دانلود پایان نامه

افزایش سطح اعتماد اجتماعی با گسترش میزان مشارکت و همیاری افراد در عرصه های اجتماعی و کاهش آسیبهای اجتماعی در رابطه میباشد. بنا بر گزارش ارائه شده توسط خائفالهی و متقی (1386) نیز مؤلفه های سرمایهی اجتماعی یعنی اعتماد، مشارکت و همکاری پیشنیاز تسهیم دانش به شمار میآیند.
لازم به ذکر است، با وجود اینکه عمدتاً برآثار و پیامدهای مثبت سرمایهی اجتماعی برای افراد و اجتماعات تأکید شده است، سرمایهی اجتمای دارای آثار منفی نیز میباشد (کمیسیون بهرهوری استرالیا، 1387). محققان از دو جنبه به پیامدهای منفی سرمایهی اجتماعی توجه کردهاند: یکی تأثیر سرمایهی اجتماعی در تقویت نابرابریهای اجتماعی، به این نحو که افرادی که دارای تعاملات بیشتری میباشند از مزایای بیشتری برخوردار خواهند شد. و دیگری نقش سرمایهی اجتماعی در حمایت از رفتارهای ضد اجتماعی مانند همبستگی اجتماعی بین گروه های مخرب اجتماعی یا گروه های دارای مقاصد خاص (صیدایی و همکاران، 1388). با توجه به این، میتوان به طور موجز پیامدهای منفی سرمایهی اجتماعی را به شرح زیر ذکر کرد:
تثبیت نابرابریهای اجتماعی
از دست دادن خلاقیت و آزادی افراد در پی حمایت گروهی و تقویت همبستگی
تشویق و ترغیب نژادپرستی در پی تأکید بیش از حد بر گروه ها و شبکه های اجتماعی خاص
اثر سوء قدرت شبکه های اجتماعی جهت ارضاء نیازهای احساسی و کم شدن وابستگیها
ابزار شدن سرمایهی اجتماعی برای نخبگان جامعه جهت افزودن دامنهی اختیارات خود.
با نظر به آنچه گفته شد، میتوان گفت، تعاملات سازمانی نیروی حیاتی سازمان به شمار میآیند که کیفیت آنها بر چگونگی و اثربخشی دانشگاه مؤثر میباشد. لذا چنانچه الگوی روابط موجود در سازمان بر قوانین و فرایندهای منعطف، مشارکت و نوآوری و ایجاد جوّی از اعتماد بین اعضا مبتنی باشد، به بقای سازمان و افزایش میزان کارایی و اثربخشی آن منجر خواهد شد. بر این اساس، انتظار میرود مدیران و برنامهریزان دانشگاهی، از طریق شناسایی وضعیت سرمایهی اجتماعی در دانشگاه خود، از طریق توسعهی شبکه های اجتماعی و ایجاد جوی از اعتماد، به بقا و موفقیت خود در محیط کمک کنند.
2 ـ 2 ـ 3 ـ رضایت تحصیلی
2 ـ 2 ـ 3 ـ 1 ـ پژوهشهای خارجی
بر اساس مطالعات مختلف انجام شده توسط محققان آشکار گردیده است که بین رضایت تحصیلی با عناصری مانند تعاملات آنها با همدیگر و اساتیدشان، انواع پشتیبانیهای مادی و معنوی، آزادی دانشجو، کیفیت تکنولوژی آموزشی و همچنین میزان خودکارآمدی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد ( آرشینو، 2007؛ بولیگر و مارتین داله، 2004؛ شاین، 2007؛ رینهارت و چنیدر، 2001). در مطالعهی دیگری که توسط گروهی از محققان انجام شد، این نتیجه بهدست آمد که تعاملات افراد در محیطهای یادگیری از جمله عوامل پیشبینیکنندهی رضایت تحصیلی محسوب میشوند (بری، آوکی و دلاجوش، 2008؛ چجلک، 2006؛ کیلِر، 2006؛ رودرایز و رابلس، 2006).
علاوه بر این، بر اساس گزارش هاچر، کریتر، پروس و فیتزجرالد (1992)، بین رضایت تحصیلی با کیفیت اساتید و فرصتهای موجود جهت خلاقیت و بهسازی علمی آنها رابطه معناداری وجود دارد. آستین (1993 الف و ب) نیز در گزارش تحقیقی خود، بیان کرد که رضایت تحصیلی هم متأثر از ویژگیهای درونی دانشجویان میباشد و هم تحت تأثیر ویژگی‏های محیط دانشگاهی قرار دارد. تسوئی و کایفدکار (2007) گزارش کردند که رضایت تحصیلی از جمله ویژگی‌های رفتار فردی محسوب میشود که به واسطهی فرهنگ، موجب شکلگیری نگرشها و رفتار سازمانی افراد می‌شود. بنا به گزارش کینیکی، مکیرایان، شریشم و کارسون (2002) نیز رضایت تحصیلی دانشجویان با عناصری مانند انسجام گروهی، همبستگی گروهی، میزان مشارکت افراد، ساخت و جوّ سازمانی، خودمختاری و میزان صمیمیت و استقلال افراد در رابطه میباشد. سیمور (1993) و گردس، مالینسکرات (1994) نیز در گزارش پژوهشی خود بیان کردند، بین آگاهی از نیازهای دانشجویان و توجه به انتظارات آنها با یادگیری اثربخش رابطه معناداری وجود دارد. آیتکن (1982) نیز گزارش کرد، عملکرد علمی یکی از شاخصهای بسیار مهم در تعیین رضایت تحصیلی دانشجویان به شمار میآید. بر اساس گزارش دونوهه و وونگ (1997) نیز بین رضایت تحصیلی با سطوح انگیزشی دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
علاوه بر این، گروه دیگری از محققان با تمرکز بر نقش اساتید و گروه های آموزشی در تسهیم رضایت تحصیلی، گزارش کردند آن گروه از دانشجویانی که با اساتید خود به منظور انجام امور پژوهشی رابطه برقرار میکنند نسبت به سایر دانشجویان، از رضایت تحصیلی بالاتری برخوردار میباشند (آمبچ و پورتر، 2002؛ گرانوالد و پیترسون، 2003؛ توماس و گلابوس، 2004). هلگسن و نست (2007) نیز در تحقیقی پیرامون رضایت تحصیلی ضمن اینکه به شواهد تجربی پیرامون ارتباط رضایت تحصیلی با کیفیت خدمات، اطلاعات آموزشی و راهنمایی، تعاملات اجتماعی دانشجویان، رضایت از تجهیزات مالی و تعهد دانشجویان دست یافتند، بیان کردند علاوه بر اینکه رضایت تحصیلی از همدلی دانشجویان و اعتبار دانشگاه تاثیر میپذیرد، بر آنها نیز اثر مثبتی خواهد گذاشت.
بر اساس یافتهی کارا (2004) نیز رابطه مثبت و معناداری بین تجارب دانشگاهی دانشجویان، رضایت تحصیلی و تمایل آنها به ماندن وجود دارد. همچنین وی گزارش کرد، اصل مشتریمحوری از طریق توجه به خواستهها و نیازهای فراگیران به عنوان بهترین عامل در جلب رضایت تحصیلی به شمار میآید. کیوانی و یانگ (1997) نیز با ارائهی مدلی بیان کردند که رابطه متقابلی بین رضایت تحصیلی و تمایل افراد به ماندن وجود دارد. همچنین در حالی که کاتلر و فوکس (1995) گزارش کردند که تجارب مثبت دانشجویان، دارای تاثیر مثبتی بر رضایت تحصیلی و تمایل آنها به ماندن میباشد. کارا (2004) بر اساس یافتهی پژوهشی خود، بیان کرد، عملکرد اساتید، قضاوت در مورد عملکرد آنها و کلاس درس بر کسب تجارب مثبت علمی و دانشگاهی و به طور کلی بر رضایت تحصیلی دانشجویان اثر مثبت و معناداری میگذارد. آزین و فیشباین (1980) نیز گزارش کردند، دانشجویانی که دارای تجارب مثبت دانشگاهی میباشند نسبت به کسانی که از این تجارب برخوردار نبودند از رضایت تحصیلی بالاتری برخوردار بودند.
تحقیقات انجام شده بر روی دانشجویان در مؤسسات و مراکز آموزشعالی نیز با توسعهی چارچوبهای مفهومی پیرامون رضایت تحصیلی، بیان کردند، سازگاری اجتماعی دانشجویان از عوامل مهم در پیشبینی میزان رضایت و ماندگاری دانشجویان به حساب میآید (مالینکروت، 1988؛ گردس و مالینکروت، 1994). تحقیقات دیگری نیز نشان دادند که انتظارات دانشجویان قبل از نامنویسی از جمله متغیرهای پیشبین برای تمایل به ماندن و رضایت تحصیلی آنان محسوب میشود (بیکر، مکنایل و سرکی، 1985). علاوه بر موارد مذکور، گروه دیگری از محققان نیز بیان کردند، ضمن اینکه بین سن دانشجویان و رضایت تحصیلی آنها رابطه معناداری وجود دارد، تفاوت معناداری بین سطوح رضایت تحصیلی فراگیران در گروه های سنی مختلف نیز وجود دارد (کراس، هارتلی، جیمز و مکآینس، 2005).
تحقیقات چندی نیز با بررسی پیامدهای رضایت تحصیلی دانشجویان، گزارش کردندکه رضایت تحصیلی دانشجویان بر عواملی چون پیشرفت تحصیلی، بهبود یادگیری، بهسازی شخصی و علمی، میزان مشغولیت و کاهش میزان افسردگی دانشجویان مؤثر میباشد (آستین، 1993ب؛ بایلی، بومن و لاتا، 1998؛ بنجامین و هولاینز، 1995). الیوت و شاین (2002) نیز در گزارش پژوهشی خود نشان دادند که رضایت دانشجویان بر انگیزش آنها، تمایل آنها برای ماندن در دانشگاه و میزان تلاش آنها مؤثر خواهد بود (کارا، 2004). رین‌هارت و چنیدر (2001) به این نتیجه رسیدند که رضایت دانشجویان نه تنها به افزایش میزان تعهد آنها به یادگیری و انگیزش آنها جهت دنبال کردن دوره های بالاتر تحصیلی منجر خواهد شد بلکه به ارائهی تصویر مطلوب از کیفیت دوره های تحصیلی و دانشکده به سایرین نیز کمک خواهد کرد.
همچنین بنابر یافتهی پژوهشی گروه دیگری از محققان رابطه معناداری بین رضایت تحصیلی دانشجویان با ماندگاری، موفقیت علمی و رتبهی علمی آنها وجود دارد (تییامن، 1997؛ الیوت و هیلای، 2001؛ دیشلدز و همکاران، 2005؛ هلگسن و نست، 2007؛ پایکه، 1991).
از نظر گروه دیگری از محققان، نارضایتی علاوه بر اینکه منجر به کاهش نرخ ثبتنام میشود، ممکن است باعث افزایش هزینه های روانی، مالی و تحصیلی دانشجویان نیز گردد (هچر و همکاران، 1992؛ آکون، کارداش، استوک، سندلر و بومن، 1986). از طرفی از نظر بنت (2003) و اورپن (1990) چنین امری علاوه بر اینکه منجر به اتلاف هزینه های مالی و ضعف توانایی رقابتی دانشگاه به دلیل شهرت بیمارگونه آن میشود، میتواند منجر به ادراک منفی آنها از دانشگاه و در نهایت کاهش نرخ ثبتنام در آینده و افت تحصیلی نیز آنان شود.
2 ـ 2 ـ 3 ـ 2 ـ پژوهشهای داخلی

سیادت، شمس، همایی و غریبی (1384) در تحقیقی با عنوان رضایت دانشجویان و مدرسان دورهی تحصیلات تکمیلی از عملکرد مدیریت خدمات آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به این نتیجه رسیدند که مدرسان و دانشجویان دورهی تحصیلات تکمیلی از هیچ یک از چهار حیطهی عملکرد آموزشی، اداری، کیفیت پاسخگویی و نظارت و راهنمایی مدیریت خدمات آموزشی دانشگاه علوم پزشکی رضایت نداشتند.
کبریایی و رودباری (1384) نیز در مطالعهای در دانشگاه علومپزشکی زاهدان به این نتیجه دست یافتند که از نظر دانشجویان بین وضعیت موجود و مطلوب خدمات آموزشی در ابعاد پنجگانه خدمت در زمینه های تضمین، پاسخگویی، همدلی، اطمینان و بعد فیزیکی و ملموس تفاوت معناداری وجود دارد و اکثر دانشجویان (6/81%) قائل به وجود شکاف منفی کیفیت بودند.
جورابچی (1381) نیز در گزارش پژوهشی خود بیان کرد که از دیدگاه دانشجویان مامایی دانشگاه علومپزشکی قزوین، خدمات آموزشی ارائه شده به آنها از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست. محمدیان و خانبابازاده (1388) نیز در پژوهشی با عنوان بررسی میزان رضایت دانشجویان از عملکرد واحدهای مختلف دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، بیان کردند در حالیکه میانگین رضایت دانشجویان از خدمات دانشکدهها و مدیریت آموزشی در حد متوسط بود، میانگین رضایت آنها از خدمات مدیریت دانشجویی ـ فرهنگی و مرکز مشاوره در حد پایینی قرار داشت. همچنین در این پژوهش آنها به این نتیجه دست یافتند که تفاوت معناداری بین میانگین رضایت دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی از خدمات آموزشی، مدیریت دانشجویی ـ فرهنگی و مرکز مشاوره وجود دارد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

منصوریان (1383) نیز در تحقیقی با عنوان مدیریت کیفیت جامع خدمات آموزشی و دانشجویی دانشکدهی علومپزشکی گناباد و انطباق آن با رضایت دانشجویان به این نتیجه رسید که بیشترین امتیاز مدیریت کیفیت جامع به ترتیب مربوط به امور آموزشی و کتابخانهی مرکزی و کمترین آن مربوط به امور خوابگاهها و سلف سرویس میباشد. علاوه بر این، در این تحقیق مشاهده شد که رابطه مثبت و معناداری بین نمرهی مدیریت کیفیت جامع واحدهای ارائه دهنده خدمات و رضایتمندی دانشجویان وجود دارد.
سیادت (1384) نیز در مطالعهی خود بر روی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیان کرد که نه تنها دانشجویان نسبت به عملکرد مدیریت آموزشی در چهار حیطهی اداری، کیفیت پاسخگویی و نظارت و راهنمایی رضایت ندارند بلکه معتقد بودند که مدیریت آموزشی وظایف خود را در حد متوسطی انجام داده است.
مطابق با گزارش پژوهشی شهسواری (1380) نیز ضمن اینکه 60 درصد دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان از خدمات رایانه در کتابخانهی مرکزی رضایت داشتند، بین میزان رضایت آنها از این خدمات و آگاهیشان از خدمات رایانهای نیز رابطه معناداری مشاهده شد. مطابق با گزارش پژوهشی رستمینژاد (1383) نیز تفاوت معناداری بین میانگین رضایت دانشجویان دختر و پسر از وضعیت کارآموزی وجود دارد. محمدی (1387) نیز در تحقیقی با هدف بررسی نقش برنامهی درسی تجربه شده بر رضایت دانشجویان مهندسی و علوم پایه به این نتیجه دست یافت که برنامهی درسی تجربه شده واسطهی معناداری برای رضایت دانشجویان محسوب میشود. به این معنی که هر چه برنامهی درسی تجربهشده توسط دانشجویان مثبتتر باشد، رضایت بیشتری از دورهی تحصیلی خود خواهند داشت.
صفری، یزدانپناه، غفاریان و یزدانپناه (1385) نیز در تحقیق خود تحت عنوان مقایسهی تأثیر تدریس به روش سخنرانی و مباحثه بر میزان یادگیری و رضایت دانشجویان به این نتیجه دست یافتند که با وجودیکه در مجموع میزان رضایت از دو روش تدریس بالا بوده اما تفاوت معناداری بین میانگین رضایت دانشجویان از این دو روش مشاهده نشد.
سنایی نسب، رشیدیجهان، توکلی، دلاوری و رفعتی (1389) نیز در تحقیقی با عنوان میزان رضایت دانشجویان دورهی کارشناسی مدیریت خدمات بهداشتی ـ درمانی از رشته تحصیلی خود به این نتیجه رسیدند که از بین دانشجویان گروه نمونه، 54/68% از دروس اصلی و تخصصی خود راضی و تنها 11/10% آنان ناراضی بودند. علاوه بر این، به ترتیب 47/50% از دانشجویان نسبت به نحوهی تدریس اساتید دروس اصلی و تخصصی خود ابراز رضایت نمودند و 22/20% دانشجویان از امکانات آموزشی و کمک آموزشی دانشگاه راضی بودند. مطابق با گزارش پژوهشی خان و فرید (2001) نیز تفاوت معناداری بین نمرهی آزمون دانشجویان در دو روش سخنرانی و یادگیری مبتنی بر حل مسأله مشاهده نشد.
لازم به ذکر است بر اساس جستجوی به عمل آمده در این پژوهش، در موتورهای جستجوی یاهوو گوگل و همچنین سایتهای مختلف، با کلید واژههای سرمایهی اجتماعی، ساختار سازمانی، نوع ساختار سازمانی دانشگاه، رضایت تحصیلی و ترکیبات مختلف آنها و … پژوهشی مبنی بر رابطه بین نوع ساختار سازمانی، سرمایهی اجتماعی و رضایت تحصیلی در پژوهشهای داخلی و خارجی یافت نشد.
بر اساس پژوهشهای انجام شده، میتوان گفت، علل و عوامل چندی بر میزان رضایتمندی دانشجویان مؤثر میباشد که شناسایی آنها مستلزم اتخاذ رویکردی سیستمی است. با این وجود مشاهده میشود که تا کنون نه تنها پژوهشی پیرامون رضایت تحصیلی دانشجویان در دانشگاهها صورت نگرفته است، بلکه تحقیقات انجام شده نیز با نگاهی تک بُعدی به این مفهوم پرداختهاند. لذا شایسته است با توجه به اهمیت جلب رضایت دانشجویان به عنوان اصلیترین مخاطبان دانشگاهی، در حفظ و بقای دانشگاه، با رویکردی جامع و سیستمی به این موضوع پرداخته شود. تا از این طریق هم به افزایش نرخ ماندگاری دانشجویان در دانشگاه کمک شود و هم با ورود دانشجویان به محیط، به بهبود تصویر بیرونی دانشگاه یاری شود.
2-3- جمعبندی
مأموریت دانشگاهها، مؤسسات و مراکز آموزشعالی علاوه بر انتقال دانش، کمک به رشد و بهسازی همه جانبهی دانشجویان میباشد. از جمله اقداماتی که به مراکز دانشگاهی جهت انجام احسن این مأموریت یاری میرساند، گردآوری اطلاعاتی


دیدگاهتان را بنویسید