دانلود پایان نامه

ساختن فطرت الهی خود.

فصل چهارم
ویژگی های انسان در ارتباط با خودش و
تربیت اخلاقی متناظر با آنها (در نهج البلاغه)

مقدمه
یکی از نکته های مهم در تربیت اخلاقی، چگونگی رابطه انسان با خودش است. این رابطه نیز مستلزم شناختی است که فرد از خود دارد. اگر معرفت از خویش با واقعیت مطابقت کند و در مسیر تعالی و تکامل حقیقی باشد رابطه با خود نیز مثبت و ممدوح خواهد بود و به تبع آن عملکردها و ثمرات مفیدی برای فرد در پی خواهد داشت؛ اما چنانچه بینش و معرفت به خویش واقعی و صحیح نباشد گام هایی که فرد برای خود بر می دارد نه تنها نتیجه بخش نخواهد بود، بلکه ممکن است ضررهای جبران ناپذیری را در مسیر کمال به بار آورد. بنابراین، اصل مسلم در مسیر زندگی، اتقان به این نکته است که عملکرد صحیح برای خود بدون شناخت واقعی از خویش، ممکن نخواهد بود. در این فصل ویژگی های انسان در ارتباط با خودش از دیدگاه امام علی(ع)، و پیامدهای تربیت اخلاقی مرتبط با آن در نهج البلاغه بیان می گردد.
1- کرامت انسان
امام علی در مورد کرامت چنین می فرماید: «مَن کَرَمَت عَلَیهِ نَفسُهُ، هَانَت عَلَیهِ شَهَواتُهُ» (نهج البلاغه: حکمت 449).
« هرکه خود را بزرگوا دید، شهوتهایش در دیدة وی خوار گردید».
آدمی، کریم، شریف و بزرگوار خلق شده و خداوند او را کرامت و بزرگواری بخشیده است(علوی،1389، ص187).
« وَ لَقَد کَرَّمنا بَنی آدَم…» (اسراء، 170).
« و به راستی فرزندان آدم را بزرگوار داشتیم…»
در تفسیر المیزان (ج13) «تکریم» در معنای اختصاص دادن به عنایت و شرافت دادن به خصوصیتی دارد که در دیگران نباشد ذکر گردیده است ( به نقل از علوی،1389، ص187).
کرامت، بزرگواری است و کرامت به اصل انسان باز می گردد و اختصاصی به دسته ی معینی از آدمیان ندارد پس آدمیان همه از یک گوهرند و همه شریف اند و از این حیث، هیچ کس را بر دیگری فضیلتی نیست همه به گوهر انسانی کریم و مکرم اند(باقری،1387، ص191).
در وصف منزلت انسان امام علی (ع) چنین بیان می کند:
«فَلَمَّا مَهَدَ أَرْضَهُ، وَ أَنْفَذَ أَمْرَهُ، اخْتَارَ آدَمَ، عَلَیْهِ السَّلامُ، خِیرَةً مِنْ خَلْقِهِ، وَ جَعَلَهُ أَوَّلَ جِبِلَّتِهِ» «هنگامی که خدا زمین را آمادة زندگی انسان ساخت و فرمان خود را صادر فرمود، آدم (ع) را از میان مخلوقاتش برگزید و او را نخستین و برترین مخلوق خود در زمین قرار داد.
پس می توان گفت که خداوند انسان را در آفرینش و خلقت اکرام داشته و این کرامت، شرافت را در سرشت او نهاده است، بنابراین انسان اگر خود را آنگونه که هست بیابد کرامت و عزت را می یابد در نتیجه تربیت اخلاقی او جهت صحیح را می یابد.
حال اگر انسان گوهر وجودی خود را با گناه و رذایل اخلاقی به تیرگی بکشاند پس کرامت خود را تباه کرده است و خفت و پستی از پی این کرامت بوجود می آید و دیگر امید هرگونه کرامتی را به یأس تبدیل می کند.
چنین است که امام علی (ع) در وصیتشان به امام حسن (ع) می فرمایند: «نفس خویش را از هر زبونی و پستی، گرامی دار هر چند زبونی و پستی، ترا به نعمتهای بی شمار رساند، زیرا هرگز برابر آنچه از نفس خویش صرف می کنی، عوض نخواهی یافت.
امام (ع) توصیه اش لزوم توجه به تأدیب نفس را متذکر می شوند و هدف تربیت اخلاقی را تحقق نفس تأدیب یافته است و می فرمایند: «أَیُّها النَّاسُ، تَوَلَّوا مِن أنفُسِکُم تَأدیبهَا» (نهج البلاغه: حکمت 359). « کار تربیت خود را خود بر عهده بگیرید».
حال خداوند انسان را از سرمایه ی عظیم درونی- چون عقل- برخوردار ساخته و او را به سبب همین عقل کریم و بزرگوار داشته است.
عقلی که بوسیلة آن حق را از باطل و خیر را از شر و نافع را از مضر تمیز می دهد. (علوی، 1389، ص 187).
امام علی (ع) در خصوص منزلت و عظمت انسان چنین می فرماید: «ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ اَلْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اِسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ يُجِيلُهَا وَ فِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ يَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ يُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَةٍ يَفْرُقُ بِهَا بَيْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ وَ اَلْأَذْوَاقِ وَ اَلْمَشَامِّ وَ اَلْأَلْوَانِ وَ اَلْأَجْنَاسِ مَعْجُوناً بِطِينَةِ اَلْأَلْوَانِ اَلْمُخْتَلِفَةِ وَ اَلْأَشْبَاهِ اَلْمُؤْتَلِفَةِ وَ اَلْأَضْدَادِ اَلْمُتَعَادِيَةِ وَ اَلْأَخْلاَطِ اَلْمُتَبَايِنَةِ مِنَ اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ وَ اَلْبَلَّةِ وَ اَلْجُمُودِ وَ اِسْتَأْدَى اَللَّهُ سُبْحَانَهُ اَلْمَلاَئِكَةَ وَدِيعَتَهُ لَدَيْهِمْ وَ عَهْدَ وَصِيَّتِهِ إِلَيْهِمْ فِي اَلْإِذْعَانِ بِالسُّجُودِ لَهُ وَ اَلْخُنُوعِ لِتَكْرِمَتِهِ » (نهج البلاغه: خطبه 1).
« سپس خداوند بزرگ، خاکی از قسمت های گوناگون زمین، از قسمت های سخت و نرم، شور و شیرین، گرد آورد، آب بر آن افزود تا گلی خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناک گردید، که از آن، اندامی شایسته، و عضوهایی جدا و به یکدیگر پیوسته آفرید.
آن را خشکانید تا محکم شد. خشکاندن را ادامه داد تا سخت شد تا زمانی معیّن و سرانجامی مشخّص، اندام انسان، کامل گردید. آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید.
به انسان اعضاء و جوارحی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزار عطا فرمود، که آنها را در زندگی به کار گیرد. قدرت تشخیص به او داد تا حقّ و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیلة تشخیص رنگ ها، اجناس مختلف در اختیار او قرار داد. انسان را مخلوطی از رنگ های گوناگون، و چیزهای همانند و سازگار، و نیروهای متضاد، و مزاج های گوناگون، گرمی، سردی، تری، و خشکی، قرار دارد.
سپس از فرشتگان خواست تا آن چه در عهده دارند انجام دهند، و عهدی را که پذیرفته اند وفا کنند، اینگونه که بر آدم سجده کنند، و او را بزرگ بشمارند».
با توجه به گفته امام علی (ع) آدمی واجد صفات و ویژگی هایی (مثل عقل) بوده است که از فرشتگان خدا برتر بوده و می تواند برتر باشد و برتر بماند؛ این زمانی است که در جهت تربیت خود آدمی گوهر شریف خود را پاس بدارد و آن را جلوه ای بهتر بدهد خود را سزاوار کرامتی بیشتر می کند.
لذا در جهت تربیت اخلاقی فرد می توان گفت که تعقل و تفکر کلید معرفت و شناخت است، باعث تشخیص و درک صحیح فضایل و رذایل می شوند و انسان با توجه به تعقل و تفکر تلاش می کند که صفات ناپسند را از خود دور کند و از آنها اجتناب کند. پس چنین انسانی که خود را بخوبی شناخت، خود و ارزش وجودی خویش را بالاتر از این می داند که تن به گناه و پستی بدهد. می توان گفت یکی از بالاترین راهکارهای اجتناب از گناه را «خودشناسی» دانست (علوی، 1389، ص317).
امام علی(ع) می فرماید: «بهترین معرفت برای انسان خود شناسی است» (غرر الحکم، ص179). و از همه مهمتر خودشناسی بهترین راه برای خداشناسی است. «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ؛ هرکه خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است». (غررالحکم، ص164).
در منظر امیرمؤمنان علی (ع) شناخت انسان و استعدادها و جایگاه او در تربیت اخلاقی چنان مهم تلقی شده است که آن حضرت فرموده است: «العَالِمُ مَنِ عَرَفَ قَدرَهُ، بِالمَرءِ جَهلاً أَلَّاَیَعرِفَ قَدرَهُ». (نهج البلاغه، خطبه 103).
«دانا کسی است که قدر خود را بشناسد، و در نادانی انسان همین بس که قدر خویش را نشناسد» پس که از موانع تربیت اخلاقی عدم معرفت انسان به خویشتن است.
به راستی تربیت اخلاقی انسان از طریق خودشناسی به کرامت نفس خود پی می برد و اینکه گوهر وجودی خود را نباید به آسانی از دست داد و با شناخت خودش است که به مقابله با هوای نفس و انگیزه های شهوت آماده می شود به استعدادهای گوناگون و نقاط قوت خود پی می برد و تشویق می شود که برای پرورش استعدادها بکوشد و آنها را شکوفا سازد و نقاط قوت خود را در وجودش بارزتر کند.
انسان از دیدگاه نهج البلاغه موجودی شریف و کریم است که برای هدفی مقدس و ارجمند آفریده شده است. این هدف والا، همان عبودیت و قرب الهی است.
امیرمؤمنان علی (ع) در وصیتنامة تربیتی خود به امام حسن (ع) چنین آورده است:
« وَ مَن اقتَصَرَ عَلَی قَدرِهِ کَانَ أَبقَی لَهُ» (نهج البلاغه: نامه 31).
« هرکه قدر خود بداند حرمتش باقی ماند».
امام علی (ع) می فرمایند: «الاَحُرُّ یَدَعُ هذِهِ اللُّمَاظَهَ لِاَهلِها؛ اِنَّهُ لَیسَ لِاَنفُسِکُم ثَمَنُ اِلّا الجَنَّهَ فَلا تبیعُوها اِلّا بِهَا» (نهج البلاغه: حکمت 456) .
«آیا آزاده ای نیست که این طعام پس مانده را بیفکند و برای آنان که در خورش هستند واگذارد؟! جانهای شما را بهایی جز بهشت نیست پس جز بدان مفروشید».
در این بیان، دنیا و تعلّقات آن درپستی و حقارت به پس ماندة غذای دیگران تشبیه شده است که آزادی انسان که همان بندگی خدای متعال است می طلبد و که با بزرگواری و بی اعتنایی ازکنار آن بگذرد و اسیر آن نشود. پس انسان برای اینکه کرامت خود را حفظ کند باید از گناه کردن اجتناب کند چرا که شامل این گفته ی امام علی(ع) می شود.
امام علی (ع) می فرماید: «هَلَکَ امرُءُ لَم یَعرِف قَدرَهُ » (نهج البلاغه، حکمت 149).
« کسی که ارزش خود را نشناخت، تباه گشت».
حاصل کلام آنکه، خود را بشناسید تا کمتر گناه کنید و دیگران را به خودشان بشناسانید تا آنکه کمتر گناه کنند (علوی،1389، ص 217).
موانع تربیت اخلاقی انسان در ارتباط با خودش
برای اینکه انسان کرامت ذاتی خود را حفظ کند لازم است به رذایل اخلاقی مثل عجب (که فرد صفاتش را بالاتر از آنچه هست می بیند و آن صفات در نظرش بصورت افراط گونه عالی جلوه می کنند) و یا کبر (که در آن فرد خود را با دیگری مقایسه می نماید و خود را بالاتر می بیند)؛ و یا تکبر (که در آن فرد نه تنها صفات و خصوصیاتش بسیار به نظرش جلوه می کند و به تنها در مقایسه خود با دیگران، خود را بالاتر ارزیابی می نماید، بلکه در رفتارش این بزرگ بینی پنداری اش را نشان می دهد) (علوی،1389، ص221) توجه داشته باشد و آلوده به این گناهان نشود که می توان گفت عجب، کبر و تکبر از موانع تربیت اخلاقی هستند.
امام علی (ع) در مورد عجب چنین بیان می کند:
«عُجبُ المَرءِ بنَفسِهِ أحَدُ حُسّادِ عقلِهِ» (نهج البلاغه: حکمت 212).
« خودپسندی یکی از حسودان عقل است».
عقل، انسان با کار و تلاش مفید در جهت رسیدن به اهداف والاتر است در حالیکه عجب در انسان ایجاد غرور می کند پس بزرگترین آفت و مانع در تربیت
اخلاقی است که موجب رکود و در جا زدن آدمی می شود. همچنین در حکمت 109 امام علی (ع) در نهج البلاغه در مورد عجب چنین می گوید:
« لَاوَحدَه أوحَشُ مِنَ العُجبِ»
«هیچ تنهایی وحشتناک تر از خود بینی و خودپسندی نیست».
در این جا نشان می دهد که عجب و خودپسندی موجب دشمنی می شود و حتی کار نیک را با عجب انجام دهیم بدتر از گناه است که حضرت علی (ع) در حکمت 46 نهج البلاغه چنین بیان کرده است:
« سَیئَهٌ تَسُوءُیَ خَیرٌ عِندَاللهِ مِن حَسَنَهٍ تُعجِبُکَ»
« گناهی که تو را پشیمان کند، بهتر از کار نیکی است که تو را به خود پسندی وا دارد».
پس با توجه به سخنان امام بزرگترین خطر در راه تربیت اخلاقی انسان عجب است.
پیامبر می فرماید: حتی اگر گناه هم نکنید، نگران بزرگتر از آن بر شما هستیم و آن عجب است(غررالحکم،1360، ص 250).
کبر نیز از جمله رذایل اخلاقی است که انسان را به ارتکاب گناهان دیگر فرا می خواند؛ چنانکه حضرت علی (ع) چنین فرمودند: « الحِرصُ وَ الکِبرُ


دیدگاهتان را بنویسید