دانلود پایان نامه

است(Caltrans,2010).

ایالت نیوجرسی
یک برنامه توسعه پیادهروی با هدف تشویق مردم به سفرهای غیرموتوری اجرا کرده است. این برنامه بر اساس ارتباط بین اختلاط کاربری، تراکم و طراحی شهری با تاکید بر اهمیت مجاورت و اتصال انجام شده است(Matley et al.,2000).

سئول
در مطالعه ای که توسط مین (Min,2007) انجام شده و به این نتیجه رسید که بین برخی از معیارهای ساختار فضایی شبکه همانند هم پیوندی و دسترسی و مکان یابی کاربریها ارتباط وجود دارد؛ در مکان یابی کاربریها، علی الخصوص، کاربریهای تجاری به این عامل توجه مینمایند.

تدوین چارچوب نظری

در این پژوهش هدف اصلی بررسی رابطه بین ویژگیهای ساختاری شبکه معابر و کاربری زمین می باشد. به منظور بررسی ویژگیهای ساختاری شبکه معابر، از ترکیبی از دو دیدگاه تجزیه و تحلیل ساختار راهها( استفان مارشال) و دیدگاه چیدمان فضایی(بیل هیلیر) استفاده می شود. بر اساس دیدگاه تجزیه و تحلیل ساختار شبکه معابر، شبکه معابر به عنوان گرافی در نظر گرفته می شود که نکته مهم در آن، ترتیب قرارگیری اجزا نسبت به هم است، نه موقعیت مطلق و یا مقیاس دقیق اجزاء. بر اساس دیدگاه چیدمان فضایی نیز دیدی ساختاری به شبکه معابر وجود دارد و به اندازه گیری شاخص هایی نظیر هم پیوندی، عمق و کنترل پرداخته می شود. به منظور بررسی ویژگیهای مربوط به کاربری زمین نیز تراکم مکانی و سطح زیر بنای کاربری ها، که در مطالعات پیشین مورد توجه قرار گرفته اند، بررسی می شوند. مدل مفهومی تحقیق نیز به صورت شکل 28 بیان می شود.

شکل 28: مدل مفهومی تحقیق

2-8-جمع بندی

پس از بررسی مفاهیم و دیدگاههای نظری مرتبط با موضوع پژوهش، این نتیجه حاصل میشود که در اکثر موارد برای بررسی ساختار شبکه معابر و وضعیت و پخشایش کاربری زمین اطراف معابر، با توجه به مبانی نظری معیارهایی استخراج گردیده و در نهایت رابطه بین این معیارها بررسی گردیده است. نکته قابل توجه این است که در مطالعات داخلی به این مقوله کمتر توجه شده است؛ در صورتی که مطالعه و بررسی ارتباط بین ساختار شبکه معابر و کاربری اراضی در برنامهریزیهای آتی کاربری زمین و حمل نقل میتواند بسیار موثر باشد و باعث توسعه متوازن تری گردد.

فصل سوم

معرفی محدوده مطالعاتی و روش شناسی تحقیق

مقدمه

در این فصل ابتدا به معرفی بستر مطالعاتی پرداخته میشود. در این راستا ابتدا توضیحاتی راجع به شهر شیراز و ساختار این شهر ارائه میگردد؛ در ادامه با توجه به اینکه، محدوده مورد مطالعه در منطقه 6 شهرداری شیراز واقع است؛ توضیحاتی راجع به این منطقه و ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی آن مطرح میگردد و جایگاه فعلی و مشکلات موجود در منطقه تبیین میشود. سپس به منظور تدقیق محدوده مورد مطالعه پژوهش که پهنه ای از پل معالیآباد تا شهرک گلستان را شامل میشود نقشه پایه، نقشه کاربری اراضی و نقشه شبکه معابر محدوده ارائه میشود و توضیحاتی در این خصوص ارائه میگردد. در بخش دوم نیز به معرفی روش شناسی پژوهش پرداخته میشود و روشهای آماری و نرم افزارهای مورد استفاده توضیح داده میشوند.

3-1- معرفی بستر مطالعاتی

3-1-1- معرفی شهر شیراز
شیراز یکی از شش شهر بزرگ ایران و مرکز استان فارس است. بر اساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1390، این شهر جمعیتی بالغ بر1460665 داشته است. این شهر مساحتی حدود 34000 هکتار، داشته و تراکم جمعیتی آن، 82 نفر در هکتار است. ساختار شهری شیراز، از الگوی رشد خطی تبعیت کرده و در دهه اخیر، گسترش افقی به سمت جبهه شمال غرب تمایل داشته است که مهم ترین پیامد آن، تخریب بخش عمده ای از باغهای داخل محدوده شهری و همچنین چشماندازهای طبیعی دامنه های اطراف شهر بوده است.

3-1-1-1- سیر تحولات و گسترش شهر شیراز
به منظور شناخت عوامل موثر بر سیر تحولات و گسترش شیراز این تحولات را در دو دوره مورد بررسی قرار میدهیم:

الف) روند مدرن سازی شهر و دوره شهرنشینی کند در شیراز
در این دوره شیراز پایتخت کل مملکت فارس به حساب میآمد و مرکز منطقه وسیعی بود که از حدود بندر عباس تا بوشهر و کهگیلویه و بهبهان را در بر میگرفت. بنابراین یکی از اصلی ترین عملکردهای شهر، عملکرد سیاسی بود که بر استخراج مازاد اقتصادی روستاها و تا حدودی جمعیت عشایر، بنیاد گرفته بود. همچنین در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، به تبع برخی تحولات سیاسی – اقتصادی در سطح جهان، شیراز به عنوان یک مرکز تجاری ترانزیت بین بندر بوشهر و نقاط مرکزی ایران ایفای نقش میکرد. ترکیب اجتماعی نیز اساساً از یک چنین ساختاری نشات میگرفت. در ساختار فضایی شهر، نیز نمود برجسته ای از مکتب تهران یعنی تلفیق سنت و مدرن با توجه به تجربه درونی جامعه و به نحوی خردمندانه، به چشم نمیخورد. این ساختار، اساساً برگرته دوره صفویه، زندیه استوار است که از دروازه قرآن آغاز و در انطباق با محور اصلی اصفهان – شیراز به طرف کازرون- بوشهر ادامه مییابد و عناصر مهم چون ارگ، بازار، میدان، مساجد مهم، زیارتگاه اصلی و دروازه های شش گانه شهر را در درون بافت متراکم، بهم فشرده و ارگانیک به هم میپیوندد. اما از دیدگاه مدرن سازی، جهت غرب و
دروازه باغشاه گسترش آتی را نوید میدهد؛ یعنی جهتی که باغات و فضای باز، هم گسترش عناصر نوین شهری و هم امکان سکونت را برای قشر بالای شهر نشین در منطقه فراهم میسازد. در جهت شمال، یعنی محور اصلی ارتباطی نیز بالقوه چنین پتانسیلی منتها به صورتی بسیار ضعیفتر به وجود آمده است.
اما مهم ترین تحول از دیدگاه فضایی، در ساختار شهر صورت گرفت که از سه نظر اهمیت داشت: نخست، تحول کالبدی در بافت قدیم شهر بود که با برشهای چلیپایی سعی در مدرن کردن این بافت داشت و این امر در نقطه ای صورت گرفت که عیناً بیشترین امکان را در اختیار قرار میداد یعنی مقطع مراکز حکومتی سنتی و میدانگاه قدیمی شهر و فضای باز گسترده غرب که رو به سمت باغها و املاک زمینداران داشت از یک سو و از سوی دیگر، راه به سمت مهمترین زیارتگاه شهر، میبرد. عناصر مدرن در تقاطع این دو محور به سمت غرب استقرار یافتند. در واقع ساختار فضایی مدرن بر سه محور اصلی پیش میرفت: 1) محور دروازه قرآن – دروازه اصفهان 2)محور دروازه اصفهان – دروازه کازرون 3) محور بازار – قصرالدشت. فضاهای مدرن شهری نیز به تدریج با سازمانیابی خدمات اداری، تجاری و آموزشی جدید در پیرامون بافت قدیم و به ویژه محور بازار – زند و ایجاد بافت شطرنجی در پیرامون و به موازات آن و فلکه و چهارراههای جدید، باغ ملی، دو یا سه اثر یادمانی بهوجود آمد. دوم، نکته مهم در تفکیک فضایی همانا پیدایش اصطلاح شهر قدیم و شهر جدید بود. بخش مسکونی جدید شهر تقریباً یکسره به اقشار ثروتمند اختصاص یافته بود که فضای مسکونی ویلا مانند را در نظر داشتند و این امکان را جهت غربی شهر، بیشتر در اختیار میگذاشت. اما این نوع تمایز هنوز شهر قدیم را از نظر نینداخته بود، به نحوی که این اقشار صاحب باغ و خانه در بخش جدید، همچنان از خانه شهری خود در بخش قدیم نیز استفاده میکردند که به ویژه در مواقع بحرانی و نا امنی، جایگاه خود را داشت. سوم – نکته اساسی در این ساختار، پیدایش فضای عمومی مدرن شهری چون خیابان زند بود برگرته چهارباغ صفوی و با تاکید آن در دوره زندیه و قاجار که هنوز نقش مهم خود را در ساختار فضایی – اجتماعی شهر در این دوره ایفا نکرده بود.

شکل 29: مرحله اول توسعه شهر شیراز

ب) روند مدرن شدن و شهرنشینی شتابان در شیراز
از اواسط دهه سی به بعد را باید نقطه عطفی دیگر در روند مدرن شدن و تاثیر آن در تحولات اجتماعی و اقتصادی شهر شیراز، به شمار آورد که تا انقلاب 1357 با ابعاد ویژه و گسترده ادامه مییابد. مرکز شهر به صورت مجموعه ای از خیابانهای مدرن در پیرامون محور اصلی خیابان زند و عمدتاً در جهت غرب، شکل گرفت اما مرکز قدیم همچنان برای اقشار سنتی جایگاه خاص خود را داشت. بخشهای وسیعی از شهر و همچنین محورهای برون شهری به کاربریهای نظامی، آموزشی و تخصصی و همچنین خدمات اداری ملازم با یک شهر منطقهای اختصاص یافت. بدین ترتیب، بیشترین تاثیر را در این دوره، سیاست ها و برنامههای دولت در توسعه شهر به جای گذاشت.

