دانلود پایان نامه

دارای هدف مشخص باشد.
ششم: خالی از مسائل بوجودآورندۀ ترس، شک، ناامیدی و تردید در درون کودکان باشد.
هفتم: کودکان را به سمت خوبی، فضیلت، اطمینان و ایمان مشتاق سازد، و آنها را از پیروزی خوبی بر بدی ایمان بر کفر، و امید بر نا امیدی مطمئن سازد.
هشتم: کودک به طور آگاهانه یا ناخودآگاه ارزش یا تفکر یا اعتقادی را از درون آن برگزیند که در زندگیش سودمند باشد، و در درونش آداب اخلاقی، نشأت گرفته از دین و عقیدهاش را محکم سازد.
توجه به داستانهای قرآنی یا دینی باعث میشود که به «داستان های حق» که آن را بر پیامبرش محمد(ص) و پیامبران و فرستادگان پیش از او نازل کرده ایمان قلبی بیاوریم و بانگاهی به تمامی ادبیات جهانی گذشته و جدید اهمیت داستان های دینی در تربیت کودکان برای ما آشکار میگرددد، به طور مثال در انگلیس- هنگامیکه مدارس یکتاپرستی (مسلمانان) برپا شد- نویسندگان معروفی چون «حنامور» و «ساره تریمور» (1781م) رادر زمینه داستانهای دینی کودکان میبینیم. اما میراث اسلامی در دورههای مختلف تاریخ اسلام به مقدار زیادی سرشار از این داستانهاست، و این مطلب همان طوری که گفتیم یک امر رایج و قدیمی بوده است، که در نوشتههای مصریان 3000 سال قبل از میلاد مسیح، در دوران مسیحیت و یهودیت، بودایی، در افسانه های إغریق یا یونان، نزد بوداییها و دینهای غیرآسمانی یا بتپرستی پیش یا پس از رسالتهای الهی آن را مشاهده می کنیم.
داستانهای قرآن به خاطر کاملبودن و دور بودن از خرافات و تحریف و تقلب و ثبت حکمتهای روشن، یا عبرتهای آشکار در اوج هستند ، روشن است که مادران و زنان کهنسال در جهان اسلام، از همان دوران کودکی برای بچهها داستانهای فرعون و موسی، نوح و طوفان، یوسف و زن عزیز، گاو بنی اسرائیل، اهل کهف و أصحاب أخدود، ابراهیم که سلام خدا بر او باد و بتها و آتش، و نیز داستان محمد که بر او صلوات و سلام خدا باد و یهودیها و کافران قریش، و قارون و فرعون و هامان، را بیان میکنند. و کودکان به این داستانها و داستانهای دیگر گوش میکنند، و از شنیدن آنها شاد میشوند، و در فضای داستانها زندگی کرده در نتیجه خیال و اندیشهشان به واسطه این داستانها غنی، و عقیدهشان استوار میگردد، و داستانها آنها را از نیروی شگفتآور قدرت، اراده و ایمان برخوردار میسازد، و به سوی راه خیر، عمل، راستی و برتری رهنمون میشوند.
داستانهای کودکان قدمتی به اندازه بشریت دارند..وبه خاطر اینکه وجودشان ضروری به نظر میرسد، این داستانها سادهترین نوع سخن برای کودک و کسانی که به اندازه کافی از فرهنگ برخوردار نیستند میباشد. و با وجود این که تاریخ سند قدیمیای را برای داستانهای کودک بر جای نگذاشته، ولی بررسیهای جهانی بر وجود این نوع ادبی در میان قبیلههای بدوی و جامعههای متمدن به طور یکسان اتفاق نظر دارند، و ما به «بردیات»15 فرعونی که به تازگی کشف شده- با وجود اینکه این بردیات در حدود سههزار سال قبل از میلاد نوشته شدهاند- اشاره کردیم، هم چنین در کتابی که نویسنده [معروف] نجیب محفوظ آن را ترجمه کرده و دکتر علی حدیدی بر آن در کتاب ارزشمندش تعلیق نوشته، این مطلب وارده شده و دکتر حدیدی در این باره میگوید: «این چنین به نظر میرسد که دین و افسانههای برگرفته شده از آن بزرگترین منبع الهام برای اندیشه مصریان گذشته، و مهمترین انگیزه پیدایش نوآوریها و نوشتن آنها بود و بدینخاطر دین معلم اول مصریان در هنر داستان و روایت بوده است تا آن جا که در آن مهارت یافتندو گام های محکمی دراین زمینه برداشتند ..)16
داستان های دینی کودک فقط محدود به داستان های پیامبران ،قرآن ،سیره و حدیث های معتبر نمیباشد، بلکه فراتر از آن رفته و به داستانهای واقعی معاصر میرسد که اندیشهاش را از واقعیت و ارزشش را از عقیده دینی، و حوادث را از پیشامدهای روزانه دریافت مینماید، و اینگونه است که ارزش های دینی و اعتقادی به «داستانهای واقعی» کودکان در بسیاری از خانهها و مدرسهها و کتابهای ویژه کودک نفوذ پیدا میکند.
و این اندیشه از ظهور آثار – ترجمه یا اقتباس شده یا نوشته شده – برای ادبیات کودک که از این مساله (دین وعقیده )منحرف شده و بسیاری از ارزشهای فاسد ویرانگر را به داستان های واقعی وارد نموده است، جلوگیری نمینماید.
در زمانهای گذشته قاعده و قانون «داستانهای کودکان» اینگونه بود که بر اساس تجربه یا آگاهی راوی مرد و راوی زن مورد بدیههگویی قرار میگرفت، و دارای یک نظریه کامل و قوانین محکم توافق شده نبود، و شرط اصلی این بود که برای کودک قابل فهم و ساده باشد و هدفش مقداری آموزش به کودک و فایدهرساندن به او، دوستی با او و شاد


دیدگاهتان را بنویسید