دانلود پایان نامه

اهمیت بسیار زیادی دارد. اُمید پایین می تواند سطح افسردگی و نقص روانی اجتماعی پائین تری را پیش بینی کند (الیوت ویتی، هافمن، 1991).
رابینسون (1983، به نقل از اسلامی نسب)، معتقد است اُمید یکی از پایه های اصولی توازن و قدرت روانی است که مشخص کننده دستاوردهای زندگی است. اُمید، توانایی باور یک احساس بهتر از آینده است. اُمید با نیروی نافذ خود، سیستم فعالیتی را تحریک می کند تا سیستم بتواند تجارب نو را به سطح بالایی از عملکردهای روانی و رفتاری نزدیک می کند و در نتیجه اُمید، انسان را به تلاش و کوشش واداشته و او را به سطح بالایی از عملکردهای روانی و رفتاری نزدیک می کند و اُمید یکی از نشانه های سلامت است (امینی، 1388).
اُمید یکی ازویژگی های زندگی است که ما را به جستجوی فردایی بهتر وا می دارد. اُمید یعنی موفقیت و آینده بهتر برای زیستن، هنگامی که اُمید در دل و ذهن وجود داشته باشد، شادی و سرور در زندگی حضور خواهد داشت. سیلیگمن و زیکزنتمیهالی (2000)، روانشناسی طی 60 سال گذشته به گونه ای گسترده به علم تبدیل شده است آنها چنین پیشنهاد می کنند که روان شناسان نه تنها باید به این موضوع که با رخدادهای قبلی زندگی کنار بیاید و آنها را درمان کنند، بپردازند بلکه باید به فهم آن چیزهایی که زندگی را ارزشمند می سازند نیز کمک کنند. دینر (2000)، بر این باور است که حتی در جوامع مادی، دستیابی به اشیای مادی فقط به میزان متوسطی به احساس شادی مربوط است. پژوهش نشان داده است که شرایط زندگی خانوادگی، دوستان همدل و زمان کافی برای انجام علائق گوناگون با شادمانی مربوط است. دینر توصیه می کند همان گونه که شاخص های ملی برای تولید، تمرکز دارند، کشورها باید چگونگی تداوم و شدت احساس خشنودی و شادی افراد را در موقعیت های مختلف زندگی اندازه گیری کنند.
در تعریف دیگر اُمید می توان گفت به خود اُمید داشتن، برابر با اعتماد به خویش است. برای داشتن هر یک از این دو، داشتن هر دو ضرورت دارد. در معنای اُمید، اعتقاد بر این است که شخص می تواند نیروهای خلاقه ی خویش را در راه بهبود چگونگی زندگیش به کار برد. برای به اجرا در آوردن این کار، نیازمند اعتماد هستند و اعتماد از رفتار پدید می آید نه از آرزو کردن یا تفکر درباره ی چیزی. اُمید بخش ذهنی و اعتماد، بخش رفتاری است و باید با این اندیشه آغاز کرد که هیچ چیز چاره پذیر نیست. صرف نظر از هر گونه شرایط باز هم می توان تصمیم به تفکر اُمیدوارانه گرفت و این کار شخص را یاری می دهد که رفتارهای اعتمادآمیز را برگزیند (دایر، 1991؛ ترجمه نیک فطرت، 1388).
اُمیدواری، درخواستی است که یک فرد برای آینده خود دارد (کلارک، کیزان ،2002؛ ون دانگن ،1998). اُمید، ادراک افراد در رابطه با توانایی های گسترش راهبردها در جهت رسیدن به هدف و حفظ انگیختگی تا رسیدن به هدف را نشان می دهد ( اشنایدر و لوپز، 2003). اُمید در بردارنده تصورات و توجه افراد به آینده است و با این تصور که احتمال دارد نتایج مثبت حاصل گردد، باعث تلاش فرد می شود. هر نوع مفهوم سازی از اُمید، ویژگی های چند بُعدی، چویایی، آینده نگر و فرآیند نگری آن را منعکس می کند (مک کلمنت و چوکنیوف، 2008؛ بالجانی و همکاران، 1390).
مطابق نتایج برخی از پژوهش ها، افراد اُمیدوار و شادمان، روابط اجتماعی قویتری با دوستان، همسر، همسایگان و بستگان خود دارند (فردیکسون، 2009، گیلتی و همکاران، 2004، دانر و همکاران، 2001، فاولر و کریستاکیز، 2008).
وضعیت اُمید به آینده، پیامدهای مختلفی برای افراد در پی دارد که در بالاترین سطح آثار خود را در قالب پیشرفت یا رکود و توقف جامعه نشان می دهد ( قریشی، 1388).
به اعتقاد اشنایدر، برگزیدن هدف های مناسب و تلاش برای رسیدن به آنها، همان چیزی است که می توان به آن تفکر هدفمدار یا اُمید گفت (نصیری و جوکار، 1387) ریمان (1997)، نیز تعیین هدف، نیروی راهیابی و نیروی اراده را سه جزء اصلی اُمید تعریف کرد (علی پور و اعراب شیبانی، 1390).
جون و نیکولای چوک (1998)، اُمید را با هفت مؤلفه مشخص می کنند که در زبان انگلیسی با حرف “c” شروع می شوند و نشان کنارآیی، اقدام، شادی، اجرا، ارتباط، خُلق و جمع گرایی است (قریشی، 1388).
نااُمیدی، حالت تکان دهنده ای است که با احساس عدم امکانات، ناتوانی و بی علاقگی آشکار می شود و فرد در اثر نااُمیدی به شدت غیر فعال شده و نمی تواند موقعیت های زندگی را بسنجد و در نتیجه این مشکلات، قدرت تطبیق با تغییرات زندگی را ندارد. همچنین اُمید و نااُمیدی با هدف های فرد و امکان موفقیت او و رسیدن به هدف ها تأثیر دارد. در واقع نااُمیدی، رسیدن به هدف را مشکل می کند و روابط بین فردی دچار اختلال می شود (اشنایدر، 1980؛ به نقل از اسلامی نسب،1373).
فرانکل معتقد است که افراد نااُمید، افسرده و بی قرار و آنهایی که احساس تنهایی می کنند غالباً از بی معنایی و پوچی زندگی شکایت دارند. در زندگی هیچ چیز آنها را به خود پایبند نمی شازد و برایشان ارزشی ندارد (رحیمیان، 1377).
اُمید، به اختیار خود انسان است و از آنجا ناشی می شود که تصمیم بگیرد که هیچ گاه خود را کمتر از موجودی بی همتا و مهم نپندارد. شخص، اُمید را با تصمیم به داشتن آن بدست می آورد. فقط به سادگی تصمیم می گیرد که دیگر به وسیله هیچ چیزی بیرون از وجود خویش، خرد و فرسوده نخواهد شد و مسئولیت تغییر زندگی خویش را در صورت نا مطلوب بودن، بر عهده گرفته و علیرغم مخاطرات مربوطه اینکار را انجام خواهد داد (دایر، 1991؛ ترجمه نیک فطرت، 1388). میزان اُمید یا نااُمیدی می تواند بر تعاملات بین افراد تأثیر بگذارد.این تعاملات در قالب سرمایه اجتماعی افراد مشخص می شود. زتومکا (2003) اُمیدواری و تمایل به آینده را یکی از خلقیات اجتماعی افراد دانسته، این خلقیات را در ایجاد فرهنگ اعتماد در جامعه دخیل می داند.
تحقیقات و بررسی ها گویای آن است که داشتن حمایت اجتماعی می تواند در رضایت و اُمید به زندگی افراد تأثیر گذار باشد. بدیهی است که همه انسان ها در هنگام گرفتاری ها به حمایت اطرافیان و دوستان خود نیاز دارند تا احساس امنیت کنند. لذا هر چه احساس حمایت و انسجام از سوی دیگران در افراد بیشتر باشد میزان اُمیدواری آنان نیز افزایش می یابد و احساس انسجام و حمایت اجتماعی به دو روش، رضایت از زندگی و اُمیدواری را متأثر می سازد؛ به شکل مستقیم و به صورت غیر مستقیم (وان لیون و همکاران، 2010). تأثیر مستقیم یا تأثیر عمومی حمایت اجتماعی بر رضایت زندگی است که در این روش بدون در نظر گرفتن میزان پریشانی تجربه شده از جانب فرد، بر رضایت از زندگی تأثیر می گذارد و روش دوم شامل تأثیر غیر مستقیم یا تأثیر میانجی است که از افراد در مقابل تأثیرات منفی در شرایط استرس زا محافظت می کند ( عسکری و شرف الدین، 1387).
در واقع، احساس حمایت و انسجام یک کمک دو جانبه است که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود و اُمیدواری، احساس عشق و رضایت مندی می گردد و اضطراب را کاهش می دهد و تمام اینها به فرد فرصت خودشکوفایی و رشد را می دهد (قنواتیان و همکاران، 1381).
بررسی ها نشان داده است که اُمیدواری واریانس بی بدیلی برای خوش بین به وجود می آورد و می تواند کمک خوبی به پیش بینی متغیر های مختلف داشته باشد (قریشی، 1388).
اسلامی نسب (1373)، معتقد است که اُمیدواری بر کیفیت روابط با دیگران تأثیر می گذارد؛ به طوریکه افراد نااُمید به ندرت می توانند با دیگران ارتباط رضایت بخشی برقرار کنند؛ پس همواره احساس تنهایی کردهو در انتظار شکست به سر می برند و وقایع کوچک را بسیار بد تعبیر می کنند.
اُمید به عنوان یک استراتژی کنار آمدن در حوزه های مختلف تحصیلی، ورزشی، سلامت روان، شغل و کار ایجاد شده است و از بین سازه های مثبت (مثل خوش بینی)، که در سلامت جسمانی و روانی موثر می باشند، سازه اُمید توجه فزاینده ای را به خود اختصاص داده است (پترسون، گرهارد و رود ،2005).
اُمید با سلامت روانی و جسمی که با انواع مقیاس ها مانند پاسخ مثبت به مداخلۀ پزشکی سلامت ذهنی، خُلق مثبت، پرهیز ازرویدادهای پُر فشار زندگی، نشاط و شادکامی در امور زندگی و مسأله گشایی همبستگی مثبت داردو آنها را پبش بینی می کند (کار، 1384؛ترجمه مهرداد کلانتری). یکی از ویژگی های آدمی این است که با اتکا به اُمید و آینده زندگی می کند و فردی که به آینده اُمید ندارد محکوم به فنا است (فرانکل، 1958؛ ترجمه میلانی و صالحیان، 1377).
افراد اُمیدوار، معناهای مورد نظر خود را به شکل موفقیت آمیزی دنبال می کنند و در نتیجه هیجان های مثبت بیشتری را تجربه می کنند. افراد دارای سطح اُمید پایین در رویارویی با مشکلات برای رسیدن به معناهای مورد نظر خود مشکل دارند. و در نتیجه هیجان های منفی بیشتری را تجربه می کنند. اُمید عامل مؤثری در دستیابی به موفقیت های اجتماعی است. نداشتن اُمید به زندگی یا پائین بودن آن، موجب می شود که فرد احساس کارآیی و خود کارآمدی پائینی داشته باشد، عزت نفسش کاهش یابد وبه این ترتیب تلاش برای پیشرفت در زندگی را بیهوده بداند و در نتیجه موفقیت های کمتری بدست آورد (اشنایدر، 2002).
رآب (2007)، می نویسد که آموزش اُمید تا اندازه معینی خاصیت پیشگیری دارد. اُمید با اضطراب همبستگی منفی دارد و مانع تصورات آسیب پذیری و اختلالات اضطرابی و عدم پیش بینی می شود (اشنایدر و همکاران، 1999). به علاوه کسانی که اُمید بالایی دارند، در توانایی بیشتری برای حل مسائل اجتماعی خود هستند تا کسانی که دچار اُمید پائین هستند (چانگ، 1998؛ به نقل از بهاری).
اُمید علائم و آثار متعددی به جای می گذارد. از نظر جسمی؛ فرد اُمیدوار پُر انرژی بوده و زندگی را توأم با خوشی، رفاه و سلامت سپری می کند و فردی است مُدعی، سرزنده و آماده رویارویی با خطرات، از نظر احساس؛ خوش بین، شاداب، آرام، هماهنگ، باوقار عاری از اضطراب و احساس گناه و عصبانیت است، از نظر هوشی او فردی است هُشیار و دارای قضاوت مُدلل و واقع بین و همچنین دارای تفکر، آزادی انتخاب و کنترل زندگی است. در بُعد اجتماعی متمایل به برقراری ارتباط و فعالیت با دیگران است و در بُعد روانی دارای فلسفه معنی دار و هدفمند در زندگی است (بک و همکاران؛ به نقل از باقرپور، 1386).
از دیدگاه اریک فروم اُمید پدیده ای متناقص است نه انتظاری است انفعالی یا کُنش پذیر، و نه نیرویی غیر واقع بینانه که بتواند شرایط ناممکن را به وجود آورد. اُمید آمادگی برای لحظات واقع نشده است و اُمید نسبت به چیزی که وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد، بی معنی است. کسانی که اُمیدشان ضعیف است یا به تن پروری می اندیشند یا به اغتشاش. اما کسانی که اُمیدشان نیرومند است، نشانه های زندگی تازه را می بیینند و هر لحظه آماده هستند تا بتوانند چیزی که آماده زاده شدن است یاری می دهند. اُمیدوار بودن حالت و کیفیفتی از بودن است. آمادگی متراکم و هنوز مصرف نشده ای برای فعالیت است.
2-2۵ ابعاد اُمید:
هرت (1991)، ابعاد تکراری اُمید از جمله بُعد عاطفی، شناختی، رفتاری، ارتباطی، زمانی و زمینه ای را به 3 بُعد جدید تقسیم بندی نمود:
1- بُعد شناختی و زمانی: این بُعد در اصل ثبت یک موقعیت فعلی یا آتی است که در آن فرد با این سوال مواجه می شود که آیا تقاضای او در یک دوره زمانی کوتاه مدت یا طولانی به تحقق خواهد پیوست.
2- آمادگی و انتظار مثبت درونی: بُعد هیجانی و رفتاری همراه با احساس و انتظار قابل اطمینان نسبت به رخدادهای آتی که منجر به احساس آمادگی برای دنبال کردن طرحی برای دستیابی به اهداف و نیازها می گردد.
3-ارتباط درونی با خود و دیگران: بُعد ارتباطی و زمینه ای که در آن فرد به اهمیت وابستگی به دیگران یل خود (Self)، یک تفکر و روح مقدس توجه می کنند و این خود به توانایی برای رویارویی با موقعیت های دشوار می انجامد.

2-٢۶ پیشینه تحقیق:
فلاح زاده و هادیان (1384)، در پژوهشی به بررسی “مقایسه اُمید به زندگی در مردان و زنان استان یزد در سال های 1382-1375” پرداختند. نتایج نشان دهنده این بود که اُمید به زندگی در مردان و زنان در سال 1382 نسبت به سال 1375 افزایش داشته و این افزایش در زنان بیشتر از مردان بوده است.
امجدیان (1384)، در پژوهشی به بررسی “تأثیر پتانسیل آنومی و زمینه های بروز آن در شهرستان کرمانشاه” پرداخت که نتایج بیانگر این بود که کسانی که اُمید به آینده ندارند بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند و این امر بر اعتماد اجتماعی آنها تأثیر منفی بر جای می گذارد.
خوشحالی، محجوب (1385)، در پژوهشی تحت عنوان “محاسبه اُمید به زندگی زنان و مردان در شهرستان های مختلف استان همدان و برازش مدل به آن” پرداختند. که مقایسه نتایج حاصل از این پژوهش با آخرین برآوردهای کشوری در سال مربوطه حاکی از مناسب بودن وضعیت بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی در استان همدان بود.
سهراب زاده (1386)، تحقیقی با عنوان “اثربخشی معنادرمانی به شیوه گروهی بر افزایش اُمید به زندگی بیماران سرطانی بیمارستان شفای اهواز” انجام داد. و یافته های بیانگر این بود بین میانگین های پس آزمون گروه آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد.
حسینیان، سودانی و مهدی زاده هنرمند (1387)، به بررسی “اثر بخشی معنا درمانی گروهی بر اُمید به زندگی بیماران سرطانی بیمارستان شفای شهر اهواز” پرداختند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن بود که معنا درمانی به شیوه گروهی باعث افزایش اُمید به زندگی در مبتلایان شد.
حمیدی (1387)، به بررسی “تأثیر آموزش گروهی اُمید به زوجینی که به مراکز مشاوره مراجعه می کنند” پرداخت و نتایج بیانگر این بود که بین آموزش گروهی اُمید و کاهش تعارضات زناشویی رابطه معناداری وجود دارد.
علاءالدینی (1387)، در تحقیقی با عنوان “تأثیر اُمید درمانی بر میزان افسردگی دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان با بهره گرفتن از ضریب همبستگی پیرسون” پرداخت و در یافت که هر چه مؤلفه اُمید در دانشجویان بیشتر باشد افسردگی کاهش می یابد و هر چه اُمید و اُمیدواری کمتر باشد افسردگی در دانشجویان افزایش می یابد.
محمدی و بهروزی (1387)، در تحقیقی با عنوان”بررسی رابطه معنای زندگی و اُمیدواری در دانشجویان دانشگاه شیراز” پرداخت. نتایج نشان داد که بین دختران و پسران از لحاظ اُمیدواری تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارتی دختران از لحاظ میزان اُمیدواری نسبت به پسران نمره بیشتری بدست آورده اند.
بیجاری (1388)، در پژوهشی به منظور “بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد اُمید بر افزایش میزان اُمید به زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان” انجام داده و یافته ها بیانگر این بود که گروه درمانی مبتنی بر رویکرد اُمید درمانی در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری موجب افزایش اُمید به زندگی و کاهش افسردگی می


دیدگاهتان را بنویسید