دانلود پایان نامه

بیشتر قانونگذاربه این اقدامات باشد.
6-سامانه تحقیق : این تحقیق در سه فصل گردآوری شده است . در بررسی موضوع مورد تحقیق ابتدا توجه به تعاریف و پیشینه اقدامات تأمینی و تربیتی (فصل اول) ،سپس تبین ارکان و شرایط اقدامات تأمینی و تربیتی(فصل دوم) ضرورت دارد . با توجه به فصول اول و دوم ، آثارکیفری، اجتماعی ، فرهنگی این اقدامات نیز باید مورد بررسی قرار گیردتا بتوان تحقیق جامعی در مورد این موضوع انجام داد.

فصل اوّل (مفاهیم اصطلاحی و لغوی وپیشینه)

مبحث اوّل :مفاهیم
گفتار اوّل مفاهیم لغوی
الف. تأمین تأمین در فرهنگ فارسی عمید به معنای امنیت دادن و ایمن ساختن آمده است.در فرهنگ فارسی معین اینگونه آمده است (ت){ع.}(مص م.) ،ایمن کردن آرام دادن ،حفظ کردن.در لغت نامه دهخدا توضیح تأمین به این نحو آمده است که : امین کردن (تاج المصادر بیهقی )(دهار) حفظ کردن و امن نمودن ،امین پنداشتن ،اعتماد کردن ،راستی کردن ،آمین گفتن دعای کسی را . تأمین باب تفعیل و ریشه آن «أُمَنَ» است . در لسان العرب آمده است :أَمن : اَلأمان و الامانه بمعنی . و الأمن : ضدُّ الخوف . یعنی در برابر به وحشت انداختن وترساندن .در فرهنگ المنجد در توضیح «امن» اینگونه آمده است : أُلأُمان : اُلطمأنینه .( آرامش) اُلأمَنَه : اَلاِطمینان وَ سُکون ُ اَلقَلب . (اطمینان دادن وآرامش قلب) أَمناً : وثق به .أَمَنَهً : اطمَأَّنَ فهو أمن . در فرهنگ لغت «المعجم» نیز أَمِنَ اینگونه معنی شده است : زالَ خوفِه وسَکَنَ قَلبِه ( از بین رفتن ترس وآرامش قلب ) . أَمَنَه : دَفَع عندَ الخوف واعطاه أماناً.( دور کردن و راندن کسی در هنگام ترس وآرامش دادن به او) اَلأمن : ضد خوف . با دقت در معانی ذکر شده در فرهنگ لغات ، می توان گفت «تأمین» به معنی امنیّت ،حفظ کردن ، ایجاد آرامش وازبین بردن ترس است . اقدامات تأمینی اقداماتی هستند که از جامعه در مقابل مجرمین واشیاء خطرناک حفاظت می کنند و بدنبال این هستند که با خنثی کردن حالت خطرناک مجرمین امنیّت افراد جامعه را تأمین کنند.
ب.تربیت :
تربیت در فرهنگ فارسی عمید به این شکل آمده است : مص {ع} «تربیه» (ت رب ی) ، پروردن ، پرورش دادن ، ادب و اخلاق را به یکی یاددادن .در فرهنگ معین نیز همین معانی را برای تربیت ذکر کرده اند . در لغت نامه دهخدا تربیت به این شکل معنا شده است : تربیت : {ت} (ع مص) ، پروردن و پرورانیدن . از گفته‌های زبان‌شناسان و فرهنگ واژه‌ها چنین برمی‌آید که «تربیت» مصدر باب «تفعیل» و دارای سه ریشه است:1- ربأ، یربؤ (= فعل مهموز) ۲- ربی، یربی (= فعل ناقص) ۳- رب، یرب (= فعل مضاعف) تربیت چون از «ربا، یربو» باشد، رشد کردن و برآمدن و قد کشیدن و بالیدن را می‌رساند. ابن منظور در لسان العرب می‌گوید: «رَبا الشی‏ءُ یَرْبُو رُبُوّاً و رِباءً: زاد و نما.» یعنی چیزی رشد کرد و افزوده شد.تربیت از ریشه «رَب، یَرب» در معانی زیر آمده است: پروردن، سرپرستی و رهبری کردن، نیکو کردن، به تعالی و کمال رساندن، ارزنده ساختن، از افراط وتفریط درآوردن، به اعتدال بردن، استوار و متین کردن. از میان سه معنای پیش گفته، بیشتر زبان‌شناسان تربیت را با عنایت به ریشه «رب، یرب» تعریف کرده‌اند. از باب نمونه راغب اصفهانی بر آن است که: «تربیت، دگرگون کردن گام به گام و پیوسته هر چیز است تا آن‌گاه که به انجامی که آن را سزد برسد.».هرگاه به کاربرد این واژه در دانش تربیت و اندیشمندان علوم تربیتی بنگریم، به این نتیجه خواهیم رسید که تربیت با در نظر گرفتن ریشه (مضاعف) معنا شده است.علامه طبرسی در تفسیر مجمع البیان، پس از آنکه برای واژه «رب» معانی مختلفی چون مالک، صاحب، سید، مطاع، مصلح و تربیت کننده را برمی‌شمرد می‌گوید: «و اشتقاقه من التربیه، یقال: ربیته و رببته بمعنی و فلان یرب صنیعته، اذا کان ینمها.»

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«واژه رب از مصدر تربیت اشتقاق یافته است، (چه به صورت مجرد به کار برود و یا مضاعف،) معنای یگانه دارد. [= سوق دادن چیزی به سمت کمال] و فلانی کار و ساخته خود را تربیت کرد، یعنی آن را رشد داد.».در تفسیر نمونه آمده است :«رب در اصل به معنای مالک و صاحب چیزی است که به تربیت و اصلاح آن می‌پردازد» در المنجد نیز تربیت به معنای از حد اعتدال سوق دان است .
انسان ها براساس فطرت خود دارای استعدادهای زیادی هستند امّا بدون توجّه به این استعدادها وقرار دادن آنها درمسیر صحیح شکوفا نمی شوند . تربیت تاحدّ زیادی به معنای قرار دادن این استعدادها در مسیر صحیح وبرداشتن موانع از سرراه این استعدادها برای رسیدن به کمال است . در اینجا باید بین استعدادهای درجهت کمال واستعدادهای غیر کمال طلبانه تفاوت گذاشت که با توجّه به نظام های ارزشی متفاوت مختلف است . در فرهنگ اسلامی این استعدادها تا حّد زیادی تحت تأثیر اندیشه های مذهبی است ؛به این معنی که تربیت را شیوه ای می دانند که بایددرجهت کمال ذاتی انسان قرار گیرد .ازخودگذشتگی،ایثار ، عشق ، کمک به همنوع همه در فرهنگ اسلامی امتیازاتی محسوب می شوند که می تواند دررسیدن فرد به کمال مطلوب کمک کند.زیرا هررشدی کمال طلبانه نیست. مثلاًدر فرهنگ های کاپیتالیستی اینگونه به این مقوله نمی نگرند وبرای کسب ثروت برای خود از هرراهی را، نوعی استعداد (ضدکمال) وکمال می دانند وبرای آنها هدف وسیله را توجیه می کنند. حتّی اگر این وسیله استثمار همنوعانشان باشد. بنابراین معنای تربیت، باتوجّه به زیربنای فکری ،فرهنگی و اعتقادی متفاوت است . بنابراین می توان گفت اقدامات تربیتی ، اقداماتی آموزشی ، اصلاحی هستند که باید درجهت شکوفایی استعدادها وبرداشتن موانع ازسرراه رشدوکمال بزهکاران باشند تا از این طریق بتوانند به عنوان انسانی سالم به جامعه بازگردند.تربیت ابتدا از محیط خانوادگی آغاز می شود و این امر مهّم در ابتدا برعهده والدین است . درادامه با ورود فرد به جامعه ، جامعه ورسانه نیز نقش مهمّی را در القای تربیت صحیح به شخص برعهده دارند . بنابراین محیط خانوادگی ناسالم ، جامعه با ارزش های اجتماعی ، فرهنگی غلط ،برنامه ها و تبلیغات ناصحیح ودرجهت عکس ارزش های انسانی وکمال همه در روند تربیت غلط بزهکارتأثیر دارند .
گفتار دوّم
الف . مفهوم اصطلاحی تربیت
درباره تربیت دیدگاه ها وتعاریف گوناگونی ارائه شده است .برخی تربیت را به رشد مادّی و جسمی منحصر نموده اند وبرخی نیز تعالی روحی وروانی انسان را مدّ نظر قرار داده اند . بنابراین با توجّه به دیدگاه های گوناگون، تعاریف مختلفی ودر پاره ای موارد، متضاد ارائه شده است. در اینجا به ارائه برخی از این تعاریف پرداخته ودر نهایت به جمع بندی واظهار نظر نهایی خواهیم پرداخت.
تربیت به معنای ، فراهم کردن زمینه هاى لازم است، تا بتدریج استعدادهاى انسان شکوفا شود و به فعلیّت درآید و به سوى حد نهایى و کمال خود سیر نماید. بنابراین مى توان تربیت را چنین تعریف کرد: تربیت عبارت است از رفع موانع، و ایجاد مقتضیات براى آنکه استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود. تربیت به آرامی و به صورت سیر تکاملی صورت می گیرد. این یک واقعیت صددرصد صحیح است ،چرا که بوجود آمدن دگرگونی های اساسی در درون انسان بخصوص اگر سالیان عمر بیشتری را سپری کرده باشد،هرگز با سرعت انجام نمی گیرد ؛ زیرا کاملاً واضح است که تربیت دوکار بسیار مهّم انجام می دهد که به سرعت وآسانی در درون انسان تاثیر نمی گذارد 1)تعدیل احساس های خام وتموج های وابسته به غرایز حیوانی واثبات خطابودن محتویات غلطی که در مغز و روان انسانها ی مورد تربیت جا گرفته وپیشرفت کرده اند .2)تلفیق وقابل پذیرش ساختن واقعیت ها،آرمان ها و ارزش های والای انسای برای انسان مورد تربیت .3)تربیت مستلزم کوشش و انضباط است .4)تربیت فرد را متوجّه امکانات خلّاقه خود می کند، همان چیزی که ویلیام جیمز آنرا «خود گسترده تر» نام داده است. در دیدگاه استاد شهید مرتضی مطّهری، تعلیم، پرورش و استقلال نیروی فکری دادن، و زنده کردن قوه ابتکار متعلّم است و تربیت، پرورش دادن و به فعلیّت درآوردن استعدادهای درونی است که بالقوّه در یک شی ء موجود است؛ از این رو، کاربرد واژه تربیت فقط در مورد جانداران صحیح است؛ زیرا غیر جانداران را نمى توان به مفهوم واقعی پرورش داد ؛آن طور که یک گیاه یا حیوان و یا یک انسان را پرورش مى دهند. از همین جامعلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت، طبیعت و سرشت شیء باشد.اگر بنا باشد یک شىء شکوفا شود باید کوشید تا همان استعدادهایی که در آن هست بروز کند. بنابراین، تربیت در انسان به معنای پرورش دادن استعدادهای او است و این استعدادها در انسان عبارتند از: استعداد عقلی (علمی و حقیقت جویی) ، استعداد اخلاقی (وجدان اخلاقی)، بعد دینی (حس تقدیس و پرستش)، بعد هنری و ذوقی یا بعدزیبایی و استعدادو خلاقّیت، ابتکار و ابداع.کانت تربیت را پرورش و تأدیب و تعلیم توأم با فرهنگ می‌داند که در پی کامیابی متربّی در جامعه آینده است؛ جامعه‌ای که به مراتب از جامعه کنونی برتر است وبزرگترین ودشوارترین مسئله آدمی است و افلاطون برآن بوده است که عالی تر و مقدس تر از تربیت ، فنّی نیست . جان استوارت میل ترب
یت را هر تأثیری می داند که آدمی د رمعرض آن است وتفاوت نمی کند آبشخور آن شیء، شخص یا جامعه باشد. این تعریف بسیار گسترده است وبنابر آن کمتر چیزی است که عامل تربیت نباشد واز سویی بر اساس آن روشن نیست هدف تربیت را چگونه می توان معلوم داشت . همچنین چنین نیست که تربیت به این معنا الزاماً به سود متربی باشد. از نظر دورکیم تربیت عملی است که نسل های بزرگسال در قبال نسل هایی که هنوز برای زندگی اجتماعی پخته نیستند ، انجام می دهند وهدف آن این است که در کودک ، شماری از حالات جسمانی ،عقلانی واخلاقی برانگیزد وپرورش دهد که جامعه سیاسی برروی هم ونیز در محیط ویژه ای که فرد به نحو خاصّی برای آن آماده می شود ، اقتضاء می کنند. فردریک مایر تربیت را اینگونه تعریف می کند :« تنها تربیت می تواند ما را به سوی لذّتی راهنمایی کند که در عین لذت بودن ،از لحاظ کیفیت بی نظیر بوده واز لحاظ کمیّت بی انتها باشد . هوراسمان این تعریف را یکی از فواید عالی تربیت ذکر می کند .
این تعریف از تربیت که هدف غایی آنرا لذّت می داند باعث ترویج خودخواهی خواهد شد. تعریفی که تامس هنری هاکسلی مطرح می کند به این قرار است :« تربیت عبارت است از: آموزش مغز آدمی، به موجب قانون های طبیعت. مراد من از قانون های طبیعت، تنها اشیاء و قوای آنها نیست، بلکه این قانون ها، افراد وروش های انسان را نیز در برمی گیرد.» این تعریف از تربیت روشن ،جامع و مانع نیست ، بنابراین توصیف مزبور مانع شمول آن به روش های غیر از تربیت نیست. دوجمله درتوصیف های موجود درفلسفه تربیت درباره تربیت وجود دارد که قابل توجّه است: 1.تربیت راباید فرآیندی دانست که به روشنی افکار نوع بشر رهنمون می شود . 2.بنابراین تربیت بدون تهذیب و عادت های عمده کامل نیست . برای تربیت اهداف پانزده گانه ای برشمرده اند که عبارت است از : تعقل،قدرشناسی از فرهنگ ،پرورش خلاقیّت،اهمیّت درک وبه کاربردن دانش،تماس بااندیشه های مهم ،ارزش های معنوی و اخلاقی،مهارت های اصولی،کارآمدی شغلی،سازگاری بهتر با زندگی خانوادگی،سلامت بدنی و روانی،تغییر شخصیت برای سودمند بودن وعلاقه به آگاهی و دانش ودرک حقیقت،بوجود آوردن علاقه های پایدار،صلح جویی،تجدید مداوم و فهماندن اینکه بشرمقیاس جهان است .همانگونه که ازتعاریف تربیت دربالا می توان فهمید ، تربیت انسان دارای ابعاد بسیار پیچیده ای است بنابراین به ندرت می توان به تعریف واحدی دست یافت . بعضی از دانشمندان برای تربیت اهداف سطحی و بعضی اهداف والایی را برشمرده اند . باید به این نکته نیز توجّه داشت که تضادها وتناقض های موجود در تعریف تربیت تا حد زیادی از عقایددینی سرچشمه می گیرد . رسیدن به کمال مطلق و مطلوب، درتعاریف اندیشمندانی مثل استاد مطهری ناشی از نگرش و جهان بینی دینی است که انسان آفریده شده است تا به کمال مطلق برسد و تربیت هم باید در جهت قرار دادن استعدادها در مسیر صحیح برای رسیدن به چنین هدفی باشد. در دیدگاه اسلامی رشد، اصلاح وتزکیه در کنار واژه تربیت هستند و می توان گفت در آن مستترند ؛از طرفی در دیدگاه بعضی غربی ها که مثلاً هدف تربیت را فقط لذّت جویی می دانند ناشی از عقاید سکولاری آنان است .بنابراین در برنامه ریزی صحیح در مورد اقدامات تربیتی بزهکاران ، باید ابتدا افکار ناصحیح وغیر عاقلانه که براثر تربیت ناصحیح در فکر بزهکار نهادینه شده است تغییر داد. این کار به آسانی امکانپذیر نیست ،زیراتربیت یک روند تدریجی است . بعد از این مرحله نوبت به آشنا کردن آنها با مفاهیم انسانی ازقبیل انسان دوستی ، معرفت ، کمک به همنوع می رسد که از این طریق فرد به استعدادهای خود پی ببرد .این اقدامات از سوی دستگاههای مرتبط باید بانهایت دقّت وبرنامه ریزی صحیح انجام شود،زیرا مؤلفه های تربیتی باید ابتدا از بیرون بر فرد اعمال شود. در ق.م.ا.1392 این اقدامات در مورد اطفال بزهکار در مادّه «88» پیش بینی شده است. در این ماده ابتدا وظیفه تربیت را ،برعهده والدین و سرپرستان قانونی طفل گذاشته است، آنهم با اخذ تعهّد.سپس در ادامه درصورت عدم دسترسی به آنان، یا عدم صلاحیت آنان ، طفل یا نوجوان را به کانون اصلاح و تربیت می فرستند.در این موارد کانون اصلاح و تربیت وظیفه خطیری را برعهده دارد . زیرا این کودکان ونوجوانان در بسیاری از موارد از تربیت صحیح محروم بوده اند، وهمچنین فرآیند جایگزینی مفاهیم صحیح با باورهای غلط در آنها آسانتر از افراد بزرگسال امکانپذیر است .در قانون مجازات اسلامی در ماده «49»به مسئله تربیت اطفال اشاره کرده است.
ب.بررسی تعاریف اقدامات تأمینی و تربیتی
در مورد اقدامات تأمینی و تربیتی تعاریف گوناگونی از طرف حقوقدانان و صاحب نظران حقوق جزا ارائه شده است که به بیان برخی از آنها می پردازیم.
تمام تعاریف نقاط مشترک ومشابهی دارند وتفاوت بنیادین با هم ندارند. 1-«.اقدامات تأمینی و تربیتی به


دیدگاهتان را بنویسید