دستور تعاونی مؤکّد و لازم است. اسلام آن را بر ثروتمندان واجب گردانیده تا کسانی که از بنیه‌ی ضعیف مالی رنج‌ می‌برند بدین وسیله تقویت شوند. گفته می‌شود اگر قاعده زکات به درستی رعایت شود، فقر و استضعاف از میان خواهد رفت و استقلال مالی پدیدار خواهد شد. (محمدی اشتهاردی، 1357، 167)
بنابراین زکات، مقدار مالی است که توانگران باید به تهی دستان بدهند و اهمیتی هم‌سنگ نماز دارد. این دو واژه یعنی زکات و نماز در بیشتر آیه‌های قرآن کریم در کنار هم آمده‌اند، چنان‌که گویی ادای نماز و پرداخت زکات در پاکی روح و طهارت باطن آدمی مکمل یکدیگرند. (بینش، 1383، 31)
خداوند متعال دراین باره می فرماید: إنَّما یَعمُرُ مسجِدَاللهِ مَن ءامَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الاخِرِ وَ اَقامَ الصَلوهَ وَ ءَاتَی الزَّکاتَ وَ لَم یَخشَ إلّا الله َفَعَسی اُولئِکَ أن یَکوُنُوا مِنَ المُهتَدِینَ. (سوره توبه(9)، آیه‌ی18)
جز این نیست که مساجد خدا را کسانی آباد می‌کنند که به خدا و روز واپسین ایمان آورده و نماز را برپا دارند و زکات بپردازند و جز از خدا نترسند، پس امید است که آنان از هدایت یافتگان باشند.
از امام باقر(علیه‌السلام) روایت شده است: «هر کس زکات مال خود را نپردازد، خدا آن مال را به طوق‌هایی از آتش تبدیل می کند، سپس به او گفته می‌شود. همان‌طور که در دنیا به هیچ قیمت، این اموال را از خود دور نمی‌کردی، اکنون آن‌ها را بردار و به گردن خود بیفکن». (مکارم شیرازی، بی تا، ج3، 219)
موارد مشمول پرداخت پرداخت زکات در قرآن کریم ذکر نشده است و فقها با استناد به روایت‌های دینی آن‌ها را مشخص کرده‌اند، هر چند که در این باره اتفاق‌نظر ندارند؛ و از جمله آن روایات، روایت ذیل می‌باشد که از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است: «لَمّا نَزلَت آیه الزَّکات ً خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَهً تُطَهِّرهُم وَ تُزَکّیهِم بِها فی شَهرِرَمضان فأَمَرَ رَسولَ الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم)مُنادیه فَنادی فی النّاسِ: اَن الله تَبارَک وَ تَعالی وَ قَد فَرضَ الله عَلَیکُم مِنَ الذَّهَبِ وَ الفضَّهِ وَ الاِبلِ وَ البَقَر وَ الغَنَمِ و مِن الحیطهِ وَ الشَعیرِ وَ التَّمرِ وَ الزَبیب وَ نادی فیهِم بِذلکَ فی شَهرِ رَمِضان وَ عَفی لَهُم سوی ذلکَ .‌.‌. »
زمانی که آیه «ای پیامبر بگیر از مؤمنین صدقاتشان را تا پاکیزه گردند» در ماه رمضان نازل شد، رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله و سلم) به منادی خود فرمود در میان مردم ندا دهد که: خداوند تبارک و تعالی بر همه شما زکات را واجب گردانیده است همان‌طور که نماز را بر شما فرض و واجب نموده و خداوند زکات را بر شما از طلا و نقره و شتر و گوسفند و نیز از گندم و جو و خرما و کشمش قرار داده و آن را در ماه رمضان به مردم رسانید و از دیگر اشیاء آن‌ها را معاف دانست .‌.‌. (حر عاملی، 1403، 53)
از این زکات در اسلام، به نُه چیز تعلق می‌گیرد که در واقع این موارد قوام زندگی اقتصادی بشر است. اقلامی که مشمول زکات می‌شوند عبارتند از: گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند. (محمدی اشتهاردی، 1357، 168)
زکات هر کدام از اقلام فوق با شرایطی مخصوص خود و عادلانه تعیین می‌شود، زکات شتر و گاو و گوسفند با در نظر گرفتن حد نصاب آن‌ها تفاوت می‌کند؛ زکات طلا و نقره یک چهلم و زکات گندم، جو، خرما وکشمش یک دهم و گاهی یک بیستم است که شرح مفصّل آن در رساله‌های علمیّه و کتب فقهی از جمله تحریرالوسیله امام خمینی آمده است. موسوی خمینی(1408، ج1، 315-338)
زکات در هشت زمینه به مصرف می‌رسد:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1 – نیازمندانی که در تأمین هزینه‌های معاش کمبود دارند.
2 – مستمندانی که فاقد مخارج روزانه خود می‌باشند.
3 – مأمورین گردآوری و حفظ زکات.
4 – پرداخت به بیگانگانی که موجب تمایل آن‌ها به دین شود.
5 – برا ی آزاد کردن بردگان.
6 – برای ادای قرض.
7 – اموری که خشنودی خداوند را به همراه دارند مثل ساختن مسجد، پل، کارهای عام¬¬المنفعه.
8 – برای در راه ماندگان و افراد دور از وطن. (محمدی اشتهاردی، 1357، 168)

بنابراین می‌توان گفت که آن‌چه از مجموع آیات و روایات و سیره امام معصوم (علیه‌السلام) مستفاد می‌گردد گرچه زکات ملک حاکم اسلامی نیست و به حکومت تعلّق ندارد؛ اما نظارت بر جمع‌آوری و توزیع آن در دوره حضور امام (علیه‌السلام) در اختیار وی قرار می‌گیرد و در دوره غیبت در اختیار جانشین امام و ولی‌امر مسلمین است. از این رو زکات که به عنوان یکی از درآمدهای عظیم بیت‌المال است که شریعت اسلام آن را بر ثروتمندان واجب کرده تا بدین وسیله ضعف مالی و اقتصادی فقرا و مستمندان جبران گردد و از سوی دیگر به آن‌ها استقلال مالی نیز می‌دهد. نکته قابل توجه و بسیار مهم این است که در مرحله رساندن زکات به دست نیازمند به آن بسیار محتاطانه و محترمانه عمل نمود تا شخصیت و آبروی افراد حفظ گردد و هم‌چنین اجر معنوی و اخروی این عمل حفظ شود، چنان‌چه که خداوند تبارک و تعالی در این‌باره در قرآن کریم می‌فرماید: «یا اَیُّها الَّذینَ ءَامَنوُا لا تُبطِلوُا صَدَقاتِکُم بِالمَنِّ وَ الاَذی». (سوره بقره(2)، آیه‌ی264)
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌های خود را بامنّت نهادن و آزردن باطل نکنید».

گفتار دوم – خمس
یکی از مالیات‌های رایج و شایع میان مردم در جوامع اسلامی، پرداخت خمس است که از مهمترین منابع درآمد بیت‌المال است که در این‌جا به توضیح آن می‌پردازیم.
«خَمس» و «خَمسه» عددی است که برای مؤنث و مذکر به کار می‌رود؛ (ابن منظور، 1414، 67) خمس در لغت به معنای یک پنجم است و در اصطلاح عبارت از یک اعطای یک پنجم برخی اموال و درآمدهای مسلمان جهت استفاده در مصارف خاص است. (موسوی بجنوردی، 1384، 26) خمس از ریشه «خ م س» در لغت برای شمارش یک پنجم به کار می رود. (فراهیدی، 1410، 205)
نیز در لسان‌العرب چنین معنا شده است: خُمس خُمُس خَمِس. جزئی از پنج است، در نزد بعضی شامل همه این کسرها می‌شود و جمع آن اخماس است و خمس این است که یک پنجم آن را اخذ می‌کنی. (ابن منظور، 1363، 7)
به تعبیر شیخ انصاری (رحمه‌الله‌علیه) خمس در شریعت نام حقی است که برای حجّت خدا (رهبر معصوم) و مانند آن واجب شده است. (شیخ انصاری، 1415، 21)
از این رو در اصطلاح فقهای عظام، خمس اسمی برای یک حق مالی است که خداوند در مال بندگانش برای پیامبر(صلی‌الله و علیه و آله و سلم) و فرزندان او قرار داده است. پرداخت یک پنجم هر درآمد و منفعتی، پس از کسر هزینه و مخارج سالیانه واجب است. (نجفی، 1385، ج 16، 2؛ طریحی، 1414، 554) پس خُمُس یا خُمس در اصطلاح شرع حقی است که خروج آن از مال واجب بوده و بنی‌هاشم مستحق آن هستند. (طریحى،‏ 1375، ج4، 66)
قبل از پرداختن به بحث جایگاه خمس لازم است تاریخچه مختصری در مورد چگونگی تشریع آن ذکر شود. خمس در سال دوم هجری و پس از نزول آیه غنیمت (انفال (8)، آیه‌ی41) واجب شد و این بعد از اختلاف اصحاب بر سر تقسیم غنائم جنگ بدر بود (ابن هشام، 1420، 283)؛ البتّه شواهدی وجود دارد که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) پیش از آن، اموالی را به صورت خمس گرفته است؛ از جمله، غنائم سریّه عبداللّه بن جحش که رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) خمس آن را گرفت و باقی بین افراد شرکت کننده درسریّه تقسیم شد و این سریّه در ماه رجب، دو ماه پیش از غزوه بدر اتّفاق افتاد. (ابن هشام، 1420، 243-245)
با آغاز دوران گسترش اسلام و تهاجم مسلمانان علیه عناصر کفر و شرک، غنائمی که بهره مسلمانان می‌شد شامل ایران، سبایا، اراضی و اموال بود. از این موارد، زمین حکم جداگانه‌ای داشت چون قابل اشتغال نبود اما اموال امیران و سبایا (سبایا عبارت است از زنان و اطفال و کودکان دشمنان بودند که به اسارت مسلمانان درآمدند) به تصرف مسلمانان درآمد و میان آنان تقسیم می‌شد (اجتهادی، 1363، 299) و از آن جا که برای نخستین بار چنین چیزی برای مسلمانان پیش آمده بود، بر سر غنائم اختلاف بروز کرد و به دنبال آن آیه شریفه زیر نازل شد و تکلیف غنائم روشن گردید. (بینش، 1383، 37-38)
«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَالْیَتامى‏ وَالْمَساکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ…» (سوره انفال(8)، آیه‌ی4)
«بدانید هر گونه غنیمتى به دست آورید، خمس آن براى خدا، و براى پیامبر، و براى ذى‌القربى و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آن‌ها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى حق از باطل، روز درگیرى دو گروه (با ایمان و بى‏ایمان) [روز جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آورده‏اید…».
منظور از غنیمت در این آیه تنها غنائم جنگی نیست بلکه هرگونه درآمد را شامل می‌شود، چنان‌که هم کتب معروف لغت و هم روایات شاهد این مطلوب است. از این رو پس از نزول این آیه یک پنجم غنائم توسط پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) برداشته می‌شد تا در راه خودش صرف شود و سپس باقیمانده آن بین رزمندگان اسلام تقسیم می‌شد. (بینش، 1383، 38)
غنیمت در لغت از ریشه «غَنَم» و «غُنَم» به معنای هر چیزی است که انسان بدون زحمت و مشقّت به آن دست یابد(دهخدا، 1377، ج11، 16829) و در المنجد آمده است «الغُنم» یعنی آن‌چه در جنگ به غنیمت گرفته می‌شود و «غنیمت بارده» یعنی درآمد خوب یا بدون رنج و سختی. (رحیمی نیا، 1386، 1104)
غنیمت در اصل فائده‌ای است که کسب می‌شود و در اصطلاح علمای شیعه هر آنچه از کفار اخذ ‌شود، اگر بدون قتال باشد، «فیء» گفته می‌شود، (غنیمتی که در بدست آوردن آن مشقتی نباشد) (راغب اصفهانی، 1412‏، ، 650) و اگر با قتال باشد، غنیمت گویند. (طریحی ، بی تا، 128)
بنابراین «ما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ» اختصاص به خمس غنائم جنگی ندارد؛ بلکه «ما» موصوله است و عمومیت دارد، بخصوص بقرینه‌ی «مِنْ شَیْ‏ءٍ»؛ یعنی هر منفعت حلالی که کسب شود، غنیمت به آن شامل شده و خمس تعلق می‌گیرد؛ پس با این‌که نزول آیه خاص است، اما مورد خاص نیست و تمام غنائم از طریق تجارت، غواصی، معادن و… را شامل می‌شود؛ چون در آیه معنای لغوی غنیمت مورد نظر است، نه معنای اصطلاحی که خاص غنائم جنگی باشد؛ چنان‌که در آیات دیگر معنای عموم برای غنائم به‌کار رفته است: «إِذَا انْطَلَقْتُ إِلى‏ مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها» (سوره فتح(48)، آیه‌ی15) «وَ مَغانِمَ کَثِیرَهً یَأْخُذُونَها» ؛ (سوره فتح(48)، آیه‌ی19) البته برخی موارد خمس از جمله مال حلال مخلوط به حرام از روایات به دست می‌آید. (صادقی تهرانی، 1365، ج12، 215-216؛ قطب‌الدین راوندی، بی‌تا،242)
براساس این آیه، می‌توان خمس را به صورت مالیات تناسبی مؤثّری درآورد که با توجّه به نرخ بالای آن (20 درصد) برای تأمین مخارج دولت اسلامی می‌تواند بسیار راهگشا باشد؛ امّا در عمل، چون خلفای اسلامی، در غالب موارد تحت‌تأثیر فقیهان اهل سنّت بودند و آنان هم ارباح مکاسب را مشمول خمس نمی‌دانستند، دولت‌ها از استفاده از این مالیات محروم ماندند؛ البته فقیهان اهل سنّت در مال التّجاره، زکات را واجب دانستند. (مغنیّه، 1377،174)
مفسران بر این باورند که این آیه شریفه درباره جنگ بدر و غنائم آن نازل شده است. واقدی این آیه را مربوط به غزوه بنی قیقاع می داند که در نیمه شوال، و یک ماه پس از جنگ بدر و بیست ماه بعد از هجرت رخ داده است. (آلوسی، بی تا، ج 5، 200)
اما آن‌چه از سیاق آیه و آیات قبل ازآن به دست می‌آید، این است که آیه به دنبال مشاجره و منازعه بر سر تقسیم غنائم جنگ بدر بوده است. علامه طباطبایی در این‌باره می‌نویسد: «ارتباط آیات در سوره و صراحت آن بر جنگ بدر، کاشف از این است که تمامی سوره و از جمله آیه غنیمت درباره واقعه بدر و حوادث پس از آن نازل شده است. البته ایشان معتقد است آیه خمس بعد از آیه «فَکُلوامِمّا غَنِمتُم حَلالاً طَیِّباً» (سوره انفال(8)، آیه‌ی69) نازل شده است». (علامه طباطبایی، 1417، ج9، 9)

