دانلود پایان نامه

عبارت از سیستم جنگ – گریز – توقف (FFFS) سیستم فعالسازی رفتاری یا BAS و سیستم بازداری رفتاری یا BIS است. نظریهپردازان این حوزه ساختارهای مغزی متفاوتی را در هر یک از این سه سیستم دخیل میدانند و جایگاههای متفاوتی را در آسیبشناسی اختلالهای هیجانی در این سه سیستم فرض میکنند. مدل کیمبریل بر این فرض است که هم علل نزدیک و هم علل دور باعث اختلال اضطراب فراگیر میشوند. علل دور شامل عوامل تاریخی است که به حساسیت بالای FFFS و BIS منجر میشود (برای مثال، ژنها و تجربیات گذشته)، در حالیکه علل نزدیک عواملی هستند که به طور مستقیم منجر به اضطراب و اجتناب اجتماعی میشود (برای مثال موقعیتهای فعلی، سطح فعلی حساسیت BIS و FFFS). مدل فعلی بر این فرض است که تمامی این عوامل به سبک متقابل و پیچیدهای باهم تعامل دارند. و منجر به ایجاد و تداوم اخنلال اضطراب اجتماعی فراگیر میشوند. کیمبرل عوامل ژنتیکی، سرشت، تجربه های اجتماعی حساسیتزا و خوگیریزا، تجربه های استرسزا و حساسیت پایین BAS را جزء عوامل دور برای شکلگیری و تداوم این زیرگونه از اختلال اضطراب اجتماعی معرفی میکند. علل نزدیکی که وی برای اجتناب و اضطراب اجتماعی معرفی می کند، عبارت از متغیرهای موقعیتی، تفاوت افراد در حساسیت FFFS و BIS و پردازش اطلاعات، استرسورها و عوامل نگهدارنده، شامل پردازش سوگیرانه اطلاعات، رفتارهای اجتنابی و عملکرد ضعیف در موقعیتهای اجتماعی میباشد (کیمبرل، 2008؛ به نقل از محمدی و همکاران، 1392).

مدل شناختی اختلال اضطراب اجتماعی کلارک و بک (2010)
در این مدل سه ویژگی منحصر بهفرد اختلال اضطراب اجتماعی مد نظر قرار میگیرند. اولین ویژگی، احساس شرمندگی و خجالت است که اغلب هیجان منفی غالب بوده و عمدتاً از رویارویی اجتماعی ناشی میشود تا صرفاً اضطراب. دوم، اضطراب شدید در موقعیتهای اجتماعی است که رفتارهای بازداری خودکار را با هدف پنهان سازی اضطراب فراخوانی میکند. همین امر منجر به بروز اختلال در عملکرد اجتماعی و فاجعهای میشود که فرد مبتلا از وقوع آن هراسان است یعنی ارزیابی منفی دیگران. برعکس اختلال هراس که در آن احتمال وقوع مکرر فاجعه مورد انتظار (حمله قلبی) غیر محتمل است. در اضطراب اجتماعی اغلب به دلیل اثرات مخرب اضطراب، این اتفاق پیش میآید. ویژگی سوم، آن است که خود اضطراب، به تهدید ثانویه تبدیل میشود زیرا افراد مبتلا باور دارند که برای اجتناب از ارزیابی منفی دیگران میبایست اضطرابشان را پنهان کنند. در مدل کلارک و بک (2010)، اختلال اضطراب اجتماعی شامل سه مرحله انتظاری ، مواجهه واقعی با موقعیت اجتماعی و پردازش پس از واقعه است.

مرحله انتظاری: مرحله انتظاری ممکن است به واسطه مجموعهای از نشانه ها و سرنخهای اطلاعاتی یا بافتاری برانگیخته و راهاندازی شود (مثلاً شنیدن اینکه باید تکلیفی اجتماعی متعاقباً انجام پذیرد)، مرور برنامههای کاری آتی فرد، یا رفتن به مکانی که یادآور یک رخداد اجتماعی در آینده است (مثل قدم زدن در راهروی سالن اجتماعات). مدت مرحله انتظاری ممکن است از چند دقیقه تا روزها و هفته ها به طول انجامد. به نظر میرسد هر قدر رخداد اجتماعی ترسآور نزدیکتر باشد، اضطراب بیشتری را در پی خواهد داشت. بهعلاوه، هر اندازه اضطراب انتظاری بیشتر باشد. احتمال اجتناب افزایش مییابد زیرا اجتناب، مؤثرترین راهکار برای کاهش اضطراب انتظاری است. در نتیجه فرد هنگام پیشبینی رخداد اجتماعی، علیرغم تبعات ناخوشایند، تمایل شدید به اجتناب را تجربه میکند. البته اجتناب همیشه امکان پذیر نیست لذا تداوم اضطراب در این مرحله به معنای آن است که فرد با وجود اضطراب بالا، باید وارد مرحله بعدی شود. در این مدل، مرحله انتظاری شامل فرآیندهای مفصل و مجدانه است زیرا فرد عمداً درباره نحوه رویارویی با رخداد اجتماعی میاندیشد. سپس طرحوارهای خود اجتماعی از پیش موجود (که شامل باورهای بیکفایتی اجتماعی ادراک شده، ماهیت ناخوشایند اضطراب، قضاوت تخیلی منفی دیگران و ناتوانی در برآوردن معیارهای عملکرد اجتماعی مورد انتظار است) در فرد فعال میشود. این طرحوارههای منفی خود اجتماعی تمایل دارند که بر تفکر فرد در خصوص رخداد اجتماعی قریب الوقوع مسلط شوند. تفکر فرد به صورت گزینشی بر جنبههای تهدید کننده محتمل موقعیت متمرکز می شود. احتمال پذیرفته شدن توسط دیگران و عملکرد اجتماعی مثبت به کل رد میشود و فرد، خود را آسیبپذیر و ناتوان از برآوردن انتظارات موقعیت و تکلیف پیش رو میبیند. خاطرات موقعیتهای اجتماعی قبلی خصوصاً موارد مشابه رخداد آتی که شامل اضطراب شدید و شرمندگی است که از حافظه بازیابی و منجر به انتظار تهدید و آسیبپذیری شخصی نسبت به رخداد اجتماعی پیش رو میشود. در این شرایط همزمان با افزایش دل مشغولی با تهدید و خطر پیش روی، یک فرآیند نگرانی آغاز میشود . هر اندازه فرد مبتلا، بیشتر به این فرآیند نشخوار اضطرابی میچسبد شدت پیامدهای منفی افزایش می یابد (کلارک و بک، 2010، به نقل از رضایی، 1389).
مرحله مواجهه موقعیتی: هنگام قرار گرفتن در موقعیتهای اضطرابزای گریزناپذیر، فرآیندهای شناختی خودکار و مجدانه فعال میشوند. فرآیند شناختی اصلی، فعال شدن خودکار طرحوارههای اجتماعی ناسازگار (با موضوع تهدید و آسیبپذیری) است که منجر به سوگیری توجهی نسبت به تهدید، تمرکز افراطی بر نشانه های بیرونی اضطراب و رفتارهای بازداری شده خودکار، ارزیابی منفی ثانویه و استفاده غیر مؤثر از رفتارهای ایمنی را در پی دارد. طرحوارههای مشخصه اضطراب اجتماعی، مختص موقعیتهای اجتماعی بوده و در سایر موقعیتها بروز نمیکنند. این خوشه از طرحواره عبارتند از باورهای هستهای و بدکار درباره خود (مثل«من خسته کنندهام»، «من با سایرین فرق دارم»، «من آدم دوست داشتنی نیستم»)، مفروضات شرطی غلط («اگر دیگران مرا بشناسند، از من خوششان نخواهد آمد»، «اگر سرخ شوم، مردم میفهمند که مضطربم و فکر میکنند مشکلی دارم») و قوانین سفت و سخت برای عملکرد اجتماعی (مثل اینکه «نباید هیچ نشانهای از اضطراب یا ضعف در من ظاهر شود»، «باید با بذلهگویی و شوخطبعی، کنترل را حفظ کنم»). فعال شدن خودکار طرحوارههای اجتماعی ناسازگار، پیامدهایی به همراه دارد. اولین پیامد، تغییر خودکار توجهی در پردازش نشانه های درونی و بیرونی تهدید اجتماعی است. بازخورد بیرون در قالب نشانه های کلامی و غیر کلامی دیگران ممکن است علامتی از ارزیابی منفی احتمالی تعبیر و تفسیر شود در حالی که به شواهد و نشانه های دیگر از جمله تأیید یا پذیرش ملایم بیتوجهی شده یا بیاهمیت قلمداد گردد. بهعلاوه به اطلاعات درونی مثل علائم اضطرابی یا انتقاد مستقیم از عملکرد اجتماعی فرد رجحان توجهی داده میشود زیرا با طرحوارههای خویشتن اجتماعی ناسازگار فرد و بازنمایی ذهنی منفی او درباره برداشت مردم از فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی هماهنگ است (کلارک و بک، 2010).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پیامد دیگر فعال شدن طرحوارههای ناسازگار، تمرکز افراطی توجه بر خود طی تعامل اجتماعی است. فرد مبتلا، گوش بهزنگ شده و به حالت درونی خود خصوصاً علائم جسمانی، هیجانی و رفتاری که ممکن است نشانه اضطراب یا از دست دادن کنترل تلقی شود توجه زیادی اختصاص میدهد. داده های درونی، بازنمایی ذهنی منفی فرد را درباره نحوه ادراک سایرین از وی تقویت میکند. از آنجایی که عمده منابع توجهی صرف پایش خود میشود، برای پردازش اطلاعات بیرونی در موقعیت اجتماعی توجه ناچیزی اختصاص مییابد. در نتیجه، فرد نمیتواند اطلاعاتی را که با طرحوارههای تهدیدآمیز و ناسازگار خود مخالف است پردازش کند. بهعلاوه، خودپایی افراطی منجر به نوعی استدلال هیجانی میشود چنانکه گویی دیگران میباید همان چیزی را ببیند که فرد احساس میکند. وقوع رفتارهای بازداری غیر ارادی یکی دیگر از پیامدهای فعال شدن طرحوارههای خویشتن اجتماعی منفی است. مشخصه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در روابط بین فردی، وضعیت اندامی خشک و غیر منعطف، تظاهرات چهرهای درهم پیچیده و اغلب کلام ناشمرده و گنگ مثل لکنت، من و من کردن، ناتوانی در یافتن واژههای مناسب و گرفتگی زبان است. افراد مبتلا بر این باورند که این بازداریهای رفتاری نه تنها توسط دیگران دیده میشود بلکه احتمالاً توسط آنها به صورت منفی تعبیر و تفسیر میشود. گرایش به بازداری در اختلال اضطراب اجتماعی منجر به تصور از دست دادن کنترل، آسیبپذیری شخصی و باور بیعرضگی میشود. پیامد چهارم فعال شدن احساس تهدید ناشی از طرحوارههای اجتماعی، جستجوی رفتارهای ایمنی یا پنهان سازی با هدف کاهش و پیشگیری از ارزیابی منفی است. هر چند جستجوی ایمنی در مقایسه با بازداری غیر ارادی، اثر منفی کمتری بر اضطراب دارد، نباید از تأثیر آن غافل بود. رفتارهای ایمنی ممکن است آشکار (مانند اجتناب از تماس چشمی، انقباض عضلات بازو و پا برای کنترل لرزش) یا به صورت فرآیندهای روانی (مثل از بر کردن مطالب جلسه، ارائه پاسخ کوتاه در مکالمه) باشد. لیکن این راهبردهای از عهده برآیی میتوانند به صورت متناقض، بر شدت نشانگانی که فرد از بروز آنها میترسد بیفزاید و عملاً خطر ارزیابی منفی دیگران را در پی داشته باشد.
مرحله پردازش پس از واقعه: این اصطلاح، فرآیندی شناختی است شامل یادآوری دقیق و ارزیابی مجدد عملکرد فرد متعاقب تجربه یک موقعیت اجتماعی، پردازش پس از واقعه نقش مهمی در تداوم و نگهداری اضطراب اجتماعی دارد. در این فرآیند، فرد به صورت سودار، هماهنگ با طرحوارههای خود درباره تهدید اجتماعی و بیعرضگی عمل میکند. اغلب پردازش نشخواری (اندیشناکی) اتفاق میافتد طوری که هر قدر فرد بیشتر درباره عملکرد خود میاندیشد، پیامدها به دلیل توجه انتخابی و میدان دادن به عدم تأیید و شکست احتمالی، بدتر میشود. این شرایط بر اضطراب انتظاری فرد و میل به گریز از تعاملات اجتماعی آتی او میافزاید (کلارک و بک، 2010، به نقل از رضایی، 1389).
حساسیت اضطرابی
یک سازه اضطرابی که توجه گستردهای در پیشینه مطالعاتی اختلالات اضطرابی به خود اختصاص داده است، حساسیت اضطرابی، است. حساسیت اضطرابی توسط رایس و مک نالی مطرح شده است و عامل آسیب پذیری در مورد اضطراب و اختلالات اضطرابی است که امروزه توجه علمی بسیاری به سوی آن معطوف شده است (مک نالی، 2002). حساسیت اضطرابی یک سازه تفاوتهای فردی است که در آن فرد از نشانه های بدنی که با انگیختگی اضطرابی (افزایش ضربان قلب، تنگی نفس، سرگیجه) مرتبط است، میترسد و اصولاً از این عقیده ناشی میشود که این نشانه ها به پیامدهای بالقوه آسیبزای اجتماعی، شناختی، و بدنی منجر میشود (دیکان و همکاران، 2003).
فرض بر این است که حساسیت اضطرابی یک متغیر گرایشی با ثبات است که نشان دهنده میل به تفسیر پیامدهای جسمانی، روانشناختی و اجتماعی تجارب اضطرابی به عنوان امور آزارنده و خطرناک است (رایس و مک نالی، 1985؛ به نقل از هال و همکاران، 2004). بر مبنای تعاریفی که از حساسیت اضطرابی صورت گرفته است میتوان نتیجه گرفت که: 1- حساسیت اضطرابی یک متغیر تفاوت فردی است 2- حساسیت اضطرابی یک جزء هیجانی (ترس از نشانه های اضطرابی احساسات مرتبط با اضطراب) و یک جزء شناختی (فاجعه سازی راجع به این نشانه ها) دارد (مرادی منش، 1385).
بر اساس دیدگاه نظری راجع به حساسیت اضطرابی میتوان گفت که حساسیت اضطرابی از طریق ژنتیک و یادگیری کسب و منجر به سوگیریهایی در بازیابی و پردازش اطلاعات مربوط به محرکهای فراخوان اضطراب میشود که این خود زمینهی ابتلای فرد به اختلالات روانی به ویژه اختلالات اضطرابی میشود (مرادی منش، 1385).
مدلهای نظری اخیر بر اهمیت نحوه برخورد افراد با تجربه های اضطرابآور تأکید دارند. شیوهای که به واسطه آن یک فرد نشانه های هیجانی متعدد (بهویژه نشانه های انگیختگی جسمانی) را تفسیر میکند، ممکن است او را برای تجربه واکنشهای شدید اضطرابی آسیبپذیر سازد (کارتر و همکاران، 1999). بر اساس دیدگاه شناختی، ارزیابیهای شناختی منفی بهعنوان عامل خطر در ایجاد و تداوم اضطراب نقش بازی میکنند (مک کابی، 1999)، در واقع، ارزیابیها و تفسیرهای منفی و فاجعهآمیز از یک احساس بدنی، منجر به یک راهانداز سریع برای اضطراب میشود که به نوبه خود افزایش دهنده احساسات اضطرابی است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که ارزیابی فرد از یک موقعیت استرسزا در پیامدهای بعدی آن نقش تعیین کننده دارد. یک رویداد خاص را دو فرد به صورتهای متفاوت ادراک میکنند و این امر بستگی به ارزیابی آنها از موقعیت مورد نظر دارد و به نظر میرسد که حساسیت اضطرابی این ارزیابی را تحت تأثیر خود قرار میدهد (مرادی منش، 1385). افراد با حساسیت اضطرابی بالا اغلب اوقات به نشانه های اضطرابی بهطور منفی واکنش نشان میدهند، در حالیکه افراد دارای حساسیت اضطرابی پایین اگر چه ممکن است این نشانه ها را به عنوان اموری ناخوشایند تجربه کنند، اما آنها را تهدیدآمیز تلقی نمیکنند (مک نالی،1996، 1999؛ به نقل از هال و همکاران، 2004). فرد دارای حساسیت اضطرابی بالا نه تنها رویدادهای استرسزا، بلکه وقایع نسبتاً عادی را نیز فاجعهآمیز تلقی میکند. در حالی که فرد دارای حساسیت اضطرابی پایین این رویدادها را نامطلوب تلقی کرده ولی در مورد آنها دست به فاجعه سازی نمیزند. افراد دارای حساسیت اضطرابی بالا، با گوش بهزنگی و توجه زیاد به محرکهای محیط (محیط درونی و بیرونی) واکنش نشان میدهند (چمبلس و گلدشتاین، 1981؛ مک نالی، 19990؛ رایس، 1991؛ به نقل از دودن و آلن، 1997). نظریهپردازن شناختی عقیده دارند که داشتن آستانه پایین برای واکنش ترس در افراد دارای حساسیت اضطرابی بالا، ناسازگارانه میباشد؛ زیرا موجب تداوم سطح بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیکی و در نهایت اجتناب مفرط از محرکها و موقعیتهای بیرونی خواهد شد (به نقل از دودن و آلن، 1997).
مطالعات نشان میدهد که، حساسیت اضطرابی یکی از مؤلفه های روانشناختی دخیل در ایجاد اضطراب اجتماعی میباشد. تحقیقات اخیر نشان داده که جوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی به میزان بالایی، از حساسیت اضطرابی برخوردارند (اندرسون و هوپ، 2009). حساسیت اضطرابی با تفسیر انحرافی علائم اضطراب مرتبط است. و به حفظ چرخه اضطراب کمک میکند (تایبودیو و همکاران، 2012). این افراد، احساساتی مانند ضربان سریع قلب، عرق کردن و گیجی را بهعنوان نشانهای از حمله قلبی، شرمساری اجتماعی و بیثباتی روانی تفسیر میکنند (فرجی و همکاران، 1389). افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی وقتی که در معرض موقعیتهای اجتماعی قرار میگیرند برانگیختگی فیزیولوژیکیشان افزایش مییابد (اندرسون و هوپ، 2009). در این افراد رویارو شدن با محرکهای ترسناک و هراسآور، یک واکنش اضطرابی از قبیل احساس وحشت، تنفس منقطع و کوتاه و تپش قلب را در پی دارد (رحمانیان، 1391). که این افراد آنها را به عنوان نشانهای از خطر یا اضطراب تفسیر میکنند و


دیدگاهتان را بنویسید