پايين و فشار خون بالا مي باشند. افزايش LDL و کاهش HDL به همراه فشار خون بالا زمينه ابتلا به تصلب شرايين را مهيا مي کند (2, 3). در مطالعات مختلف نشان داده شده است، کاهش در سطوح HDL مي تواند نشانگر افزايش در نسبت TC/HDL باشد (4). از چاقي مي توان به عنوان مشکل اصلي جوامع مختلف به ويژه زنان اشاره کرد؛ همچنين، چاقي يکي از مهم ترين عوامل در سبب شناسي بيماري هاي مزمن مي باشد و با عوامل مختلفي چون سطح فعاليت بدني، سبک زندگي، رژيم غذايي، ژنتيک و بيماريها ارتباط دارد (5, 6). در زنان، حرکت به سمت افزايش چاقي و مخصوصاً چاقي شکمي باعث افزايش خطر سندرم متابوليک و بيماري هاي قلبي ـ عروقي مي شود. از عوامل خطرزاي اصلي براي بيماري هاي کرونري قلب در زنان شامل افزايش ميزان ليپوپروتئين با چگالي پايين و کلسترول کل و کاهش سطوح ليپوپروتئين با چگالي بالا است (7). از اين رو شناسايي مشکلات و مسائل زنان ميانسال با هدف ارتقاء سطح سلامتي آنها امري لازم و ضروري است. در اين ميان قشر زنان ميانسال غير فعال که داراي زندگي بي تحركي هستند بيشتر در معرض خطر چاقي قرار دارند.
در گذشته باور بر اين بود که بافت چربي بافتي بي اثر است و تنها به صورت ذخيره کننده تري گليسريد عمل مي کند. اما اکنون مي دانيم که بافت چربي سيستم درون ريز فعالي است که با فعاليت سوخت و سازي بالا همراه است و باعث توليد اسيد چرب و ترشح چندين پروتئين مي شود که هورمون هاي جذب کننده و مصرف کننده انرژي را تنظيم مي کند. بافت چربي بيش از پنجاه عامل سوخت و سازي و هورموني فعال را بيان مي کند. برخي از اين هورمون ها که به طور کلي آديپوکاين ناميده مي شوند در فرايند التهاب و آترواسکلروز نقش مهمي دارند؛ که از اين بين مي توان به لپتين، آديپونکتين و رزيستين، اشاره کرد (8).
آديپونکتين، از فراوانترين هورمون هاي مترشحه از بافت چربي است که بر خلاف ساير آديپوکاين ها مثل لپتين و رزيستين، در حالت چاقي کاهش مي يابد (9). اين هورمون نقش اساسي و مهمي در تنظيم انرژي لازم جهت حفظ هموستاز بدن، سوخت ساز چربي و کربوهيدرات و حساسيت به انسولين به عهده دارد (10). نقش محوري آديپونکتين در ارتباط با عوامل خطر مرتبط با سندرم متابوليک در کنار اثرات ضد التهابي آن مورد توجه قرار گرفته است. نتايج برخي تحقيقات نشان داده اند که کاهش غلظت آديپونکتين با ايجاد مقاومت به انسولين، هيپرانسولينمي و هيپرگليسمي مرتبط است (11, 12). به علاوه مطالعات انجام شده بر روي نژادهاي مختلف نيز افزايش سطح آديپونکتين را به دنبال کاهش وزن و بهبود مقاومت به انسولين گزارش کرده اند (13, 14). بر اساس يافته هاي موجود، چنين به نظر مي رسد که کاهش سطح آديپونکتين مي تواند عامل مهمي در ايجاد چاقي و اختلالات التهابي مرتبط با آن از جمله مقاومت به انسولين و ديابت نوع 2 باشد (15-17). نتايج مطالعات نشان مي دهند که افرايش غلظت آديپونکتين پلاسما به کاهش مقاومت انسولين، تري گليسريد، محيط شکم، نسبت دور شکم به لگن، ليپوپروتئين کم چگال، توده چربي بدن و افزايش ليپوپروتئين پرچگالي منجر مي شود (18, 19).
فعاليت بدني منظم و رژيم غذايي مطلوب عواملي هستند که از طريق کاهش ميزان چاقي به ويژه چاقي شکمي، افزايش حساسيت انسولين، کاهش فشار خون و بهبود نيمرخ چربي خون موجب پيشگيري از بيماري هاي مزمن مي شوند (20). در همين راستا، به نظر مي رسد معرفي برنامه هاي ورزشي مناسب، الگوهاي تغذيه اي مطلوب و تغيير سبک زندگي و افزايش کيفيت آن بتواند منجر به کاهش خطر بروز بيماري هاي عروقي شود. با وجود يافته هاي زياد درباره اثر تمرين ورزشي بر متابوليسم چربي در افراد سالم با وزن طبيعي، فوايد بالقوه ورزش بر متابوليسم چربي در افراد ميانسال کمتر مورد توجه قرار گرفته است (21). در اين راستا، مطالعات نشان داده اند برنامه آمادگي جسماني تأثير قابل توجهي بر متابوليسم چربي افراد ميانسال مي گذارد. اين مطلب بيانگر آن است که متابوليسم چربي افراد شرکت کننده در برنامه هاي ورزشي هوازي ممکن است افزايش يابد. حقيقي و همکاران (1392) گزارش کردند نه هفته تمرين هوازي اثرات مفيدي بر ميزان آديپونکتين و رزيستين سرم در زنان چاق ندارد (22)؛ از سويي ديگر، رشيدلمير و همکاران (1392) گزارش کردند تمرين هوازي منظم علاوه بر کاشه وزن، شاخص توده بدن و درصد چربي، موجب کاهش رزيستين و افزايش آديپونکتين در زنان جوان فعال مي شود (23).
همچنين مطالعاتي، استفاده از رژ?م هاي غذا?? کم کالري را نيز در کنترل چاق? پ?شنهاد م?کنند (24). همان طوركه ميدانيم عمده کالري دريافتي مازاد در بدن بصورت بافت چربي ذخيره ميشود (25, 26). بافت چربي نيز صرفا اندامي جهت ذخيره انرژي نبوده و مولكول هاي بيولوژيك بسياري ترشح ميكند كه ميتوانند بر متابوليسم تمام بدن تاثير گذار باشند (27).
با اين حال، از آنجا که مطالعاتي با نتايج متناقض درباره تأثير فعاليت بدني بر نيمرخ چربي خون انجام شده ولي مطالعات کمي به بررسي هم زمان فعاليت بدني منظم و تعديل و اصلاح رژيم غذايي پرداخته اند؛ همچنين با توجه به اين که تاکنون تحقيقات محدودي در زمينه تأثير رژيم هاي کاهش وزن و يا تمرينات ورزشي بر سطح آديپونکتين زنان انجام شده و با در نظر گرفتن اهميت استفاده از روش مطلوب و ماندگارتر براي کاهش وزن که بکارگيري هم زمان رژيم غذايي به همراه فعاليت ورزشي است (24)، بر آن شديم تا تأثير هشت هفته تمرين هوازي به تنهايي و تمرين هوازي همراه با رژيم غذايي كاهش وزن پلكاني را بر نيمرخ ليپدي خون و آديپونکتين زنان غيرفعال ميانسال بررسي و مقايسه کنيم.

ضرورت و اهميت تحقيق
چاقي مهمترين مشکل سلامتي در کشورهاي توسعه يافته و يکي از مشکلات قابل توجه در کشورهاي در حال پيشرفت است. پيش بينيها نشان ميدهد تا سال2030 تقريبا نيمي از جمعيت جهان چاق بوده و يا اضافه وزن خواهند داشت (28). با اينکه شيوع بالاي چاقي درکشورهاي اروپاي شرقي و آمريکاي شمالي بيشتر از ساير نقاط جهان گزارش شده، ولي ابتلا به چاقي و مرگ و مير حاصل از آن در کشورهاي آسيايي بيشتر از ساير کشورها بوده است. شيوع چاقي به واسطه وضعيت اقتصادي و اجتماعي تغيير مي کند. مطالعات انجام شده مشخص کرده اند که در کشورهاي در حال توسعه و فقير شيوع چاقي به خصوص در زنان بيشتر از کشورهاي توسعه يافته است. شيوع بالاي اضافه وزن و چاقي در کشور ما نيز گزارش شده است؛ به طوري که کشور ما نيز همانند بسياري از کشورها در حال گذر تغذيه اي از لاغري ناشي از سوء تغذيه، به سوي چاقي ناشي از تغذيه نامناسب، پيش ميرود. نتايج مطالعات مختلف در کشور ما نشان مي دهد در 34 درصد از زنان و 10درصد از مردان و بيش از 28 درصد از ساکنان شهرها و 23 درصد از روستاييان، چاقي شکمي وجود دارد. شيوع چاقي و اضافه وزن به ميزان هشداردهندهاي در ايران رو به افزايش است که به واسطه توسعه شهرنشيني، تغيير در شيوه زندگي، الگوهاي نامناسب مصرف مواد غذايي و کاهش فعاليت بدني پديدار گشته است (29). اگر چه مبناي بيولوژيکي چاقي هنوز به طور کامل شناخته نشده است، بافت چربي به عنوان يک منبع عظيم ذخاير چربي، همچنين اهميت زيادي در هموستاز انرژي دارد؛ به طوري که چربي هاي بدن را به شکل تري گليسريد ذخيره نموده و به هنگام نياز آن را در شکل هاي اسيدهاي چرب آزاد(FFA) به درون جريان خون رها مي کند (30, 31).
به دنبال اضافه وزن و با افزايش ذخاير چربي در بدن به سلامت فرد آسيب وارد شده و زمينه براي ابتلا به انواع بيماري هاي مزمن فراهم ميگردد، لذا اصلاح شيوه زندگي و استفاده از روش هاي صحيح کاهش وزن، ميتواند ما را در پيشگيري از ابتلا به اين امراض ياري نمايد.
کاهش وزن ناشي از رژيم غذايي ممکن است باعث کاهش ريسک هاي سلامتي مرتبط با چاقي شود، اما محدوديت کالري دريافتي به ويژه در افراد ميانسال و مسن با تحليل توده عضله اسکلتي همراه است. از اين رو اضافه کردن فعاليت بدني به رژيم غذايي ممکن است اين اثر منفي رژيم غذايي را مهار نمايد (32, 33). به هر حال در مورد تجويز مؤثرترين برنامه مداخله اي(تغيير روش زندگي) و سازوکارهاي آنها در کاهش ريسک فاکتورهاي قلبي عروقي نتايج روشن نيست (33).
بنابراين انجام اين تحقيق از آن جهت ضروري و مهم به نظر ميرسد که با توجه به کمبود تحقيقات انجام شده در اين زمينه، نتايج اين تحقيق از يک طرف ميتواند با تمرکز بر آديپونكتين، يافتههاي تحقيقي موجود در تفاوتهاي هورموني دو روش بکار رفته در اين تحقيق را در جهت کاهش وزن توسعه دهد، و از طرف ديگر ميتواند با تعيين نقاط ضعف و قوت هر يک از اين برنامهها کمک ارزشمندي به حفظ سلامت زنان(در بهبود اضافه وزن و پيشگيري از چاقي)که بخش عظيمي از جامعه را به خوداختصاص دادهاند، انجام داده باشد. از آنجا که بررسي مستقيم بر روي بافت چربي انسان و متابوليتهاي موجود در آن از دشواري هاي خاص خود برخوردار بوده و از طرفي انجام تحقيقات روي مدلهاي حيواني در تمامي جهات نميتواند کاربرد صد درصدي براي انسان داشته باشد، مطالعه بر روي سطوح سرمي آديپونكتين و نيمرخ ليپيدي خون انسان براي انجام تحقيق حاضر انتخاب شد. با توجه به اينكه تحقيقات اندكي در زمينه تاثير اين دو فاكتور بر نيمرخ ليپدي خون و آديپونکتين سرم صورت گرفته، لذا انگيزه انجام اين پ‍ژوهش ايجاد و به دنبال يافتن تاثير بكارگيري همزمان اين دو متغير بر نيمرخ ليپدي خون و آديپونکتين زنان در دوره ميانسالي هستيم.

اهداف تحقيق
هدف کلي
تاثير هشت هفته تمرين هوازي و رژيم غذايي كاهش وزن بر نيمرخ ليپيدي خون و آديپونکتين زنان غيرفعال ميانسال
اهداف ويژه
1- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر تريگليسريد خون زنان غيرفعال ميانسال.
2- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر كلسترول خون زنان غيرفعال ميانسال.
3- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر HDL خون زنان غيرفعال ميانسال.
4- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر LDL خون زنان غيرفعال ميانسال.
5- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي بر آديپونکتين سرم زنان غيرفعال ميانسال.
6- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني بر تري گليسريد خون زنان غيرفعال ميانسال.
7- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني بر كلسترول خون زنان غيرفعال ميانسال.
8- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني بر HDL خون زنان غيرفعال ميانسال.
9- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني بر LDL خون زنان غيرفعال ميانسال.
10- تعيين تاثير هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني بر آديپونکتين سرم زنان غيرفعال ميانسال.
11- مقايسه بين اثر هشت هفته تمرين هوازي و هشت هفته تمرين هوازي با رژيم غذايي کاهش وزن پلکاني بر تري گليسريد خون زنان غيرفعال ميانسال.
12- مقايسه بين اثر هشت هفته تمرين هوازي و هشت هفته تمرين هوازي با رژيم غذايي کاهش وزن پلکاني بر كلسترول خون زنان غيرفعال ميانسال.
13- مقايسه بين اثر هشت هفته تمرين هوازي و هشت هفته تمرين هوازي با رژيم غذايي کاهش وزن پلکاني بر تري HDL خون زنان غيرفعال ميانسال.
14- مقايسه بين اثر هشت هفته تمرين هوازي و هشت هفته تمرين هوازي با رژيم غذايي کاهش وزن پلکاني بر LDL خون زنان غيرفعال ميانسال.
15- مقايسه بين اثر هشت هفته تمرين هوازي و هشت هفته تمرين هوازي با رژيم غذايي کاهش وزن پلکاني بر تري آديپونکتين سرم زنان غيرفعال ميانسال.

فرضيه هاي تحقيق
1- هشت هفته تمرين هوازي بر تريگليسريد خون زنان غيرفعال ميانسال تاثير دارد.
2- هشت هفته تمرين هوازي بر كلسترول خون زنان غيرفعال ميانسال تاثير دارد.
3- هشت هفته تمرين هوازي بر HD

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید