دانلود پایان نامه

آمریکایی درمان اعتیاد از واژه اعتیاد ارائه داده است : اعتیاد  یک بیماری اصلی و مزمن  می باشد که در مدارهای پاداش، انگیزه و حافظه و دیگر اجزای مربوطه مغز اختلال ایجاد می کند. این اختلال ها به ایجاد ویژگی های   جسمی ، روانی، اجتماعی و روحی در انسان منجر می‌شود. بروز چنین حالت هایی در انسان سبب می شود که وی برای  دست یابی به پاداش (لذت) یا تسکین   به مصرف یک ماده مخدر یا انجام رفتاری مخرب و ویرانگر روی آورد.   علائم  بارز اعتیاد، مختل شدن  کنترل رفتار، میل شدید به مصرف و ناتوانی در  پاک ماندن مداوم و کاهش قدرت شناخت مشکلات جدی رفتاری و مناسبات و ارتباط با دیگران است. اعتیاد نیز همانند دیگر بیماری های مزمن ممکن است چرخه های لغزش و قطع مصرف را شامل شود. اگر اعتیاد درمان یا با فعالیت های  بهبودی همراه نشود ،حالت پیش روندۀ آن ممکن است باعث معلولیت مغزی و یا حتی مرگ شود(دانش و همکاران،1393).

 بیماری روانی:
اعتیاد از جمله بیماری هایی است که بیش از هر چیز به مغز انسان آسیب رسانده و سیستم ارتباطی آن را مختل می سازد. در این فصل، خواننده متوجه خواهد شد که چگونگی افکار و اندیشه های یک فرد معتاد پس از پیشرفت بیماری اعتیاد از حالت عادی خارج شده و فرد معتاد دیگر قدرت و کنترلی روی اعتیاد خود ندارد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

-بیماری جسمی:
در این قسمت، چگونگی خارج شدن ساختار و فعالیت مغز فرد معتاد از حالت عادی در پی پیشرفت بیماری اعتیاد تشریح شده است. سپس نشانه های وابستگی جسمی و تحمل یا تولرانس که نشانه غیرعادی بودن فعالیت جسم فرد معتاد است ،تشریح و یاد آوری می شود که فرد معتاد از توانایی لازم برای قطع مصرف و ترک اعتیاد خود برخوردار نیست(قدرتی و همکاران، 1392).
– ماهیت اعتیاد:
در این قسمت ویژگی های مختلف بیماری اعتیاد برای کمک به خواننده جهت پی بردن به ماهیت پیچیده اعتیاد بیان شده است. همچنین درک می کنیم که بهبود یافتن و رهایی از چنگ این بیماری، جنبه های متفاوتی از زندگی یک فرد معتاد را مورد توجه قرار می دهد.
 – معتادان مزمن:
هرکسی که مواد مصرف می کند معتاد محسوب نمی شود .کسانی که مواد مصرف می کنند به سه دسته تقسیم می شوند ؛اما درمیان آنها تنهامعتادان مزمن هستند که به بیماری اعتیاد مبتلا می شوند.
 – چرخه اعتیاد:
بیماری اعتیاد داری یک چرخه یا دور باطل است که مانع می شود تا فرد معتاد بتواند به تنهایی و اراده شخصی خود از این بیماری رهایی پیدا کند. در این قسمت، با بهره گیری از نمودارها این دور باطل و بی انتها تشریح شده است تا شما بتوانید به این نکته پی ببرید که فرد معتاد برای درمان بیماری و بهبود یافتن به کمک نیرویی جدای از وجود خود نیاز دارد.
– دانش اعتیاد:
یافته های خیره کننده جدید علمی در باره مغز انسان ثابت می کند که اعتیاد نوعی بیماری مغزی است. تحقیقاتی که به یافته های جدید درباره مغز انسان انجامیده در کتابچه ای با عنوان ” دانش شناخت اعتیاد-مواد مخدر، مغزها و رفتار” در سال ٢٠٠٧ میلادی از سوی مؤسسه ملی تحقیقات مصرف مواد مخدر که جزئی از وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا محسوب می شود چاپ شد. این مقاله چکیده ای از این کتابچه است که به شما کمک می کند تا بدانید اعتیاد به مواد مخدر یک نوع بیماری مغزی است.  