شکل 30: مرحله دوم توسعه شهر شیراز

برآیند تحولات در فضای کالبدی شهر را می توان این چنین خلاصه کرد:
نخست – یکی از مهمترین تحولات فضایی – کالبدی شهر، گسترش هر چه بیشتر مرکز شهر به نقاط، محورها و پهنههای مجاور بود. این گسترش اینک از فضای نسبتاً دو قطبی بازار (سنتی) و زند (مدرن) شهر، در هر دو قطب به فضاهای پیرامون، اولی در جهت جنوب و دومی در جهت غرب – شمال صورت گرفته بود و بدین ترتیب، مرکز شهر، نسبت به دوره قبل گسترش فوق العادهای یافته بود که در آن تمامی عناصر سنتی و مدرن و مهم شهر با یکدیگر پیوند مییافتند.
دوم – مراکز کوچکتر و متعدد تری نیز تحت تاثیر افزایش جمعیت، افزایش عملکرد و توسعه شهر به تدریج شکل گرفت. از آن جمله میتوان به مراکزی چون دروازه کازرون، معالی آباد، میدان ولیعصر و سعدی اشاره کرد.
سوم – پراکنده رویی خصلت ویژه این دوره بود که اساساً در حاشیههای رو به توسعه شکل گرفت. نمونه های قابل توجه آن را میتوان در محورهای شمال غرب با ایجاد شهرکهایی چون شهرک شهید بهشتی، گلستان، استقلال و یا به صورت توسعه روستاهای پیرامونی و ادغام آنها در محدوده خدماتی شهر و استفاده از زمینهای نظامی، بخشی از باغات قصرالدشت و زمینهای کشاورزی در شمال شرقی، شاهد بود.

شکل 31: مرحله سوم توسعه شهر شیراز

3-1-1-2- ساختار فضایی کنونی شهر شیراز
بررسی تکوینی ساختار شهر شیراز، نشان میدهد که شهر بر بستر دشتی با گستری شمالی – جنوبی محدود به ارتفاعات در سمت شمال، جنوب و غرب و دریاچه مهارلو در سمت شرق، در دل دشت نضج گرفت و رشد یافت. رودخانه خشک به عنوان یک عامل طبیعی شکل دهنده محورهای ارتباطی در امتداد طولی دشت (شمال غربی – جنوب شرقی) و محور انسان ساخت در جهت عمود بر آن، استخوانبندی اصلی شهر شیراز را به وجود آورد که توسعه بسیار بطئی و کند قرون گذشته و توسعه های دفعی چند دهه اخیر، حول آن شکل گرفت و تداوم یافت و اکنون که شیراز، گستردهترین شرایط کالبدی و پرجمعیتترین موقعیت خود را در طول تاریخ شهر، به دست آورده، این استخوانبندی، هنوز تاثیرات تعیین کننده خود را بر روند گسترش شهر، اعمال میکند. به ویژه، نقش محور شمال غربی – جنوب شرقی در این میان، بارز است.
به طور کلی، شهر شیراز همواره تحت تاثیر دو گرایش در رشد (خطی و هستهای) بوده است. گرایش خطی در جهت شمال غربی – جنوب شرقی به تابعیت از جهت طبیعی جلگه شیراز و مح
دودیت ارتفاعات و مسیر رودخانهها شکل گرفته است. گرایش هستهای رشد یابنده از منطقه قدیمی شهر شروع و به بیرون آن در حال گسترش است. در منطقه تداخل دو گرایش خطی و هستهای، تراکم کاربری و فعالیت در شهر به اوج خود میرسد. شبکه معابر سواره در شیراز نیز تحت تاثیر این دو گرایش، شکل گرفته است. بدین ترتیب که دو سیستم ارتباطات، یکی خطی به موازات رودخانه خشک و یکی حلقوی به موازات منطقه تاریخی در یکدیگر فرو رفتهاند
پویایی سازمان فضایی کنونی شهر شیراز، از عناصر و عوامل و روابط مختلف کالبدی، اقتصادی و اجتماعی، تاثیر میپذیرد. از نظر کالبدی، ساختار فضایی شهر، ضمن تاثیرپذیری از شکل بستر طبیعی و عوارض و برجستگیهای فیزیکی شکل دهنده آن، با استقرار عوامل و عناصر شهری و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر، تبیین و تحلیل میگردد. نحوه تحرک و پراکندگی و انتظام عناصر سکونتی، عناصر فعالیتی و عناصر فراغتی و ویژگیهای کانالها و مسیرهایی که ارتباط این عناصر را با یکدیگر برقرار میسازد، سطح و مرتبه انسجام یافتگی بافت را به نمایش میگذارد. سکونت به نحوی

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید