سوم: در رابطه با کودکان مدارک زیادی نشان می دهد اگرچه رقابت طلبی یک تمایل بشری است؛ ولی به وسیله آموزش، توسعه می‌یابد و هدایت می شود. بنابراین، جوشش واقعی رقابت طلبی در شروع مدرسه به دلیل یک موقعیت رقابتی است که اغلب بچه ها به آن واکنش نشان می دهند.

بعد از سن مدرسه تا بیست الی سی سالگی، میل شدید به ورزش رقابتی پایدار می ماند. با این حال، عمدتاً به علت زندگی در یک فرهنگ رقابتی، تفاوت های فردی در رقابت طلبی در سراسر عمرشخص وجود دارد.به نظر می‌رسد که رقابت‌طلبی در ورزش تا پایان بزرگسالی طول می‌کشد؛ اما این موضوع از عوامل اجتماعی بیشتر از عوامل روان شناختی فردی تاثیر می‌پذیرد]40[.
ب) جنس :به نظر می رسد که پسران نسبت به دختران از تسهیلات بیشتری در رقابت برخوردار هستند. مشوق هایی از قبیل: پاداش، تقدیر،مقام و شهرت برای پسران نسبت به دختران در ورزش بیشتر فراهم می‌شود. استرونگ در سال 1963، با مطالعه‌ی اثرات رقابت روی عملکرد آزمون آمادگی جسمانی، اثرات بیشتر مشوق ها را برای پسران به نسبت دختران نشان داده است. با این حال،‌ مدرک واقعی وجود نداردکه نشان دهد، رقابت در ورزش اثر متفاوتی روی دختران در مقایسه با پسران دارد یا پسران از نظر بیولوژیک رقابتی‌تر از دختران هستند. بنابراین، تفاوت های فردی در رقابت طلبی نیز کارکردی از جنسیت دارد که به طور آشکار با عوامل فرهنگی معین می شود. در گذشته اخلاق، عرف و سیستم های ارزشی در جامعه سنتی غربی، تمایل به سرکوب خواسته‌‌های طبیعی رقابت زنان در ورزش ها و فعالیت بدنی داشت وارزش‌هایی از قبیل: متأهل شدن (ازدواج کردن) و تشکیل خانواده به جای شرکت در فعالیت های روزانه و فعالیت های رقابتی ورزشی را برای زنان قائل بود.‌ مردان و پسران همیشه تقویت همه جانبه ای را از جامعه برای رقابت کردن دریافت می کنند؛ در حالی که زنان و دختران این چنین نیستند. این موضوع باعث تعارض بین تعداد زیادی از دختران شده است که دوست دارند چیزی را انجام دهند ولی به علت فرهنگ مجبور به انجام چیز دیگرهستند. نظر‌عمومی درباره رقابت‌های ورزشی ‌دختران و زنان به سرعت تغییر پیدا کرد. موفقیت زنان ورزشکار در دیگر کشورهای دنیا در رقابت های بین المللی، مقامات آمریکای شمالی را مجبور ساخت که نظرات سنتی در ارزش رقابت‌های ورزشی برای زنان را مورد بازبینی قرار دهند. نظرات جدید، تغییرات زیادی را ایجاد کرد و نشان داد که زنان در رقابت طلبی با مردان برابرند و حالا می توان دید قبلاً که ورزش، صحنه تقویت های منفی از قبیل: تمسخر، ملامت و انتقاد برای زنان بود، اکنون با تقویت های مثبت مانند: شهرت، مقام و تقدیر برای موفقیت ورزشکاران زن جایگزین شده است. مطالعات نیل15 در سال 1969، نشان داد‌که به طورکلی دختران دبیرستانی شرکت کننده در ورزش های رقابتی، سازگاری بهتری به‌طور فردی و اجتماعی از دختران غیر شرکت کننده ورزشی دارند] 10[.
ج) فرهنگ: با این‌که تفاوت های فردی در رقابت طلبی، کارکردی از محیط فرهنگی شخص و یک موضوع اساسی جامعه‌شناختی است، متغیرهای روان شناختی نیزدر آن کاربرد دارند. مثلاً مارگارت مید 16در سال 1961، سه نمونه اساسی از رفتارهایی را بیان کرده است که در همه فرهنگ ها رخ می‌دهد: رفتار های رقابتی، همکاری، فردگرایانه.
تصور افراد از جامعه و آنچه که‌توسط جامعه تقویت می شود؛ بارزترین رفتار افراد را تشکیل می دهد. در جوامع غربی رقابت شکل بارزی دارد؛ بنابراین ارزش‌های اصلی افراد بازتاب پیشرفت، برتری، موفقیت و مبارزه برای شناسایی هدف‌ها است. در جوامع دیگری مانند:‌ اسکیموها، هند، یونان، احتمالاً تأکید فرهنگی روی همکاری و فردگرایی است. با وجود این اثرگذار‌های فرهنگی، باز هم تفاوت های فردی در یک رفتار ویژه مانند رقابت وجود دارد. این تفاوت های موجود برپایه تقویت های دوران کودکی است. اگر در یک محیط خانوادگی، کودک به‌طور پیوسته تقویت های مثبتی برای رفتار رقابتی دریافت کند، او اساساً در همه رفتارهایش رقابتی خواهد شد. این موضوع هرچند ناقص ومحدود باشد؛ باز هم فرهنگ و تربیت ویژه در کودک اثر کرده است. در جوامع غربی علاوه بر تقویت والدین، در محیط های مشخصی افرادی با انواع رفتارهای ویژه تقویتی تعیین شده‌اند که این وظیفه را انجام می‌دهند. آنها در موقعیت های ورزشی رفتارهایی مانند: برنده شدن برای جایزه، ساختن تیم، بیشتر مهارت یافتن، برنده شدن برای تقدیر (تحسین) و غیره را تقویت می‌کنند. بنابراین شرایط فرهنگی خاص روی رفتار فردی تأثیر می گذارد و تقریباً به طور طبیعی باعث رفتار رقابتی می شود]35 [. در تحقیقی توسط نلسون و کاگان در سال 1972، تفاوت های فرهنگی در رقابت طلبی و همکاری در بچه های آمریکایی و مکزیکی بررسی شد. یافته های این تحقیق با قدرت از عقیده محققان حمایت کرد که رقابت طلبی، همگانی نیست. بلکه در حقیقت به مقدار زیاد کارکردی از فرهنگ است. دلایل این رفتارهای غیرمعمول به چگونگی رفتارهای تشویقی مادران آمریکایی و مکزیکی مربوط بود. نلسون وکاگان بیان کردندکه مادران روستایی مکزیکی تمایل‌داشتند به بچه‌هایشان بدون توجه به این که آنها موفق شده یا نشده اند، جایزه بدهند (تقویت غیرشرطی یا غیرتصادفی)؛ ولی مادران شهری آمریکا دقیقاً برپایه موفقیت جایزه می دادند (تقویت شرطی). بنابراین، بچه های روستایی مکزیکی، خیلی سریع متوجه می‌شدند که لزومی ندارد با آنچه که انجام می دهند ارتباطی برقرار کنند؛ بنابراین برای انجام عملکرد موفق بین آنها رقابت ایجاد نمی‌شد. در حالی که، بچه‌های شهری آمریکا به سرعت عملکرد خود را درک می کردند. این تحقیق به وضوح اثر تفاوت‌های فرهنگی در رفتار رقابتی را ثابت کرد و نشان داد سیستم های ارزشی که فقط بر رقابت یا همکاری تاکید می‌کنند، می‌توانند به طور مستقیم منجر به ناکامی ورفتار غیرمنطقی شوند]41 [.
همچنین در مطالعات تجربی محققان در مورد تاثیر فرهنگ بر رقابت طلبی، یافته های زیر به دست آمده است:
? بچه های آمریکایی از بچه های سایر کشورها، رقابتی تر هستند (جانسون ،‌1974)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

? آمریکایی‌های ‌انگلوساکسون ‌از آمریکایی‌های مکزیکی (آفریقایی نژاد) ، رقابتی‌ترهستند اولر،‌1976ومک‌کلینتوک17، 1974)

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید