دانلود پایان نامه

گردید.
اسدی و همکاران (1392) در پژوهش خود تحت عنوان “عزت نفس و نگرش به ظاهر بدنی پیش و پس از عمل جراحی زیبایی بینی” به این نتیجه رسیدند که بین عزت نفس متقاضیان پیش و پس از عمل جراحی تفاوت معنادار نبود.اما بین نمره های نگرش به ظاهر بدنی، پیش و پس از عمل جراحی تفاوت معنادار بود.
اعتمادی فر و امانی (1392)، به مطالعه “جامعه شناختی انگیزۀ زنان از گرایش به جراحی زیبایی” پرداختند که نتیج نشان داد که انگیزه زنان از انجام عمل های زیبایی، به دو دسته کلی انگیزه های شخصی (انگیزه های معطوف به خود) و انگیزه های فراشخصی (انگیزه های معطوف به فراخود) طبقه بندی نمودند.
خزیر، دهداری و محمودی (1392)، به بررسی “نگرش دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی نسبت به انجام جراحی زیبایی و رابطه با تصور از بدن” پرداختند. یافته ها نشان داد 70% دانشجویان تمایل به تغییر ظاهر قسمت هایی از بدن خود را داشتند 60% ظاهر فیزیکی خود را با مانکن ومُدل مقایسه می کردند همچنین 72% دانشجویان احساس می کردند بقیه افراد از نظر ظاهری جذاب تر از آنها هستند 77% از دانشجویان با خرید محصولات آرایشی سعی می کردند ظاهر خود را بهتر کنند و یافته ها نشان داد که بین نگرش نسبت به جراحی زیبایی و تصور از بدن رابطه معنی دار (0.001P) وجود دارد.
رمضانی و همکاران (1392)، به بررسی “میزان تأثیر جراحی زیبایی بینی بر عزت نفس و تصویر بدنی در دختران” پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد، در دو متغیر عزت نفس و تصویر بدنی قبل و بعد از عمل جراحی زیبایی بینی تفاوت معناداری نشان ندادند. به علاوه بین عزت نفس و تصویر بدنی رابطه ی معناداری وجود ندارد، ولی در یکی از خرده مقیاس ها «رضایت از قسمت های بدن» با عزت نفس همبستگی وجود دارد.
مددی، امام زاده، کدیورو نوابی نژاد (1392)، در تحقیقی به “بررسی و مقایسه مهارتهای اجتماعی، عزت نفس در بین زنان متقاضی جراحی” پرداختند. نمونه تحقیق مشتمل بر 261 نفر می باشد. در این تحقیق از سه ابزار، پرسشنامه عزت نفس، پرسشنامه رشد مهارت های اجتماعی استفاده شد. نتایج نشان داد که بین زنان از نظر عزت نفس و مهارت های اجتماعی تفاوت معنی داری مشاهده نشد .
طهماسبی، یغمایی و طهماسبی (1393)، در مقاله پژوهشی تحت عنوان “عوامل مرتبط با تمایل به انجام جراحی زیبایی بر اساس نظریه عملکرد منطقی در دانشجویان شهرکُرد” پرداختند. که یافته های پژوهش نشان داد که جایگاه خانواده به عنوان مهمترین عامل تأثیر گذار به گرایش به عمل جراحی زیبایی و ایحاد احساس امنیت در جوانان مورد توجه است.
ظریف کار (1393) به “مقایسه عزت نفس و خودپنداره در دانشجویانی که جراحی پلاستیک انجام دادند”، پرداخت. نتایج یافته ها بیانگر این بود که عزت نفس و خودپنداره در دانشجویانی که جراحی پلاستیک انجام دادند در بین دختران و پسران در هر گروه رابطه وجود دارد .
کریم زاده و همکاران (1393) به بررسی و “شناسایی عزت نفس و پیش بینی کننده های آن در ویژگی شخصیت با اضطراب اجتماعی در افراد متقاضی جراحی پلاستیک” پرداختند. یافته های پژوهش نشان داد که هر قدر افراد عزت نفس مثبت تری برخوردار باشند از ویژگی های شخصیتی برون گرایی بیشتر و اضطراب اجتماعی کمتری برخوردارند.
کاظمی (1393)، به ” مقایسه 5 عامل بزرگ شخصیتی و عزت نفس افراد داوطلب جراحی زیبایی و افراد عادی در شهرستان رشت” پرداخت. و یافته ها نشان داد که میزان وظیفه شناسی، برون گرایی افراد خواستار جراحی زیبایی و افراد عادی در سطح 01/0P معنادار است و در سطح 0/05P ویژگی انعطاف پذیری و روان نژندی افراد داوطلب جراحی زیبایی با افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد.
وبسز (1983)، پژوهشی با عنوان “زیبایی، نماد و منزلت” انجام داده که نتایج به دست آمده نشان می دهد جذابیت صورت، تفاوت های قابل پیش بینی را در ارتباطات اجتماعی عام و خاص ایجاد می کند و نیز تأثیرات و جذابیت چهره می تواند در ترکیب با ویژگی های منزلتی دیگر دچار تغییر و تعدیل شود.
جرونمن (1993)، روند شناسایی پیش از عمل برای بیماران سیر نشدنی را ارائه نمود. استدلال می شود که شخصیت بیماران تحت عمل زیبایی مختل نمی شود و اکثریت این بیماران از نتیجه ی اصلاحات پس از عمل راضی باشند. اما درصد خیلی کمی از بیماران ناراضی بوده و برای دفعات متوالی روند جراحی را تکرار می نمایند. در این مطالعه فرض بر آن بود که شخصیت بیماران سیر نشدنی برای عمل جراحی ساختار مرزی دارد.
کش و همکاران (1996)، نتیجه گرفت که افراد متقاضی جراحی زیبایی پس از عمل بهبودی بیشتری در حساسیت بین فردی، وسواس و نگرانی نسبت به ظاهر، جرأت ورزی، اعتماد به نفس و سازگارری های اجتماعی را از خودشان دادند.
هونیگمن (2001)، مطالعات مربوط به خروجی های روانشناسی و روانی اجتماعی افراد تحت عمل جراحی زیبایی را مرور کرد تا دریتبد چنین عمل هایی مسبب بهبودی سلامت روانی و عملکرد روانی اجتماعی افراد می شود یا خیر. به صورت کلی بیماران از نتیجه ی این عمل ها رضایت داشتند. اما با این وجود برخی از آنها نیز اختلالات گذرا یا طولانی مدت را تجربه نمودند. در نتیجه جراحان باید در اجرای این اعمال روی افراد دارای اختلالات روانی توجه کافی را به کار گیرند. مطالعات بیشتری برای کمک به جراحان در شناسایی بهتر ریسک نتیجه ی نامناسب در بیماران مورد نیاز است. و در این مطالعات باید به دقت جمعیت مورد مطالعه مشخص شود.
دلاماتر (2002)، نشان داد که بیماران متقاضی جراحی زیبایی که تحت جراحی زیبایی و یا ترمیمی قرار می گیرند، بدشکلی بدن خود را به گونه ای افراطی ارزیابی می کنند. یافته های این پژوهش نشان داد که جنبه های روانی و اجتماعی، انگیزۀ اصلی گرایش به جراحی های زیبایی بود.
بابوججو و همکاران (2003)، نشان دادند که زنان طالب جراحی رینوپلاستی دارای ویژگی های خودمحوری، بچه گانه، فعالیت زیاد، تکانشی، رقابتی، عکس العملی و کمال گرایی درباره خودشان بودند. و مردان طالب جراحی زیبایی رینوپلاستی دارای تنش، اضطراب با احساس حقارت بودند.
شور (2003) در پژوهشی نشان داده است که افرادی جراحی پلاستیک داشتند خودپنداره ،اضطراب اجتماعی و ارتباطات بین فردی، آنان در موقعیت های مختلف کاهش داشته است.
گرین و همکاران (2003)، به بررسی “رابطه نارضایتی از بدن و جراحی زیبایی” پرداختند. که نتایج بیانگر این بود که نارضایتی و نگرانی نسبت به بدن و اشتغال ذهنی به تغییر دادن آن در بین جوانان داوطلب جراحی زیبایی بیشتر مشاهده می شود.
ساروری و همکاران (2005)، در پژوهشی به بررسی “میزان افسردگی، اضطراب و تصویر بدنی در افراد متقاضی جراحی زیبایی” پرداختند. نتایج حاکی از آن بود که میزان افسردگی و اضطراب در زنان متقاضی جراحی زیبایی نسبت به زنان غیر متقاضی دانشگاه پنسیلوانیا تفاوت معناداری با هم ندارند. در بررسی میزان افسردگی، اضطراب و تصویر بدنی در افرادی که جراحی زیبایی انجام داده بودند نسبت به افراد عادی زن دانشگاه پنسیلوانیا نشان داد، میزان اضطراب و افسردگی گروهی که جراحی زیبایی انجام داده اند و افراد عادی تفاوت معناداری با هم ندارند ولی گروهی که جراحی زیبایی انجام داده اند نارضایتی از تصویر بدنی کمتر نسبت به گروه عادی گزارش دادند.
فرارو (2005)، ویژگی های روانی بیمارانی که در پی عمل جراحی زیبایی هستند را برای تعریف خصوصیات متداول و ایزوله سازی ناهنجاری های عمده ی روانی بررسی نمود. که در این پژوهش عزت نفس و ادراک شخص نیز مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که طبق مطالعات پیشین پنین افرادی دارای نوعی دوگانگی بین تصویر بدنی و تصویر درونی خود هستند. سابقه های روانی بسیاری در این گونه موارد دیده می شود. و در نتیجه حتماً به کار گیری یک رویکردروانی پایه توسط جراح نیاز است.
بلینو (2006)، در تحقیقی به مطالعه “رابطه ی بین اختلالات شخصیتی و علائم دیس مورفی در متقاضیان جراحی زیبایی” پرداخت. و چنین نتیجه گرفت وجود یک واکنش آسیب شناسی روانی به نقائص تصور شده درباره ی ظاهر در بیماران تحت عمل جراحی زیبایی با شدت اسکیزوفرنی و اختلالات شخصیتی پارانوئید در ارتباط است. ارزیابی های پیش از جراحی می توانند به تعریف یک پروفایل کلینیکی برای بیماران کمک کند.
سارور (2007)، در تحقیقی به بررسی ” تصویر بدن دانشجویان زن و تمایل به جراحی زیبایی” پرداخت. و در پژوهش خود به این نتیجه رسید که افراد بعد از انجام جراحی زیبایی، تصویر بدنی بهتری از خود گزارش می دهند.
ظهیرالدین و همکاران (2007)، به “مقایسه سلامت روانی و خودمفهومی در میان متقاضیان جراحی زیبایی بینی و افراد عادی” پرداختند. و یافته ها نشان داد که تفاوت معناداری بین این دو گروه در سلامت روانی و خودمفهومی وجود ندارد.
فردریک و همکاران (2007)، به بررسی “مسائل مربوط به جراحی زیبایی و تصویر بدنی و نگرش های مردان و زنان در طول عمر در آمریکا” پرداختند. وگزارش نمودند افرادی که به جراحی زیبایی علاقمند بودند، تصویر بدنی ضعیف تری نسبت به کسانی داشتند که به این جراحی علاقمند نبودند.
ایشگاکو (2009)، در پژوهشی به بررسی “ویژگی های روانپزشکی متقاضیان جراحی زیبایی” پرداخت. و چنین نتیجه گرفت که وجود اختلالات نروتیک، افسردگی، فوبیا و ناسازگاری های اجتماعی در بین متقاضیان بیشتر از سایر اختلالات است.
پارک و همکارانش (2009)، در تحقیقی با موضوع کُلی “جراحی های زیبایی” به این نتیجه رسید که همسالان، دوستان و والدین (به عبارتی سرمایه اجتماعی) می توانند موجبات علاقمندی به جراحی های زیبایی را در افراد سبب گردند. نتایج تحقیق نشان داد که در کل تعامل بین شخص و موقعیت فرد می تواند در علاقه شخص به جراحی های زیبایی تأثیر گذار باشد.
سونست (2009)، “اثر جراحی زیبایی را بر تصویر بدنی، عزت نفس عمومی و مشکلات روانی فرد” مورد بررسی قرار داد. در نمونه 155 نفری بیمار زن قبل از عمل و 6 ماه پس از عمل جراحی زیبایی. یافته ها نشان داد که هیچ تفاوتی از نظر مشکلات روانی در زمان قبل از عمل برای بیماران و گروه کنترل وجود نداشته است. همچنین تحلیل ها نشان داد که پس از عمل تصویر بدنی افراد بهبود یافته است (رضایت از ظاهر). و در نهایت مشخص گردید که وجود چند مشکل روانی قبل از عمل جراحی بهبود بیشتری در میزان رضایت از ظاهر و عزت نفس بعد از عمل به وجود می آورد.
موس و هریس (2009)، در تحقیقی به بررسی اختلالات روانی پیش از انجام جراحی زیبایی در متقاضیان” پرداختند. نتایج بدست آمده حاکی از بالا بودن سطح اضطراب، افسردگی در گروه متقاضیان نسبت به گروه کنترل بود. به علاوه این افراد در سایر جنبه های اجتماعی و روابط نیز دچار ناسازگاری و اختلال بودند.
آدامز (2010)، در پژوهشی پنین نتیجه گرفت که انگیزه متقاضیان جراحی زیبایی که متحمل این سختی می شوند، هم به دلایل جسمانی است و هم به دلایل روانی _ اجتماعی؛ یعنی این افراد با اُمید به تغییرات فیزیکی مثبت و کمک به تغییرات اجتماعی یا هیجانی (تغییر در ارتباطات و احساس هیجانی) به جراحی زیبایی گرایش پیدا می کنند.
بومن (2010)،به بررسی “تأثیر جراحی زیبایی بر روی تصویر ذهنی نسبت به بدن بر روی زنان متقاضی جراحی زیبایی” بین سنین 25-22ساله کشور نروژ پرداخت، نتایج نشان داد که 6 ماه بعد از عمل جراحی بهبودی در تصویر ذهنی افراد دیده شد.
جی یونگ چی (2012)، در تحقیقی با عنوان “من جراحی زیبایی کرده ام؛ اعتراف افراد مشهور به جراحی زیبایی در رسانه ها و تأثیر آن بر رو دختران کره ای” را بررسی کردند. یافته های این تحقیق نشان داد که بررسی نظر دانشجویان دختر درباره ی دیدن این اعتراف نامه های رسانه ی این استدلال را تائید می کند. چرا که تمایل قوی دختران به انجام جراحی زیبایی به عنوان ابزاری برای پیشرفت رو به بالا، نشان دهنده ی تأثیرات این اعتراف نامه های رسانه ای می باشد. در این تحقیق از روش پُرسشنامه ای استفاده شد.
براگارد (2013) در یک پژوهش کنترل شده طولی که بر روی 96 دانشجوی پزشکی انجام داد، به این نتیجه رسید که آموزش مهارتهای ارتباطی و عزت نفس به طور معنی داری در افراد متقاضی جراحی را افزایش و اضطراب آنها را کاهش داد.
دکانلیس (2013)، نرخ بروز و بهبودی بین اختلال تصویر بدنی و اختلالات شخصیتی را در بیماران تحت عمل جراحی زیبایی بررسی کرده و اثر متغیر های بالینی: آسیب شناسی، شدت ناراحتی از بدن، نگرانی مربوط به قسمت های خاصی از بدن و شدت این نگرانی ها را بر نارضایتی بیمار پس از عمل جراحی مورد پژوهش قرار داد. متغیرهای بالینی فوق برای پیش بینی نارضایتی بیمار پس از عمل جراحی اثر خوبی داشتند. و اطلاعات حاصل نشان داد که یک ارزیابی بالینی پیش از عمل می تواند سبب شناسی بیمارانی با سطح پایین رضایت شود.
در پژوهش شری و همکاران (2014)، “ارتباط سلامت روان و خودپنداره را با درخواست جراحی زیبایی بینی” بررسی کرد، ابعاد سلامت روان (شامل افسردگی،اضطراب، شکایت های جسمانی و ناسازگاری اجتماعی) و خودپنداره در افراد متقاضی جراحی زیبایی با گروه شاهد تفاوتی نداشت.
مدونده (2014)، “ویژگی های آسیب شناسی روانی، شخصیتی بیماران مراجعه کننده به جراحان پلاستیک و متخصصان زیبایی” را ارزیابی و مقایسه کرد. اطلاعات وی شواهدی را مبنی بر تفاوت های معنادار آماری در ویژگی های آسیب شناسی روانی و شخصیتی این بیماران را فراهم ساخت. در گروه بیماران مراجعه کنندگان به متخصصان زیبایی، ویژگی های شخصیتی اضطراب و ترس غالب بودند. همچنین افزایش برون گرایی، بیانگری، تکانشی و ناپایداری احساسی آشکار گردید. در گروه مراجعه کنندگان به جراحان پلاستیک، سطوح بالاتری از خودکنترلی و کناره گیری دیده شد و در حدود یک سوم این بیماران علائم مربوط به افسردگی، اضطراب و جنون ضعیف را گزارش نمودند.
فصل سوم
3-1 پیش درآمد:
در این فصل به مبحث روش شناسی پرداخته شده است، مباحثی مانند طرح پژوهش، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری، ابزار تحقیق، روش های جمع آوری اطلاعات، روش اجرا و روش تجزیه و تحلیل آماری داده بیان شده است.
3-2 طرح پژوهش:
تصمیم گیری درباره روش تحقیق بستگی به هدف تحقیق ماهیت مسأله مورد مطالعه و روش های مختلف بررسی آن دارد و روش تحقیق باید با توجه به مسأله مورد مطالعه انتخاب شود (ایزاک، 2000؛ به نقل از کافی، 1385). موضوع این پژوهش مقایسه اضطراب اجتماعی، تصور بدنی، اُمید به زندگی در افراد متقاضی جراحی زیبایی با افراد عادی می باشد و روش تحقیق از نوع علّی – مقایسه ای می باشد.
3-3 جامعه و نمونه پژوهش:
در این پژوهش از روش پس رویدادی از نوع علّی – مقایسه ای استفاده شده است. پس رویدادی به پژوهش هایی گفته می شود که در آن احتمال روابط علت و معلولی از طریق مشاهده یک موقعیت مورد پژوهش قرار می گیرد و عوام


دیدگاهتان را بنویسید