دانلود پایان نامه

دستهبندی شده است و در ادامه این مفهوم تشریح میشود.
یکی از ویژگیها و قابلیتهای مهم مدیران «برنامهریزی» است که بتواند بر مبنای این برنامهریزی تصمیمگیری صحیحی داشته باشد. برنامهریزی از وظایف بسیار مهم مدیران است و با سایر وظایف آنها نیز ارتباط دارد. اگر نگرش مبتنی بر برنامهریزی به سراسر زندگی افراد تسری یابد، نوعی تعهد به عمل بر مبنای تعقل و تفکر آیندهنگر برایشان ایجاد میشود. بعلاوه، تحقق اهداف فردی و سازمانی نیز مستلزم برنامهریزی است؛ در واقع نیاز به برنامهریزی از این مساله ناشی میشود که همه سازمانها در محیطی پویا، مترصد آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند (رضائیان، 1386: 178). برخی از مصاحبهشوندگان در این مورد چنین گفتهاند:
“مهمترین شایستگی رهبری برنامهریزی برای انجام کارها و تصمیمگیری صحیح و سریع است” (1/4) “مدیر باید بتونه برنامهریزی و تصمیمگیری درست و بهنگامی داشته باشه” (28/2). “برنامهریزی بخوبی صورت میگیره چون کارکنان دو هفته کار میکنند و یه هفته میرن استراحت لذا مدیر برنامهریزی درستی برای پیشرفت کار داره (16/8). “
«سازماندهی» و «تقسیم کار» نیز از شایستگیهای سازمانی مدیر است که باید آن را بشناسد و افراد را در سازمان به طرق مختلف به کار گیرد. سازماندهی فراگردی است که طی آن، با تقسیم کار میان افراد و گروههای کاری، ایجاد هماهنگی میان آنها، برای کسب اهداف تلاش میشود(رضائیان، 1386: 273). از مصاحبهها این مفهوم استنباط شده است:
“تقسیم کار و تفویض اختیار بین افراد صورت میگیره. یعنی افراد رو در جهت صحیحی به کار میگیریم” (29/2) “استقلال مدیر یکی از ویژگیهای مدیران پالایشگاه است” (2/4) “رهبر باید مهارت تعیین سبک رهبری رو داشته باشه” (6/8) “سبک پویا رو ایجاد کنه سبکی بر اساس دانش و مهارت که سازمان رو به سمت تعالی سوق میده” (9/8) “شناخت چارچوب سازمان بطور مثال اگه بنده چارچوب مالی رو نشناسم اصلاً نمیتونم موفق باشم هر چند دانش مالی خوبی داشته باشم، باید چارچوب سازمان رو خیلی خوب بشناسم و رابطه بین سازمانی و رابطه واحدها رو خوب درک کنم (10/10). ”
“اولین چیزی که به ذهن میرسه توانایی و شایستگی فنی مدیر هست یعنی احاطه مدیر بر عملیات تولیدی شرکت که از نظر فنی بر کل اون فرایند یه تسلط کافی داشته باشه که بتونه اعمال نظر کنه. یعنی سیستم رو بشناسه، بعضی مدیران ما این توانایی رو دارن که از برآیند سیستم بخوبی استفاده کنن ولی این توانایی رو ندارن که بدونن خود سیستم داره چجوری کار میکنه یا عملیات تولیدی به چه طریق هست… (1/7). “
از طرفی یکی از مصاحبهشوندگان به «انعطافپذیر بودن» رهبر اشاره کرده است که باید بتونه بر اساس موقعیتهای مختلف سبک رهبری متفاوتی داشته باشه:
“رهبر باید انعطافپذیر باشه” (1/8) “و باید بتونه بر اساس موقعیت اجتماعی و محیطی و یه سری آگاهی که از اطرافیان کسب میکنه انعطافپذیر باشه و سبک رهبریاش رو طوری تغییر بده که اخلالی در انجام کارها ایجاد نشه (8/8). ”
شایستگی مهم دیگری که در بین مدیران شرکت پالایش پارسیان به آن توجه زیادی میشود «توجه به منابع انسانی» است که بر اساس وظایف مدیریتی یعنی «بسیج منابع و امکانات». به عنوان مثال برخی از مصاحبهشوندگان چنین بیان کردهاند:
“مهمترین ویژگی مدیر کار با منابع انسانی است، هر کسی که بتونه بهتر با منابع انسانی کار بکنه، از قابلیتهای منابع انسانی استفاده کنه، بهتر بتونه کار و شاخصها رو توی کارهای متفاوت تعریف کنه موفق تر هست” (3/3) “مدیریت شرکت از روابط انسانی بالایی برخوردار است، به حقوق انسانی کارکنان خیلی زیاد توجه میکنه” (2/6) “ویژگیهای رفتاری مدیر هست که مناسب مدیریت باشه و میتونه در ارتباط با شرایط سازمان، شرایط پرسنل، شرایط نیروهایی که باهاشون کار میکنه باشه. از نظر آمادگی در سطح بالاتری باشن، تعامل مناسب با نیروها داشته باشن، بتونی بخوبی با کارکنان کار کنه، از نظر رفتاری گفتاری توانایی این رو داشته باشه که یه سرمشق و الگو برای سیستم در تعامل با کلیه کارکنان باشه، در واقع همونکه ما تو مدیریت میگیم مهارتهای سازمانی بیشتر که میتونه با جمع بخوبی کار بکنه (2/7). ”
و مصاحبهشونده دیگر این مطلب را این گونه بیان کرد:
“استاندادهای رهبری میتونه شامل تحمل ابهام باشه، مدیر باید شرایط زیردستان رو درک کنه، مدیریت باید بتونه با نوع توانایی و تمایل افراد برای کار خودش رو مطابقت بده منظور همون سبکهای رهبری است که اگه افراد توان و تمایلی نداشته باشن به چه شکلی باید برخورد کنه اگه افرادی هستند که تحصیلکرده هستند به چه شکلی باید برخورد کنه (32/10). “
و یا یکی از مصاحبهشوندگان سه شایستگی مهم را برای مدیر بر میشمارد که عبارست از:
“توی این شرکت کسی که به عنوان مدیر یا رهبر انتخاب میشه باید سه تا شایستگی خیلی مهم رو داشته باشه 1) رهبر باید تمام استانداردهای روز در ارتباط با رهبری و مدیریت رو بدونه و اونها رو فرا بگیره” (33/10) ” 2) مدیر منابع انسانی قوی باشه یعنی باید افراد زیرمجموعهاش رو بشناسه، توانایی و تمایلاتشون رو درک کنه و منابع انسانی رو به چه شکلی ارزیابی کنه، انگیزه بده و… ” (34/10) 3″) دانش و تجربه در زمینه مدیریت داشته باشه. “
همچنین داشتن ویژگیهای «مهارت فنی» و «مهارت انسانی» برای مدیران:
“ما با یه سری افراد نرمال سر و کار داریم که توانایی و قابلیت خاصی ندران و یه سری افراد با پتانس
یل بالا، این افراد با پتانسیل بالا در واقع کسانی هستند که هم به لحاظ هوش و هم چالش برانگیز بودن در سطح بالایی هستند” (7/11). “بحث توانایی ایجاد ارتباط، شناخت روابط انسانی” (30/2) “مهارتهای ادراکی و مفهومی” (4/4) “توانایی کامل و لازم رو برای رهبری سازمان داشته باشه به این معنی که با زیرمجموعه بتونه به گونهای ارتباط برقرار بکنه که موفق شود به اهداف سازمان دست یابد و از نظر فنی کارآیی لازم رو داشته باشه که بتونه نقش یه مشاور رو ایفا کنه (16/13). ”
از طرفی توجه مدیریت شرکت به سمت «منابع و امکانات رفاهی» برای کارکنان است:
“مدیریت شرکت به مسائل ایمنی کارکنان بخصوص در واحدهای عملیاتی توجه ویژهای داره” (15/6) “امکانات رفاهی خیلی خوبی در سطح عملیاتی فراهم کرده، احداث خانههای سازمانی، توجه زیاد به مسئله ایاب و ذهاب کارکنان، دادن سهمیه پرواز، امکانات زائرسرای مشهد و مجتمع تفریحی محمود آباد (24/6). “
همچنین «همکاری» و «هماهنگی» از دیگر ویژگیهای مدیران شرکت است که از مصاحبهها استنباط شده است. هماهنگی فراگردی است که طی آن، همه بخشهای تشکیلدهنده یک کل برای کسب هدف مشترک ترکیب میشوند. هماهنگی با مجموعهای از ساز و کارهای ساختاری و رفتاری تحقق مییابد که برای مرتبط ساختن اجزای سازمان با یکدیگر به کار میروند و نیل به اهداف سازمانی را تسهیل میکند (رضائیان، 1386: 363).
“ایجاد تعادل و توازن در اجرای امور و نه تداخل در اجرای کار” (31/2) “نظم و انضباط در محیط کار خیلی اهمیت داره” (4/6) “نظم و انضباط بین کارکنان از اهمیت زیادی برخورداره بطوریکه همه سر ساعت مقرر سر کارشون میان، غیبت بین کارکنان خیلی کم هستش و از سیستم اضافهکاری کمتر استفاده میکنن” (14/6) “نظم و انضباط و اعتقاد به ایجاد نظم و اجرای اون در واحد داشته باشه” (15/13) “در قسمت تولید تولیدمون دست خودمون نیست که بگوئیم هر کاری دلمان خواست انجام بدیم ما یه سازمان بالادستی داریم که شرکت نفت و گاز، ما اول باید شرکت رو با اونا هماهنگ کنیم که اونا میزان تولید ما رو برای تامین خوراک بقیه پالایشگاهها مشخص میکنن از طرفی ما به یه سازمان توزیعکننده به نام disspaching مواجه هستیم که گاز رو میگیره و توزیع میکنه پس ما در زمینه هماهنگی یه هماهنگی با بالادستی و پائین دستی باید انجام بدیم تا بتونیم این سیستم رو به نحو احسن اداره کنیم. هماهنگی درون سازمانی مثلاً ما امور مالی هستیم که کنترل کننده عملکرد سایر واحدهای هزینهکننده است ما اگه با واحدهای تشکیلات، امور حقوقی، امور پیمانها و… هماهنگ نشیم اهدافمون پیش نمیره در واقع ما یه سد راهی هستیم برای عملکرد اونا. اگر چه ما بایستی عملکرد کلیه واحدها و هزینههای اونا رو کنترل کنیم و هماهنگیها رو ایجاد کنیم بایستی راهکارهای مناسبی هم به اونا ارائه کنیم. توی یه سیستم و در سازمان هماهنگی بین واحدهای مختلف جزء الزامات است (18/14). “
پنجمین وظیفه مدیریت «ارزیابی و کنترل» است که شایستگی رهبری موجود مدیران شرکت پارسیان است که در برخی از مصاحبهها به آن اشاره شده است. ارزیابی و کنترل فراگردی است که از طریق آن عملیات انجام شده با فعالیتهای برنامهریزی شده تطبیق داده میشوند. این فراگرد برای تصحیح مستمر عملکرد سازمان در جهت دستیابی به عملکرد سازمان در جهت دستیابی به اهداف سازمانی به کار گرفته میشود و میزان پیشرفت در جهت تحقق اهداف را نشان میدهد. منظور از روشهای کنترل مدیریتی، روشها و ساز و کارهایی است که مدیران برای کسب اطمینان از سازگاری «رفتار و عملکرد کارکنان» با «استانداردها، برنامهها و هدفهای سازمانی» به کار میگیرند (رضائیان، 1386: 496).
“مدیر باید از ویژگی توانایی ارزیابی کارکنان برخوردار باشه” (32/2) “توجه به سیستمهای ارزیابی عملکرد افراد مثلاً واحد منابع انسانی یا مدیر عامل قصد دارن که یه نفر رو برای رئیس واحدی انتخاب کنند حالا اونا چند نفر رو انتخاب میکنن و زیر نظر میگیرن که آیا واقعاً انگیزه، توانایی و تمایل لازم برای انجام کار تو این حوزه رو دارن یا نه و ارزیابی عملکرد افراد انجام میشه (31/10). “
سومین دسته مفهومی که در قالب مقوله مربوط به مهارتها بر اساس جدول 2-4 طبقهبندی شده است، «مهارت اجتماعی» است. در این تحقیق، 10 نفر از مصاحبهشوندگان در قالب 23 کد به شایستگی مهارت اجتماعی اشاره کردهاند که در ادامه این مفهوم تشریح میشود.
مهارت در مدیریت روابط و ایجاد شبکهها، و توانایی در یافتن زمینههای مشترک و ایجاد رابطه نزدیک (رهنورد و جویبار، 1387: 107) و یا کفایت فرد در مدیریت روابط و ساختمان شبکههای اجتماعی برای اخذ و کسب نتایج موردنظر مطلوب از دیگران و رسیدن به اهداف شخصی، و توانایی یافتن زمینه مشترک با دیگران و ایجاد رابطه عاطفی همان مهارتهای اجتماعی است (آرمسترانگ، 1388: 345).
شایستگی دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد «مدیریت روابط» و «ایجاد ارتباط نزدیک» است به بیان دیگر مدیر باید مهارت برقراری ارتباط با زیردستان را داشته باشد تا بتواند بطور اثربخشتری مورد پذیرش قرار گیرد. در این مورد مصاحبهشوندگان چنین گفتهاند:
“روابط اجتماعی” (11/2) “و مردمداری” (12/2) “یکی از ارزشهاست. یه نفر هم تخصص داره هم تعهد ولی نمیتونه رابطه خوبی ایجاد کنه حتی نمیتونه با افراد زیرمجموعه ارتباط برقرار کنه لذا این فرد در کارش موفق نیست و خودش بعد از مدتی از مدیریت خسته میشه (13/2). “
شایستگی مهم دیگر، «در میان کارکنان بودن» و «تعلق داشتن به مجموعه» است. وقتی
کارکنان میبینند که مدیر از بین خود آنها بوده و با ایجاد یک رابطه صمیمی و دوستانه طوری رفتار میکند که همه به یک مجموعه تعلق دارند پذیرش و مقبولیت مدیر بیش از پیش میشود. تشریح این ویژگی را میتوان در نمونههای زیر دید:
“من بین سه تا مدیر وقتی قیاس میکنم میبینم که دو تا مدیر وقتی در رستوران غذا دستشونه میرن سر میزی مشینن که به معاونینشون یا روسای واحداشون نزدیکترن و سعی میکنن بیشتر بین همکاراشون باشن این حرکت این رو میرسونه که ما به یه مجموعه تعلق داریم یعنی اینکه مدیر باید در بین ما باشه. ولی مدیر دیگه در آخر رستوران مینشست و خودش رو از بقیه جدا میکرد” (19/2). “مثلاً خدا رحمت کنه تیمسار بابایی رو که نقل میکنن یه روزی تصمیم گرفتن لایروبی منبع آبی رو انجام بدن که دستور داد سربازان این کار رو انجام بدن که خودش هم جزء این سربازان


پاسخی بگذارید