دستيابي به الگوهاي رژيمي و ورزشي موثرتر در زمينه ماندگاري كاهش وزن را ميطلبد (198).
مارتين و همکاران (2005) در پژوهشي مقادير آديپونکتين را در آزمودنيهاي چاق و لاغر بررسي کرده و نتيجهگيري کردند سطوح آن در افراد غير لاغر داراي سطح پايينتري بود و آديپونکتين به طور مثبتي با HDL-C و به طور منفي با انسولين، تريگليسريد و LDL مرتبط بود و اين ارتباطات با افزايش چاقي تقويت شد.که اين موضوع توسط محققان ديگر نيز گزارش شده و به علاوه ارتباط آديپوکتين با آمادگي بدني، ترکيب بدن و چربيهاي خوني نيز در چند پژوهش بررسيشد (161).
فاتوروس و همکاران(2005) اين مطالعه به بررسي اثرات انواع مختلف ورزش و بيتمريني بر آديپونکتين و لپتين پلاسماي مردان مسن پرداخته است. شرکتکنندگان پنجاه مرد 65 تا 78 ساله با شاخص توده بدني 28 تا30 بودند. آنها به سه گروه تقسيم شدند. به گروه اول که 14 نفر بودند ورزش با شدت کم، گروه دوم که 12 نفر بودند ورزش با شدت متوسط و بالا داده شد و گروه سوم 10 نفر که گروه کنترل بود هيچ برنامهاي نداشتند. دوره تمريني شش ماه بود. هفتهاي سه روز و روزي 60 دقيقه با دستگاههاي بدنسازي مشابه و با شدتهاي مورد نظر ورزش ميکردند. دوره بيتمريني نيز شش ماه بود. ازين افراد قبل از ورزش بعد از ورزش و بعد از دوره بيتمريني خونگيري شد و آديپونکتين لپتين و درصد چربي در آنها اندازهگيري شد. نتايج نشان داد تغييرات آديپونکتين و لپتين با تغييرات شدت ورزش متغيير است و اندازه پاسخ انها وابسته به شدت ورزش ميباشد. بعد از دوره بيتمريني نيز مقادير لپتين و آديپونکتين نيز تغييرکرد و نزديک به زمان قبل ورزش رسيد (199).
چاميندي و همکاران (2005) پژوهشي روي تجزيه تحليل چربي و مقادير آديپونکتين و بيان گيرندههاي آن در عضله اسکلتي طي فعاليت ورزشي انجام دادند. در اين پژوهش به ده نفر تمرينات ورزشي با 50 درصد حداکثر اکسيژن مصرفي به مدت دو ماه و در هر هفته 3 جلسه و در هر جلسه 120 دقيقه دادند. پس از خونگيري قبل و بعد از تمرينات نتايج نشان داد که تغييرات آديپونکتين با تغييرات محرک جذب اسيدهاي چرب آزاد ارتباط معنيداري نداشت. هرچند غلظت آديپونکتين پلاسما در عضله به وفور افزايش يافت و مقادير اسيدهاي چرب آزاد و اکسيداسيون چربي کاهش يافت اما افزايش غلظت آديپونکتين با محرکهاي جذب اسيدهاي چرب آزاد و اکسيداسيون چربي تنظيم نشده بود (200).
جوريما و همکاران (2006) در پژوهشي به مطالعه پاسخ آديپونکتين و لپتين پلاسما تنها در يک جلسه ورزشي روي مردان قايقران پرداختند.اين افراد حدود 21 سال سن داشتند و با 75درصد حداکثر اکسيژن مصرفي فعاليت پارو زدن داشتند.حدود 30 دقيقه بلافاصله قبل و بعد از فعاليت از انها آزمايش خون گرفته شد.نتيجه خونگيري نشان داد در مقدارآديپونکتين تغيير معنيداري مشاهده نشد در صورتي که مقدار لپتين کاهش يافته بود و ارتباطي بين لپتين وآديپونکتين مشاهده نشد (201).
کوکر و همکاران (2009) اين پژوهش روي 18 فرد چاق مسن صورت گرفت. که در دو گروه مجزا به مدت 12 هفته با شدتهاي متوسط(50 در صد) و شدت بالا(70 در صد حداکثر اکسيژن مصرفي) به فعاليت پرداختند. پس از خونگيري و اندازهگيري درصد چربي مشخص شد هر چند اين افراد توانستند درصد چربي خود را کاهش دادند اما تغييرات معنيداري در مقادير آديپونکتين پلاسماي آنها مشاهده نشد (202).
پاپ وهمکاران (2010) اين پژوهش اثر بسيارکوتاه مدت ورزش فيزيکي حاد بر مقادير آديپونکتين و لپتين افراد چاق را بررسي کرد. افراد مورد بررسي 79 نفر،42 مرد و37 زن 56 ساله چاق بودند که به دو گروه تقسيم شدند.گروه اول را 19 نفر با شاخص توده بدني (BMI) 25 تشکيل ميدادند و گروه دوم 60 نفر با شاخص توده بدني (( BMI بيشتر از 25 (داراي اضافه وزن)بودند. به اين افراد طي يک جلسه ورزش با شدت بيشيشينه بيشتر از 85 در صدحداکثر اکسيژن مصرفي داده شد. در بعضي افراد گرچه تغييري در مقادير آديپونکتين مشاهده نشد اما مقادير لپتين کاهش پيدا کرد. اين تغييرات در زنان چاق نسبت به مردان مشهودتر بود. نتايج حاکي از آن است ورزش کوتاه مدت شديد تاثير کمي روي مقادير آديپونکتين و لپتين ميگذارد. اما آديپونکتين استراحت افزايش يافته و لپتين نيز کاهش قابل توجهي در طي ورزش در زنان داراي اضافه وزن داشت که ميتواند به نفع اين افراد باشد (203).
بلو 15و همكاران (2012) منتشر شد، اثر حاد تمرين ورزشي و محدوديت کالري دريافتي را بر متابوليسم تريگليسيريد در زنان مورد بررسي قرار دادند. در اين مطالعه تعداد 11زن سالم با ميانگين سني 5/23 سال و ميانگين شاخص توده بدن 6/21 شرکت نمودند. بررسي در سه روز انجام گرفت، بدين صورت که يک روزمشخص افراد تحت تمرين هوازي با شدت 60 درصد ضربان بيشينه و به مدت123دقيقه پياده روي نموده و حدود 500 کالري انرژي مصرف کردند. در روز ديگر همين زنان مورد محدوديت کالري قرارگرفته و500 کالري از رژيم روزانه آنها کم شد و در روز سوم که روزکنترل بود همگي استراحت نموده و يک اندازه کالري دريافت نمودند. يافته ها در نهايت نشانگراين مطلب شد که گروهي که تمرين هوازي انجام داده بودند به ميزان 30 درصد نسبت به گروه کنترل کاهش درتري گليسيريد پلاسما نشان دادند و درگروه محدوديت کالري تنها اين کاهش مشاهده نشد (204).
کلي و همکاران (2012) اين پژوهش روي 17زن چاق 55 ساله انجام شد. به اين افراد هفت روز متوالي ورزش شديد با شدت 85 درصد حداکثر ضربان قلب استراحت و روزي 60 دقيقه دادهشد. غلظت آديپونکتين و اکسيداسيون چربي قبل و بعد از هفت روز اندازهگيري شد. آزمايشات خون قبل و بعد از هفت روز نشان داد غلظت آديپونکتين حتي در ميان دوره کوتاه افزايش معنيداري داشت همچنين اکسيداسيون چربي نيز افزايش پيدا کرد (205).
خالد وهمکاران (2012) در اين پژوهش غلظت آديپونکتين و لپتين پلاسما را در زنان جوان چاق داراي بيماري سندرم تخمدان پلي کيستيک طي فعاليت ورزشي اندازهگيري کردند. بيست و يک زن حدود سي ساله داراي بيماري و داراي اضافه وزن با شاخص توده بدني 35 انتخاب شدند و آنها را به دو گروه تقسيم کردند و به گروه دوم شش ماه برنامه منظم ورزشي (آمادگي جسماني) داده شد. قبل و بعد از برنامه ورزشي از دو گروه خونگيري شد. نتايج حاکي از آن بود که در گروهي که به آنها شش ماه ورزش داده شده بود غلظت آديپونکتين افزايش، وزن و غلظت لپتين پلاسما کاهش يافته بود (206).
ابندهارد وهمکاران (2013) اين پژوهش روي زنان يائسه چاق انجام شد. زنان را در دو گروه تقسيم بندي کردند. گروه اول تحت درمان رژيم غذايي قرار گرفتند.گروه دوم تحت درمان رژيم غذايي همراه با ورزش قرار گرفتند. ورزش آنها شامل فعاليت بدني متوسط تا شديد به مدت 12 ماه و در هر هفته 5 روز و روزي 45 دقيقه بود. از دوگروه قبل و بعد از رژيم خون گيري شد و غلظت آديپونکتين و لپتين خون آنها اندازه گيري شد. نتايج نشان داد که غلظت آديپونکتين در هر دو گروه افزايش داشت و رابطه معکوسي با از دست دادن وزن داشت که البته در گروه دوم (رژيم غذايي و ورزش) بسيار مشهودتر و بيشتر بود. همچنين غلظت لپتين نيز در دو گروه کاهش داشت و درگروه دوم کاهش بيشتري مشاهده شد (207).
ادامانديا و همکاران (2013) در اين پژوهش 26 مرد شرکت کردند. به آنها 10 هفته تمرينات ورزشي هوازي(پياده روي مخلوط سريع و آهسته) داده شد. اين تمرينات با شدت 65 تا 75 درصد حداکثر اکسيژن مصرفي بود و مدت آن 4 تا 5 جلسه در هفته و هر جلسه 40 دقيقه بود. قبل از شروع تمرينات و در پايان تمرينات از آنها خونگيري و سطح آديپونکتين آنها مورد اندازهگيري قرار گرفت. در پايان شاهد افزايش معنيداري در سطح آديپونکتين آنها بودند که همراه با کاهش توده چربي بدن بود (208).

جمع بندي تحقيقات انجام شده
با توجه به اهميت کاهش وزن اضافي در پيشگيري از انوا ع بيماريهاي مزمن و تحقيقاتي که در اين زمينه صورت گرفته است و با توجه به مطالعاتي که در اين فصل به آنها اشاره شد، مي توان نتيجه گيري کرد که کاهش وزن با رژيم غذايي محدود ازکالري، به تنهايي چندان موفق و موثر نبوده و سرعت برگشت پذيري اين نوع رژيمهاي غذايي هم بيشتراست، همانگونه که ورزش نيز به تنهايي راه حل کامل وجامعي براي کاهش وزن نخواهد بود.
درخصوص رابطه رژيم هاي کاهش وزن و ورزش و تاثير آنها بر سطح آديپونكتين سرم، تحقيقات اندکي توسط محقق بدست آمد و جمع بندي کلي که مي توان از اين تحقيقات محدود بدست آورد اين است که آديپونكتين يك آديپوسايتوکين مهم و جديد است كه نقش مهمي در سنتز بافت چربي ايفا نموده و ترشح آن در افراد چاق كاهش پيدا كرده و مي تواند در ممانعت از چاقي موثر باشد. همچنين فعاليتهاي ورزشي ممکن است سبب افزايش سطح آديپونكتين سرم شود. لذا بررسي همزمان اين فاکتورها درکنار هم، ميتواند برخي از ابهاماتي را که در اين زمينه وجود دارد برطرف نمايد.

فصل سوم:
روش شناسي تحقيق

روش تحقيق
اين تحقيق از نوع نيمهتجربي با دو گروه و به صورت پيشآزمون و پسآزمون ميباشد. متغير مستقل در اين تحقيق شامل تمرين هوازي و ترکيب تمرين هوازي و رژيم غذايي پلکاني و متغير وابسته نيز شامل نيمرخ ليپيدي خون و آديپونکتين آزمودنيها ميباشد.
جامعه آماري، نمونه آماري و نحوه ي گزينش آزمودني ها
جامعه آماري از ميان زنان غير فعال ميانسال ساکن شهر تايباد که داراي اضافه وزن بودند(شاخص توده بدن بين 25تا30 و درصد چربي بيشتر از 35 درصد داشتند) انتخاب گرديد. پس از آشنايي با اهداف، کاربردها، و مراحل تحقيق، تعداد 20 نفر از آنها به صورت انتخابي در دسترس انتخاب، و داوطلبانه حاضر به شرکت در اين تحقيق شدند و فرم رضايت نامه شرکت در تحقيق(پيوست شماره يک) و پرسش نامه سلامت عمومي (پيوست شماره دو) را تکميل کردند. نهايتا افراد مورد نظر بصورت تصادفي در دو گروه1: تمرين هوازي، 2: رژيم پلکاني + تمرين هوازي تقسيم شدند.

معيارهاي ورود به تحقيق:.
1. همه زنان از نمايه توده بدن بين 25 تا30 برخوردار بودند.
2. سن همه زنان بيش از 30 سال و کمتر از 45 سال بود.
3. هيچ کدام از زنان مطالعه ما از داروهاي ضد بارداري، كاهش وزن و … استفاده نمي نمودند.
4. همه زنان شرکت کننده تمايل به همكاري با طرح را داشتند.
5. هيچ کدام از زنان دعوت شده به اين کارآزمايي به بيماري خاصي مبتلا نبوده و همگي در سلامت کامل بودند.
6. همه زنان شرکت کننده، سيکل قاعدگي منظم داشته و از طبق اظهارات خود هيچ گونه اختلالات هورموني جنسي نداشتند.
7. هيچ کدام از زنان ورزشكار نبوده و فعاليت منظم ورزشي نداشتند.
به منظور كسب موافقت آگاهانه افراد جهت شرکت در تحقيق حاضر از آزمودني ها خواسته شد در جلسه معارفه شرکت نمايند. جلسه يک هفته قبل از روز آزمون برگزار شد و در طي آن آزمودني ها در مورد مراقبتهاي تغذيهاي لازم، محدوديت در ميزان فعاليت بدني، مدت زمان اجراي طرح، چگونگي خونگيري و… توجيه شدند. در پايان افراد موافقت شفاهي و کتبي(پيوست شماره1) خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام داشتند.

متغيرهاي تحقيق :
متغيرهاي مستقل:
تمرين هوازي، ترکيب رژيم پلکاني با تمرين هوازي
متغيرهاي وابسته :
مقادير سرمي آديپونكتين، نيمرخ ليپيدي
ابزار و روش جمع آوري داده ها:
1. فرم رضايتنام? شرکت در پژوهش(پيوست1)
2. پرسشنامة استاندارد سلامت عمومي (پيوست2)
3. متر نواري با مارک فيسکو16 ساخت کشور چين(با دقت يک سانتي متر)
4. دستگاه آناليز ترکيب بدن17
5. ضربان سنج پولار18 ساخت کشور فنلاند(داراي قابليت نمايش ميزان ضربان قلب در هر لحظه)
6. وسايل مخصوص خونگيري (سرنگ، پنبه، الکل، چسب)
7. سانتريفوژ (24 شاخه،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید