دانلود پایان نامه

توازن و استقامت می شود را عدالت می نامد. حضرت علی (ع) در تعریف عدالت می فرماید: «العدل یضع الأمور موضعها، عدالت هر چیزی را به جای خودش می گذارد» به این معنا که حق هر کس و هر چیز به وی داده شود. این مفهوم از عدالت در اخلاق حرفه ای از اهمیت فراوانی برخوردار است. برخی از مکاتب فلسفه اخلاق، عدالت را ملاک نهایی اخلاق می دانند و عده ای آن را نه ملاک نهایی بلکه از اصول راهبردی اخلاق حرفه ای می انگارند(ایزدی فرد،1386: 133). دغدغه ی اخلاق ورزی سبب می شود که در تصمیات و اقداماتمان به این نکته توجه نماییم که آیا عدالت رعایت می شود؟ در رابطه با منابع انسانی عدالت با مفهوم شایسته سالاری عجین است.
امانت داری: امانت داری فضیلتی است که همه انسان ها فراتر از علایق مذهبی بر آن تأکید دارند و خیانت در امانت را رذیلت و مذموم می انگارند. امانت سه گونه است:
امانت هایی که میان انسان و خداوند است، مانند وظایف و واجباتی که برای انسان تعیین شده است.
امانت هایی که میان انسان هاست مانند اموال یا اسراری که انسان ها میان یکدیگر به امانت می گذارند.
امانت هایی که میان انسان و خودش وجود دارد. مانند علم، عمر، قدرت که اگر چه به خود شخص تعلق داردند، اما در دست او به مثابه امانت اند.
اگر چه امانت دامنه ی گسترده ای دارد اما اگر تنها بخواهیم به مواردی که در کسب و کار و به طور کلی در حرفه به عنوان امانت مطرح اند توجه کنیم می توانیم به مواردی چون چون اموال، منابع انسانی، امکانات معنوی، اسرار دیگران، عفت انسان ها، محیط زیست و مهم تر از همه خود کار و حرفه توجه نمود(قراملکی،1386: 225-220). تلقی امانتدارنه از کار و مسئولیت و انجام دادن امور با رویکرد امانتداری اصلی اساسی در اخلاق است. اگر انسان کار و مسئولیت را امانت بداند، بی گمان حرمت آن را پاس می دارد و تلاش می کند به خوبی آن را پیش ببرد و بالنده سازد. تلقی آموزه های دینی از مفهوم امانت، از امانت داری محدود به رفتار فراتر رفته و به امانت نگری نسبت به هستی تعالی می یابد. لذا ایجاد زمینه هایی که امانت داری را به اعتلای امانت نگری برساند ضامن تحقق همه ارزش های حرفه ای و اخلاقی در کسب و کار است. صداقت، رازداری، اعتدال در علایق شخصی و سازمانی، عفت و پاکدامنی، وفاداری سازمانی، دوری از کم کاری و فساد مالی همه از آثار دغدغه های امانت داری در حرفه است(قراملکی،1383: 382-381).
5-2-2 کدهای اخلاق تا منشور اخلاق حرفه ای
مالکان و مدیرانی که از دغدغه های اخلاقی برخوردار بوده اند در آغاز همت خود را صرف تهیه فهرستی از باید و نبایدهای رفتاری کردند. بدین وسیله جهت گیری تلاش های طرفداران اخلاق در کسب و کار، تدوین اصولی شد که رعایت آن ها ضامن ارزشمندی و فضیلت آمیز بودن رفتار صاحبان حرفه و شاغلان در آن کسب و کار می باشد. این اصول، الگوی رفتار ارتباطی افراد بنگاه (سازمان) را با یکدیگر و نیز با مشتری، ارباب رجوع و سایر افراد ذینفع ترسیم می کند. برخی از شرکت ها فهرست بلندی از باید و نبایدها را تهیه کردند و برخی دیگر عمداً و آگاهانه، تنها به بیان حداقلی چند ارزش بنیادی و عمده بسنده کردند.
فهرست الزامات و تعهدات اخلاقی که به صورت باید ها و نبایدها تدوین می شود، غالباً کدهای اخلاقی و یا آیین نامه های اخلاقی نامیده می شوند(قراملکی،148:1383). کدهای اخلاقی راهنمای عملی برای کلیه تصمیم گیران در سطوح گوناگون سازمان است و به آنان کمک می کند تا بدانند در موقعیت هایی که در آن ها ارزش های متضاد بروز می کنند، از خود می بایست چه عکس العملی را نشان دهند(دهقان منشادی،60:1390). نه تنها بنگاه ها بلکه تشکل های حرفه ای نیز برحسب تخصص های خود به تدوین کدها و آیین نامه ها پرداخته اند، مانند؛ الزامات اخلاقی نظام پزشکی که موضوع سوگندنامه های حرفه ای قرار می گیرد.
انتظاری که از آیین نامه های اخلاقی در جهت بهبود مناسبات اخلاقی در فرهنگ سازمانی می رفت برآورده نشد. از تلاش های اخلاقی در بنگاه انتظار می رفت تا بتوانند عملکرد بنگاه و سازمان را از حیث اخلاقی تعالی بخشند و چنین نشد. عده ای با بدبینی وجود کدهای اخلاقی را ابزاری تلقی کردند که در روابط عمومی برای فریب دادن افراد مورد استفاده قرار می گیرد. برخی اساساً وجود آیین نامه های اخلاقی را زائد و بی فایده تلقی کردند و کسانی نیز آن را صرفاً ابزار تبلیغات و وسیله تزیین انگاشته اند.
بدون تردید یکی از مهم ترین عوامل کارآمدی کدهای اخلاقی موضع گیری صحیح مدیران بنگاه در قبال آن هاست. تا بنگاه به بصیرت و دانایی کافی نرسد و کدها را به منزله ارزش های اصیل تلقی نکند امید به تحقق آن ها نیست اما عدم موفقیت آیین نامه ها و کدهای اخلاقی عوامل مهم دیگری نیز دارد. حداقل دو نقیصه عمده در کدها و آیین نامه های اخلاقی می توان نشان داد. رخنه اول نقصان آن هاست. کدهای اخلاقی تمام مسئولیت های اخلاقی بنگاه را فرا نمی گیرد بلکه غالباً به وظایف اخلاقی اعضای گروه منحصراً توجه می کند.
دومین رخنه در کدها و آیین نامه های اخلاقی عدم برخورداری از انسجام می باشد در این کدها معلوم نیست که چه کسانی در قبال چه افرادی دقیقاً چه مسئولیت هایی دارند. و لذا سازگاری و سازمان یافتگی بین مسئولیت ها در میان نیست، به علاوه اولویت تعهدات اخلاقی نیز در این کدها به وضوح نشان داده نمی شود.
مدیران درپی رفع این دو نقیصه برآمدند و به این طریق مسئولیت های اخلاقی در مفهوم عام آن به نحو کل گرایانه، جامع نگرانه، با گرایش حداکثری و در قالب طرح منسجم و درست سازمان یافته تدوین کردند و بدین سان منشور اخلاقی متولد شد(محمدی فیروز،1388: 41-39).
6-2-2 منشور اخلاق حرفه ای
مدیران و کارگزاران بخش عمومی در هر جامعه ای علاوه بر ضوابط و معیارهای دیوانسالارانه به منشور یا مجموعه ای از رهنمودها و معیارهای اخلاقی، ارزشی نیاز دارند که آن ها را در اقدامات و تصمیم گیریشان یاری رساند و هر گاه در موضوعی دچار تردید می شوند، گمان آن ها را به یقین مبدل سازد. مسلماً هر فردی از اعضای سازمان های بخش عمومی دارای ارزش های خاص خود می باشد که در انجام وظایف و فعالیت های وی اثرگذار است، اما لزوماً این ارزش ها بین همه ی اعضا ی سازمان یکسان نبوده و جنبه ی مشترک ندارد. بنابراین برای ایجاد هماهنگی و وحدت رویه در حرکت به سوی یک مطلوب جمعی و عمومی از سوی کارگزاران بخش دولتی باید معیارهای اخلاقی و ارزشی به صورت منظم در اختیار همه آنان قرار گیرد و به نوعی در آنان درونی شود تا همچون سوگندنامه بقراط که اخلاق حرفه ای پزشکان را شکل می دهد، مدیران و کارکنان بخش عمومی نیز از سرمشق ها و رهنمودهای اخلاقی و ارزشی مشترکی بهره گیرند. منشور اخلاقیات مجموعه رهنمودهایی است که عملکرد و اقدامات صحیح کارگزاران دولتی را به صورتی شفاف مشخص ساخته و معیارهایی برای تصمیم گیری و انتخاب در اختیار آنان قرار می دهد(الوانی،1377). منشور اخلاقیات نوعی تعهد فردی، سازمانی، حرفه ای و معنوی است که افراد در جامعه و محیط کار و در طول دوران شغلی و حرفه ای خود به آن متعهد می گردند، این موضوع دارای ابعاد فلسفی روانی و قانونی بوده و مهم تر از همه محوریت اصلی و اساسی آن اخلاق است(خنیفر، زروندی، 129:1388).
منشور اخلاقیات دستورالعملی رسمی است که در آن ارزش ها و قواعد اخلاقی اساسی مورد انتظار از افراد (در سازمان، در دین، در خانواده و …) به صورت مشخص بیان می شود و به صورت پوستر(بروشور)، لایحه، قواعد در برابر آن ها و سایرین قرار گرفته و به طور مستقیم و مشخص رفتار های افراد را هدایت می کند. منشور اخلاقیات سندی است حاوی معیارهای اخلاقی- ارزشی که برای هماهنگی و وحدت رویه و روش در بین کارگزاران سازمان تدوین می شود و آنان را در رفتار و عملکردهایشان به سوی آرمان های ارزشی سازمان هدایت می کند(امیرکبیری، داروئیان،85:1390).
در جایی دیگر آمده است مراد ازکد یا منشور اخلاقی تحلیل تعهدات اخلاقی بنگاه در قبال حقوق محیط داخلی و خارجی است که بر حسب اولویت در عناصر آن به صورت دقیق، روشن و نظام یافته تدوین می شود. گفته اند منشور اخلاقی سازمان بیانیه ای شامل خط مشی ها، اصول و مقرراتی است که رفتارها را هدایت می کند(قراملکی،140:1388). برای تدوین منشور اخلاقی زمینه های بین المللی و جهانی وجود دارد که حاوی اصول پایه ای هستند. این اصول روی هم رفته حاوی نکاتی است که با شش دسته از صاحبان سنتی بنگاه ها شامل؛ مشتریان، کارکنان، سرمایه گذاران، رقیبان، تأمین کنندگان و عامه مردم مرتبط است.
برای سازمان هایی که می خواهند اصول اخلاقی خود را سنجیده یا اصول جدیدی معین کنند، معیارهای جهانی کسب و کار وجود دارد که عصاره اصول راهنمای شرکت های بزرگ جهانی است. این اصول به هشت دسته تقسیم شده اند که عبارتند از:
1.اصل امانت، 2. اصل مالکیت، 3. اصل اعتبار و اعتماد، 4. اصل شفافیت، 5. اصل منزلت، 6. اصل انصاف، 7. اصل شهروندی، 8. اصل حساسیت متقابل(خنیفر، ارزوندی،1388: 119-118).
اما کارایی و اثر بخشی منشور اخلاقی بنگاه مرهون وجود ویژگی های خاصی در آن است:
منشور اخلاقی باید کامل باشد. منشورهای ناقص علاوه بر همه ایرادها و رخنه ها سبب مقاومت افراد در عملی کردن آن می گردد. کمال منشور در گرو جامعیت و فراگیری آن نسبت به حقوق همه ی افراد، نهادها و امور ذی ربط است.
منشور اخلاقی باید قابل تحقق، عملی و قابل اجرا باشد. آرمان گرایی سبب می شود که به جای قواعد کاربردی، شعارهای زیبا و غیرقابل تحقق به میان آید.
منشور باید بر ملاک نهایی اخلاق به گونه ای مبتنی باشد که ارزش ذاتی و اصالت آن را حفظ کند.
مهم ترین خصیصه منشور کارآمد، عاری بودن از هرگونه ابهام است.
ویژگی دیگر منشور اخلاق، ترتیب منطقی در بیان تعهدات و مسئولیت هاست.
سازگاری درونی منشور از دیگر ویژگی های آن است. منشور اخلاقی به صورت یک نظام ارائه می گردد و مهم ترین خصلت هر نظامی برخورداری مجموعه عناصر از ارتباط و سازگاری است(محمدی فیروز،1388: 44-42).
نمودار زیر به خوبی نشان دهنده جایگاه اخلاق حرفه ای و سیر از حکمت عملی تا قوانین اخلاقی است.
نمودار شماره 2: ازحکمت عملی تا قوانین اخلاقی

پ) اخلاق حرفه ای معلمان
1-3-2 اخلاق در حرفه معلمی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پس از تعریف اخلاق، حرفه و تحلیلی مفهوم اخلاق حرفه ای دانستیم که اخلاق حرفه ای، آداب و ویژگی های افراد حرفه ای نیست، بلکه شاخه ای از اخلاق کاربردی در قلمرو حرفه بود. اینک جای دارد به بررسی اخلاق در حرفه معلمی بپردازیم:
پذیرفتن هر نقشی، مسئولیت هایی به دنبال دارد و ایفای این مسئولیت ها، جنبه اخلاقی بسیاری دارد که باید به آن ها توجه کرد. هر نقشی مستلزم آموزش های گسترده ای است که معمولاً در نهادهای دانشگاهی صورت می گیرد. این آموزش ها شامل اجزای فکری پیچیده ای مثل تسلط بر حجم زیادی از دانش نظری است. از طرفی، هر نقشی ارائه کننده خدمات مهمی برای جامعه است. پس هر نقش را می توان حرفه ای نامید که مسئولیت های خاصی به همراه دارد. اصولاً صاحبان حرفه، تجارب خاصی دارند. جامعه برای دریافت خدمات آنان، به کاربرد مسئولانه این تجارب و معلومات متکی است. برخورداری از دانش، قدرت و اختیار زیادی به صاحب حرفه می بخشد. این قدرت و اختیار اگر بدون رعایت جنبه های اخلاقی به کاربرده شود، خطر استفاده نامناسب را در درون خود دارد(بیروتی، باقری،117:1387).
اخلاق شغلی مسئولیت های اخلاقی فرد از حیث شغل است. اخلاق شغلی از طرفی مانند اخلاق فردی بر مسئولیت افراد به عنوان شخص حقیقی تأکید دارد، از طرف دیگر برخلاف اخلاق فردی عنوان برخاسته از شغل را نیز در مسئولیت های اخلاقی لحاظ می کند(قراملکی،172:1383). هر شغلی به اقتضای حرفه ای، مسئولیت های اخلاقی خاصی می آفریند. افراد در شغل های مختلف با مسائل گوناگون اخلاقی مواجه هستند. معلمی هم در درجه اول یک حرفه است و شبیه تمام مشاغلی که در جامعه تحت عناوین مختلف مانند مشاغل تجاری، معماری، کشاورزی، کارگری و…وجود دارد، با مسائل اخلاقی خاصی روبرو است. اما این اولین و تنها وجه اشتراک این حرفه با سایر حرفه هاست و اگر علاوه بر این بخواهیم صفت های دیگری غیر از حرفه ای بودن را بر آن بیفزاییم خواهیم دید که کم تر می توان به اشتراکاتی دست یافت که بتوان آن را با سایر حرفه ها مقایسه کرد و دلیل این امر نیز ویژگی خاص معلمی است و آن هم ریشه در یک محور اساسی دارد چرا که در کار معلمی انسان محور فعالیت است، در این وادی هم مؤثر و هم متأثر هر دو انسان هستند و اهمیت این حرفه و وجه تمایز آن در این مسأله نهفته است. به زعم رملی و هرلیهای اخلاق، بیان کننده ی باورهای یک گروه حرفه ای در مورد این است که چه چیزی درست و مرتبط با استانداردهای همان حرفه است. هر یک از حرفه های مرتبط با انسان، حوزه ها و ابعاد مختلفی دارد که برخی مشترک و برخی دیگر مختص آن حرفه هستند( رملی و هرلیهای،2005 به نقل ازکیانی و همکاران،81:1387). اگرچه توجه به اخلاق در حرفه ی معلمی مانند اغلب حرفه های مرتبط با انسان لازم است اما در این حرفه توجه به اخلاقیات از اهمیت بیشتری برخوردار است و آن هم به دلیل نقش حساس معلم در تربیت و انسان سازی است. از نظر کامپبل قلمرو اخلاق در تدریس به عنوان یک حرفه اخلاقی، در زمره ابعاد مثبت و غیرقابل انکار آن حرفه می باشد. این بعد به دلیل اهمیت بالایش و به دلیل آنکه با دنیای تعلیم و تربیت پیوندی ناگسستنی دارد، علاقه و ذهن اندیشمندان، محققان و کارشناسان را به خود معطوف نموده است(کامپبل20008، به نقل از عزیزی،177:1389). در حرفه ی تدریس، بر خلاف مشاغل دیگر مثل وکالت یا طبابت تقریباً تمام تصمیم های مهم مبتنی بر اخلاق و ملاحظات اخلاقی است و نه صرفاً فنی. کار معتقد است که معلم با سؤال های عمیق درباره اهداف اخلاقی و اهداف حیات انسان سروکار دارد. وی با ظرافت به حضور اخلاق در عمل توجه کرده است و تمایز مهمی را میان اعمال تربیتی و اعمال فنی متذکر شده است: «در گستره مسائل عملی، دسته ای از آن ها فقط به دانش متکی است( مثل نگهداری ماشین) و از ملاحظات اخلاقی مبراست، اما در تعلیم و تربیت هم مسائل فنی و هم مسائل اخلاقی مورد توجه است.» از نظر او مباحث نظری در تعلیم و تربیت، با اخلاق و داوری ها و ارزیابی های اخلاقی رابطه ای تنگاتنگ دارد. او معتقد است که تعلیم و تربیت همواره با خطر فن گرایی مواجه بوده است، در حالی که او تدریس را در حوزه استدلال اخلاقی می داند، زیرا معلم در میدان عمل و در مواجهه با موقعیت های مختلف با توجه به هدفمندی کارش دست به انتخاب می زند(کار به نقل از باقری، ایروانی، 1380: 132-127).
در همین رابطه کلارک معتقد است که تدریس بیش از آنکه تلاشی شیوه مند و فنی باشد یک تکنیک اخلاقی است. او


پاسخی بگذارید