دانلود پایان نامه

نگاه مارتین از دریچه چشمان گاندی
که آزادی را در توده های مونتگومری مشاهده کرد
حال
تمامی تصویر را ببین(نی نوس,ازگلی , فرهی,1377)

فرد دارای ذهنیت فلسفی بطور ویژه ای خود را به تصویر بزرگ علاقمند می سازد.او تلاش می کند تا زمینه ادراکات خود را وسیعتر گرداند و استفاده وسیعترضمنی از کششها و تاکیدات خود را ملاحظه کند.او برای انجام چنین کاری باید در برابر فشار موارد خاص مقاومت کند.(اسمیت ,ترجمه بهرنگی,1370,ص73)

2-ارتباط دادن مسایل آنی به اهداف درازمدت
ما در درازمدت می خواهیم به چه اهدافی برسیم؟چگونه کار ما به کار دیگران که احتمالآ همان اهداف بلندمدت ما را دارند ارتباط پیدا می کند؟پیگیری جدی این قبیل پرسشه اقطعآ سبب غوطه ورشدن فرد در آبهای عمیق فلسفی می گردد.نوعی نیروی اضافی,عقلانی و هیجانی در این خصوصیت تفکر وجود دارد که در برابر فشار آنی مسایل ایجاد نظم می کند.تا آنکه تصمیمات بر اساس هدفهای ثابت و نسبتا دور اتخاذ گردند.به این صورت بعد زمانی به درون آن تصویر بزرگ وارد می شود.درست به همان صورت که ممکن است موارد خاص به عنوان بخشی از زمینه وسیع در نظر آید,مسایل آنی هم ممکن است بر اساس تاریخچه و استعدادهای بالقوه شان ملاحظه شوند.به هر حال تفکر درباره این مطلب صرفآ بر اساس مقدار زمان و فضایی که در برمی گیرد خطاست.به دشواری می توان گفت چون شخصی مساله ای آنی را بر اساس یک برنامه ده ساله می بیند,دارای ذهنیت فلسفی بیشتری ازکسی است که همان برنامه را در یک برنامه پنج ساله ملاحظه می کند.در واقع کلیت چون می تواندکاملآ بصورت انتزاعی یا آرمانی درآید, ممکن است بدون زمان و مکان باشد.ممکن است از هدفی درازمدت و آرمانی بطور جدی انتظار تحقق نرود,ولی وجود آن می تواند به عنوان راهنمای نسبتآ ثابت در دوره ای طولانی از زمان مفید باشد.چنانچه جان دیویی در اشاره ای به آرمانها می گوید:آرمانها بر آن نیستند که خود را تحقق بخشند,بلکه برای جهت دادن راهمان به آگاهی کامل از استعدادهای بالقوه در شرایط موجود مفیدند.
البته برای یک مدیر کافی نیست که بتواند با زبان فصیح هدفهای مناسب نهایی سازمان خود را از بر بخواند.او به نوعی قدرت نظم نیاز دارد که او را قادر سازد تا به مسایل روزانه خود همچون فرصتهایی در حرکت به سوی تحقق کاملتر اهداف بنگرد.چنانچه دیویی خاطرنشان می سازد:این خود فرد است که ترتیب چنان اموری را می دهد.خود فرد است که امکانات را تشخیص می دهد,امکاناتی که به چشم اشخاصی که کمتر از نظر فلسفی سو گرفته اند,نمی آید.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-بکار بردن قوه تعمیم
سومین نشانه جامعیت فکر با دو مورد اول یعنی نگریستن به موارد خاص در ارتباط با زمینه ای وسیع و ارتباط دادن مسایل آنی به اهداف دراز مدت در ارتباط نزدیک است .زندگی,ما را اغلب با مواردی مواجه می سازد که گاهی آنرا موقعیت ((جعبه سیاه ))می نامند.
ما آنچه را که به درون جعبه سیاه (درون داد) وارد و آنچه را که از آن خارج می شود(برون داد)می بینیم .ولی قادر به دیدن آنچه را که در داخل جعبه سیاه اتفاق می افتد نیستیم.به عبارت دیگر توانایی آنرا داریم که با مشاهده دقیق روالها, دوره ها,همبستگیها ومواردی از این قبیل را به وجود آوریم .در این صورت است که ما به یک پیشگویی دست زده ایم .در مواردی نیز ممکن است این پیشگویی درست باشد.ولی ذهن فلسفی خود را به پیشگویی محدود و قانع نمی سازد.ذهنیت فلسفی می خواهد بداند در درون جعبه سیاه چه می گذرد یا به عبارت بهتر چه فرایندی در درون جعبه سیاه رخ می دهد.ذهن فلسفی با بهره گرفتن از فرضیه استنتاجی و برای پاسخ به این سوال (درون جعبه سیاه چه می گذرد)مفاهیمی توجیهی چون خدایان ,شیاطین,جاذبه و الکترونها را خلق می کند.هر چند که شاید به نظر خیلیها این خیالبافیها,غیرغملی و غیر واقعی باشد.کشف جاذبه زمین توسط نیوتون و الکترون توسط انیشتین, نتیجه همین خیالبافیهاست که به نظر غیرعملی و غیرواقعی بودند.ذهنیت فلسفی ساختارهای ذهنی همین تعمیم هاست .یعنی توضیحات تعمیم یافته برای تعداد بسیاری از پدیده های مشاهده شده است.(همان منبع )

4-شکیبایی در تفکرات عمیق نظری
چهارمین نشانه تفکر جامع( شکیبایی در تفکر عمیق نظری) در زمانی داده می شود که فرد سعی داردجنبه های کلی امری را درک کرده,به هدفهای درازمدت توجه نموده و تعمیمهای فرضیه های استنتاجی را خلق نماید.اما از آنجایی که شکیبایی ممکن است در موقعیتهایی نشان داده شود که سه نشانه ی نخست جامعیت آشکار نیست,باید آنرا به عنوان نشانه ی اضافی فهرست کرد تا تمیزی باشد برای همتاهای غیر فلسفی آن.
ما اغلب با افرادی که خود را عاقل جلوه می دهند,مواجه شده ایم.این افراد همواره بر حقایق تاکید بیشتری دارند. البته تاکید بر حقایق در هر موقعیتی پیشنهاد مطمئنی است .با این وجودتا آن زمان که حقایق موجود مورد آزمایش قرار نگیرند و حقایق جدید را پیشنهاد نکند,تاکید بر حقایق تاکید چندان مفیدی نیست.برای تحقق این موضوع نوعی شکیبایی برای تفکرات عمیق نظری مورد نیاز است تا به سازماندهی بپردازد.ذهن فلسفی از چنین شکیبایی برخوردار است که قادر است در برابر فشارهایی که آنها را بسوی گرداوری حقایق می کشاند,مقاومت کند.(همان منبع )
2-1-5-3 تعمق/ژرفا
1-زیر سوال بردن آنچه مسلم یا بدیهی تلقی می شود
فردی که دارای ذهنیت فلسفی است در برابر فشار امور واضح و آنچه که دیگران آنرا بدیهی می شمارند,مقاومت نموده و آنچه را که دیگران زیر سوال نمی برند زیر سوال می برد.آنچه که ما به آن احتیاج داریم, شکهای مبهم و بی اساس در رابطه با اشیا نیست,بلکه تعدادی سوال است که برای آشکارکردن جنبه های اساسی یک موقعیت مطرح شده است.
اگر امور جزیی, فوری و محدود ما را تحت تاثیر قرار دهد,شک نیست که از جامعیت ذهنی ما کاسته می شود و احتمالآ جذب امور محسوس و آشکار خواهیم شد.ذهنیت فلسفی بر شانس ما برای حرکت به سوی ماوراء محدودیتها,تعصبات جاهلانه,جانبداریهای شخصی و تصورات قالبی می افزاید.البته نمی توان همه رویدادهای گذشته را با هم زیر سوال برد.برای اینکه بتوانیم فرد یا عقیده ای را با اهرم تردید از جای خود برکنیم باید از نقطه ای شروع کنیم.همچنین نمی توان تعصبی جاهلانه را صرفا با عمل اراده کنار زد.همچنانکه پییرس خاطر نشان می سازد اموری که فرد درباره آنها تعصب زیادی به خرج می دهد,همان اموری هستند که بدون چون و چرامورد قبول واقع شده اند.بنابراین به ماهیت تعصب یا جانبداریهای شخصی باید قدری توجه نمود.انسان از زمان بیکن تا کنون مبانی بسیاری از اشتباهات و جانبداریها را تشخیص داده است.از نظر بیکن: (( اشتباهات و جانبداریها به منزله دامهایی هستند و قدرت استدلال هنگامی به انسان توانایی اجتناب از این دامها را می دهد که جای آنها را بطور دقیق تعین کرده و نشانه گذاری کرده است .)) گرایشی اندیشمندانه به تغییر به منظور مورد بررسی و سوال قرار دادن نظرات متداول نشانه ای از فرد دارای ذهنیت فلسفی است.
2-کشف و تدوین نظریات,سوالات و فرضهای بنیادی در موقعیتهای خاص
برای آن که یک مدیر یا هر شخص دیگری بتواند پاسخگوی بسیاری از تقاضاهای روزمره ای باشد که در مقابل اوست,باید روال جاری را برای بسیاری از کارهایش به وجود آورد.مثلآ در بعضی از سازمانها پیوسته ضبط و ربط و عرضه اقلام با روش کار میزان شده ای انجام می شود.به همین دلیل بسیاری از سازمانهای موفق اغلب دارای روش های کاری مشخص هستند.در ارتش این روش های کار را به عنوان روش کار میزان شده عملیاتی اس.او.پی(s.o.p)می نامند.بر حسب تجربه ای طولانی کشف شده است که می توان روش های خاص و معینی را برای حل انواع خاصی از مسایل به بهترین نحو پیش گرفت به این صورت (اس.او.پی) نه تنها منجر به انجام متحدالشکل یک کار در سازمان می شود,بلکه به افراد تازه کار استفاده از تجربه طولانی متخصصان را نیز ارائه میدهد.یک(اس.او.پی)خوب و شکل یافته حتی تدارک انواعی از موقعیتهای اضطراری یا غیرمعمول را می بیند و به استفاده کننده احساس اطمینان می بخشد.
سوال مورد نظر ما این نیست که (اس.او.پی)بصورت رسمی یا غیررسمی,ارزش اجرا دارد یا ندارد؟در هر سازمانی بعضی از روش های انجام کار به صورت عادت در می آیند هر قدر یک عادت یا روال انجام کاری پابرجاتر و گسترده تر شود,ظاهری صحیح تر و منطقی تر می یابد.بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که مورد سوال قرار نگیرد.متاسفانه انتقادکردن به چیزی که استقرارگرفته ,اغلب منجر به ناامیدی می شود.اگر فرد شکاکی جرات کرده و بپرسد چرا باید روش کار ثابت باشد؟سوال او با سکوت ناراحت کننده ای مواجه شده و یا با سیلی ازتوجیهات سطحی روبرو می شود.در این موقعیت یا اصول اساسی درک نشده و یا زمانی طولانی است که این اصول فراموش شده است.انجام یک روال کار چیزی شبیه به کمربند ایمنی است.هر پیشنهادی دایر بر کنار گذاشتن کمربند ایمنی ناچارا منجر به بروز بعضی ناراحتیها می شود.کسانی که دارای ذهن فلسفی هستند,قادرند نظرات و افکاراساسی را به عنوان کلیدهای حل مساله در زمینه های وسیع ملاحظه کنند فرد دارای ذهن فلسفی قادر است روال معمول انجام کار را مورد سوال قرارداده و با دیدی وسیع به اصول و نظریات,روالهای دیگر کار را در دامنه ای وسیع پیشنهاد دهد. (همان منبع )
3-حساس به معانی تلویحی و ربط امور
هنگامی که مبانی یک موقعیت درک شد, فرد دارای ذهن فلسفی شوقی بسیار برای کشف اصول اساسی آن مبانی را نشان می دهد.وی به دوباره ترتیب دادن,بالا و پایین بردن و سبک و سنگین کردن معانی تلویحی آن مبانی می پردازد.در این مرحله باروری مهمتر از صحت است.چرا که صحت را می توان با عملیات منظم تر دیگر انسان یا ماشین آزمود.
عبارت(این بدیهی یا خود آشکار است)همیشه چیزی محذوف از عبارت(این برای من بدیهی یا خود آشکار است) دارد.قضایای اقلیدسی برای اغلب ما به فوریت بدیهی نیستند.اما تا آن زمان که فهم نشوند نمی توان گفت ثابت می شوند.از سوی دیگر تعاریف,اصول بدیهی و اصول موضوعه بطورضمنی و فوری بر قضایای اقلیدسی دلالت دارند.نکته,کشف این حقیقت است و اثبات یک قضیه ((اشکارساختن))این کشف است.به هر حال قبل از آن که احتمال داشته باشد کشفی صورت گیرد,باید بر آن شکی بوجود آید.
درست در همین جاست که سومین نشانه تعمق به نمایش در می آید. فرد دارای ذهن فلسفی در حدس صحیح دلالتهای ضمنی و پنهانی,چالاک است.این حدسها وقتی به فرض در آیند می توانند اثبات شوند.ولی بدون آنها معانی تلویحی پنهان می ماند.
4-مبتنی کردن انتظارات بر جریان فرضیه استنتاجی – قیاسی
این نشانه تعمق بمانند چهارمین نشانه جامعیت به معنای رسمیت نقش نظریه در همه امور حتی عملیترین امور است.شاید یکی از معمولترین اشتباهات زمان ما,تاکید بیش از حد بر جنبه های عملی منفک از نظر است.به احتمال زیاد متاسفانه این اشتباه توسط نوعی عمل گرایی تقویت شده که درست درک نمی شود.وقتی فرد از تعمق (یعنی حرکت بطور فرضیه استنتاجی در ژرفای اطلاعات خام تجربی,حسی و مشهود)کوتاهی می ورزد انتظارات او مبتنی بر شرطی شدن استقرایی روانشناختی اجتماعی است.ضرورتا چنین انتظاراتی پاسخهای شرطی شده ای هستند.سگ پاولف پس از طی دوره شرطی شدن با شنیدن صدای زنگ انتظار غذا داشت. فرد دارای ذهن فلسفی به اصطلاح با عدسی خود به آزمایش می پردازد و با سوالات عمیق خود درباره وقایع,این جریان شرطی شدن را به مداراتی کوتاه درمی آورد.او تلاش می کند تا به حالت فرضیه استنتاجی و ارائه توضیحات, فرضیات و نظریات,به سوالات خود پاسخ دهد.انتظارات او مبتنی بر معانی تلویحی محسوس از نظریه او بوده که البته در پرتو تجربه آینده به مورد آزمون و تغییر در می آید. فرد دارای ذهن فلسفی گرایش به تخطی از بعضی تعمیمهای روانشناختی درباره رفتار افراد و گروه ها با توجه به تعصب جاهلانه و جانبداریهای کسب شده دارد.او همچنین با بهره گرفتن از تفکر آنچه را که به صورت شرطی شده معمولی یا طبیعی پذیرفته شده,کنار گذارده و به هم می ریزد.اگر کسی آماده به مباحث ناشی از تمثیل مدار بر روی مداراست و اینکه واقعا ممکن نیست از جریان شرطی شدن گریخت و اینکه ذهنیت فلسفی صرفا شرطی شدن در یک مدار بالاتر است خود می تواند نشانگر این باشد که ما تا آنجا که برای انسان ممکن باشد تا به ساخت چنین مباحثه یا توضیحی بپردازد راضی هستیم.

2-1-5-4 قابلیت انعطاف
1-رها شدن از جمود روانشناختی
نمایش جمود روانشناختی به نظر در سه موقعیت رخ می دهد.نخست شرایطی تازه که تازگی آن به قدری باشد که تجارب گذشته به فرد آمادگی لازم برای واکنش او بطریقی مناسب با موقعیت جدید را فراهم نکند.اگر ما ناگهان خود را در موقعیت حواریون در قایقی در حالی که حضرت عیسی(ع) بر روی آب راه می رفت می یافتیم ,احتمالا مانند آنان با جمود روانشناختی رفتار می کردیم.
دومین موقعیت که غالبا نشانگر جمود روانی است,توسط تعدادی تجارب مشابه حاصل می شود.وقتی تجربه ای به ظاهرمشابه ولی اصولا متفاوت با تجربه قبلی بوجود می آید رفتاری که مناسب تجربه های قبلی است بدون توجه به تجربه جدید بروز می دهد.این ردیف تجارب اثر شرطی دارد و زمینه ای روانشناختی به وجود می آورد که دریافت فرد را از دریافت تفاوتهای تجربه جدید نسبت به تجربه های مشابه قبل باز می دارد.
سومین نوع جمود روانشناختی در موقعیتی نشان داده می شود که فشارهای هیجانی فوق العاده ای را دربردارد.شخصی که در یک ساختمان در حال سوختن است به دام افتاده و سربازی که از خستگی جنگ عذاب می کشد و یا مدیر تحت فشارهای بسیار زیاد به دلیل شدت هیجان, گرایش به آن دارند که درک صحیح خود را از دست بدهند.فردی که جدا در حال افتادن یا غرق شدن است, ممکن است بیهوده به هر خس و خاشاکی متشبث شود.افراد دارای ذهنیت فلسفی,حداقل نسبت به کسانی دیگر معمولا در موقعیتهای تازه و ندیده کمتر رفتار نامناسب از خود بروز می دهند زیرا ملاحظات آنان فراتر از امور خاص است و به هدفهای درازمدت,عقاید اصولی و ساختهای ذهنی فرضیه استنتاجی توجه دارند.او تشخیص می دهد تناسب این ملاحظات کلی با یک موقعیت خاص همواره مورد سوال است.به این صورت که آنان خود را در یک موقعیت خاص درگیر نمی سازند تا آنها را از دیدن مسایل در ارتباط با یک کل وسیع دور سازد.از سویی آنها (افراد دارای ذهنیت فلسفی)آنقدرآغشته به ملاحظات بیرونی( دیدن مسایل در ارتباط با یک کل وسیع)نمی شوند که توانایی آنان در کار در آن موقعیت محدود شود.این همان فردی است که بطورمداوم تجربه اش,معانی اش و انتظاراتش را تجدید ساخت می کند و کسی است که همیشه دارای روح جوان است .اوکودکانه عمل نمی کند,بلکه مثل یک کودک دارای ذهنی آنقدر ثابت نیست که تفکرش جزمی باشد.
2-ارزشیابی افکار و نظریات جدا از منابع آنها
حداقل چهار مورد وجود دارد که بر ذهن انسان در ایجاد افکار


دیدگاهتان را بنویسید