از طريق ديگر و با روشهاي ديگر به مطالعه در اين زمينه مشغول ميباشند نيز کاملا گوش آشناست. از سال 1985 تحقيقاتي از آزمون NEO- PI-R (رجوع شود به بالا. اين آزمون فرم اوليه NEOاست که عمدتا سه عامل شخصيت را پوشش داده و بررسي مينمود) را بکار گرفتند نشان دادند که سه عامل يا پنج عامل موضوع مورد بحث ما را ميتوان در ساير پرسشنامههايي که ابعاد مختلف شخصيت را ميسنجد رديابي نمود. از آن جمله ميتوان از ويژگيهاي کنشي يونگ ، نيازهاي مورري نشانههاي ويژگيهاي بين فردي و تعاريف DSMT III-R (راهنماي آماري تشخيص بيماريهاي رواني تجديد نظر سوم) (مک کري و کاستا 1990،59-56) را نام برد. به نظر ميرسد که طرح پنج عاملي به نحوي فراگير اين نظريهها را نيز ميتواند پوشش دهد.
شاخصها را ميتوانيم مواردي بدانيم که در آن ويژگيها و صفتها داراي همبستگي قابل توجه باشند.
براي سهولت درک و به طورقراردادي ما اين صفات را نشانه ميناميم و هر شاخص در بر گيرنده چند مقياس است. درواقع وقتي از سطوح پايين به بالا صعود ميکنيم چندين ويژگي رايک نشانه ميناميم و هر شاخص در برگيرنده چند مقياس است و چندين مقياس يک شاخص را ميسازند.
چنانچه بتوانيم نشان دهيم که افراد اين عوامل (پنج عامل) داراي چه وضعيتي هستند ميتوانيم طرحي را از ويژگيهاي هيجاني، بينفردي، تجربي، نگرشي و شيوههاي انگيزشي (آزمودني) ارائه نماييم. آزمون Neo PI-R در شاخصها (اندازه گيرنده عوامل) و مقياسها (اندازه گيرنده نشانهها) شخصيت را در اين سطح مورد بررسي قرار ميدهد. مقياسها در واقع جزئيتر و دقيقتر نشاندهنده شاخصها در اين آزمون هستند.
9-2 پنج عامل شخصيتي نئو
اولين گام تفسير پروفايل Neo PI-R بررسي وضعيت فرد در پنج شاخص اصلي است. در اين قسمت هر شاخص و يا عامل به صورت زيربنايي و همچنين از نظر جنبههاي تفکيکي مورد بررسي قرار ميگيرند.
2-9-1 عصبيت يا شاخص هيجان (N)
يکي از ابعاد وسيع شخصيت مقايسه سازگاري، ثبات عاطفي فرد، ناسازگاري و عصبيت يا روان نژندي است. هرچند که متخصصين امور باليني، بسياري از انواع ناراحتيهاي هيجاني را از ترس اجتماعي، افسردگي، تهيجي (نوعي از افسردگي که توام با بيقراري است) تا کينهتوزي تفکيک نمودهاند. بسياري از مطالعات در اين زمينه جنبههاي مورد بحث ديگري را نيز نشان دادهاند (کاستا و مک کري1990،84) تمايل فراگير به احساسات منفي همچون ترس، غم، برانگيختگي، خشم، احساس گناه و کلافگي مبناي مقياس عصبيت (N) را تشکيل ميدهند. در هر صورت N دربرگيرنده عناصري بيش از آسيبپذيري به ناخوش احوالي روانشناختي ميباشد. از آنجا که شايد هيجانهاي مخرب ميتواند در سازگاري فرد و محيط تاثير داشته باشد، در زن و مردي که داراي نمرات بالا در N باشند احتمال بيشتري وجود دارد که داراي افکار غير منطقي، قدرت کمتر در کنترل تکانهها بوده و داراي درجات انطباق ضعيفتر با ديگران و شرايط استرسزا باشد. همانطور که از نامش پيداست، بيماراني که به طور مرسوم تشخيص نوروتيک يا عصبي ميگيرند معمولا در شاخص N نمره بيشتري ميگيرند. شاخص N در آزمون NEO PI-R همانند ساير شاخصهاي اين آزمون بعدي از شخصيت بهنجار را ميسنجد. افراد داراي نمره بالا در اين شاخص ممکن است در ريسک به ابتلاء به برخي از اختلالات روانپزشکي باشند. اما شاخص N نبايستي به ديده يک وسيله براي اندازگيري آسيبشناسي رواني نگريسته شود. ممکن است در مواردي نمرات بالا در اين شاخص بدست آيد بدون اينکه بتوان هيچگونه تشخيص اختلال روانپزشکي را براي فرد برقرار نمود. از طرف ديگر بايستي در نظر داشت که همه مواردي که داراي تشخيص روانپزشکي هستند ضرورتاً نمره بالا در شاخص N ندارند. به عنوان مثال فرد ممکن است داراي شخصيت ضداجتماعي باشد اما نمره او درN در حد بالايي قرار نداشته باشد. افرادي که داراي نمرات کم در شاخص عصبيت يا روان نژندي هستند افرادياند که از نظر عاطفي با ثباتاند. اين افراد معمولا آرام، داراي خلقي يکنواخت و راحت بوده و به راحتي ميتوانند با موقعيتهاي بغرنج و استرسزا بدون برآشفتگي و يا رفتارهاي نارسا برخورد نمايند.
2-9-2 برونگرايي (E)
همانطور که ميدانيم برونگراها افرادي اجتماعياند اما اجتماعي بودن فقط يکي از ويژگياين افراد در شاخص برونگرايي آزمون NEO PI-R است. علاوه بر دوستدار ديگران بودن و ترجيح اجتماعات و مهمانيها، اين افراد همچنين در عمل قاطع، فعال و حراف يا اهل گفتگو ميباشند. اين افراد هيجان و تحريک را دوست دارند و برآنند که اميدوار به موقعيت و آينده باشند. بازاريابهاي موفق کشورهاي در حال توسعه و رشد يافته نمونهاي از افراد برونگرا هستند. مقياسهاي شاخص E نشاندهنده علاقه افراد به توسعه صنعت و کار خود ميباشند. (کاستاو مک کري 1985،217)
در مقابل برونگرا که بسيار روان قابل توصيف ميباشند درونگرا کمتر داراي نمونههاي قابل نشان دادن ميباشند. در برخي از جنبهها، درونگرايي را ميتوان به فقدان ويژگيهاي برونگرايي توصيف نمود. درونگراها افرادي محافظه کاراند اما نه اينکه دوستداشتني نباشند، مستقلاند و نه اينکه گل سر سبد و تکرواند اما نه تنبل و کند هستند، درونگراها معمولا خجالتي هستند اما در جايي که ترجيح بدهند که ميخواهند تنها باشند، و اين مطلب نبايستي اين طور تلقي شود که آنها داراي اضطراب اجتماعي هستند. آخرين کلام اينکه هرچند درونگراها به سرخوشي و فعالي برونگراها نيستند اما افراد ناخشنودي نيز نيستند. يکي از ويژگيهاي برجسته اين افراد کنجکاوي است. اين افراد (درونگراها) بسيار علاقمند به تحقيق و پژوهش ميباشند و اين يافته در پژوهشهاي متعدد و مرتبط با طرح پنج عاملي شخصيت نشان داده شده است (کاستا و مک کري 1980،125-123)باتوجه به گفتار فوق به نظر ميرسد که شکستن قانون “همه يا هيچ” يا دو بعدنگري “راضي- ناراضي”. “دشمني- دوستي”، “درونگرايي- شرمرو” ميتواندبعد وسيعتري به شناختشناسي شخصيت ارائه نمايد.
2-9-3 بازبودن (O )،
بعنوان يکي از ابعاد اصلي شخصيت، باز بودن تجربهها بسيار کمتر از عصبيت و برونگرايي در نزد اهل فن، شناخته شده است. عناصر تشکيلدهنده باز بودن (تصورات فعال بسيار کمتر از عصبيت و برونگرايي در نزد اهل فن، شناخته شده است.
عناصر تشکيلدهنده باز بودن (تصورات فعال، حساسيت به زيبايي ، توجه به تجربههاي عاطفي دروني ، و قضاوت مستقل ) اغلب در نظريهها و ارزيابي شخصيت نقش قابل توجهي را ايفا نمودهاند و غالباً وحدت اين ويژگيها در يک شاخص مورد نظر قرار گرفته است. شاخص بازبودن در آزمون Neo PI-R احتمالا يکي از محدودههايي است که بسيار مورد پژوهش قرار گرفته است (براي اطلاعات بيشتر به کاستا و مک کري 1985 رجوع شود).
افراد “باز” انسانهايي هستند که نسبت به تجربهاي دروني و دنياي پيرامون کنجکاو بوده و زندگي آنها سرشار از تجربه است. اين افراد طالب لذت بردن از نظريات جديد و ارزشهاي غيرمتعارف هستند و داراي احساسات مثبت و منفي فراوان در مقايسه با افراد “بسته” هستند.
معمولا شاخص O يا “باز بودن” ارتباط مثبتي با هوش دارد و افراد داراي تحصيلات بالاتر نمره بيشتري در اين مقياس ميآورند. باز بودن به خصوص با آن جنبههايي از هوش سروکار دارد که کمتر در معرض سنجش در آزمونهاي هوش است که از جمله ميتوان از تفکر چندوجهي را ميتوان نام برد که با خلاقيت ارتباط نزديکي دارد (مک کري 1985،165) ولي بايستي در نظر گرفت که باز بودن معادل و همسنگ هوش نيست. برخي از افراد بسيار باهوش، افراد بستهاي به تجربهها هستند و برخي افراد بسيار باز به تجربهها، داراي ظرفيت هوشي پاييني هستند.
مردان و زنان داراي نمرات پايين در O افرادي هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظه کار به نظر ميرسند. آنها موضوعات رايج را بهتر از موارد نادر ميپسندند و پاسخهاي هيجاني آنها نسبتاً آرام و نهفته است. هرچند که برخي از شواهد وجود دارد که نشان ميدهد باز يا بسته بودن در فرم دفاعهاي رواني مورد استفاده اثر دارد که “بسته بودن” نشان دهنده فراگير از واکنشدفاعي نميباشد. در عوض چنين به نظر ميرسد که با کلام ساده افراد “بسته”داراي نظر گاههاي محدودتر و داراي طيف علائق محدودتر ميباشند. مشابهاً ميشود گفت که افراد بسته به نظر اجتماعي و سياسي محافظهکارتر بوده ولي با اين همه نميتوان آنها را افرادي مطيع و وابسته به منابع قدرت دانست.
همينطور “بسته بودن” را نبايستي با کينهورزي و يا مقابلهجويي با منابع قدرت همبسته نمود. موارد ذکر شده در فوق را ميتوان علائمي از دارندگان نمرات بسيار پايين در شاخص توافق مشاهده نمود.
براي قطب باز بودن بايستي يک وجه تمايز در نظر گرفت. افراد باز، افرادي غيرمتعارف، مايل به زير سوال بردن منبع قدرت، و علاقمند به آزادي در اخلاقيات، امور اجتماعي و ديدگاهي سياسي باشند. در هر صورت چنين تمايلاتي نبايستي بر مبناي غيراصولي بودن تفسير گردد. يک فرد باز ممکن است سيستم ارزشگذاري متحرک و متحول خود را توام با وجدان قوي در حد يک سنتگرا بکار گيرد. درنظر بسياري از روانشناسان “بازبودن” ممکن است معادل سالمتر بودن به نظر آيد اما ارزش باز بودن وابسته به ضرورتها در موقعيتهاست و هم افراد باز و هم افراد بسته داراي عملکردهاي مفيد در جامعه ميباشند.
2-9-4 توافق (A)
همانند برونگرايي شاخص توافق بر گرايشات ارتباط بينفردي تاکيد دارد. فردموافق اساسا نوعدوست است. احساس همدردي با ديگران ميکند و مشتاق به کمک به آنان است و معتقد است که ديگران نيز با او همين رابطه را دارند. در مقايسه شخص ناموافق يا مخالف خود محور، مظنون به قصد و نيت ديگران است و بيشتر اهل رقابت است تا همکاري.
به نظر ميرسد که سمت توافق اين شاخص به نفع جنبههاي مثبت اجتماعي و هم سلامت بيشتر رواني بيشتر سوق دارد. البته همينطور هم هست، افراد موافق محبوبتر از افراد مخالف هستند (البته در جوامع متوازن). در هر صورت آمادگي براي دفاع از حق فردي اولويت دارد و داشتن توافق در صحنه نبرد و يا دادگاه، حسن و فضيلت نيست. همانطور که داشتن ديدگاه انتقادي و داشتن علمي ميتواند براي يک دانشمند، حسن و فضيلت باشد.
هيچيک از دو قطب اين شاخص داراي منزلت اجتماعي برتر نيستند، همينطور نميتوانيم بگوييم کدام گروه از افرادي که در قطبهاي اين شاخص قرار ميگيرند. داراي بهداشت رواني بهتري هستند. هورناي (1945) دو تمايل عصبي را مورد بحث قرار داده است (حرکت در جهت مخالف ديگران، حرکت به سمت ديگران) که نشاندهنده جنبههاي بيمارگونه توافق و مخالفت است. نمره پايين درA معمولا با ويژگيهاي اختلال شخصيت خود شيفتگي، ضداجتماعي، و پارانوئيد همراه است در حالي که نمره بالا در A معمولا با اختلال شخصيت وابسته همراهي دارد(کاستا و مک کري 1990،204)
5-9-2 وجداني بودن (C)
يکي از موضوعات مهم يک نظريه شخصيت و به خصوص در نظريه روان پويايي موضوع کنترل تکانهها است. در طي تکوين و رشد فردي اغلب افراد ميآموزند که چگونه کششها و نيازهاي خود را اداره کنند. ناتواني در مقابل تکانهها و هوسها به طورکلي نشاندهنده N بالا در بالغين است. از طرف ديگر کنترل خويشتن ميتواند به فرايند فعال طراحي، سازماندهي واجراي وظايف نيز اطلاق شود و تفاوتهاي فردي در اين زمينه مبناي شاخص وجداني بودن در آزمون NEO PI-R است. به طور خلاصه دو ويژگي عمده توانايي در کنترل تکانهها و هوسها و اعمال طرح و برنامه در رفتار براي رسيدن به اهداف مورد پرسش و شاخص C آزمون NEO PI-R ميباشد.
فرد وجداني داراي هدف، خواستههاي قوي و از پيش تعيين شده است. توجه نماييم که افراد انگشت شماري در جهان موسيقيدان، برجسته، يا قهرمان ورزشي ميشوند بدون اينکه چنين ويژگي را داشته باشد. ديکمن (1990) اين شاخص را تمايل به موفقيت ناميدهاند. در جنبههاي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید