظام بینالملل حقوق بشر، نظامی حقوقی است که از افراد و گروهها در برابر تجاوز دولتها به حقوق ناشناخته شدهی بینالمللی آنها حمایت میکند، یعنی هدف از آن حمایت حقوقی از افراد و گروههایی است که حقوق و آزادیهای اساسی آنها که در اسناد بینالمللی یا عرفِ بینالمللی تضمین شده است، به وسیله دولتهایشان نقض میشود و رعایت نمیگردد، بدین ترتیب، میتوان این نظام حقوقی را شاخهای از نظام حقوق بینالملل دانست که هدف آن حمایت بینالمللی از حقوق بشر است.
تا این جا مفهوم حقوق بینالملل بشر روشن گردید، اما سؤالی که باقی میماند این است که این حقوق، شامل چه چیزهایی میشود. پاسخ به این سؤال از گذشته تاکنون مورد بحث بوده است و همین امر باعث تحول و توسعه در مفهوم حقوق بینالملل بشر گردیده است .موضوع حقوق بشر زمانی در زمرهی مسائل و موضوعات تحت صلاحیت داخلی کشورها بود، اما در نتیجهی تحولات گسترده در عرصهی روابط بینالملل و پایان جنگ سرد و تحول نقش سازمانهای بینالمللی، به ویژه سازمان ملل متحد، به مسئلهای بینالمللی تبدیل شده است، در نتیجه امروزه نهادهای بین المللی متعددی وجود دارند که از افراد در مقابل نقض حقوقشان به وسیلهی دولتهای متبوع آنان یا دولتهای دیگرحمایت میکنند.

ج- تعریف کرامت
مفهوم کرامت در حقوق بینالملل بشر به دلیل ارتباط ناگسستنی این مفهوم با حقوق اولیه بشری، جایگاه والایی دارد. بویژه منطبق با موضوع این پژوهش، ارتباط مفهوم کرامت انسانی با فرآیندهای ناشی از فناوری مهندسی ژنتیک و دستکاری ژنتیکی در ژنوم انسان، موضوعی غیرقابل انکار است. در معنای کرامت انسان و لوازم آن، سخن بسیار است. از نگاه صاحب‏نظران بلند نام، کرامت به معنی عزت و شرف است که در منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است. این کرامت سلب ناپذیر از انسان، از نظر گاه ادیان تجلّی اراده حق تعالی است. به نوشته یکی از تحلیل‏گران اعلامیه جهانی حقوق بشر، قرار دادن اصل‏ کرامت ذاتی در دیباچه اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان مبنای حقوق هریک از اعضای‏ خانواده بشری، همانا شناسانیدن گونه‏ای منزلت و حرمت خاص برای همه انسان‏ها است و به‏ رغم اختلاف نظرها، معنای این مفهوم به زبان ساده و روشن یعنی رعایت احترام تمامی انسانها توسط همه انسانها همچون سنگ پایه روابط انسانی متمدّنانه. از نظر دیگر نویسندگان،کرامت را بر دو نوع دانسته‏اند کرامت ذاتی بشر که لاینفک‏ ذات وجود اوست و کرامت غیر ذاتی بشر که عرض وجود اوست و از طریق اکتساب و تحصیل به دست می‏آید. هنگامی که موضوع حمایت از کرامت انسانی در برابر سوء استفاده‏های احتمالی از علم مطرح می‏شود؛ منظور از کرامت،کرامت ذاتی و ویژگی‏ بنیادین نوع بشر است، ویژگی‏ای که انسان‏ها را از سایر آفریدگان متمایز ساخته و به بشریت‏ عنوان مرکز عالم را اعطا می‏کند. به عبارت دیگر، این معیار مبنای حقوق بشر محسوب می‏شود و هرکس که بر روی کره خاکی زندگی می‏کند از این کرامت بهره می‏برد. در واقع کرامت ذاتی‏ صرفا ناشی از اراده شخص نیست بلکه این کرامت انسان‏ها، ویژگی است که بیانگر انسانیت‏ آنها است و در آن مشترک هستند.

د- بررسی تعامل میان حقوق بین الملل بشر و تغییرات ژنتیکی
از آنجا که قلمرو فعالیت حقوق بشر مسائل مرتبط با حقوق ذاتی و بنیادین انسان میباشد و از آن جهت که فناوری ژنتیک در اکثر موارد ارتباط نزدیکی با این حقوق پیدا میکند، میتوان اذعان نمود بین فناوری ژنتیک و حقوق بشر پیوندی ناگسستنی وجود دارد. به طور مثال در زمینهی تغییرات ژنتیکی در گونههای گیاهی، در علوم کشاورزی و تغذیه علیرغم اینکه با تولید نوع خاصی از گیاهان به نام تراریخته در تولید انبوه محصولات غذایی به کشورهای فقیر کمک بسزایی میشود، اما به دلیل بهرهگیری از آفتکشهای قوی در تولید این محصولات و آسیب جدی به سلامتی انسان این امر از جانب مجامع بینالمللی مورد تایید قرار نگرفت.
در حقیقت مجامع بینالمللی در بهرهگیری از چنین روشهایی تاکید اساسی بر سلامت انسان و نیز حق دسترسی به منابع غذایی سالم مینمایند. کمک به حل مشکلات زوجهای نابارور از دیگر خدمات فناوری ژنتیک به بشر است، اما مسئله به اینجا ختم نمیشود بلکه در بسیاری موارد به زوجهای بدون مشکل باروری نیز در زمینه تعیین جنسیت جنین کمک میکند، اینجا از دیگر موارد برخورد حقوق بشر با فناوری ژنتیک است، زیرا در اغلب موارد منجر به انتخاب جنس مذکر برای جنین میشود که نوعی تبعیض جنسیتی را بدنبال دارد.
هیچ تردیدی نیست که هرجا اهداف علم حقوق اقتضا کند و موضوعات مرتبط با حقوق انسانها همچون حق حیات، حق دسترسی به غذای سالم و یا سایر حقوق بنیادین بشر مطرح باشد، حوزه حقوق هم محسوب میشود. در مورد اینکه میدان فعالیتهای حقوق کجا است، نظرات بسیاری ارائه شد، که برای نمونه می‌توان به تئوری خطر اشاره کرد، بدین مفهوم که هرجا که بشر احساس کند به نوعی در خطر است باید عاقلانه پا در آن عرصه بگذارد و مهمترین جایی که بشر احساس خطر می‌کند جایی است که خود قدم پیش گذاشته مانند پیشرفتهای نوین علمی از جمله فناوری ژنتیک که در کنار مزایای این علوم خطرات ناشی از آن می بایست مدنظر قرار گیرد و اینجا است که باید علم حقوق چاره اندیشی کند. فناوری ژنتیک و ایجاد تغییرات ژنتیکی، به عنوان تکنولوژی جدید دهه‌های اخیر، با بیمها و امیدهای بسیار، آمده است تا حقوق بشر را به واکنش برانگیزد و اگر حقوق بین الملل بشر به لحاظ وظایفی که دارد در حوزه ایجاد تغییرات ژنتیکی نامطلوب در ژنوم انسانی و ژنهای گیاهی و حیوانی وارد نشود به اهداف و آرمانهای خود که همانا حمایت از حقوق انسانها و جلوگیری از تضییع حقوق اساسی بشر است، پشت کرده است، شاید به این دلیل که تغییرات ژنتیکی ساحتهای بسیاری از زندگی انسان، از جمله در موضوعات پزشکی، دارویی، غذایی، محیط زیست و غیره را مورد توجه قرار داده است که بی‌شک خالی از فعالیتهای مخاطره آمیز نیست.
استفاده از مواد شیمیایی و مصنوعی در فرآیند تولید، گرچه تولید ارزان و وسیع محصولات را به همراه داشته، نگرانیهایی را نیز درباره سلامت طبیعت و زندگی انسان پدید آورده است. به همین جهت است که امروزه محیط زیست در چارچوب مسائل مربوط به حقوق بشر مورد بحث و بررسی قرار میگیرد، لذا اعلامیهی رسمی کنفرانس بین المللی سازمان ملل متحد در خصوص محیطزیست در استکهلم حق بر محیط زیست یعنی حق داشتن محیط زیستی سالم را همچون آزادی و برابری از حقوق بنیادین انسانها تلقی نمودهاست. پیش طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی و منشور جهانی طبیعت نیز که در سال 1982 میلادی به تصویب مجمع عمومی رسیدهاست و اعلامیه ریو از جمله اسناد بینالمللی است که به موضوع محیط زیستسالم و ارتباط آن با حقوق بشر میپردازند. همچنین در اصلاحیههای کنوانسیون اروپایی حقوق بشر مسئلهی محیط زیست به عنوان یک حق و آسیب به محیط زیست، آسیب به یک حق قلمداد شده است.

بند سوم: تعریف قواعد بین المللی حاکم بر تغییرات ژنتیکی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

قواعد بینالمللی حاکم بر تغییرات ژنتیکی مجموعه اصول و مقرراتی می باشد که به پژوهشهای ژنتیکی و عملکرد تابعین حقوق بین الملل (دولتها، سازمانهای بینالمللی، افراد) در حوزه تغییرات ژنتیکی در نوع انسان ،حیوان و گیاه نظمی حقوقی میبخشد و در فرآیند تغییرات ژنتیکی نامطلوب، دولتها و سازمانهای بینالمللی را ملزم مینماید مطابق اسناد حقوق بین الملل بشر در این حوزه، در جهت حمایت از حقوق بشر اصولی را وضع نمایند.
درواقع، پیدایش امکان دستکاری ژنتیکی در ساختار اولیه نوع انسان، حیوان و گیاه و انجام بسیاری از اقدامات نو و بعضا حیرت‏انگیز در این زمینه، ضرورت تنظیم و کنترل این اقدامات را به منظور رعایت ملاحظات حقوق بشری آشکار ساخته است. امروزه بیشتر کشورها، مجموعه اصول و مقررات حقوقی و اخلاقی را برای انجام پژوهشهای علمی بر روی سوژههای انسانی تدوین کردهاند. این مجموعه قوانین، حدود اختیارات و مسؤولیتهای پژوهشگران را روشن میسازد، حقوق سوژههای پژوهشی را شناسایی میکند و در برابر خطرات احتمالی از آنها حمایت مینماید. بطور نمونه مطابق دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی، سوژه پژوهش (فرد مورد آزمایش) باید از همه اطلاعات مربوط به پژوهش آگاه باشد، فرصت و جسارت کافی برای طرح پرسشهای خود را بیابد، فریب نخورده و تهدید نشده باشد، رضایت خود راپس از داشتن اطلاعات، فرصت تفکر و طرح پرسشهایش ابراز کرده باشد، و در نهایت رضایت خود را به صورت مکتوب ابراز کرده باشد. این نکته را نیز باید درنظر داشت که حتی اگر کسی رضایت خود را برای انجام پژوهش اعلام کرد، به لحاظ اخلاقی و حقوق بشری و رعایت کرامت انسانی، نمیتوان هر نوع آزمایشی را روی او انجام داد.
از جمله قواعد بینالمللی حاکم بر تغییرات ژنتیکی، پروتکل اختیاری کنوانسیون حمایت از حقوق بشر و شأن انسان در خصوص کاربرد زیست شناسی و پزشکی (مصوب 12 ژانویه 1998 میلادی در شورای اروپا) میباشد، که در ماده نخست خود مقرر میدارد هرگونه مداخله که هدف آن ایجاد انسانی باشد که از لحاظ ژنتیکی با انسان دیگر، اعم از زنده یا مرده، همسان باشد، ممنوع است. در این ماده، هیچ گونه اشارهای به اهداف یا روشها نشده است. تنها ملاک مورد توجه، وجود مجموعه ژنهای یکسان در هسته سلولی است. بند 6 این پروتکل نیز بیان میدارد ابزار شدن انسانها ازطریق ایجاد انسانهایی که از لحاظ ژنتیکی همگن هستند مغایر با شأن بشر و متضمن سوءاستفاده از بیولوژی و پزشکی است .

گفتار دوم: تاریخچه تغییرات ژنتیکی، حقوق بینالملل بشر و قواعد بینالمللی حاکم بر تغییرات ژنتیکی
بند اول: تاریخچه تغییرات ژنتیکی
کشف ساختمان سه بعدی دیانای بوسیله جیمز واتسون و فرانسیس کریک در سال ۱۹۵۳ میلادی بود. این ساختمان نسبتا ساده باعث شد تا دانشمندان سیستمهای مختلف ژنتیکی را بررسی کنند. اما مطلب به همینجا ختم نشد و دانشمندان مختلف سعی کردند که از این اطلاعات استفاده نمایند. آنها میخواستند تا یک دیانای را از یک موجود بگیرند و در موجود دیگر وارد نمایند تا اثرات آن ژن در موجود ثانویه بروز کند. به‌کارگیری روش‌ها و فنون مهندسی ژنتیک وتغییرات ژنتیکی به طور جدی از سال ۱۹۸۳ میلادی آغاز و روندی به شدت رو به رشد را به ویژه در قلمرو تغییرات ژنتیکی در گیاهان، طی کرد. پیشرفت در این حوزه، فوق‌العاده چشمگیر بود. به‌طوریکه در مدتی کمتر از هشت سال، سطح زیر کشت گیاهان دستکاری شده ژنتیکی، وسعتی بالغ بر ۶۰ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی جهان را به خود اختصاص داد. به این ترتیب، مهندسی ژنتیک و تغییرات ژنتیکی به منظور تأمین امنیت غذایی جمعیت رو به رشد جهان وارد عمل شده و مواد غذایی حاصل دستکاری ژنتیکی (GMOs) به تدریج وارد بازار شد.
این علم نوین که به تدریج جای خود را در بین علوم دیگر پیدا کرد، با عناوینی چون مهندسی ژنتیک و نهایتا دی ان ای نوترکیب شناخته می‌شود. شایان ذکر است که نخستین موفقیت انسان در کلون‌سازی یک پستاندار بالغ (گوسفند دالی) در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط یان ویلموت انگلیسی و همکاران وی در مؤسسه راسلین (ادینبر، اسکاتلند) به دست آمد. پس از تولید یک گوسفند با این‏ شیوه، امکان انجام آن در خصوص انسان مطرح شد. اگر رسیدن به مرحله شبیه‏سازی جانداران چنین‏ با اهمیت باشد، ناگفته پیدا است که شبیه‏سازی انسان تا چه حد مهم خواهد بود. زیرا از طریق‏ این فن، انسان‏ها خواهند توانست مشابه ژنتیک خود را تولید نمایند. چنین توانایی حسی‏ دوگانه ایجاد می‏کند. از یک سو احساس سرمستی و شادی از دستیابی به آنچه روزی تخیلی‏ بیش نبود و از سوی دیگر نگرانی درباره اینکه مبادا این عمل دخالت در کار پروردگار باشد و یا نتیجه آن به نقض کرامت انسان و حقوق بشر بیانجامد. از طرف دیگر به نظر می‏آید تغییرات ژنتیکی مغایر با اصول حقوق بشری، چالش‏هایی را هم به لحاظ حقوقی و اخلاقی ایجاد خواهد کرد که درخور توجه و نیازمند راه حل است.
ظهور علم ژنتیک، تاریخ جرم شناسی را طی سالهای1860 تا 1875 میلادی متحول ساخت و اندیشمندان، وجود رابطه میان ژن و بزهکاری را مطرح نمودند و اینکه انسان بزهکار، ثمره فاسد میراثی تحمیلی است. این دیدگاه، پایههای نظریه اوژنیسم یا به نژادی را شکل داد و به نظر میرسد، نخستین پژوهشهای ژنتیکی مجرمانه همزمان با احیاء اندیشه بهبود نسل، بر روی انسان انجام شد. جلوگیری از تولید مثل افراد بیمار و محدود کردن فعالیت کسانی که موجب آسیب و نقص در نژاد میشوند، از نتایج اولیه این نظریه بود. گسترش این تفکر در امریکای شمالی در سال 1900 میلادی، موجب عقیم ساختن بزهکاران، سفیهان، بیماران روانی و مبتلایان به امراض مسری از طریق دارو و تزریق شد و حتی تا سال 1930 میلادی چنین اقداماتی در بسیاری کشورها اجباری شد.
هیتلر باور داشت که تنها نژاد آریایی پاک است و بنابراین آلمان باید از نظر نژادی پاک سازی شود. پزشکان نازی میکوشیدند تا ویژگیهای زیستی نامطلوب قربانیان را به ویژگیهای مطلوب تغییر دهند و یا میزان تحمل درد و تغییرات دما در انسان را بسنجند. مانند اینکه برای تغییر رنگ چشم از قهوهای به آبی، رنگ آبی به چشم افراد تزریق میکردند، چنین آزمایشها و اقداماتی پس از جنگ جهانی دوم و طی محاکمه جنایتکاران نازی، جرم انگاری شدند و بسیاری از قربانیان که زنده مانده بودند، علیه کسانی که به نام پیشرفت علم ژنتیک آنها را شکنجه کرده بودند، شهادت دادند. مجموعه اصول نورنبرگ که امروزه به طور گستردهای از سوی کشورها پذیرفته شده، حاصل همان محاکمات است. در این مجموعه قوانین تصریح شدهاست که مشارکت سوژه آزمایش ژنتیکی در طرح پژوهشی باید ارادی و همراه با رضایت آگاهانه باشد. همچنین سوژه پژوهش پیش از آزمایش باید از آثار زیان بار شناخته شده و یا پیشبینی پذیر آزمایش مورد نظر، مطلع شود. با اینحال برخی آزمایشهای غیرقانونی و غیراخلاقی در دهه 1970 میلادی و طی جنگ ویتنام انجام شد و تا امروز، روند دخالت انسان در ساختار ژنتیک همچنان ادامه دارد.

بند دوم: تاریخچه حقوق بین الملل بشر
اندیشه حفظ و حراست از حقوق بشر قدمتی به درازای تمدن انسانی دارد، ردپای این اهتمام را می‌توان در منشور حقوق بشر کوروش بزرگ پس از فتح بابل در سال ۵۳۸ قبل از میلاد که بر کتیبه‌ای گلی به زبان مردم بابل و زبان بین‌المللی آن روزگار نوشته شده به روشنی مشاهده کرد. همچنین قانون حمورابی (۱۸۱۰-۱۷۵۰ پیش از میلاد مسیح)، نخستین سند شناخته شده‌ای‌ است که در آن یک فرمانروا به اعلان عمومی یک مجموعه کامل قوانین برای ملت خود اقدام می‌کند. آغازگر شروع درک مدرن از حقوق بشر را می‌توان دوره رنسانس اروپا و اصلاحات پروتستان دانست. بیشتر این دیدگاه رایج است که مفهوم حقوق بشر در غرب تکامل پیدا نمود در حالی‌که در فرهنگ‌های قبلی، اخلاقیاتی مهم بود که به طورکلی فاقد مفهوم حقوق بشر بودند. یکی ازقدیمی‌ترین اسناد حقوق بشر، اساسنامه کالیش، در سال ۱۲۶۴ میلادی است، که به اقلیت یهودی در پادشاهی


دیدگاهتان را بنویسید