دانلود پایان نامه

کلیه ملتهایی است که با صلح موافق میباشند.”
از این پس علاوه بر درج تعهدات منع تبعیض در معاهدات دوجانبه، شاهد ظهور این تعهدات در معاهدات چندجانبه بینالملی هستیم و کشورها ترغیب شدهاند که از این تعهدات در قالب موافقتنامههای چندجانبه بر مبنای تقابل، برای پیشرفت آزاد سازی تجارت استفاده نمایند. تقابل و اعطای امتیازات با ذکر جزئیات در موافقتنامههای تجاری در حد بالایی از اینکه اصول تجارت بینالملل در قالب عرف توسعه یابند، جلوگیری نمود.
این مذاکرات میان کشورها همزمان با تلاش آنها برای ایجاد سازمان تجارت بینالمللی(ITO) مقارن گردید. گرچه این سازمان هیچگاه تشکیل نشد، اما اهداف آن برای توسعه اقتصادی در موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت 1947 (GATT) دنبال شد که نهایتاً منجر به تأسیس سازمان تجارت جهانی (WTO) گشت.
تعهدات منع تبعیض هم درگات و هم در سازمان تجارت جهانی مورد پذیرش قرارگرفت. به همین دلیل در اساسنامه گات برخی از مواد صریحاً به این موضوع پرداخته است. در همان دوره، دیگر سازمانهای بینالمللی نیز از این تعهدات در موافقتنامههای خود بهرهمند گردیدند. از جمله میتوان به معاهده تأسیس منطقه آزاد تجاری و تشکیل سازمان تجارت آزاد آمریکای لاتین به تاریخ 18 فوریه 1960 منعقده در مونتهویدئو اشاره کرد. این پیشنهادها دربردارنده تعهدات منع تبعیض مطلق و بدون شرط بودند.

بدین ترتیب تعهدات منع تبعیض به معاهدات چندجانبه تجاری بینالمللی گسترش یافت که ایجاد کننده رفتار برابر، عادلانه و بدون تبعیض است. همچنین این ویژگیها موجب کاربرد تعهدات منع تبعیض در شاخههای مختلف حقوقی بین المللی از جمله حقوق بشر، حقوق سرمایه گذاری، حقوق دیپلماتیک و کنسولی،حقوق محیط زیست و قواعد شکلی حل و فصل اختلافات میان شده است.
قابل ذکر است که بررسی کلی تعهد به رفتار ملت کاملهالوداد به عنوان جنبهای از حقوق معاهدات در سال 1967 در دستور کار کمیسیون حقوق بینالملل قرار گرفت که منجر شد به اینکه کمیسیون در سال 1978 طرح نهایی در این زمینه را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه دهد، اما طرح کمیسیون با اقدامی از سوی مجموع عمومی روبرو نشد تا اینکه از سال 2007 این موضوع جهت بررسی مجدد در دستور کار کمیسیون قرارگرفته است.
به واقع طرح مزبور مبیّن توسعه و تحول حقوق بینالملل در این زمینه میباشد به طوری که در بسیاری از تصمیمات قضایی و داوری بینالمللی مورد استناد قرارگرفته است.
گفتار دوم– انواع تعهدات بنابر اصل منع تبعیض
اصل منع تبعیض در حقوق بینالملل قاعده کلی است که حاصل برابری دولتها بوده و ذاتاً در برابری حاکمیت جای دارد. این اصل بنیادین متشکل از دو قاعده مهم رفتار ملت کاملهالوداد ورفتار ملی میباشد. به عبارت دیگر این دو قاعده به عنوان تکنیک و ابزاری جهت افزایش برابری دولتها و عدم تبعیض به کار گرفته شدند. تعهد به رفتار ملت کاملهالوداد مانع ازآن میشود که یک کشور میان کشورهای دیگر تفاوت گذارد و تعهد به رفتار ملی مانع از آن است که یک کشور به سود خود علیه کشورهای دیگر تبعیض روا دارد. در ذیل به ویژگیهای حقوقی این دو قاعده پرداخته می شود.
بند اول– تعهد رفتار ملت کامله الوداد
1-1- مفهوم و ماهیت تعهد رفتار ملت کاملهالوداد
تعهد رفتار ملت کاملهالوداد یک تعهد بینالمللی است که در راستای اعمال اصل منع تبعیض استفاده میشود. طبق چنین تعهدی، کشور معطی رفتار ملت کاملهالوداد ملتزم میشود، چنانچه به دولت ثالث، اشخاص یا اشیا مرتبط با دولت ثالث، امتیازاتی در محدوده موضوع معاهده متضمن قید ملت کاملهالوداد (معاهده پایه) اعطا نماید، این امتیازات به طور خودکار حسب مورد نسبت به دولت ذینفع، اشخاص یا اشیا مرتبط با دولت ذینفع قابل اجرا باشد.
البته اعطا رفتار ملت کاملهالوداد ملازمهای با ایجاد نفع برای ذینفع ندارد، زیرا اگر دولت معطی هیچ امتیازی را به دولت ثالث در قلمرو تعهد اعطا ننماید، هیچ سودی در میان نخواهد بود.
عبارت رفتار ملت کاملهالوداد از لحاظ حقوقی دقیق نیست. کمیسیون حقوق بینالملل در طرح 30 مادهای پیش نویس راجع به تعهدات رفتار ملت کامله الوداد در سال 1978 به لحاظ سنتی و استعمال مستمر آن، این عبارت را به کاربرد و تأکید کرد که منظور از ملت همان دولت است. اما همچنین در پرتو توسعه حقوق بینالملل عبارت رفتار دولت کاملهالوداد، عبارت دقیقی نیست، زیرا همانطور که کمیسیون حقوق بینالملل در ماده 6 طرح پیش نویس خود اشاره نموده است، قابلیت اعمال این تعهد علاوه بر روابط میان دولتها، در روابط دولتها با دیگر تابعان حقوق بینالملل، یعنی سازمانهای بینالمللی وجود دارد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دیوان بینالمللی دادگستری در قضیه “شرکت نفت ایران و انگلیس”، تعهد ملت کاملهالوداد را اساساً یک تعهد بدون محتوا و محتملالوقوع دانست.
در مخالفت با این نظر گفته شده است: “تعهد ملت کاملهالوداد تعهدی است که هدف آن واقعی است، هرچند این تعهد در زمان ایجاب دقیقاً قابل تعیین نباشد و قلمرو آن بر طبق معاهداتی که بعداً منعقد میشود قابل تغییر باشد، اما همین اندازه که قابلیت تعیین شدن را دارد، کافی است. بنابراین نقش معاهدات بعدی این نیست که منجر به ایجاد تعهدات جدید برای دولت معطی شود، بلکه صرفاً قلمرو تعهد قبلی را تغییر میدهد.”
در حقیقت تعریفی که دیوان به کار برده است، کاملاً صحیح نیست. تعهد رفتار ملت کامله الوداد اگرچه محتملالوقوع است، اما بیمحتوا نبوده و موضوع آن حدوداً مشخص است و همچون عقد معلق و اجمالی میباشد که ایجاد آثار دقیق آن منوط به انعقاد معاهده امتیاز دهنده در حدود موضوع تعهد با ثالث است.
در مقابل برای شروع عملکرد تعهد رفتار ملت کامله الوداد، صرف انعقاد موافقتنامه امتیاز دهنده میان دولت معطی و ثالث کافی است و لازم نیست که آن امتیاز عملاً به دولت ثالث، اشخاص یا اشیا مرتبط با آن تعلق گرفته باشد.
از جهت منبع تعهدات رفتار ملت کاملهالوداد در حوزه تجارت بینالملل بایستی تأکید نمود که هیچ دولتی مستحق بهرهمندی از تعهدات منع تبعیض از قبیل تعهدات رفتار ملت کاملهالوداد نمیباشد، مگر آنکه دولت معطی رفتار ملت کامله الوداد بر طبق یک تعهد بینالمللی آن را پذیرفته باشد. این قاعده ناشی از اصل حاکمیت دولتها و آزادی عمل آنهاست. بنابراین هر دولتی جهت اعطا یا عدم اعطای این رفتار آزاد است و همچنین در انتخاب ذینفع دارای اختیار و اراده آزاد است.
به علاوه در حوزه تجارت، تعهد بینالمللی عرفی به عدم تبعیض وجود ندارد. بین اکثریت حقوقدانان بر این موضوع اجماع وجود دارد که تنها معاهدات میتواند منبع وجود این تعهدات باشد.
بنابر قواعد حقوق بینالملل از منابع دیگری که میتواند حاوی چنین تعهداتی باشد، موافقتنامههای الزامآور سازمانهای بینالمللی و اعمال حقوقی یکجانبه است.
در ارتباط با مدت اعتبار تعهد رفتار ملت کاملهالوداد، امکان استفاده از امتیازات قید ملتهای کاملهالوداد برای کشور ذینفع تا زمانی است که معاهده پایه پابرجا است، زیرا این معاهده پایه است که موجد حق برای طرفین میباشد و هنگامی که معاهده موجد حق خاتمه پذیرد، دیگر دلیلی برای تداوم و اثربخشی وجود ندارد. همینطور هرگاه معاهده امتیاز دهنده خاتمه یابد، استفاده کشور ذینفع خاتمه خواهد یافت. دیوان بینالمللی دادگستری اصل فوق را صریحاً در رأی مورخ 27 اوت 1952 مربوط به حقوق اتباع آمریکا در مراکش بیان کرده است.
ایالات متحده آمریکا دارای قید ملتهای کاملهالوداد مربوط به رفتار با اتباع مراکشی بود. پس از گذشت مدت زمانی، معاهدهای توسط مراکش با کشورهای دیگر به امضا رسید و در این مورد مراکش امتیازات زیادی در مورد نحوه قضاوت خارجیان قائل شد و حق قضاوت کنسولی به طور موسعی گسترش یافت. ایالات متحده از این معاهدات طبق تعهد ملتهای کاملهالوداد استفاده نمود، ولی بعدها معاهدهای که امتیاز قضاوت کنسولی داده بود، با انعقاد موافقتنامهای بین قدرتهای بزرگ خاتمه پذیرفت.
در اینجا بود که ایالات متحده مدعی استفاده از این حق به طور دائمی بود و این حق را ناشی از معاهده پایه میدانست. دیوان اعلام کرد که چون معاهده امتیاز دهنده پایان یافته است، در نتیجه ایالات متحده آمریکا نفع و استفاده خود را از دست داده است.
به عبارت دیگر گرچه حق کشور ذینفع تعهد ملت کامله الوداد ناشی از معاهده پایه است، اما از آنجا که موضوع تعهد ملت کامله الوداد، برخورداری ذینفع آن از امتیازات اعطایی به کشور ثالث است، لذا هنگامی که به علت اختتام معاهده امتیاز دهنده، حقوق ناشی از این معاهده برای ثالث به پایان رسیده است، دیگر وجهی برای بقای این حقوق به سود کشور ذینفع تعهد ملت کامله الوداد وجود ندارد.
ماده 21 طرح کمیسیون حقوق بینالملل راجع به تعهدات ملت کاملهالوداد در سال 1978 نیز مؤید این امر میباشد و بیان میکند: “حق دولت ذینفع برای خود یا به نفع اشخاص یا اشیا در حوزه روابط خود به رفتار کاملهالوداد تحت تعهد ملتهای کاملهالوداد خاتمه یا تعلیق مییابد، هنگامی که تسری رفتار دولت امتیاز دهنده نسبت به دولت ثالث یا اشخاص یا اشیا تحت حوزه روابط مشابه با دولت ثالث پایان یافته یا معلق شده است.”
2-1- انواع تعهد رفتار ملت کاملهالوداد
تعهد رفتار ملت کاملهالوداد را میتوان از جهتی به تعهد رفتار ملت کاملهالوداد متقابل (دوجانبه) و تغهد رفتار ملت کاملهالوداد غیرمتقابل (یکجانبه) و از جهت دیگر به تعهد رفتار ملت کاملهالوداد مشروط و تعهد رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروط تقسیم نمود. در ذیل به ویژگی حقوقی هر یک پرداخته میشود.
1-2-1- تعهد رفتار ملت کاملهالوداد غیرمتقابل (یکجانبه)
بر طبق این نوع از تعهد رفتار ملت کاملهالوداد، یک دولت در برابر دولت دیگر تعهدی مبنی بر اعطای رفتار ملت کاملهالوداد بر عهده میگیرد، بدون آنکه طرف مقابل چنین تعهدی را بر عهده گیرد. این سادهترین شکل تعهد است که دولت معطی متعهد میشود و دولت ذینفع آن را میپذیرد.
بنابراین ایجاب و قبول که از ویژگیهای هر تعهد قراردادی است، در معاهده متضمن این نوع تعهد نیز وجود دارد، اما مبتنی بر تعهد متقابل نمیباشد و تنها یک تعهد یکجانبه وجود دارد.
در عصر حاضر با توجه به اینکه “تقابل” از اصول بنیادین در تجارت بینالملل است، تعهد یکجانبه در شرایط خاص و استثنائی کاربرد دارد. مثلاً معاهداتی که رفتار ملت کاملهالوداد را به کشتیهای دولتهای بدون ساحل اعطا مینمایند. در واقع دولت بدون ساحل در وضعیتی نیست که بتواند همین امتیاز را به دولت معطی اعطا نماید، اگرچه دولت ذینفع میتواند نوع دیگری از امتیاز را به دولت معطی اعطا نماید، اما تعهد رفتار ملت کاملهالوداد همچنان یک طرفه باقی میماند.
2-2-1- تعهد رفتار ملت کاملهالوداد متقابل (دوجانبه)
در معاهده دو یا چند جانبه متضمن تعهد رفتار ملت کاملهالوداد متقابل، طرفین آن موافقت به اعطای رفتار ملت کاملهالوداد مینمایند. بنابراین برخلاف معاهده متضمن تعهد رفتار ملت کامله الوداد غیرمتقابل که تنها یک طرف، متعهد به اعطای رفتار ملت کامله الوداد به طرف مقابل می شود، در معاهده شامل تعهد رفتار ملت کامله الوداد متقابل هر دو طرف (همه طرفین آن) متعهد به اعطای رفتار ملت کامله الوداد به یکدیگر می شوند.
امروزه رفتار متقابل ویژگی طبیعی تعهدات رفتار ملت کاملهالوداد به حساب میآید.تعهدات رفتار ملت کاملهالوداد در موافقتنامههای اصلی سازمان جهانی تجارت، نمونه برجستهای از این نوع تقابل است.
کمیسیون حقوق بین الملل در ماده 13 طرح پیش نویس خود در سال 1978 این نوع تعهد را تحت عنوان “تعهد ملت کاملهالوداد مشروط به رفتار متقابل” مورد شناسایی قرار داده است و مقرر میدارد: “چنانچه تعهد ملت کاملهالودادی مشروط به رفتار متقابل شده باشد، دولت ذینفع حق دریافت رفتار مطلوب را تنها بر مبنای اعطای رفتار متقابل مورد توافق به دولت معطی به دست میآورد.”
بند (و) از شماره 1 ماده 2 این طرح منظور از رفتار متقابل را جبرانی از یک نوع و یک میزان بین دولتهای معطی و ذینفع بیان میکند.
3-2-1- تعهد رفتار ملت کاملهالوداد مشروط (مشروط به تعهد همعرض)
تعهد رفتار ملت کاملهالوداد مشروط به تعهد هم عرض یا مشروط به جبران دربردارنده نوعی از تقابل است که تأکید بر تبادل همزمان منافع یا تعهدات معادل میشود. به عبارت دیگر در صورتی دولت ذینفع بنابر این نوع تعهد از امتیاز اعطایی به دولت ثالث بهرهمند میشود که در همان زمان، معادل این امتیاز به دولت امتیاز دهنده اعطا نماید.
به عنوان مثال اگر دولتهای (الف) و (ب) معاهده دارای تعهد رفتار ملت کامله الوداد مشروط منعقد نمایند، هنگامی که (الف)، امتیاز (x) را به دولت ثالث اعطا می کند، در صورتی (ب) می تواند از امتیاز (x) از جانب (الف) بهره مند گردد که در همان زمان (ب) نیز امتیاز (x) یا معادل آن را به (الف) اعطا کند.
برای تشخیص تفاوت تعهد رفتار ملت کامله الوداد مشروط با تعهد رفتار ملت کامله الوداد متقابل در قالب مثال مذکور می توان گفت که اگر دولتهای (الف) و (ب) معاهده دارای تعهد رفتار ملت کامله الوداد متقابل منعقد نمایند، هنگامی که (الف)، امتیاز (x) را به دولت ثالث اعطا کند، برخورداری (ب) از امتیاز (x) منوط به اعطای این امتیاز یا معادل آن به (الف) نیست. البته به دلیل وجود تعهد متقابل، هنگامی که (ب) نیز امتیاز (x) یا هر امتیاز دیگری را به دولت ثالث اعطا کند، می بایست آن امتیاز را به (الف) اعطا نماید.
اگرچه تعهد رفتار ملت کامله الوداد مشروط مبتنی بر برابری است، اما نفی مؤدبانه اعطای رفتار ملت کاملهالوداد میباشد، زیرا دولتهای متعاهد متعهد میشوند به اینکه برای اعطا منافع خاص مشابه، نسبت به منافعی که قبلاً به کشورهای ثالث تسری داده بودند، به مذاکره بپردازند.
این شکل از تعهد امروزه متروک شده است، اما به لحاظ این که از منظر حقوق بینالملل همچنان معتبر است، بند (الف) شماره 1 ماده 2 طرح مواد کمیسیون حقوق بینالملل راجع به تعهدات ملت کاملهالوداد، این تعهد را تعریف و به رسمیت شناخته است.
مطابق این بند، تعهد مشروط به تعهد هم عرض (مشروط به جبران) تعهدی است که به شکل یک تعهد هم عرض (تعهد جبرانی) در یک معاهده دربردارنده تعهد ملتهای کاملهالوداد درج میگردد و دررابطه با هر مسئلهای که به توافق میان کشور ذینفع و کشور امتیازدهنده رسیده باشد، عنوان میگردد.
ماده 12 طرح مزبور درباره نحوه تأثیرگذاری این نوع تعهد مقرر مینماید: “چنانچه تعهد ملت کاملهالوداد مشروط به جبران شده باشد، دولت ذینفع حق دستیابی به رفتار ملت کاملهالوداد را تنها به موجب اعطا جبران مورد توافق به دولت معطی به دست میآورد.”
4-2-1- تعهد رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروط (مطلق)

مطابق با تعهد رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروط، دولت معطی ملزم به اعطای هر نوع منفعتی به دولت ذینفع خواهد بود که داخل در حوزه تعهد است و به دولت ثالث اعطا شده است، بدون اینکه دولت ذینفع ملزم به دادن چیزی به عنوان جبران باشد.
ماده 11 طرح پیش نویس کمیسون حقوق بینالملل این تعهد را تعریف و شناسایی نموده است و مهمترین مثال از کاربرد این نوع تعهد، تعهدات رفتار ملت کاملهالوداد در موافقتنامههای اصلی سازمان جهانی تجارت میباشد که اعطای رفتار ملت کاملهالوداد را حسب مورد، فوری و بدون قید و شرط مقرر میدارند.
تعهد غیرمشروط به طرفین حقوق برابر اعطا میکند. اما لزوماً کشورها از منافع مادی برابر بهرهمند نمیشوند. برای کاهش چنین آثاری و برقراری اصل تقابل بر اساس آزادی قراردادها و حاکمیت اراده، دولتها رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروط را تابع یکسری قیود و محدودیتها از قبیل تعیین مدت و اعطای امتیازات تعرفهای مینمایند. این قیود، ماهیت رفتار ملت کاملهالوداد را به رفتار ملت کاملهالوداد مشروط تبدیل نمیکند، زیرا همچنان دولت ذینفع برای قرارگرفتن در جایگاه ثالث، لازم نیست جبران یا مابهازایی به دولت معطی اعطا نماید.
واضح است که این قیود می بایست در موافقتنامه مربوطه درج شود و دولت متعهد به اعطای رفتار مل


دیدگاهتان را بنویسید