دانلود پایان نامه

ن است، و عدم پرداختن به تعامل و تقابل این مکاتب با مباحث عدالت ترمیمی، به عنوان رویکرد مقابل اندیشه های ترمیمی، لزوم بررسی این مباحث بیش از پیش به چشم می خورد. و البته پر واضح است که هدف ما صرفاً پرداختن به مباحث نظری نیست، بلکه هدف پرداختن به هست ها و باید های این مباحث در عرصه عمل و رویکردهای قانون آیین دادرسی کیفری است.
نکته دوم؛ به این دلیل که شیوه های ترمیمی قانون مذکور عمدتاً ناظر به رویکردهای پیش دادرسی می باشد و در حوزه اختیارات دادسرا و اولیاءِ آن از قبیل دادستان، بازپرس و دادیاران است؛ نگارنده از ذکر سایر رویکردها ازجمله تعویق صدور حکم(مواد 40 -45 ق.م.ا.)، عفو و تخفیف محکومان(مواد 37 – 40 ق.م.ا.) در مرحله دادرسی و تعلیق اجرای مجازات (مواد 46 – 56 ق.م.ا.)، جایگزین های حبس(مواد 64 – 87 ق.م.ا.)، نظام آزادی مشروط(مواد 58 – 64 ق.م.ا. ) و نیمه آزادی (مواد 56 – 58 ق.م.ا. )وغیره در مرحله پسا دادرسی بدین جهت که وارد در حوزه قانون مجازات اسلامی شده و پرداختن به آنها، سبب خارج شدن از موضوع پایان نامه می شود، پرهیز نموده است و تنها به رویکردهای پیش دادرسی موجود در قانون آیین دادرسی کیفری می پردازد.
نکته سوم؛ با توجه به اعتقاد نگارنده حاضر مبنی بر اینکه شیوه های ترمیمی شامل دو دسته رویکرد می باشد، نخست رویکردهای ترمیمی که ماهیت ذاتی آنها، ترمیمی است، همچون میانجیگری، نشست و محافل تعیین مجازات- فصل دوم خود را به این دسته،که در عمل مقنن تنها میانجیگری را پذیرفته است، اختصاص داده است. و دوم رویکردهایی برون سازمانی عدالت ترمیمی که در بستر نهادهای آیین دادرسی کیفری دارای جلوه های عدالت ترمیمی است، و برخی رویکردهای ترمیمی تام می باشد همچون تعلیق تعقیب، تعویق صدور حکم و برخی رویکردهای نیمه ترمیمی همچون قرار ترک تعقیب و بایگانی پرونده، فصل سوم خود را به دسته اخیر اختصاص داده است.

بخش نخست: عدالت ترمیمی و رویکردهای مرحله دادرسی
فصل نخست: مفاهیم عدالت ترمیمی ( الگوها و فلسفه )
مبحث نخست: الگوهای نظری عدالت ترمیمی
در این فصل ما در مبحث نخست به بررسی و بازپژوهی الگوهای کلیدی عدالت ترمیمی تعاریف و چالش های تعریف آن، اصول و اهداف عدالت ترمیمی می‌پردازیم و در مبحث دوم تاریخچه عدالت ترمیمی از ظهور آن تا شکل گیری جنبش مخالف با عدالت ترمیمی می‌پردازیم.
گفتار اول: مفاهیم عمومی
در این مبحث به مفاهیمی همچون تعریف عدالت ترمیمی می پردازیم و این مقوله را که آیا امکان تعریفی جامع از آن وجود دارد یا خیر بررسی کرده و اهداف کلیدی آن را در قالب دو دسته منفک از یکدیگر نخست اهداف فرآیند و دوم اهداف نتایج بر می شماریم. در پایان نیز اصول عدالت ترمیمی و راهبردهای آن که منتج به برآیند ترمیمی می‌شود می پردازیم.
الف. تعریف عدالت ترمیمی
عدالت ترمیمی، رویکردی است که ریشه‌های شکل گیری آن به اجتماعات اولیه بشری و تلاش‌های مصلحانه ریش سفیدن این اجتماعات برای حل و فصل مصالحه آمیز آن باز می‌گردد. لیکن با وجود قدمت تاریخی آن تعریف عدالت ترمیمی همچنان دارای پیچیدگی‌های فراوانی می‌باشد. پیچیدگی از این جهت که عدالت ترمیمی همچون منشوری چند وجهی است که دارای عناصری همچون فرآیند، نتایج و اصول است و توجه به هر کدام از این عناصر سبب دور شدن از عناصر دیگر شده و در نتیجه ارائه تعریفی جامع و کامل را دشوار می‌سازد. بنابر نظر برخی محققین این رشته، بهترین تعریف از عدالت ترمیمی می‌تواند به عنوان چتر مفهومی در نظر گرفته شود که اصول مختلف در آن جای می‌گیرد و در پی آن، مفاهیم مختلف و زمینه‌های مشترک یکدیگر را باز می‌جویید. در طیفی وسیع‌تر عدالت ترمیمی می‌تواند به عنوان یک استراتژی یا تنظیم استراتژی تلقی گردد که در پی حل و فصل اختلافات بین طرفین می‌باشد و کاربردهایی در عرصه جامعه، سازمان ها، مدارس و … دارد.
بنابراین عدالت ترمیمی می تواند به عنوان روحی صلح جو در زمینه اختلافات گوناگون- از اختلافات سیاسی و امنیتی تا اختلافات خانوادگی و حتی همسایگی- بدمد. روح عدالت ترمیمی از فرضیه‌های عملی و دانشگاهی و سیستم‌های قضایی سرچشمه می‌گیرد که هر یک از جنبش‌های اجتماعی و نظریه‌های دانشگاهی به صورت یک مجموعه در شکل گیری مفهوم عدالت ترمیمی تاثیرگذار بوده است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

با وجود آن که اصطلاح عدالت ترمیمی، اصطلاحی است که به صورتی معمول و رایج، مفهومی کلاسیک و سنتی است لیکن تا اواخر دهه 1990 که اشخاصی همچون مارتین رایت (1990)، ایگلاش (1997)، زهر (1985، 1990)، وان نس و استرانگ (1997) و غیره در پی تعاریف عملی آن برآمدند، همچنان به عنوان واکنشی در برابر بزهکاری در جهان شناخته می‌شد.
در سال 1995، تونی مارشال کامل‌ترین تعریف از عدالت ترمیمی را تا آن زمان ارائه داد و بیان نمود که،« عدالت ترمیمی فرآیندی است که به وسیله آن همه طرفین که سهمی در جرم خاص دارند گرد هم می‌آیند تا با کمک یکدیگر درخصوص عواقب بعدی جرم و مسائل ناشی از آن در آینده اتخاذ تصمیم نمایند». این تعریف اگرچه تعریفی به نسبت کامل بود لیکن پس از انتشار آن مورد انتقاد حقوقدانان و جرم شناسان قرار گرفت که در ادامه به بخشی از این انتقادات خواهیم پرداخت.
در تعریف دیگری که هوارد زهر در کتاب کوچک عدالت ترمیمی ارائه داده و در واقع برگرفته از تعریف تونی مارشال است، بیان میکند که «عدالت ترمیمی فرآیندی است برای درگیر نمودن- تا آنجا که امکان پذیر است- کسانی که دارای سهمی در یک جرم خاص هستند تا به طریق جمعی نسبت به تعیین و توجه به صدمات و زیان‌ها، نیازها و تعهدات جهت التیام و بهبود بخشیدن و راست گرانیدن امور به اندازه‌ای که امکان‌پذیر است اقدام نمایند».
به نظر برخی مفسرین تعریف تونی مارشال از عدالت ترمیمی با این انتقاد مواجه است که بیش از اندازه بر روی فرآیندگرایی متمرکز شده و با تاکیدی که بر روی فرآیندهایی همچون «با همدیگر آمدن» و «حل و فصل جمعی» دارد، درباره اهداف این فرآیند یا ارزش‌هایی که ممکن است برای فهم عدالت ترمیمی مفید باشد صحبتی نکرده است.
1. نقدی بر تعاریف عدالت ترمیمی
تعاریف مذکور دارای نقاط ضعف و کاستی‌های فراوان است و برای آنکه بتوان به تعریفی کامل و جامع از عدالت ترمیمی دست یابیم، ناچار به نقد این کاستی‌ها و در نتیجه ارائه یک ساختار منسجم از آن می‌باشیم.
1. تعریف‌های وارده بر عدالت ترمیمی راه ورود سایر رویکردهای جایگزین حل و فصل دعوا (که در اصطلاح فلسفی مانعهء الاغیار نامیده می شود) نمی‌باشد؛ توضیح آنکه عدالت ترمیمی خود جزئی از رویکردهای جایگزین حل و فصل اختلاف می‌باشد و این رویکردها دربرگیرنده برنامه‌های وسیعی تحت همین عنوان به منظور اجتناب از شیوه‌های رسمی حل اختلافات می‌باشد. بنابراین تعاریف عدالت ترمیمی مذکور قادر به مشخص نمودن چارچوب‌های خود نمی‌باشد.
2. این تعریف محدود به عرصه عدالت کیفری است و این حقیقت را که فرآیندها و ارزش‌های عدالت ترمیمی می‌تواند در سایر عرصه‌ها و زمینه‌های مدنی، اداری، اجتماعی و غیره نیز نقش داشته باشد را انکار می‌کند. این عرصه ها در مدارس و موضوعات مرتبط با حفاظت و نگهداری کودکان، موضوعات امنیتی و حل اختلافات خانوادگی و همسایگی پرکاربرد بوده و هست، و این درحالی است که هیچ کدام از این حوزه‌ها تحت حوزه کیفری مذکور در تعریف فوق نمی‌شود.
3. توصیف عدالت ترمیمی به عنوان نوعی خاص از فرآیند، اگر چه می‌تواند بر انواع مدل‌ها و قالب‌های ترمیمی همچون میانجیگری، نشست ها و غیره اطلاق شود لیکن دربرگیرنده نتایج عدالت ترمیمی نیست. زیرا نیاز به محاسبه برنامه های ترمیمی به همان اندازه که فرآیند آن مهم است، دارای اهمیت می باشد.
در وصف اهمیت این موضوع دو دلیل قابل ذکر است:
نخست آنکه فرآیندهای عدالت ترمیمی اغلب نتایج گفتگوهایی است که تنها جنبه نمادین یا حتی ترمیمی ندارد اما ممکن است منجر به تحمیل یک تعهد اضافی برای بزهکاران همچون کار در موسسات خدمات عمومی، ارائه خدمات به بزهدیده و غیره شود لیکن همین تعهدات اضافه، خود در مقابل سنگینی برخی از مجازات‌ها در سیستم عدالت کیفری بسیار ناچیز به حساب می‌آید.
دوم آنکه؛ عدم رجوع به نتایج در تعریف مذکور از نظر منتقدان مساله‌ای دشوار و غیرقابل قبول است، زیرا پرونده‌هایی وجود دارد که فرآیندهای عدالت ترمیمی نمی‌تواند برای آنها مناسب و کافی باشد. به همین دلیل برخی در پی سازگاری و انطباق رویکردهای ترمیمی با سیستم عدالت کیفری (تا آنجا که ممکن است)، می باشد و در پی نتایج مطمئن‌تری می‌گردند و تلاش می‌کنند تا این رویکردها با اهداف و ارزش‌های عدالت ترمیمی سازگار شود. این رویکرد می‌تواند منجر به گسترش شبکه رسیدگی کیفری، و در نتیجه شکل گیری دو نظام مختلف رسیدگی را به وجود بیاورد.
4. نظرات محققین عدالت ترمیمی در خصوص هویت طرفین دعوا که سهمی در جرم خاص دارند ممکن است متفاوت باشد. این که سهامداران چه کسانی هستند، نزاعی درون ساختاری در عدالت ترمیمی است. از یک سو جریانات مدنی، تنها اشخاصی را که به صورت مستقیم تحت تاثیر جرم قرار گرفته‌اند را –بزهکار و بزهدیده- به عنوان سهامداران محسوب می‌کنند. و برخی دیگر از جریان‌های مدنی و اجتماعی این اصطلاح را به کسانی که کمتر تحت تاثیر قرار گرفته‌اند مثل خانواده، دوستان بزهکار و بزهدیده تسری می‌دهند و حتی برخی دیگر آن را فراتر برده و همه کسانی را که به نوعی با جرم مرتبط هستند را در نظر می‌گیرد. که به نظر می رسد در این میان به منظور حل و فصل این اختلاف می بایست به مبنای عدالت ترمیمی که مشارکت حداکثری در تصمیم گیری های قضایی است، مراجعه نمود و با استناد به این اصل مهم، تمام کسانی را که در حوزه جامعه محلی افراد قرار می گیرند، در تصمیم گیری دخالت نمود.
5. این تعریف تنها در خصوص سهامداران مسکوت نیست بلکه در خصوص سطح و نوع مشارکت در عدالت ترمیمی و این که به چه میزان باید باشد نیز مسکوت است.
6. و سرانجام آنکه تعریف تونی مارشال در خصوص اهداف این فرآیند نیز ساکت است. آیا این فرآیند خود نقطه پایان تلقی می شود یا خیر و اینکه بدون ملاحظه هرگونه نتیجه‌ای آیا طرفداران عدالت ترمیمی باید از آن دفاع کنند و یا آنکه نه، عدالت ترمیمی توانایی دست یافتن به اهداف دیگر را دارد؟ تماماً پرسش هایی است که در این تعریف بی پاسخ مانده است و برخی تنها به یک راهنمای کلی بسنده نموده اند و معتقدند عدالت ترمیمی دارای منافع ذاتی است.
2. چارچوب تحلیلی و تعریف جامع از عدالت ترمیمی
دست یافتن به یک چارچوب از تعریف عدالت ترمیمی کاری دشوار است به ویژه زمانی که می‌بایست تعریف عدالت ترمیمی را از رویکردهای بزهدیده محور و رویکردهای غیررسمی جایگزین دعوا جدا نمود به همین دلیل نگارنده چارچوبی تحلیلی از عدالت ترمیمی را که جیمز دیگنن ترسیم می‌نماید، بیان و سپس تلاش می نماید به یک تعریف نسبتاً جامع از عدالت ترمیمی دست یابد.
مدل‌های عدالت ترمیمی
نام مدل

عدالت کیفری
میانجیگری
نشست‌های گروهی- خانوادگی
حلقه‌های تعیین مجازات
هدف
– مجازات بزهکار
– حق اطلاع برای بزهدیده
– پاسخگویی
– ترمیم و بازتوانی بزهدیده – بزهکار
– صلح با بزهکار
– پاسخگویی
– ترمیم
– بازتوانی جامعه جرم (بزهدیده، بزهکار، جامعه محلی)
– پاسخگویی
– ترمیم
– بازتوانی جامعه مرتبط
– شرمساری بازپذیرنده
تمرکز
– غالبا بزهکار محور
– در برخی موارد امتیازاتی به بزهدیده می‌دهد
– تنها بزهدیده مستقیم و بزهکار
– جامعه جرم
– جامعه مراقب
– نمایندگان جامعه
فرآیند
فرآیند محاکمه خصمانه
میانجیگری غیرمستقیم یا مستقیم
نشست‌های گروهی- خانوادگی
اخطارهای ترمیمی یا قالب‌های مشخص کنفرانس
چارچوب سازمانی
پلیس، دادستان و ایفای نقش توسط دادگاه نسبت به منافع عمومی
– نهادها و سازمان‌های شکل گرفته و خود جوش در آمریکا و انگلیس
– برخی نهادهای نیمه مستقل در اروپا
ادغام در سیستم عدالت جوانان در سیستم کیفری نیوزلند و بخش‌هایی از استرالیا
ادغام در فرآیند پیش دادرسی نیروی پلیس در بخش‌هایی از آمریکا و انگلیس و کانبرای استرالیا
محدوده بزهدیده
– تماشای سخنرانی بزهدیده
– جبران خسارت از بزهکار
– خدمات اجتماعی
– عذرخواهی
– جبران خسارت
– ترمیم

– عذرخواهی
– جبران خسارت
– ترمیم
– عذرخواهی
– جبران خسارت
– ترمیم
تعریف بزهدیده
بزهدیده سنتی (تنها بزهدیده مستقیم)
محدود به بزهدیده و بزهکار مستقیم
بزهدیده مستقیم و غیرمستقیم
ابعاد مختلف بزهدیدگی
نقش بزهدیده
در صورت نیاز به اثبات اطلاعات به عنوان شاهد اقدام می‌کند
– گفتگو با بزهدیده
– دیپلماسی رفت و برگشتی
آزادی عمل در مشارکت فعال در جایی که مخالفتی با نتیجه ترمیمی ندارد
آزادی عمل در مشارکت فعال در جایی که علیه نتیجه ترمیمی سخنی گفته نشود.
با ارائه این تحلیل از رویکردها و الگوهای عدالت ترمیمی اکنون می‌توان به تعریفی نسبتاً شفاف و روشن از آن دست یافت و اینگونه بیان نمود که «عدالت ترمیمی مجموعه از اهداف و فرآیندهای ترمیمی است که در پی پاسخگویی، ترمیم و بازتوانی جامعه در مقابل جرم با تمرکز بر نقش بزهدیده می‌باشد».
تعریف فوق دارای چند ویژگی است که به صورت مختصر به آن اشاره می کنم نخست آنکه تفکیک روشن میان اهداف و فرآیندهای ترمیمی قائل شده است. به گونه ای که با فرآیند ترمیمی که در آن بزهدیده و بزهکار، و در صورت اقتضا، هریک از افراد یا اعضای دیگر جامعه که جرم بر آنها اثر گذاشته، در حل موضوعات ناشی از جرم بطور موثر و معمولاً به کمک یک تسهیل گر یا پیش برنده، با یکدیگر مشارکت می کنند- منطبق می باشد.
دوم تمرکز بر نقش بزهدیده در راه رسیدن به اهداف ترمیمی از گذر فرآیندهای آن، که در واقع می توان گفت که رسالت عدالت ترمیمی در وهله نخست حمایت از بزهدیده و در مرتبه بعد بزهکار و جامعه محلی می باشد.
و در نهایت آنکه این تعریف نیازها و اهداف عدالت ترمیمی را که عبارت از؛ پاسخگویی، مشارکت و ترمیم می باشد را صراحتاً دربر می گیرد، اگرچه که شاید نتواند تمام خواسته ها و پرسش های محققین را برآورده سازد، لیکن نسبت به تعاریف سابق بر آن کاستی های کمتری دارد.
ب. اهداف و اصول عدالت ترمیمی
در بحث پیرامون تعریف عدالت ترمیمی دریافتیم که اهداف عدالت در همه قالب‌های آن (میانجیگری، نشست ها، محافل تعیین مجازات و غیره) در سه امر ثابت است:
1. ترمیم
2. پاسخگویی بزهکار در مقابل بزهدیده
3. بازتوانی جامعه مرتبط و آسیب دیده
این اهداف در نتیجه تحقیقات مختلفی که در کشورهای پیش رو همچون کانادا، استرالیا، انگلیس، آمریکا انجام شده، بدست آمده، و نتایج جالب توجه و در خود ذکری برجای گذاشته است. با درنظر داشتن این مساله که برخی پروژه‌هایی انجام گرفته همچون پروژه میانجیگری بزهکاران بزرگسال در کانادا، پروژه حل و فصل دعاوی بروکلین آمریکا، خدمات میانجیگری لیزر، طرح ترمیم خسارات کانونتری انگلستان، پروژه حل و فصل ترمیمی وین پیچ، شرمساری باز پذیرنده در کانبرای استرالیا و غیره که اختصاص به جرایم بزرگسالان داشته‌اند، و برخی دیگر همچون نشست‌های جوانان در نیوزلند، عدالت جوانان استرالیا، شرمساری بازپذیرنده (جوانان استرالیا) که اختصاص به بزهکاری جوانان و نوجوانان داشته است، می توان گفت که دارای دست آوردهای مهمی بوده اند که در ذیل به مرور کلی نتایج آن در این بحث اکتفا می‌نماییم.
1. اهداف کلیدی فرآیندهای تحقیقاتی و پروژه‌های ترمیمی
1. مشارکت کنندگان می‌بایست احساس کنند به اندازه کافی آمادگی داشته و مشارکتشان اختیاری است.
2. این فرآیندها می‌بایست توسط همه شرکت کنندگان تجربه شود تا بتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و مشارکت کنند.
3. نتایج توافقات باید دست‌یابی به رضایت همه بوده و در عین حال منصفانه باشد.
4. مشارکت کنندگان باید احساس کنند که از مشارکتشان سود برده‌اند.
5.


دیدگاهتان را بنویسید