علامه طبرسی در تفسیر مجمع‌البیان، نخست غنیمت را به معنی غنائم جنگی تفسیر کرده ولی به هنگام تشریح معنی آیه چنین می‌گوید: «قال اصحابُنا اِن الخمس واجبٌ فی کلِّ فائده تَحصُلُ الانسان من المکاسِب وَ اَرباح التّجارات وَ فی الکُنوز وَ المَعادن وَ الغوص وَ غیرُ ذلک ممّا هو مذکورٌ فی الکُتب وَ یُمکِن. اَن یستدلَ علی ذلک بهذه الآیه فَاِن فی عُرف اللغه یطلِقُ علی جمیع ذلک اسمُ الغنم و الغنیمت». علما شیعه معتقدند که خمس در هر گونه فایده ای که برای انسان فراهم می‌گردد واجب است، اعم از این که از طریق کسب و تجارت باشد یا از راه پیدا کردن گنج و معدن و آن چه با غوّاصی از دریاها استخراج می‌کنند، و سایر اموری که در کتب فقهی آمده است و می‌توان به این آیه بر این مدعا استدلال کرد زیرا در عرف لغت به تمام این‌ها غنیمت گفته می‌شود. (طبرسی، 1388، ج2، 634)
آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در این‌باره می‌نویسد: «این آیه در حقیقت بازگشت به همان مسئله غنائم است، به تناسب آیاتی که درباره جهاد، قبل از این وجود دارد و از آن جا که غالباً با مسئله غنائم آمیخته است، تناسب با ذکر حکم غنائم دارد. سپس حکم را از مسئله غنائم جنگی نیز فراتر برده و به همه درآمدها اشاره کرده است». (مکارم شیرازی، 1374، ج7، 172) بر اساس تحلیل مرحوم علامه حلی (648-726 ق) این آیه شریفه نصی است مبنی بر تقسیم خمس به سهام شش گانه. (علامه حلی، 1413، ج3، 326)
هم‌چنین از نظر مرحوم خوئی، حتی اگر آیه مختص غنائم جهاد هم باشد، باز وجه دلالت آن بر وجوب تقسیم خمس بر طبق مدعای مشهور محفوظ است، زیرا ادله متکفل اثبات خمس در گنج و موارد دیگر، از بیان موارد مصرف ساکت‌اند و این نشان می‌دهد که موارد مصرف اقسام دیگر نیز متفاوت از آن‌چه در شرع با آیه خمس غنائم مقرر شده نیست. (خوئی، 2000، 306)
محمد بن مسلم نیز از امام محمد باقر (علیه‌السلام) روایت کرد: «سألته عن معادن الذهب و الفضّه و الصِّفر و الحدید و الرِّصاص، فقال: علیهاالخمیس جمیعاً». پرسیدم از معادن طلا ونقره و مس و آهن و سرب، فرمود به همه آن ها خمس تعلق می‌گیرد.
از روایت فوق چنین استفاده می‌شود که خمس به هفت چیز طبق شرایطی تعلق می‌گیرد. منفعت و سود و کسب کار، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، جواهری که به واسطه فرو رفتن در دریا به دست می‌آید، غنیمت و زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد. (حر عاملی، 1403، ج9، 491)
از این رو علمای امامیه خمس را در هفت چیز واجب می‌دانند، که عبارتند از:
1– غنائم حرب: منظور غنائمی است که در جنگ مسلمانان با کفار به دست مسلمانان افتاده باشد. این جنگ باید بدون اذن امام صورت گرفته باشد.
2– معدن: منظور مواد استخراج شده از معدن است و چنان‌چه این مواد نظیر طلا، نقره و .‌.‌. به نصاب بیست دینار برسد، خمس آن باید پرداخت گردد. موسوی خمینی( 1408، ج1، 335)
3 – گنج: مال مخفی شده در زمین متعلق به یابنده آن است (در صورتی که صاحب آن شناخته نشود) ولی باید خمس آن را بپردازد. موسوی خمینی( 1408، ج1، 337)
4 – غوص: اشیاء قیمتی که به واسطه غواصی از دریا و یا رودخانه‌های بزرگ به دست می‌آیند(مانند مروارید و مرجان) در صورتی که ارزش معادل و حداقل یک دینار و یا بیشتر داشته باشد مشمول خمس می‌شوند. موسوی خمینی(1408، ج1، 338)
5 – مال مخلوط به حرام: مال حلالی که به مال حرام مختلط شود و صاحب آن مال حرام شناسایی نشود و مقدار آن مال هم معلوم نباشد، از موارد تعلق خمس است و باید خمس آن مال پرداخت گردد. موسوی خمینی(1408، ج1، 345)
6 – زمینی

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید