دانلود پایان نامه

مصرف مواد مخدر توسط پدر با بزهکاری فرزند رابطه آماری معناداری را نشان می دهد( 05/0 P ) . سابقه فرار از منزل در نوجوانان خطر بزهکاری را 8/1 برابر افزایش می دهد ( 05/0 P ) . سابقه مصرف مواد مخدر در نوجوانان با نسبت شانس 6 ( 24/42-03/1 CI5/95 ) معنی دار شد .
  شخصیت میان گرا و نوروتیک با ( 7/6 % ) و ( 7/16 % ) در گروه مورد و در گروه شاهد ( 6/36 % ) و ( 6/26 % ) بیشترین درصد فراوانی را دارا می باشد . اختلال پارانوئید ( 7/16 % ) و اضطراب ( 7/36 % ) در گروه مورد و اضطراب ( 7/16 % ) و اختلال پارانوئید ( 7/36 % ) جزء شایع ترین اختلالات مشاهده شده در نوجوانان بزهکار می باشند .
ﻣﻨﺼﻮﺭﯼ، ﺷﻤﺲ ﺍﻟﺪﯾﻨﯽ، ﺑﺎﻗﺮﯼ(1390) ﻧﻘﺶ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﯿﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﻭ ﻧﮕﺮﺵ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﺷﯿﻮﻉ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺣﺎﺩﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﻨشأﻓﺮﺩﯼ ﻭ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺰ منشأ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮﯼ ﺩﺭ ﺑﺮﻭﺯ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ. ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ ﻫﺪﻑ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻧﻘﺶ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺵ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ.ﻧﻤﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ 400 ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﺷﻬﺮ ﮐﺮﻣﺎﻥ بود ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﺧﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪﻧﺪ. ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﯼ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﯼ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺳﻪ ﭘﺮﺳﺶ ﻧﺎﻣﻪ: ﻧﮕﺮﺵ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ، ﺗﺎﺏ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻮﻧﻮﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﯾﺪﺳﻮﻥ ﻭ ﻓﺮﻡ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ Neo ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺿﺮﯾﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ ﭘﯿﺮﺳﻮﻥ ﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺭﮔﺮﺳﯿﻮﻥ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺭﮔﺮﺳﯿﻮﻥ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﮔﺎﻡ ﺍﻭﻝ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﻓﻘﻂ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻧﮕﺮﺵ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻨﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺭﮔﺮﺳﯿﻮﻥ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﮔﺎﻡ ﺩﻭﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ،پیشرفت تحصیلی ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﻗﺎﺩﺭبه ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ، ﺑﺮﻭﻧﮕﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻨﻔﯽ ﻭ ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺭﻭﺍﻥ ﺭﻧﺠﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﮔﺎﻡ ﺁﺧﺮ(ﺳﻮﻡ) ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺭﮔﺮﺳﯿﻮﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﻭ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ یک جا ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻌﺎﺩلاﺕ ﺭﮔﺮﺳﯿﻮﻥ ﺷﺪﻧﺪ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻧﻘﺶ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﺑﯿﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﻭ ﻧﮕﺮﺵ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﺍﯾﻔﺎ ﻧﮑﺮﺩ. ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺵ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﻌﮑﻮﺳﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﮐﻤﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﺰﻫﮑﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
آشوری و عظیم زاده (1392) تحقیقی با عنوان جایگاه پرونده شخصیت در فرآیند پیشگیری از پایدار شدن بزهکاری جوانان انجام دادند.البته پایداری در بزهکاری با افزایش بحران بزه در جوامع ، از دهه 1980 میلادی مورد توجه جرم شناسان قرار گرفت. وضعیتی که در آن بزهکاران پیش رس، در صورت عدم مدیریت عدالت کیفری در بستری خطرساز گرفتار شده و در نتیجه آن، بزهکاران بالقوه پایدار امروز به بزهکاران پایدار فردا مبدل می گردند. در کنار بسترهای جرم زای زیستی، روانی و اجتماعی، رویکرد عدالت کیفری جوانان، به مجازات گرایی و سزادهی صرف که عاری از هرگونه پیامدگرایی و خالی از اهداف تفرید کیفر باشد،با حفظ بزهکار در فرآیند رسمی کنترل، زمینه پایدارشدن اوصاف بزه را دو چندان خواهد کرد. تفرید کیفر مستلزم شناسایی دقیق شخصیت بزهکار است ؛اقدامی که فقط متعاقب مطالعه علمی شخصیت جوان کجرو در فرآیندی که از آن تحت عنوان «تشکیل پرونده شخصیت» نام می برند، فراهم خواهد شد.
خارجی :
طی تحقیقاتی که توسط لورین و ایستوود(1985) بر روی خشونت و فضای شخصی افراد صورت گرفت ،نشان داد که اثر تعامل معناداری بین خشونت ،روان پریش گرایی و هوش کلامی وجود دارد ، به گونه ای که زندانیان خشن ،فضای شخصی بیشتری را نسبت به زندانیان غیر خشن به خود اختصاص دادند.
گیلبرت(1988) با مطالعه تفاوت های EEG در سیگاری ها و غیر سیگاری ها (46 سیگاری و 46 غیر سیگاری که از نظر سن ،جنس همتا سازی شده بودند) به بررسی یافته های EEG دو طرفه و شخصیت پرداخت. یافته های این پژوهش نشان داد که زنان سیگاری نسبت به زنان غیر سیگاری ،نمره بالاتری در مقیاس های آمادگی برای خشم و روان نژندگرایی و روان پریش گرایی به دست آوردند ،در حالی که در مردان سیگاری مقیاس روان پریش گرایی (که با خشم نیز مرتبط بود) ،تنها مقیاس شخصیتی بود که به طور معناداری سیگاری ها را از غیر سیگاری متمایز می کرد.
دیسیلوا و آیزنک (1987) 59 زن مبتلا به بی اشتهایی روانی را با 122 بیمار مبتلا به پرخوری روانی مقایسه کردند و اذعان داشتند که مبتلایان به پرخوری روانی نسبت به مبتلایان به بی اشتهایی روانی نمرات بالاتری در روان پریشی و روان نژندی کسب کردند.
آﯾﺰﻧک ﻧﯿﺰ ﺷﺨﺼﯿﺖ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﻪ ﺻﻔﺖ ﺳﺮﺷﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﺒﻨﺎی زﯾﺴـﺘﯽ درﻧﻈـﺮ ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﮐﻪ ﻧﻈﺮﯾﻪ وی ارزش ﻧﻈﺮی و ﮐﺎرﺑﺮدی دارد؛ ﭼﺮا ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ از مکانیزم های زﯾﺴـﺘﯽ، زﻣﯿﻨـه ﺻﻔﺎت ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﮐﻪ در ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد ﻣﺨـﺪر ﻋﺎﻣـﻞ ﺧﻄـﺮ می ﺑﺎﺷـﻨﺪ را ﻣﺸـﺨﺺ ﻣﯽﮐﻨﺪ (اﮐﺘﻮن،2003).
در پژوهشی با عنوان رابطه بین اختلال شخصیت خود شیفته و اختلال شخصیت ضد اجتماعی در سال 2002 توسط وارن و همکاران در بین 100 نفر از مجرمین انجام شد ، یافته های آنها رابطه ای قوی بین اختلال های شخصیت ضد اجتماعی و خود شیفته با نوع جرم نشان د اد . جرمیکوید (به نقل از آندری و اسکود ول، 1998) گزارش داده است که نتیجه بررسی ها روی 260 نفر از افراد بهنجار و زند انی د ر انگلستان نشان د اد که بین اختلالات شخصیت و رفتارهای جنایی رابطه وجود دارد . حدود 69% از این نمونه دچار اختلال شخصیت مرزی بودند ، همچنین اختلال شخصیت ضد اجتماعی 55%، اختلال شخصیت خود شیفته 48% و اختلال شخصیت پارانویید 47% گزارش شده اند .
ﻛﻮﻫﻦ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺮ روی ﭘﺴﺮان بزهکار، ﻧﻈﺮﻳـﻪ ﺧـﺮده ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ را ﺑـﺎ ﺗﻔﻜﻴـﻚ رﻓﺘـﺎراﻧﺤﺮاﻓﻲ ﺟﻮاﻧﺎن از اﻧﺤﺮاﻓﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺰرﮔﺴﺎلان و ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﺑﺰﻫﻜﺎری ﭘﺴﺮان ﻃﺒﻘﺎت ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺗﺪوﻳﻦ ﻛﺮد. ﺑﻪ ﺑﺎور ﻛﻮﻫﻦ، دار و دﺳﺘﻪ بزهکاران و ﺧـﺮده ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺑﺰﻫﻜﺎری در ﺟﺎﻳﻲ رﺷﺪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﺮای کسب ﻣﻮﻓﻘﻴـﺖ و فرصت های اﻗﺘـﺼﺎدی ـ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ از راه ﻫﺎی ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺷﺎﻧﺲ ﻛﻤﻲ دارﻧﺪ. وی ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎور اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧـﻮرد ارز ش های ﺧﺮده ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوت، ﺑﻪ وﻳـﮋه ﺑـﻴﻦ ﻫﻨﺠﺎرﻫـﺎ و ارز ش های ﻃﺒﻘـﻪ ﭘـﺎﻳﻴﻦ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺑـﺎ ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی ﻣﺴﻠﻂ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﻪ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺑﺮاﺳﺎس ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎی ﻃﺒﻘﻪ ﻣﺘﻮﺳﻂ شکل ﮔﺮﻓﺘـﻪ اﻧـﺪ ، زﻣﻴﻨـﻪ را ﺑﺮای رﻓﺘﺎر ﺑﺰﻫﻜﺎراﻧﻪ ﺟﻮاﻧﺎن ﻓﺮاﻫﻢ میﺳﺎزد (گیسون،1997).
آدامز و دیگران(1994) در پژوهشی که با بهره گرفتن از روش کمی و تکنیک پیمایشی و به صورت پرسشنامه انجام داده اند، روشن ساخته اند که میان بزهکاری و مهاجرت افراد، رابطه ی معناداری وجود دارد. تفاوت های اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و رفتاری که مهاجرین در فضای جدیدی که به آن مهاجرت کرده اند با آنها مواجه می شوند؛ شخصیت افراد مهاجر را که حجم عمده ای از آنها را نوجوانان تشکیل می دهند، تحت تأثیر قرار داده و این مسئله به پیدایش و شیوع رفتارهای بزهکارانه از سوی ایشان دامن می زند.
مایرز(1995) نشان داده است که میان رفتارهای بزهکارانه و نمرات آسیب شناسی روانی و برخی اختلالهای شخصیتی از جمله اختلال شخصیت خودشیفته، رابطه ی معناداری وجود دارد.
اروین(1998) در پژوهشی که راجع به گرایش نوجوانان در دوره ی نوجوانی به ارزش های جدید و متنوع انجام داده است، نشان می دهد که در دوره ی نوجوانی، افراد نوجوان تا حدی خود را با افراد بزرگسال مقایسه کرده و سعی می کنند خود را برخوردار از عقاید و ارزش های خاص این گروه جلوه دهند. طی این شبیه سازی، تأثیرپذیری نوجوانان از گروه بزرگسال نوع تعامل ایشان با همدیگر را تحت تأثیر قرار می دهد. اثر گذاری بزرگسالان بر نوجوانان از یک سو و از سوی دیگر اثرگذاری نوجوانان بر یکدیگر، به همان میزان که ممکن است مثبت و سازنده باشد، می تواند منفی بوده و زمینه ی گرایش ایشان را به رفتارهای بزهکارانه فراهم آورد.
لازاروس ( به نقل از اندلر و پارکر، 1993) معتقد است استرس زمانی رخ می دهد که مطالبات فراتر از منابع سازشی فرد باشند . مقابله توسط نظریه پرد ازان به عنوان کوشش هایی برای بالابردن سازش بین شخص و محیط و یا به عنوان تلاش هایی برای اداره رویدادهایی که استرس زا درک می شوند ، تعریف می شود (لازاروس و فولکمن، 1984).
جمع بندی:
شخصیت عبارت است از مفاهیم تجربی خاصی که بخشی از نظریه شخصیتی هستند و توسط ناظر به کار برده می‏شوند. به دلیل فقدان یکپارچگی در نظریه شخصیت، ارائه توصیفی از شخصیت که به طور مناسبی تمام عناصر گوناگون و متضاد موجود در این حوزه پیچیده و دشوار از علم را در بر گیرد، مشکل است. بهترین تعریفی که در این جا می‏توان ارائه کرد، تعریفی است که نظر اکثر روان شناسان را در خصوص تقدم کاربرد بر نظریه نشان می‏دهد؛ یعنی، شخصیت انتزاعی آن دسته از خصوصیات پایدار شخصی است که برای رفتار بین فردی او اهمیت زیادی دارد. در کاربرد این تعریف، ما همچنین متأثر از تأکید آلپورت (1937) هستیم که شخصیت دقیقاً همان چیزی است که فرد واقعاً هست؛ یعنی، شخصیت شامل عمیق ترین و نوعی ترین خصوصیات فرد است (سیاسی، 1382).
آلپورت توانست حدود 50 معنا را برای این اصطلاح مطرح کند. تحلیل آلپورت منطبق با تاریخ مفهوم شخصیت بود که با اصطلاح به نقاب آغاز شد. این اصطلاح به نقاب که ابتدا در نمایشنامه‏‏های یونان قدیم به کار برده می‏شد ،اشاره داشت به مضامین مختلف آن که در زمینه‏‏های مختلفی مانند:الهیات، فلسفه، جامعه شناسی، زبان شناسی و روان شناسی راه یافت (شولتز و شولتز، 1381). دامنه ی تعاریف موجود، از فرآیند های درونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد در نوسان است. نظری اجمالی به تعاریف شخصیت، نشان می دهد که تمام معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه ی خاص یافت؛ بلکه در حقیقت تعریف شخصیت بستگی به نوع نظریه هر دانشمند دارد.
مک کراء(1949) و پل کاستا(1942) که در مرکز پژوهش پیری شناسی مؤسسه‏‏های تندرستی در «بالتیمور، مریلند» کار می‏کنند، برنامه ای را در پیش گرفته اند که پنج عامل شخصیت معروف به «پنج عامل عمده» یا « پنج بزرگ» را شناسایی کرد:1- روان رنجور خویی 2- برونگرایی 3- تجربه گرایی 4- همسازی 5- وظیفه شناسی. این پنج عامل با انواع شیوه های سنجش از جمله: خود سنجی‏‏ها، آزمون‏های عینی و گزارش‏های مشاهده گران تأیید شدند. سپس پژوهشگران یک آزمون شخصیت به نام «پرسشنامه شخصیت NEO ساختند (که سه واژه بدست آمده از حروف اول سه عامل اول هستند.) یافته‏‏های هماهنگ این عوامل از شیوه‏‏های سنجش مختلف، پیشنهاد می‏کند که آن‏ها جنبه‏‏های برجسته شخصیت هستند.این عوامل شرح داده شده اند.
در نظریه پنج عامل اساساً پنج عامل را به عنوان تمایلاتی مبنایی که زمینه زیستی دارند، معرفی کرده اند، یعنی تفاوت‏‏های رفتاری مربوط به پنج عامل به ژن‏‏ها، ساختار مغز و مانند آن بر می‏گردد. دراین تمایلات اساسی، آمادگی عمل و احساس به نحوی خاص است و به طور مستقیم تحت تأثیر محیط قرار ندارد. آن‏ها با طرح مجدد مسئله طبیعت در برابر تربیت، نظر خود را به این ترتیب بیان می‏کنند. جان کلام این است که صفات شخصیت، مانند خلق و خو، آمادگی‏‏هایی درونی در مسیر رشد بوده و اساساً مستقل از تأثیرات محیطی هستند (مک کراء و همکاران، 2000؛ کنعانی،1385).
—آیزنک در بحث های خود پیرامون شخصیت دو مسئله ی کلی را مطرح می کند .یکی از این مسائل جنبه ی توصیفی شخصیت است که از دیرباز در روانشناسی مطرح بوده است . مسئله ی دیگر بررسی عوامل سببی است که در جریان آن می کوشد علل زیرساز اختلاف های شخصیت افراد را تجزیه و تحلیل کند.
برونگرایی ـ درونگرایی: بعدی است که دامنه ای بین دو حد انتهایی دارد و در وسط های این دامنه افرادی قرار دارند که نه برونگرا هستند نه درونگرا . از داده های تجربی هم چنین بر می آید که بیشتر مردم در همین منطقه بینابین قرار دارند. نمونه ی بارز برونگرایی کسی است که مردم آمیز است ؛ از مهمانی خوشش می آید ؛ دوستان بسیار دارد ؛ به سخن گفتن با دیگران نیاز دارد ؛ مشتاق تحریک و هیجان است و بطور کلّی فردی تکانشی است . تغییر و دگرگونی را دوست دارد ؛ تمایل به پرخاشگری دارد ؛زود از کوره در می رود ؛ احساس هایش را در اختیار ندارد و آدم چندان باثباتی نیست.
از سوی دیگر نمونه ی بارز درونگرایی فردی کم حرف و به نحوی گوشه گیر است ؛ آدم توداری است ؛ به دور اندیشی تمایل دارد ؛ به احساس های آنی اعتماد نمی کند ؛ تحریک و هیجان را دوست ندارد ؛ زندگی منظم و با قاعده را دوست دارد ؛ به احساساتش کاملاً مسلط است و زود از کوره در نمی رود . با ثبات و تا حدودی بدبین است و برای معیارهای اخلاقی ارزش فراوان قائل است . این دو دسته از نظر سطح پایه ی انگیختگی مغزی با یکدیگر فرق می کنند . برون گراها به خاطر پایین بودن سطح انگیختگی شان به تحریک نیاز دارند و به طور فعال آن را می جویند . درون گراها به خاطر بالا بودن سطح پایه ، از برانگیختگی اجتناب می کنند . در نتیجه به تحریک حسی واکنش شدیدتری نشان می دهند ، به علاوه آنها آستانه ی درد  پایین تری دارند .
روان پریشی گرایی (سایکوتیک) :روان پریشی که به عنوان معادل «سایکوز» انتخاب شده است، غالباً شدیدترین حالت در فرد مبتلا به اختلال روانی محسوب می‌شود. در نقطه مقابل وقتی فرد مبتلا، دچار «اختلالات خلقی یا اضطرابی» شناخته می‌شود، هر چقدر هم اختلال شدید باشد، ارتباط بیمار با جهان پیرامون، حفظ می‌شود و یا خدشه‌دار شدن این ارتباط، در حداقل خود است؛ در حالی که فرد روان پریش یا «پسیکوتیک»، معمولاً در جهانی غیرواقعی سیر می‌کند و ذهنیات او با روند منطقی تفکر همخوانی ندارد.
روان پریشی بیشتر در افراد جوان اتفاق می افتد و حدود سه تا پنج نفر از هر صد نفر حالاتی از روان پریشی را تجربه می کنند . این میزان بیشتر از شیوع دیابت ( بیماری قند) می باشد. غالب مردم از این دوره بیماری رهایی پیدا می کنند.روان پریشی ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد و مثل هر بیماری دیگری می تواند درمان شود.روان پریشی انواع مختلفی دارد مانند: اسکیزو فرنیا، افسردگی روان پریشی ، بیماری دو قطبی واختلال هذیانی. اسکیزوفرنیا از موارد شایع بیماری های روان پریش است که حدود5/1 -1 درصد افراد جامعه را در طول عمر مبتلا می سازد .روان پریشی می تواند موجب تغییرات خلق و تفکر و بروز عقاید غیر طبیعی گردد و مجموعه این عوامل باعث می شوند که نتوان احساسات شخص بیماری را درک کرد. برای فهم تجربیات مربوط به روا نپریشی بهتر است به چند علامت مشخص این افراد که عبارتند از:تفکرگیج و مبهم ( سردر گمی) ،


دیدگاهتان را بنویسید