انواع اعتیاد:

اعتیاد را می توان به دو نوع کلی تقسیم کرد: اعتیاد به مواد مخدر و اعتیاد رفتار
۱- اعتیاد به مواد همچون مواد مخدر یا الکل:
 اعتیاد به مواد مخدر اغلب با عوارض و نشانه های خماری، در مواقعی که مصرف مواد بطور ناگهانی و یک باره قطع می شود همراه است. اعتیاد جسمی در عین حال با سازگار شدن بدن انسان با مواد مخدر یا همان تولرانس همراه است و همین امر سبب می شود که   ما  برای  دست یابی به نشئگی قبلی میزان مصرف خود را دائماً افزایش دهیم . علائم رایج و متداول خماری عبارتند از: لرزش، اسهال و تهوع یا دل پیچه .سرعت وابسته شدن به انواع مواد به نوع ماده مصرفی ، دفعات و فواصل مصرف، شیوه های مصرف و ویژگی های ژنتیکی و روانی افراد بستگی دارد.
۲- اعتیاد های رفتار : مانند؛ پر خوری، روابط جنسی، اعتیاد به کار، هم وابستگی ،عشق و خود آزاری (قطع عضو)
اعتیادهای رفتاری یا فرایندی الگوهای رفتاری هستند که چرخه ای مشابه اعتیاد به مواد دارند .نخست این که ما از انجام یک رفتار احساس لذت می کنیم  و سپس آن رفتار را به عنوان روشی برای بهتر نمودن تجارب زندگی خود انتخاب می کنیم و سرانجام از همان رفتار به عنوان ابزاری برای تحمل اضطراب و استرس ادامه می دهیم. فرایند تلاش برای لذت بردن از آن رفتار همواره شتاب بیشتری پیدا می کند و دفعات پرداختن به رفتار مورد نظر، بیشتر و بیشتر شده  و این حالت آیین و مراسمی خاص به خود می گیرد تا این که سرانجام به بخش عمده ای از زندگی روزمره ما تبدیل می شود. پس از معتاد شدن به آن رفتار همواره  وسوسه پیدا می کنیم تا آن رفتار را با وجود پی آمدهای زیانبارش تکرار کنیم.
این گونه اعتیادها جنبه واقعی دارند و در بسیاری از بخش های زندگی ما مشکلاتی به بار می آورند. چنین اعتیادهایی همانند اعتیاد به مواد  به روابط ما با دیگران آسیب می رسانند و فردی که رفتار معتاد گونه دارد روابط خود با دیگران را قربانی رفتار اعتیاد آور خود  نموده  و سبب می شود تا اعتماد اعضای خانواده اش از وی سلب شود.  ایشان همچنین در زندگی اعضای خانواده، بستگان و دوستانش مشکلات جدی ایجاد می نماید. شواهد فزاینده ای وجود دارند که نشان می دهند اعتیاد رفتاری نیز همانند اعتیاد به مواد، فعالیت عادی مغز را مختل می سازد؛ اما باید برای مشخص شدن تأثیر اعتیاد رفتاری بر فعالیت و عملکرد مغز تحقیقات بیشتری صورت گیرد.
تفاوت میان عادت و اعتیاد:
بسیاری از ما انسان ها به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی خاص عادت می کنیم اما از این بابت صدمه ای به ما وارد نمی شود؛ چون می توانیم هر زمان که اراده کنیم مصرف یک ماده اعتیاد آور یا پرداختن به یک فعالیت خاص را متوقف کنیم. آنچه اعتیاد را از عادت متمایز و متفاوت می سازد این است که ما ماده مورد نظر  یا رفتار خاص را با وجود پی آمدهای منفی آن  که کاملاً قابل پیش بینی و جدی هستند، همچنان ادامه می دهیم.
عادت با داشتن قدرت انتخاب همراه است. فردی که به مصرف یک ماده یا پرداختن به فعالیتی عادت کرده است، می تواند هر زمان که اراده کند از عادت خود دست بردارد.
اعتیاد با مشکلات روانی و جسمی  همراه است. فرد معتاد اراده و قدرت کنترل را از دست داده است؛ چون مبتلا به بیماری اعتیاد بوده و با آگاهی از پی آمد های زیانبار مواد مخدر یا رفتاری که به آنها اعتیاد پیدا کرده است ،همچنان به مصرف  این گونه مواد و تکرار  رفتار زیانبار ادامه می دهد. 
بیماری روانی:
تشریح اجزای تشکیل دهنده بیماری اعتیاد ،خصوصاًآن طورکه به مواد مخدر مربوط می شود و همچنین طرح این نکته که چرا افراد معتاد با وجود تحمل پی آمدهای وخیم ومداوم مصرف مواد مخدر همچنان به مصرف آن ادامه می دهند ، می پردازیم . ذهن ما آن چنان تغییر یافته و دگرگون شده است که قدرت انتخاب و کنترل را از دست داده ایم. با  پیشرفت این بیماری شیوه تفکر و اندیشه ما ناهنجار و غیر عادی می شود(نقاش زاده ، 1386).
اعتیاد به عنوان یک بیماری شناخته شده است:
برای پی بردن به این نکته که اعتیاد چگونه به عنوان یک  نوع  بیماری به اثبات رسیده است، ابتدا باید معنی واژه بیماری را به خوبی درک کنیم. بیماری سبب می شود تا یک اندام، دستگاه یا یکی ازاعضای بدن انسان از فعالیت بازماند یا فعالیت آن با اختلال همراه شود. در مورد اعتیاد به مواد مخدر، مصرف طولانی مدت این گونه مواد ، با برجا گذاشتن تأثیر منفی بر ساختار مغز، فعالیت عادی آنرا مختل ساخته و برای اینکه مغز فعالیت عادی خود را بازیابد ، به مواد مخدر وابسته می شود. با توجه به نوع ماده مخدر و شکل و شیوه  مصرف آن، نتیجه حاصل از آن ممکن است شعف و سرخوشی ، تقویت بنیه جسمانی یا بهبود خواب باشد. مواد مخدر در مراحل اولیه مصرف می تواند چنین نتایجی به همراه داشته باشد؛ چون سیستم ارتباطات مغز را تحت تأثیر قرار می دهد. با این وجود، مصرف طولانی مواد مخدر به رشد بیماری اعتیاد انجامیده  و ما را به معتادانی واقعی (برگشت ناپذیر) تبدیل می سازد؛ چون مغز به مصرف مکرر مواد مخدر عادت می کند و دیگر نمی تواند بدون مصرف این گونه مواد فعالیت عادی داشته باشد .با وجودی که شواهد زیادی برای موجود بودن فرایند مشابه ای در مدار ارتباطی مغز معتادان رفتاری وجود دارد ، برای اثبات این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز می باشد(نقاش زاده ، 1386).
اثرات مواد مخدر بر ساختار مغز:
 مواد مخدر سیستم کناره ای مغز را که مسئول کنترل احساسات و تغیر می باشد، تغییر داده و منجر به افزایش احساس لذت می گردد.
مواد مخدر باعث تغیر حالت سطوح ساقه مغز می شود(این قسمت از مغز کارکرد غیر ارادی بدن را کنترل می کند.) مواد مخدر مسیر عبور پیغام های درد را از نخاع به سمت مغز مسدود نموده و از رسیدن پیام درد به مقصد جلوگیری می کند(توکلی و دهکردیان، 1392).
معتاد مزمن :
 معتادان واقعی کسانی هستند که با وجود تأثیرات زیانبار مواد مخدر، مصرف این گونه مواد را ادامه می دهند. از آنجا که بیماری اعتیاد مدارهای لذت ، پاداش ، انگیزه و حافظه مغز را مختل می نماید ، فرد معتاد  توانایی قطع مصرف مواد مخدر یا حتی مهار و کنترل این گونه مواد را از دست می دهد. به همین علت فرد معتاد برای تجربه دوباره لذت و نشئگی حاصل از اولین بار مصرف مواد مخدر ، به تکرار مصرف  پرداخته  و سرانجام صرفاً برای این که احساس عادی بودن را در خود حفظ کند به مصرف مواد مخدر ادامه می دهد.  البته همه کسانی که مواد مخدر یا مشروبات الکلی مصرف می کنند به بیماری اعتیاد متبلا نمی شوند. اکثر کسانی که به مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی روی آورده اند، می توانند  طبق اراده خود قطع مصرف کنند. این گونه افراد  کسانی هستند که هنوز قدرت اراده خود را از دست نداده اند. اینکه چرا  شماری از افراد معتاد می شوند و عده ای دیگر با وجود مصرف طولانی مدت مقادیر قابل ملاحظه ای از مواد مخدر معتاد نمی شوند، هنوز معلوم و مشخص نیست. با این حال کسانی که به درد اعتیاد مبتلا می شوند از خود عوارض  و  علائم مشابهی بروز می دهند که ناتوانی در دست کشیدن ارادی از مصرف مواد مخدر، از جمله این عوارض است(عبدی، 1385).
علائم روانی بیماری اعتیاد:
در ذهن کسانی که  بیماری اعتیاد درآنها پیشرفت نموده ، دو نشانه بارز وجود دارد  :
1.وسوسه یا میل شدید مصرف
 2. نداشتن سلامت عقل
وسوسه یا میل شدید مصرف:
 وسوسه حالتی ناخواسته، کنترل ناپذیر و بی وقفه ای است که بر اثر آن یک فکر، یک صحنه یا تصویر یا حالتی احساسی همواره ذهن انسان را درگیر و به خود مشغول می سازد. در مورد ما معتادان،  این مواد مخدراست که همواره ذهن ما را به خود مشغول می سازد و با آنکه می دانیم مصرف این گونه مواد برای خود ما و اطرافیانمان زیانبار است ،اما باز هم بر مصرف آنها پافشاری و اصرار می ورزیم . علت چنین اصراری برای  مصرف مواد مخدر لذت فراوانی است که در ابتدا از مصرف این گونه مواد احساس کرده ایم و بی وقفه تلاش می کنیم تا همان لذت و  نشئگی اولیه را به دست آوریم. به عنوان  فردی معتاد، همه فکر و ذکر ما به یافتن و مصرف مواد مخدر معطوف است ؛چون تأثیر مواد مخدر بر مغز انسان با وجود غیر طبیعی بودن آن، بسیار قوی است. مواد مخدر،  توهم  قوی بودن  و داشتن کنترل بر اوضاع را در ذهن فرد معتاد پدید می آورد. با مصرف مواد مخدر به ناگهان متوجه می شویم که می توانیم از عهده کارهایی برآییم که در حالت عادی از انجام آنها وحشت و هراس داریم. احساس نشئه بودن و سرخوشی می کنیم و فردی جسور می شویم و احساس می کنیم هر مشکلی را می توانیم از پیش پا برداریم و ذهن ما با وجود طبیعی و عادی نبودن این گونه احساسات، ازقرار گرفتن در چنین حالت هایی  لذت می برد. چنین چرخه ای است که سرانجام به ایجاد وسوسه در ما منجر می شود.
 یکی از بزرگترین مشغله های ذهنی ما به عنوان معتادان مزمن این است که با جدیت تمام می خواهیم ثابت کنیم که می توانیم مصرف مواد مخدر را مهار و کنترل کنیم و این که ما افرادی عادی و طبیعی  هستیم. به احتمال بسیار زیاد قبول این واقعیت که ما هیچ گونه عزم و اراده ای در برابر مواد مخدر نداریم، واقعیت تلخی است که  نمی خواهیم به آن اعتراف کنیم؛ به همین علت همواره تلاش می‌کنیم تا راهی پیدا کنیم و نشان دهیم که از قدرت لازم برای تحت کنترل درآوردن میزان مصرف مواد مخدر برخورداریم.  حتی اگر معتادی تمام عیار و شدید هم که باشید باز هم به راحتی نمی پذیرید که بیمار هستید. از خود بپرسید که تا کنون چند بار تلاش کرده اید تا میزان مصرف مواد مخدر را در حد متعادل نگه دارید و در این راه با شکست روبرو شده اید؟ بینید تا کنون چندین بار به خود قول داده اید که دیگر مواد مصرف نخواهید کرد اما چند روز بعد باز هم به سراغ مواد مخدر رفته و مصرف آنرا از سرگرفته اید(عبدی، 1385).     
نداشتن سلامت عقل:          
دومین نشانه بارز و متداول روانی در میان معتادان نداشتن سلامت عقل است که آن را می توان حالتی از تفکر توصیف کرد که کامل و سالم، معقول و منطقی نبوده و بر واقعیت تکیه ندارد. افکار و اندیشه های ما از آن جهت غیرعادی و ناهنجار می شوند که مواد مخدر به شدت و به گونه ای غیر طبیعی چگونگی ارسال، دریافت و پردازش اطلاعات از سوی مغز را مختل می سازد. به همین علت، قدرت  و توان تصیمیم گیری و قضاوت و داوری صحیح را از دست می دهیم. 
افکارغیر عقلانی ما به رفتار و اقدامات زیانباری منجر می شوند که سرانجام زندگی ما را آشفته می سازند. تا کنون چند بار خود را هنگام از سرگیری مصرف مواد مخدر فریب داده و به خود گفته ایم که این بار خواهیم توانست مصرف مواد مخدر را کنترل کنیم و اوضاع با دفعات پیشین تفاوت خواهد کرد؟ چند بار با وجود همه شواهد و نشانه های  نابود کردن خانوادهایمان و خودمان به مصرف مواد مخدر ادامه داده ایم؟کسانی که در اطراف ما  قرار دارند رفتار ما را  دیوانگی تلقی می کنند اما رفتارمان برای خودمان طبیعی جلوه می کند(توکلی و دهکردیان، 1392).
الگوهای خاصی در میان اکثر معتادان  وجود دارد که این ویژگی ها عبارتند از: 
الف) انکار                            
انکار مکانیزم و سازوکاری دفاعی است که ما برای متقاعد ساختن خود و دیگران مبنی بر این که مواد مخدر مشکلی برای ما ایجاد نمی کند، از آن استفاده می کنیم. حتی خود ما نیز نمی دانیم که سرگرم انکار مشکل اعتیاد خود هستیم؛ چون مصرف مواد مخدر توانایی ما را  در فکر کردن منطقی مختل کرده است. اما انکار کردن


دیدگاهتان را بنویسید