دانلود پایان نامه

ر می‌گیرد و بسته به نوع کج‌روی و انحراف دارای تقسیم بندی‌هایی می‌گردد که ما در این مقال مشخصا در حوزه انحرافات جنسی بحث می‌کنیم.
مبحث دوم: تعریف جرایم و انحرافات جنسی
گفتار نخست: تعریف جرم جنسی

مسبوق بر این مبحث در مورد تعریف جرم و انحراف مطالبی عنوان شد در این گفتار برآنیم که تعریفی مشخص از جرم جنسی ارائه کنیم.
برای تعریف جرم جنسی هرچند ضابطه دقیق و جهانی در دست نیست زیرا اگرچه موضوع روابط جنسی برای گروه کثیری از آدمیان امری است محسوس ولی دشواری مساله برسرتشخیص طبیعی و یا مجرمانه بودن آن است چرا که از قومی به قوم دیگر و از قلمرو دانشی به دانشی دیگرتغییرمی‌یابد ممکن است عملی که در یک جامعه بعنوان سنبل ترقی وتمدن قلمدادشوددر جامعه ای دیگرآن عمل مذموم باشد بر این اساس علمای علم اخلاق جامعه شناسان، روانشناسان، روانپزشکان و زیست شناسان در این خصوص توافق کامل و کلی ندارند.
از لحاظ سنتی جرم جنسی با توجه به موضوع، روش، فراوانی یاچارچوب ارضای جنسی توصیف کرده‌اند و هر نوع فاصله‌گیری از هنجارهای حاکم بر روابط افراد بزرگسال ناهمجنس را در قلمرو جرم جنسی قرارداده‌اند باید گفت که جرایم جنسی از کهن‌ترین و با سابقه‌ترین جرایم بشری است که رد پای آن را می‌توان در طول تاریخ مشاهده کرد لذا قدمت تاریخی جرایم جنسی با قدمت پیدایش موجود زنده برابر است زیرا جنسیت و روابط جنسی برای بقای موجودات زنده‌ای که از دو جنس مخالف باشند ازجمله مظاهر اصلی و ارکان تعریف حیات است .
اپنهایمر اولین دسته از جرایمی را که در جوامع بشری قابل مجازات بودند بترتیب خیانت، جادوگری توهین به مقدسات و سایر جرایم علیه مذهب. زنای با محارم وجرایم جنسی. سم دادن و نقض مقررات شکار می‌داند .

نکته اساسی اینجاست که بلاخره چگونه می‌توان تعریفی کامل از جرم جنسی ارائه نمود چرا که تعریف جرم جنسی از یک جامعه به جامعه دیگرمتفاوت است شاید این بدلیل این امر باشد که اساسا منابع جرم‌انگاری در هر جامعه متفاوت است در برخی جوامع دین. مذهب فرهنگ. آداب و سنن گذشتگان. و نوع ساختار جوامع در تعیین یک عمل بهنجار در مقابل نابهنجار تاثیر دارد و در برخی دیگر معیارهایی مانند ملاحظات سیاسی، خواست مردم و فشار افکار عمومی آن جوامع یا جوامع دیگر عامل تعیین کننده است از همین رو است که اعمالی در برخی جوامع جرم تلقی می‌گردد ولی مقتضییات زمان و تلاش برای کسب نمادهای ترقی و مدرنیته بنحو شایسته‌ای دیدگاه‌ها را تغییر داده‌گویی که آن عمل از ابتدا جرم نبوده است لذا این عوامل باعث شده که تعریف از جرم جنسی بدون توجه به این الگو‌ها همواره تعریفی نا قص ومختص قوم یا قبیله‌ای خاص باشد تاثیر این ملاکهای خصوصا عرف وسنن بحدی است که حتی گاهی هنجارهای مورد قبول عامه از مدار قوانین مدون خارج شده و بدعتی ناخوشایند را بجا گذاشته است بمانند آنچه دربرخی از جوامع و مناطق جنوبی کشور ملاحظه می‌شود. جوامعی فوق‌العاده بسته و متاثر از هنجارهای خودساخته بنحوی که دراین گونه جوامع ارتباط دختر وپسری که از لحاظ شرعی بر یکدیگر محرمند قبل از اجرای مراسم عروسی شاید آنقدر مذموم باشد که همپایه جرم ارتباط نامشروع بدون علقه زوجیت تلقی گردد که این امر دراین مناطق دستگاه قضایی را با چالشهای اساسی در تصمیم‌گیری روبرو نموده بنحوی که هر گونه تصمیم گیری بدون توجه به این ملاحظات عواقب ناخوشایندی را در پیش رو خواهد داشت که کمترین آن از هم پاشیدگی کانون خانواده‌ها خواهد بود این بدین معنا نیست که برای یک عمل لازم است بسته به نوع جوامع قوانین جداگانه‌ای ترسیم شود بلکه مقصود آن است که قانونگذار آگاه در تعریف جرم جنسی مشخصا باید همه ملاکها ومعیارها را مدنظر قرار دهد تا تعریفی جامع و مانع را دربرگیرد
دشواری در تعریف جرایم جنسی باعث شده است که علمای حقوق در تعریف این بزه تعریف به مصداق داشته باشند بعبارتی با در نظرگرفتن تعریف جرم و بیان مصادیقی از روابط جنسی،جرایمی را در قالب جرایم جنسی قرار دهند.
در کتب مذهبی نیز از همین شیوه استفاده شده و مواردی از جرایم جنسی بیان ومورد حکم قرار گرفته است در تورات مصادیق متعددی از جرایم جنسی بیان شده و که از آن جمله می‌توان به مواردی چون مقاربت مرد یا زن با حیوان (سفرلاویان. باب20. آیه16) همجنس‌بازی دو مرد (سفرلاویان باب 20 ایه 13) زنابازن پدر(سفرلاویان باب 20 ایه 12) زنا با عروس (سفرلاویان باب 20 ایه 13) زنا با زن شوهردار (سفرلاویان باب 20 ایه 11) همچنین در تورات علت ویرانی شهر سدوم فساد اخلاقی و همجنس‌بازی قوم لوط بیان شده است .
در حقوق انگلستان که قانونی تحت عنوان جرایم جنسی وجود دارد. جرایم جنسی تعریف نشده است بلکه مصادیق آن بیان شده است مواردی هم که به ظاهرتعریفی برای جرایم جنسی ارائه شده چیزی بیش از شرح اسم نیست در نظام کامن لا دربحث جرایم جنسی معمولا به مواردی چون تجاوز بعنف، رابطه جنسی با اشخاص ناقص العقل، رابطه جنسی با دختران زیر 13 سال، رابطه جنسی با دختران13 تا16 سال. هتک ناموس زن یا مرد با هر سن و سال، ربودن زن غیرمتاهل16 تا 18سال بقصدبرقراری رابطه جنسی غیرقانونی بااو،زنای با محارم،تشویق دختران زیر16سال به فساد و هرزگی، به فساد کشیدن زنان ازطریق تهدید یا حیله و با استفاده از مواد مخدر، نگه داشتن زنان در فاحشه‌خانه‌ها، تشویق طفل یا نوجوان به حضور در فاحشه‌خانه‌ها و امرار معاش از طریق درآمدهای ناشی از فساد همچنین سوءاستفاده جنسی به معنای برقراری رابطه جنسی غیرقانونی با فرد غیربالغ توسط والدین، اولیا، بستگان یا آشنایان. مزاحمتهای جنسی مثل پیشنهاد مسائل جنسی به کسی دادن، نظر یا توجه کسی با دیگر رفتارهای شفاهی یا فیزیکی که نمایانگر عملی ممنوع است، زیرعنوان جرایم جنسی قرار می‌گیرد .
به عقیده نگارنده تنوع جرایم جنسی و فقدان قدرمشترک میان مصادیق گوناگون آن، بدست دادن تعریفی جامع و مانع ازاین جرایم را دشوار می‌سازد البته متناسب با دیدگاه‌های اسلامی می‌توان جرایم جنسی به معنای عام آن راچنین تعریف کردکه این جرم اعمال خلاف شرعی هستندکه مشتمل بر نوعی انحراف در ارضای غرایز جنسی، ایراد صدمه جنسی به دیگران، یا متضمن خدشه بر عفت عمومی‌اند و قانونگذار برای آنها کیفر پیش‌بینی کرده است.
در حقوق ایران بنظر می‌رسد از تعریف جرایم جنسی بی‌نیاز باشیم چراکه عنوان جرم جنسی بخودی خودموضوع و متعلق حکم قرارنگرفته است تا نیازمند تحدید دقیق باشد و دامنه حکم را روشن کنیم بعبارتی شرح موضوع با استناد به مصادیق صورت می‌گیرد به هرحال بنظر می‌رسد هرگاه شخصی برای ارضای تمنیات جنسی یا هر مقصود دیگری آگاهانه مرتکب رفتاری شودکه آن رفتار از منظر عرف مذموم و در ملاحظات دینی قابل نکوهش و براساس قانون مستحق کیفر باشد می‌توان گفت یک جرم جنسی به وقوع پیوسته است براین اساس هر رفتار جنسی که براساس قانون دارای کیفر باشد قطعا در تضاد با دین یا عرف معمول نیز می‌باشد.
گفتار دوم: تعریف انحراف جنسی
انحرافات جنسی از دردناک‌ترین مشکلات بشر در آستانه قرن بیست و یکم است. بررسی‌های کینزی در سال 1948 نشان داد که از هر 100 مرد آمریکایی 4 مرد منحصراً همجنس خواه هستند، یعنی کوچکترین تمایلی به جنس مخالف ندارند! این در حالیست که تعداد زیادی از این 100 نفر، همجنس را بر غیر همجنس ترجیح می‌دهند یا تفاوتی بین همجنس و غیرهمجنس برایشان مطرح نیست و یا با این که به غیرهمجنس متمایلند، به طور اتفاقی یا بیش از اتفاق همجنس بازی نیز می‌کنند. بدین ترتیب این آمار نشان می‌دهد، بیش از 3/1% مردان آمریکایی بعد از سال‌های بلوغ خود همجنس بازی کرده‌اند و حداقل نصف این آمار در مورد زنان آمریکایی نیز صادق است .
بلحاظ ارتباط تنگاتنگی که جرایم جنسی با انحرافات جنسی دارد لازم است در جهت تبیین دقیق هر موضوع، جداگانه بررسی گرد تا مرز انحرافات جنسی از جرایم جنسی تفکیک گردد لذا این گفتار مشخصا به تعریف انحرافات جنسی اختصاص می‌یابد.
بنابر یک تعریف دراین جهان و در میان آدمیان هیچ کس غیرمنحرف نیست بلکه هر فردی بگونه‌ای منحرف می‌باشددراین تعریف چون هدف ازروابط جنسی بقای نسل است لذا رابطه جنسی فی‌المثل با یک زن یائسه یا عقیم انحراف دانسته می‌شودزیرا هدف ازاین رابطه صرفا رهایی از تنش جنسی است و از نظر تولید مثل سالبه به انتفاء موضوع می‌باشد در تعریف مذکور نزدیکی با زن شرعی یا قانونی و حلال نیز پس از بارداری اوعملی انحرافی قلمداد می‌شودزیرا هدف در این رابطه تحصیل حاصل است و حال انکه مذاهب متعرض اینگونه رابطه نشده‌اند. وهمچنین پیشوایان وروحانیون کاتولیک، دختران تارک دنیا وراهبه‌ها را که با برخورداری از نیروی جنسی، ازدواج را بر خود حرام کرده اند، از افراد غیرطبیعی و منحرف می‌دانند زیرا آنها از فطرت روی برگردانده اند و حلال خدا را بر خود حرام کرده‌اند .
بنابه تعریف دیگر،چون اساسا ارضای جنسی امری است طبیعی،پس هیچکس منحرف نیست.دراین تعریف اصل بر این نهاده شده است که غدد جنسی باید مانند سایر غدد وهماهنگ با آنها به فعالیت طبیعی خود ادامه دهند و از این جهت وسیله یا طریقه یا موضوع مورد عنایت قرار نمی‌گیرد. البته نتایج غیرقابل تحمل این تعریف به دلایل متعددی برای اخلاق، مذهب، جامعه‌شناسی و روانشناسی محکوم و مردود است .
امروزه ثابت شده است که احساسات انحرافی به طرز مرموزی بر دستگاه ادراکی بشر فرمان رانده و مستبدانه حکومت می‌کند و دستگاه ادراکی نیز ناآگاهانه فرمان‌های آن را اجرا می‌کند . لذا همیشه این پتانسیل در انسان برای مواجه شدن با افکار انحرافی وجود دارد.
برای رسیدن به یک تعریف دقیق و صحیح از انحرافات جنسی قبل از هر چیز باید به این موضوع توجه داشت که در حالت طبیعی محرک مرد در عمل جنسی زن وبخصوص اعضای تناسلی او بوده و برای زن نیز عامل تحریک‌کننده جنسی مرد و اعضای تناسلی او می‌باشد. حال اگر محرک عمل جنسی برای یکی یا هر دو جنس چیزی جز آنچه گفته شد باشد یا محرکها همان باشد اما در عمل منتهی به نزدیکی طبیعی نشود شخص مبتلا به انحراف جنسی است . درواقع علاقه، اعمال و روابط عادی و مجاز جنسی در دو جنس مخالف نباید با هیچ‌گونه خصوصیات غیرعادی و ناموزون توام باشد درغیراینصورت می‌توان گفت انحرافی در کار است .
می‌توان گفت منحرف جنسی کسی است که گرفتار اختلالات و ناراحتی‌های روانی است و تحت تاثیر این اختلالات مرتکب عمل جنسی می‌شود،درحالیکه رفتار او با عرف و معیارهای مورد قبول اکثریت افراد جامعه مطابقت ندارد. بعبارت دیگر منحرف جنسی کسی است که هدف او از زندگی جنسی، بهره‌برداری و احساس لذت مانند مردم عادی نیست. درواقع فرد منحرف معمولا در برقراری رابطه جنسی طبیعی یا رضایت‌بخش با یک فرد بالغ از جنس مخالف دارای مشکلاتی است. به عقیده (مارمور) اعمال فرد منحرف نشان‌دهنده روش‌های جانشین شونده‌ای است که در راه دستیابی به ارضای جنسی انجام می‌پذیرد .
بنابراین تعریف انحرافات جنسی شامل هرگونه رفتارهای جنسی است که با معیارهای کم و بیش مورد قبول جامعه مغایرت داشته باشد. بعبارت دیگر، اعمال جنسی غیرمتعارف که برخلاف قانون و اخلاق باشد انحراف جنسی نامیده می‌شود . به این ترتیب آنچه که مورد اتفاق نظر است رابطه جنسی طبیعی می‌باشد که عبارت از آمیزش و زناشویی طبیعی مرد و با زن مطابق قانون وشرع است. پس هرنوع ارضای جنسی که غیر از این باشد گناه و انحراف محسوب می‌شود. شخص منحرف نیز کسی است که نخواهد و برحسب عادت خود نتواند از نظر جنسی به وضع طبیعی ارضا شود با این وصف در آنچه که طبیعت مقررداشته ودر این موضوع که موجودات بهنجار به شیوه واحدی رابطه جنسی بین دو جنس مخالف برقرار می‌کنند، بحثی وجود نداشته و اختلافی در کار نیست .
به عقیده نگارنده از مجموع مباحث مطرح شده اینطور برداشت می‌شود که تعریفی مانع و جامع از انحراف جنسی ارتباط لاینفکی با وجه تسمیه آن دارد با این توصیف که در تعریف انحراف جنسی رسیدن به معنای انحراف و واژه جنسی از ملزومات است و بدون فهم صغرای قضیه نمی‌توان تعریفی شایسته را ارائه نمود. همانطور که در مباحث قبل بیان شد انحراف با وصف عام خود هر نوع کج‌روی از مسیر صحیح قلمداد می‌شود بنحوی که معیار تشخیص صواب از ناصواب قرار می‌گیرد و این مهم بسته به نوع فرهنگ، آداب ورسوم مقبول عامه، دین و ایدئولوژی حاکم برجامعه وقوانین موثر از آنها متفاوت است وواژه جنسی در منظر نخست رفتارهای دو جنس مخالف با نمود عشق و محبت و در راستای ارضای غریزه جنسی و توالد نسل می‌باشد. بر این اساس انحراف جنسی را اینطور می‌توان تعریف کرد، که هرگاه شخصی بدون توجه به هنجارهای مورد قبول همگان و یا خلاف مقررات وضع شده تحت تاثیرعوامل مختلف در جهت ارضای تمنیات جنسی خود مرتکب اعمالی شود که از نظر عرف خارج از چارچوب و یا در قوانین مستوجب کیفر و یا ملزم به درمان باشد و این اعمال خواه توام با برقراری ارتباط با جنس موافق یا مخالف ویا بدون رابطه و بهر نحو صورت بپذیرد می‌توان گفت شخص دچار انحراف جنسی گردیده است.
فصل دوم: مصادیق جرایم و انحرافات جنسی
در این فصل برحسب ضرورت لازم است در جهت فهم موضوع مصادیقی از جرایم وانحرافات جنسی که بیشترین نمود را در جامعه و در رابطه با چالشهای پیش روی دستگاه قضایی وجود دارد بررسی گردد بدیهی است در این فصل شاخصه‌هایی از جرایم و انحرافات جنسی گریبان‌گیر نوع بشر در جوامع امروزی مورد بررسی و تبیین قرار می‌گیرد لذا با وصف گستردگی مصادیق در این حوزه بلحاظ صبغه روانشناختی موضوع و خروج از مباحث مرتبط الزامی نداشته همه مصادیق جزء به جز بررسی گردد و تنها موارد مهم بررسی می‌گردد، مواردی که در پرونده‌های محاکم دادگستری مستقیم و غیرمستقیم مطرح بوده است.
مبحث نخست: مصادیق جرایم جنسی
در این مبحث که مشتمل بردوگفتاراست برحسب کیفیت و عناصر مادی تشکیل دهنده جرم جنسی با تقسیم‌بندی موضوع مصادیقی از جرایم جنسی مطرح و در جهت آشنایی در هر مورد بطور اجمال شرح داده می‌شود.
گفتار نخست: مصادیق جرایم جنسی توام با رابطه و تماس
بسیاری از جرایم جنسی برحسب کیفیت ارتکاب، برای اینکه بعنوان بزهی قابل کیفر، شناسایی شوند مستلزم تحقق رابطه و تماس می‌باشد از این رو بسیاری ازجرایم واقع در این گروه پس ازکشف یا اساسا بدلیل عدم کفایت اعمال ارتکابی برای تطبیق در هر مورد جرم قلمداد نمی‌شوند و یا در زمره جرم عقیم قرارمی‌گیرد فرض در مورد بزه زنا، این بزه زمانی قابل تحقق است که توام با تماس و لمس بدن و فراتر از آن دخول به کیفیت مطرح صورت پذیرد. حال چناچه احدی از مرتکبین برحسب فیزیک بدنی و مشخصات جسمی قادر به دخول نباشد و این توانایی برای هرکدام از طرفین فراهم نباشد این جرم عقیم می‌ماند و ممکن است در زمره جرایم جنسی بدون رابطه و تماس قرار گیرد و یا اینکه علی‌رغم دخول مشمول جرایم جنسی نباشد مانند دخول بدون وجود شریک جنسی که می‌تواند مصادیقی از انحراف جنسی قلمداد گردد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف: زنا
زنا در قوانین موضوعه صرفنظر از کیفیت ارتکاب دارای اقسامی می‌باشدکه قانونگذار ما دربخش دوم از کتاب حدود قانون مجازات اسلامی مباحث مربوط را ذیل یک فصل بیان نموده است و در نخستین ماده ازاین فصل(ماده221 قانون مجازات اسلامی) زنا را اینطور تعریف کرده است که (زنا عبارت است از جماع مرد و زنی که علقه زوجیت بین آنها نبوده وازمواردوطی به شبهه نیزنباشد ) تعریف زنا درقانون مجازات اسلامی سابق شاید با این اشکال روبرو بود که قید کلمه ذاتا باعث ابهام گردیده بود اگر منظورمقنن از ذاتا نبود علقه زوجیت می بود و این ملاک حرام بودن قلمداد می شد مقصود مقنن روشن بود اما ابهام اینجا بود که، شاید مقصود از ذاتا موردی باشد که حتی بطرق شرعی امکان ارتباط جنسی فراهم نباشد مانند زنای با محارم یا در مورد جمع دو خواهر و یا بهترین مصداق آن بتزویج درآوردن زنی که در علقه زوجیت یا عده دیگری است درصورتی که منجر به مواقعه گردد که دراین صورت این زن ذاتا برآن مرد حرام موبد می‌گردد چه عالم به موضوع باشد یا نباشد


دیدگاهتان را بنویسید