دانلود پایان نامه

خودکارآمدی اجتماعی، خود ارزیابی منفی و ادراک ارزیابی منفی توسط دیگران (طاهریفر و همکاران، 1389)، ترس از ارزیابی منفی، ترس از ارزیابی مثبت و کمالگرایی (نیکویی، 1387)، عزت نفس، حمایت اجتماعی ادراک شده، سرسختی روانشناختی، و اضطراب عمومی (نیسی و همکاران، 1384)، سبکهای اسنادی، دلبستگی ناایمن به مادر و پیوستگی با خانواده (خراشادیزاده و همکاران، 1391)، سوگیری تفسیر (طرقبهخلیلی و صالحیفدری، 1391)، و پردازش پسرویدادی (بساکنژاد و همکاران، 1389)، رابطه وجود دارد. و تحقیقاتی که به طور کلی رابطه مؤلفه های متعددی نظیر توجه متمرکز بر خود (خیر و همکاران، 1387)، خودپنداره (رحمانیان، 1391)، و نگرانی از تصویر بدنی (سجادینژاد و محمدی،1386)، را با اضطراب اجتماعی وارسی نمودهاند .
حال با توجه به تمهیدات یاد شده و با توجه به اینکه عوامل گوناگونی اضطراب اجتماعی را متأثر می سازند، همچنین با التفات به شرایط بومی و فرهنگی و تمایزهای جنسیتی، در تحقیق حاضر مسأله اساسی این است که بین حساسیت اضطرابی، عدم تحمل بلاتکلیفی، و ذهن آگاهی با اضطراب اجتماعی به شکل دو به دو، به چه میزان و چه نوع رابطهای وجود دارد؟ این متغیرها تا چه میزان میتوانند اضطراب اجتماعی را در نمونه دانشجویی پیشبینی کنند؟ و همچنین آیا متغیرهای یاد شده به یک اندازه در جنسهای مختلف به تبیین اضطراب اجتماعی میپردازند؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
اختلالات اضطرابی هزینه اقتصادی بالایی را به صورت مستقیم (هزینه های مراقبت اولیه) و غیر مستقیم (کاهش تولید اقتصادی) بر جامعه تحمیل میکنند. این خسارت در سال 1990 در ایالات متحده 6/46 بیلیون دلار تخمین زده شده است، یعنی معادل 5/31 درصد از هزینه کل ناشی از بیماریهای روانی (دوپونت و همکاران، 1996؛ به نقل از رضایی، 1389). مطالعات اخیر حاکی است که اختلال اضطرابی مزمن ممکن است میزان مرگ و میر مربوط به اختلالات قلب و عروق را افزایش دهد (سادوک و سادوک، 1389).
مطالعات همهگیرشناسی نشان میدهد که اضطراب اجتماعی سومین اختلال روانپزشکی شایع پس از افسردگی اساسی و سوء مصرف الکل میباشد (مویترا و همکاران، 2008). اضطراب اجتماعی همبودی بالایی با سایر اختلالات اضطرابی، اختلالات خلقی و اختلالات وابسته به مواد دارد (باکنر و همکاران، 2013). اکثر افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی گزارش میکنند که شغل، تحصیل و کارکرد عمومی آنها بهواسطه ترسهایشان بهطور جدی آسیب دیده است (ترک و همکاران، 2008). ساندرسون و همکاران (1990)، در مطالعه خود نشان دادند که 50 درصد از افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی در دهه سوم زندگی خود، مجرد ماندهاند و به احتمال بیشتری در مقایسه با همتایان غیر مضطرب خود در شغلی پایینتر از سطح تحصیلیشان اشتغال دارند (ساندرسون و همکاران، 1990). اضطراب اجتماعی با کاهش زیاد در کیفیت زندگی مرتبط است (فارمارک و همکاران، 2002). سافرن و همکاران (1997) نشان دادند که مبتلایان به اضطراب اجتماعی از سطح بسیار پایینتری از کیفیت زندگی نسبت به افراد گروه کنترل برخوردار میباشند و سطح کیفیت زندگی بهطور معکوسی با شدت اختلال بهویژه در رابطه با اضطراب در تعاملات اجتماعی ارتباط دارد (نیکویی، 1387).
بنابراین با توجه به شیوع بالا و تداخل جدی اضطراب اجتماعی با زندگی شخصی و حرفهای فرد، و همبودی اضطراب اجتماعی با بسیاری از اختلالات روانی (هافمن و بارلو ، 2002)، ضرورت این مطالعه را میتوان در ابعاد زیر تصریح نمود:

الف- ضرورت نظری تحقیق
به لحاظ نظری هر نوع تلاشی در جهت شناسایی ساز و کارهای دخیل در پدیدآیی و تداوم اضطراب اجتماعی، تلویحات پژوهشی مهمی را در بر دارد و میتواند ما را در تدوین پژوهشهای بیشتری در زمینه عوامل بنیادین اضطراب اجتماعی یاری نماید. علاوه بر آن یافتههایی از این نوع زمینه مقایسه بومی در ایران را با سایر تحقیقات در دیگر فرهنگها فراهم میسازد، و نیز به بدنه تحقیقات مرتبط و مشابه افزوده شده و موجبات غنای آنها را فراهم میآورد.

ب- ضرورت عملی تحقیق
شناسایی متغیرهای مربوط با اضطراب اجتماعی منجر به توجه به آنها در مداخلات روانشناختی می شود. چنانچه حساسیت اضطرابی، عدم تحمل بلاتکلیفی و ذهن آگاهی سهم قابل توجهی در تبیین اضطراب اجتماعی داشته باشند، مداخلات کاهش حساسیت اضطرابی و راهبردهای افزایش تحمل بلاتکلیفی و برنامههای آموزش ذهن آگاهی میتوانند در پیشگیری و درمان اضطراب اجتماعی مؤثر باشند. بنابراین در حوزه بالینی نتایج این مطالعه میتواند مفید باشد. همچنین میتوان با برگزاری دوره های آموزشی برای خانواده ها و معلمین آنها را از عواملی که باعث ایجاد اضطراب اجتماعی میشود آگاه و در پیشگیری از بروز اضطراب اجتماعی کمک کرد.

هدف‌های تحقیق

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

الف- هدف اصلی:
تعیین میزان تغییرات نشانه های اضطراب اجتماعی بر اساس متغیرهای حساسیت اضطرابی، عدم تحمل بلاتکلیفی و ذهن آگاهی در دانشجویان با توجه به جنسیت.
ب- اهداف فرعی:
1- تعیین میزان رابطه دوگانه نشانه های اضطراب اجتماعی با حساسیت اضطرابی در دانشجویان با توجه به جنسیت.
2- تعیین میزان رابطه دوگانه نشانه های اضطراب اجتماعی با عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان با توجه به جنسیت.
3- تعیین میزان رابطه دوگانه نشانه های اضطراب اجتماعی با ذهن آگاهی در دانشجویان با توجه به جنسیت.

فرضیه‌های تحقیق

1- بین نشانه های اضطراب اجتماعی و حساسیت اضطرابی در نمونه دانشجویی رابطه مثبت وجود دارد.
2- بین نشانه های اضطراب اجتماعی و عدم تحمل بلاتکلیفی در نمونه دانشجویی رابطه مثبت وجود دارد.
3- بین نشانه های اضطراب اجتماعی و ذهن آگاهی در نمونه دانشجویی رابطه منفی وجود دارد.
4- حساسیت اضطرابی، عدم تحمل بلاتکلیفی، و ذهن آگاهی سهم قابل توجهی از تغییرات نشانه های اضطراب اجتماعی را در نمونه دانشجویی تبیین میکنند.
5- سهم حساسیت اضطرابی، عدم تحمل بلاتکلیفی و ذهن آگاهی در تبیین نشانه های اضطراب اجتماعی در زنان و مردان متفاوت است.

تعاریف عملیاتی
اضطراب اجتماعی
تعریف مفهومی: بر اساس نسخه تجدید نظر شدهی چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی (DSM-IV-TR) اختلال اضطراب اجتماعی شامل ترس از آن دسته از موقعیتهای اجتماعی است که در آنها مورد ارزیابی قرار گرفتن و یا تماس با غریبهها نگرانی فرد را به دنبال دارد. آنها ممکن است ترسهای ویژهای در زمینهی فعالیتهایی مانند نوشتن، غذا خوردن و سخن گفتن در حضور دیگران داشته باشند، یا ممکن است گونهای ترس مبهم و غیر اختصاصی در زمینهی شرمسار شدن داشته باشند (سادوک و سادوک، 2007). تعریف DSM-5 نیز مشابه میباشد. بر اساس DSM-5 اختلال اضطراب اجتماعی ترس یا اضطراب مشخص درباره یک یا چند موقعیت اجتماعی است که در آن فرد در معرض مداقه دیگران قرار میگیرد. مثالها شامل تعاملات اجتماعی (مکالمه داشتن، ملاقات با افراد ناآشنا)، مورد مشاهده قرار گرفتن (خوردن یا نوشیدن)، عملکرد در مقابل دیگران (سخنرانی کردن)، میباشد (جست و همکاران، 2013).
اضطراب اجتماعی نیز به صورت عمومی برای نگرانیها و ترسهای اجتماعی که میزان کمتری از لحاظ شدت و آسیب را برای فرد ایجاد میکند، به کار میرود (محمدی و همکاران، 1392). در این پژوهش منظور از اضطراب اجتماعی، نشانگان اضطراب اجتماعی و نه اختلال اضطراب اجتماعی میباشد.
تعریف عملیاتی: اضطراب اجتماعی در این تحقیق بر اساس نمرهای است که آزمودنیها در پرسشنامه فوبیای اجتماعی (SPIN) کانور و همکاران (2000) بهدست میآورند (توضیحات تکمیلی در قسمت ابزار تحقیق ارائه خواهد شد).
حساسیت اضطرابی
تعریف مفهومی: حساسیت اضطرابی یک سازه تفاوتهای فردی است که در آن فرد از نشانه های بدنی که با انگیختگی اضطرابی (افزایش ضربان قلب، تنگی نفس، سرگیجه) مرتبط است، میترسد و اصولاً از این عقیده ناشی میشود که این نشانه ها به پیامدهای بالقوه آسیبزای اجتماعی، شناختی، و بدنی منجر میشود (دیکان و همکاران، 2003).
تعریف عملیاتی: نمرهای که آزمودنی در مقیاس حساسیت اضطرابی (ASI-R)که توسط تیلور و کاکس در سال 1998 ساخته شده، بهدست میآورد (توضیحات تکمیلی در قسمت ابزار تحقیق ارائه خواهد شد).
عدم تحمل بلاتکلیفی
تعریف مفهومی: عدم تحمل بلاتکلیفی به یک ویژگی شخصیتی اشاره دارد که ناشی از مجموعهای از باورهای منفی دربارهی عدم قطعیت، آستانه تحمل پایین برای موقعیتهای نامطمئن و مبهم، و پیشبینی عواقب ناگوار برای این شرایط است (داگاس و رابی چاوود، 2007).
تعریف عملیاتی: در این تحقیق عدم تحمل بلاتکلیفی دربرگیرنده نمرهای است که آزمودنی از “مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی” (IUS) (فریستون ، و همکاران، 1994) بهدست میآورد (توضیحات تکمیلی در این باره در قسمت ابزارهای تحقیق ارائه خواهد شد).
ذهن آگاهی
تعریف مفهومی: ذهن آگاهی نوعی آگاهی است که از طریق توجه به یک تجربه به شیوهای خاص به دست میآید؛ در این حالت توجه متمرکز بر هدف (توجه به شیوهای آگاهانه بر قسمتهای ویژهای از یک تجربه متمرکز میشود)، متمرکز بر حال (زمانی که ذهن در افسوس گذشته و ای کاش آینده فرو می رود، آن را به لحظه حال باز میگردانیم) و غیرقضاوتی (این ویژگی حس پذیرش هر آنچه در مرکز آگاهی قرار می گیرد را در پی دارد) است (کابات زین، 1994؛ به نقل از کرین ، 2009)
تعریف عملیاتی: نمرهای که آزمودنی در پرسشنامه پنج وجهی ذهنآگاهی(FFMQ) که توسط بائر و همکاران (2006) ساخته شده است، بهدست میآورد (توضیحات تکمیلی در قسمت ابزار تحقیق ارائه خواهد شد).
مروری بر پیشینه های نظری و پژوهشی

فصل دوم:
مروری بر پیشینه‌های نظری و پژوهشی

مقدمه
در این فصل ابتدا به تاریخچه تحولی، علائم و ملاکهای تشخیصی و زیرگونههای اختلال اضطراب اجتماعی میپردازیم و در ادامه همهگیرشناسی، اثرات و پیامدها و علتشناسی این اختلال به تفصیل توضیح داده خواهد شد. و سپس هر یک از متغیرهای حساسیت اضطرابی، عدم تحمل بلاتکلیفی و ذهن آگاهی شرح داده میشود و رابطه آنها با اضطراب اجتماعی بر اساس دیدگاه های نظری و نیز شواهد پژوهشی در خارج و داخل کشور مطرح میگردد.
مروری بر تاریخچه اختلال اضطراب اجتماعی
مفهوم فوبی به عنوان یک الگوی رفتاری همراه با ترس و حفاظت از خود قدمتی طولانی دارد. واژه فوبیا از لغت یونانی فوبوس (به معنای پسر ارس یا خدای جنگ ) گرفته شده که به معنای ترس، وحشت و هراس است. فوبوس قادر است تا ترس و وحشت را در قلب دشمنان یونانیان القا کند (هافمن و اتو، 2008). بقراط اعتقاد داشت که ترس و وحشتهای روزمره به افزایش دمای مغز و ازدیاد صفرا در مغز منجر میشود. در قرون وسطی از ترسهای غیر منطقی همراه با خُلق غمگین تحت عنوان ملانکولی یاد میشد (هافمن و اوتو، 2008). ترس و اضطراب در فرهنگ اروپا تا پیش از قرن هجدهم عمدتاً به عنوان درد و رنج روحی در حوزه علایق نظریهپردازان و فلاسفه بود. برای نمونه، باور مسیحی شایع این بود که چنین ترسی ناشی از ارتکاب به گناه است (استراوینسکی، 2007).
قرن هجدهم شاهد سرآغاز «طبی نگری» تجارب ناهنجار ترس بود. لذا برای نمونه مقاله های پزشکی مربوط به قلب و احشاء داخلی، توصیف آنچه امروزه تحت عنوان شکایات اضطرابی از آن یاد میشود (دردهای شکمی، خشکی دهان، احساس فشار در قفسه سینه) را آغاز کردند. تپش قلب نشانه بیماری قلبی و تنفس سریع علامت بیماری ریوی قلمداد میشد. به دنبال این دوره، نیمه دوم قرن نوزدهم شاهد فرآیند «روانی انگاری » پدیده های طبی بود (استراوینسکی، 2007؛ به نقل از رضایی، 1389).
با وجود اینکه در زمان بقراط توصیفهایی از اضطراب اجتماعی شده بود. هیپنوتیزم کننده معروف فرانسوی پیرژانه نیز مجدداً از فوبی در موقعیتهای اجتماعی در سال 1903 نام میبرد (هیمبرگ و بکر، 2002). ژانه چهار نوع فوبی را مطرح میکند که عبارتند از فوبی موقعیتی، بدنی، اشیاء و عقاید. او فوبیهای موقعیتی را به دو نوع ترس از مکانهای باز یا بسته و ترس از موقعیتهای اجتماعی تقسیم کرد. ژانه مکرراً بر نقش و ماهیت اجتماعی ترسهای فوبیک تأکید میکرد و معتقد بود فوبی اجتماعی، ترس از سرخ شدن و صمیمیت (و رابطه جنسی) ، ترس از سخنرانی در جمع و ظاهر شدن در نقش منبع قدرت است (استراوینسکی، 2007).
در ابتدای قرن بیستم توصیفهای دقیق دیگری هم از اروتوفوبیا (ترس از سرخ شدن) و مفاهیم مرتبط مطرح و منتشر شد. برای مثال یک روانشناس سوئیسی بهنام کلاپارد ضمن اشاره به ماهیت اجتماعی این اختلال، به کاربرد الکل، تریاک و هیپنوتیزم برای درمان آن تأکید نمود (استراوینسکی، 2007). به عقیده هارتنبرگ (1901)، فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی کسی است که جرأت شروع تعامل اجتماعی را ندارد، نسبت به دیگران بیمناک، و فاقد هرگونه اطمینانی در خودش است و از این که دیگران را عصبی سازد میترسد و احساس خجالت میکند (فیربرودر ،2002). هارتنبرگ توصیف جامعی از علائم قلبی، تنفسی، معدی-رودهای، عضلانی و روانشناختی اضطراب اجتماعی ارائه داد و ویژگی افرادی را که اصطلاحاً دچار ترس از صحنه هستند توصیف کرد. به نظر وی اضطراب اجتماعی هنگامی که تعمیم یافته و مزمن تجربه میشود، شکل مرضی مییابد. او از تشویق به آزادی و پیشقدم شدن به عنوان کلید درمان یاد میکند (استراوینسکی، 2007). به عقیده هارتنبرگ (1901) اضطراب اجتماعی از دو هیجان اصلی تشکیل میشود؛ ترس و شرم. این مفهوم پردازی تشابه خیلی نزدیکی با ملاک «الف» راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-IV) برای هراس اجتماعی دارد، که شامل احساس ترس از حقارت، و خجالت است. هارتنبرگ ترس و شرم افراد مبتلا به هراس اجتماعی را به عنوان «ترس کاذب» و «شرم کاذب» توصیف میکند، اگر چه افراد مبتلا احساس وحشتزدگی و شرمساری دارند، اما در حقیقت خطر واقعی وجود ندارد. از این گذشته، او معتقد است که احساسهای ترس و شرم فقط در حضور دیگران رخ میدهند (در موقعیتهای اجتماعی)، بنابراین افراد مبتلا به این اختلال از موقعیتهای اجتماعی اجتناب میکنند. این توضیحات شبیه به ملاک DSM-IV از ترس و اجتناب است که به وسیله موقعیت اجتماعی فراخوانده میشود (فیربرودر، 2002).
در سال 1966 مارکس و گلدر با تدارک شواهد حمایت کننده، مجدداً اصطلاح فوبی اجتماعی را بهکار برده و ضمن توصیف جامع سندرم، آن را بر اساس سن ظهور از آگورافوبی و فوبیهای خاص متمایز کردند (هافمن و اتو، 2008). تحقیق آنها مبنی بر اینکه، هراس اجتماعی از نظر سن شروع از سایر هراسها متفاوت است تأثیر بهسزایی در تثبیت این واحد تشخیصی به عنوان یک اختلال مستقل داشت. تا زمان ارائه ویرایش سوم راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (DSM-III) این اختلال به عنوان نشانگان خاصی قلمداد نمیشد اما از سال 1980 تا کنون سیمایههای اساسی این اختلال با روشنی بیشتری تعریف شده اس


دیدگاهتان را بنویسید