دانلود پایان نامه

خصوص جمعیت و توسعه در سال 1994 میلادی و همچنین چهارمین کنفرانس جهانی زن در 1995 میلادی به ظهور رسید. با این حال، به رغم‏ تلاش‏های فراوان در این دو کنفرانس و همچنین کنوانسیون رفع تبعیض نسبت به زنان برای‏ تصویب مقررات الزام‏آور حقوقی در خصوص حق انتخاب و استقلال در تولید مثل، به نظر دگرگونی عمده‏ای حاصل نشد. ازاین‏رو، به‏طور کلی به نظر می‏رسد با توجه به جایگاه حق‏ تولید مثل در معاهدات بین المللی، آن‏چه که مدافعان تغییرات ژنتیکی و شبیه‏سازی انسان به آن استناد کرده و دستمایه اثبات ادعای خود قرار می‏دهند با برداشت مراجع نظارتی بین المللی ذیربط از حق‏ تولید مثل، همسویی ندارد.

در میان معاهدات منطقه‏ای حمایت از حقوق بشر نیز باید به کنوانسیون اروپایی حقوق‏ بشر به عنوان نمونه‏ای بسیار پیشرو نگریست. اما در این کنوانسیون، مقرراتی اندک به مسئله حق تولید مثل اختصاص دارند. از بررسی‏ مقررات مختصر مربوط به این حق، میتوان اینگونه استدلال کرد که هیچ عبارتی دال بر حمایت از حق انتخاب یا طراحی بهترین کودک و یا فراتر از آن، استفاده از تکنیک تغییرات ژنتیکی در نوع انسان وجود ندارد. کنوانسیون تنها در ماده 12 به حق تولید مثل اشاره کرده و دارای مفاهیم مشابهی با بند 2 ماده‏ 23 میثاق حقوق مدنی و سیاسی است، که چنین مقرر می‏داردکه مردها و زن‏هایی که در سن ازدواج هستند حق دارند که مطابق با قوانین ملی ناظر به‏ اعمال این حق، ازدواج نموده و تشکیل خانواده دهند. به اعتقاد برخی از مفسران و موافقان از جمله پاکر، حق تولید مثل از طریق شیوه‏های مصنوعی همچون دستکاری ژنتیکی در جنین در چارچوب‏ حقوق حمایت شده در ماده 12 قرار می‏گیرد.
با این همه، حتی پذیرش این که دستکاری ژنتیکی در محدوده ماده 12 قرار می‏گیرد، به‏ این معنا نیست که تحقق آرزوی افراد برای دسترسی به چنین تکنیکی حتمی و قطعی است. بلکه این حق مشروط به شروطی است که در خود ماده 12 ذکر شده‏ است. به موجب این ماده اعمال حق تولید مثل در هر کشور باید طبق قوانین ملی صورت پذیرد. لذا ماده یاد شده، به‏طور کل حق تولید مثل را اعطا کرده است؛ اما به عنوان مثال این که آیا افراد حق دارند به دستکاری ژنتیکی در جنین به عنوان یکی از شیوه‏های بالقوه اعمال حق تشکیل خانواده متوسل شوند یا خیر، بستگی به قوانین خاص دولتشان دارد. به عبارت دیگر حتی اگر بتوان با موفقیت اثبات کرد که‏ تغییرات ژنتیکی دلخواه در جنین به عنوان یکی از شیوه‏های تولید مثل، در راستای اعمال حق‏ تشکیل خانواده به موجب ماده 12 است، محدوده این حق، شیوه‏ای که این حق باید اعمال شود و حتی این که آیا در کل مجاز شناخته می‏شود یا خیر، موضوع مقررات قانونی خواهد بود که‏ قانون گذاران داخلی وضع می‏کنند.
با توجه به نکات بالا، به نظر می‏رسد در حال حاضر هیچ مبنای آشکاری در حقوق‏ بین الملل برای اثبات این ادعا که حق تولید مثل قابل به کارگیری در تغییرات ژنتیکی در انسان است، وجود ندارد. با این حال با توجه به برخی منافع دستکاری ژنتیکی و فضای باز برای تنظیم مقررات‏ بین المللی، امکان توجه بیشتر به این حق در آینده وجود خواهد داشت.
برخی از طرفداران تغییرات ژنتیکی در نوع انسان معتقدند که اگر این تغییرات با اهداف درمانی صورت گیرد و در آن اهداف اصلاح نژادی و تولید انسانی همچون کالا مطرح نباشد، میتوان از این تغییرات در ژنوم انسان حمایت کرد. این دسته از طرفداران از آن جهت حاضر به همراهی با گروه مقابل نیستند که‏ معتقدند در حیطه حقوق بشری که مخالفان تغییرات ژنتیکی به آن استناد می‏کنند، «حق بر سلامتی» به عنوان یک حق اساسی بشری وجود دارد و از چنان جایگاهی برخوردار است که حتی‏ برای اجرای دیگر حقوق بشری نیز ضروری قلمداد می‏شود. مطابق تعریف حق بر سلامتی، هر انسانی حق دارد از بالاترین استاندارد قابل حصول سلامتی جهت داشتن یک زندگی با کرامت‏ برخوردار باشد. یکی از اساسی‏ترین جلوه‏های حق بر سلامتی که در بسیاری از معاهدات بینالمللی از جمله در بند 2 ماده 12 میثاق حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی مصوب 1966 میلادی نمایان شده است، لزوم درمان و کنترل بیماری‏ها است. بر این اساس حامیان‏ تغییرات ژنتیکی می‏پرسند که چگونه می‏توان این شیوه را که هدف آن درمان و شفای بیمارانی است که به طرق دیگر درمان آنها غیر ممکن یا پرهزینه است، ممنوع نمود.
بدین ترتیب مدافعان ضرورت مجاز شمرده شدن تغییرات ژنتیکی در جنین به مزایای این فناوری‏ استناد کرده و معتقدند اگر افراد ترس را از خود دور کنند و اجازه دهند که این فناوری تحقق‏ یابد، عصری نوین و بی‏سابقه در پیشرفت علم پزشکی آغاز خواهد شد. هم‏چنین تأثیرات‏ مثبت این پدیده به روشنی در زندگی بشر قابل لمس خواهد بود. موافقان دستکاری ژنتیکی در انسان که شمارشان در مقابل مخالفان کمتر به نظر می‏آید، در مقام دفاع‏ از اندیشه خود برای روا دانستن تغییرات ژنتیکی در انسان به صورت عمده دو دلیل را عرضه می‏کنند. اول اثر مثبتی است که این پدیده از طریق برخی کارکردهایش می‏تواند بر زندگی بشر بگذارد؛ دلیل دوم، ضرورت حمایت از یکی از حقوق مهم بشر به نام آزادی تولید مثل است‏ که به اعتقاد آنان از طریق تغییرات ژنتیکی آزاد در جنین می‏توان این حق را تامین کرد. به دیگر سخن، منع کردن آن مغایر با حقوق بشر و منجر به نقض حق آزادی تولید مثل خواهد شد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بند دوم: نظریه موافقان تغییرات ژنتیکی در نوع گیاه و حیوان
در قلمرو ژنتیک با توجه به اهمیت این حوزه و نیز حساسیتهای اخلاقی آن دیدگاههای متفاوتی در این خصوص وجود دارد. برخی اقدامات ژنتیکی را موافق با ارزشهای اخلاقی میدانند و از این حیث که فناوری ژنتیک با تاثیر خود بر محصولات غذایی گیاهی و جانوری سبب بهبود معیشت انسانها و تولید غذا میشود با آن موافقند در خصوص ژنتیک انسانی نیز با توجه به این مهم که ژنتیک میتواند نواقص موجود در میان انسانها را برطرف نماید و زمینهساز تولد انسانهای سالم گردد، آن را کاملاً امری اخلاقی میدانند. در مقابل عدهای با این استدلال که ارزش های اخلاقی بر پایه روابط دستکاری نشده انسانها قابل تصور است و نمیتوان با این به اصطلاح توجیهات زمینهساز مداخله ژنتیک در حوزههای مختلف شد، دانش ژنتیک را امری مغایر با اخلاقیات میدانند، چرا که روال طبیعی زندگی بشر را به مخاطره میاندازد و یک ساختار تصنعی را بر آن حاکم میکند. با تمام فواید و آثار مثبت‏ بیوتکنولوژی، نگرانیها و دلهرههایی‏ هم در سطح جوامع مختلف‏ مشاهده می‏شود. در یک بررسی انجام شده در آلمان مشخص گردید که در میان اروپائیها، مردم آلمان بیشترین نگرانی را در مورد بیوتکنولوژی و کاربردهای آن دارند. این نگرانی بیشتر از جانب‏ مصرف غذاها و فراورده‏های حاصل از دستکاریهای ژنتیکی و همچنین اعمال تغییر در ساختار ژنها می‏باشد.
امروزه از این فنون در بحث کشاورزی (که عمدتاً نیازهای غذایی بشر را دربر می گیرد) به طور گسترده در بسیاری از کشورها بهره برداری میشود. در مسئله تغییرات ژنتیکی در گیاه، از روش های زیستی برای بهبود کمی، کیفی، تولید سالم تر، بهتر و اقتصادی تر محصولات غذایی کمک می گیرند. اصول روش کار به این صورت است که یک ژن مطلوب را به داخل ژنوم یک گیاه وارد کرده و بعد حضور این ژن در ساختمان ژنتیکی آن گیاه و همچنین انتقال آن به نسل بعدی را بررسی می کنند. گیاهی که به این ترتیب به دست می آید، مهندسی شده یا اصلاح شده ژنتیکی نامیده می شود. این روش ها به روش های اصلاحی گیاهی کمک می کند تا افزایش تولید محصولات غذایی با میزان بهره وری بیشتر آب و فرسایش کمتر خاک محقق شود. این فنون به طور مستقیم و غیرمستقیم از تخریب محیط زیست می کاهند. با توجه به روند روبه رشد افزایش جمعیت (که از سال ۱۹۶۰ تا سال ۲۰۰۰ میلادی دو برابر شده است)، به نظر می رسد با روش های اصلاحی مرسوم دیگر نمی توان پاسخگوی نیازهای غذای جمعیت جهان در سال ۲۰۵۰ میلادی بود. همچنان که در حال حاضر در دنیا ۸۰۰ میلیون گرسنه وجود دارد و باید برای این اوضاع فکر اساسی کرد. با توجه به نتایج مطلوب دهه گذشته که از روش های بیوتکنولوژی استفاده شده است، به نظر می رسد از دیدگاه موافقان بهترین راه برای تامین غذای بشر در آینده بیوتکنولوژی باشد.
بهره گیری از روشهای مهندسی ژنتیک منجر به تولید محصولات مقاوم در برابر آفات باارزش غذایی بالاتر می شود، انعطاف بیشتری در عملیات زراعی به وجود می آورد و به دلیل کاهش مصرف سموم دفع آفات نباتی برای محیط زیست جهان مفید خواهد بود. به نظر موافقان محصولات تغییر ژنتیک یافته با تولید غذای بیشتر از زمین کمتر، نیاز به تعرض به اراضی کم استعدادتر و تخریب بیشتر محیط زیست کاهش خواهد یافت. در یک جمع بندی این گونه نتیجه گیری شده است که بهره گیری از روش های مهندسی ژنتیک منجر به تولید محصولات مقاوم در برابر آفات باارزش غذایی بالاتر می شود، انعاف بیشتری در عملیات زراعی به وجود می آورد و به دلیل کاهش مصرف سموم دفع آفات نباتی برای محیط زیست جهان مفید خواهد بود.

گفتار دوم: نظریه مخالفان تغییرات ژنتیکی در چارچوب حقوق بینالملل بشر
بند اول: نظریه مخالفان تغییرات ژنتیکی در نوع انسان
شروع تغییرات ژنتیکی در انسان با انتقادات زیادی از سوی افراد و جوامع مختلف نسبت به این روش‏ به عنوان علمی که بعید به‏نظر می‏رسد و از ابهامات بسیاری برخوردار است، روبرو شده است. به دنبال پیشرفت‏های مهم در زمینه تغییرات ژنتیکی در گیاه و حیوان و از طرفی طرح امکان تحقق شبیه‏سازی‏ انسان، به جهت ارتباط مؤثر این پدیده با انسان، امکان بروز خطرهای احتمالی همچون نقض کرامت و استقلال انسان، اصلاح نژاد، تولید انسان به‏ عنوان کالا و مانند آن را قوت می بخشد.این‏گونه بود که چالش‏های مختلف حقوق بشری مطرح و مبنای‏ مخالفت‏های بسیار با تغییرات ژنتیکی نامطلوب جهت تولید انسانی برتر از نوع طبیعی خود قرار گرفت. مخالفان تغییرات ژنتیکی برای اثبات ادعای‏ خود دلایلی دارند که به مهمترین آنها اشاره می‏کنیم.

الف- مغایرت تغییرات ژنتیکی با مفهوم کرامت
برخی اندیشمندان تغییرات ژنتیکی در انسان را ناسازگار با مفهوم کرامت دانسته و معتقدند پذیرش قدرت مطلق علم و خواست فرد و یا والدین به عنوان معیار اساسی،کرامت‏ انسانی را در معرض خطر قرار می‏دهد.در واقع نویسندگان حقوقی و نمایندگان تفکرات‏ فلسفی تغییرات ژنتیکی در انسان را منجر به آسیب به کرامت بنیادین بشری می‏دانند که باید محدودیت‏هایی را بر آن اعمال کرد. از دید اینان، جنین و یا از دیدگاه کلی تر انسانی که از طریق دستکاری ژنتیکی در ژنهای اولیه و طبیعی آن متولد میشود از همان کرامت و منزلتی که انسان‏های دیگر برخورداند، بهره‏مند نخواهد بود؛ بلکه به کالایی تبدیل می‏شود و یا آن‏گونه که برخی گفته‏اند برده‏داری نوین شکل خواهد گرفت و هوی و هوس پدید آورنده بر موجود دستکاری شده مسلط خواهد شد. برخی دیگر از نویسندگان، علاوه بر اینکه نظر به مغایرت دستکاری ژنتیکی در انسان با کرامت خود افراد دارند، فراتر نیز رفته و آن را مغایر با کرامت همگانی یا کرامت بشریت می‏دانند؛ هرچند به ظاهر هیچ اجماعی وجود ندارد که جوامع به همان‏گونه‏ای که‏ افراد دارای کرامت هستند، صاحب کرامت باشند. گروهی دیگر از نویسندگان‏ افزون بر اعتقاد به اینکه اتکا به کرامت انسان برای ترویج و حمایت از حقوق و آزادی‏های افراد ضرورت تام دارد، به مفهومی گسترده‏تر در مورد کرامت باور دارند که به موجب آن، گروه‏ها و جوامع را از کرامت بهره‏مند می‏دانند. اینان در راستای اثبات ادعای خود، اشاره به وجود چنین کرامتی در برخی اسناد می‏کنند که از جمله آنها ماده 10 اعلامیه جهانی ژنوم انسان وحقوق بشر یونسکو بدین مضمون‏ است که:
هیچ‏گونه تحقیقی در خصوص ژنوم انسان یا کاربردهای آن، به‏طور خاص در زمینه‏ زیست‏شناسی، ژنتیک و پزشکی، نباید بر احترام به حقوق بشر،آزادی‏های بنیادین و کرامت‏ انسانی افراد و یا گروهی از افراد غالب شود.
به هر روی، معتقدان به مغایرت تغییرات ژنتیکی انسان در جهت تولید نوع برتر با کرامت فردی و جمعی بشر، خواهان اعمال ممنوعیت و محدودیت‏های ضروری در عرصه جهانی توسط مراجع بین المللی‏ شده‏اند؛ تا از این طریق از سوء استفاه‏های احتمالی که منجر به نقض کرامت بشر خواهد شد به بهترین نحو جلوگیری شود. چنین به نظر می‏آید اقداماتی که توسط مراجع بینالمللی از قبیل سازمان ملل، یونسکو و سازمان بهداشت جهانی در خصوص محدود ساختن دستکاری ژنتیکی در‏ انسان و همچنین شبیه سازی مولد به عنوان یکی از مصادیق دستکاری ژنتیکی صورت گرفته‏اند به همین منظور بوده است. به عنوان نمونه می‏توان به اعلامیه جهانی‏ یونسکو در خصوص ژنوم انسان و حقوق بشر اشاره کرد که ممنوعیت اعمالی که مغایر کرامت انسان هستند، نظیر شبیه‏سازی مولد را توصیه می‏کند، به‏طور مشابه در سال 1998 میلادی، سازمان‏ بهداشت جهانی تصریح کرد که شبیه‏سازی برای تکرار افراد انسانی به لحاظ اخلاقی غیر قابل‏ قبول و مغایر کرامت و تمامیت انسان است. هم‏چنین در این راستا کنوانسیون‏ شورای اروپا برای حمایت از حقوق بشر و پروتکل الحاقی آن در خصوص ممنوعیت‏ شبیه‏سازی انسان مقرر می‏دارد که ابزاری نمودن انسان از طریق تولید عمدی انسان مشابه ژنتیک‏ مغایر کرامت انسان و در حقیقت سوء استفاده از زیست پزشکی است.
همچنین، گاه در تفسیر نقض کرامت انسانی در مهندسی ژنتیک انسان، اینگونه بیان میشود که کرامت انسانی در حفظ و دستناخوردگی ترکیب ژنتیکی اوست. از این رو، هر گونه دستکاری ژنوم انسان، نقض کرامت او به شمار میرود و از آنجا که در مهندسی ژنتیک با ژنهای انسانی بازی میشود، به همین دلیل، این کار ناقض کرامت انسانی و تحقیر آن است. در این نگرش انسان به مثابه مجموعه ای از ژنها انگاشته میشود، اما در اعلامیه بینالمللی دادههای ژنتیک انسانی در خصوص هویت شخص، چنین بیان شده است که هر فرد ساختار ژنتیکی مشخصی دارد، در عین حال هویت یک فرد به خصوصیات ژنتیکی وی محدود نمیشود و در شکلگیری آن شاخصهای تربیتی، محیطی و فردی و نوع روابط عاطفی، اجتماعی، معنوی و فرهنگی با دیگران نقش دارند و عنصر آزادی در آن موثر است.

ب- نگرانی از تولید انسان به صورت کالا
همان‏گونه که گفتیم یکی دیگر از خطرهای تغییرات ژنتیکی نامطلوب در انسان که منجر به نگرانی‏های‏ اجتماعی و روانی میشود، این است که با کودکان متولد شده به عنوان وسیله‏ای برای تحقق اهداف‏ دیگران رفتار شود. در واقع، چنین امکانی بسیار خطرناک خواهد بود اگر دستکاری ژنتیکی در انسان برای تولید طبقه کارگر یا کپی‏های بسیار از ژنوم‏ خاص برای خدمت به اهداف سودجویانه اجتماعی و فردی، بدون توجه به حقوق و رفاه کلون‏ها، مورد استفاده قرار گیرد. در واقع در این صورت کودکان دستورزی شده شبیه کالاهایی مصنوعی، دست ساز یا تولید شده در کارخانه‏ها خواهند بود که افراد با مراجعه به کاتالوگی که تصاویر کودکان آینده و شرح مختصری از خصوصیات آنها در آن درج شده جنین موردنظر را سفارش‏ داده و آن را در رحم زنی جای می‏دهند.
خطر شی‏ء شدن و ابزار بودن حتی در میان زوج‏هایی که با هدف پرورش‏ دادن کودکی که از لحاظ ژنتیکی دارای ژن های معیوب نباشد، باردار میشوند، امکان‏پذیر به نظر می‏آید. چرا که ممکن‏ است آنها کودک را به عنوان وسیله‏ای برای دستیابی به اهدافی که انگیزه انتخاب آن ژنوم برای‏ اصلاح ژنتیک جنین بوده است، در نظر بگیرند. درحالی‏که این عمل منجر به خدشه‏دار شدن کرامت انسان و در نظر گرفتن وی در حد یک ابزار و و سیله است. این موضوع به شدت از جانب حامیان حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است. به نحوی که زندگی کودک را به انبوهی از انتظارات‏ مبدّل و در نهایت او را تا آن حد رنج دهند که آرزوی عدم تولدش را نماید.

ج- نقض استقلال و آزادی افراد
در اهمیت آزادی و استقلال بشر که


دیدگاهتان را بنویسید