خانواده، والدين و خصوصيات و ويژگيهاي شخصيتي آنها بيشترين تاثير را دارد.
صدر السادات و همکاران (1384) در پژوهش خود با عنوان مقايسه شيوه هاي فرزند پروري و کارکرد خانواده در خانواده هاي بد سرپرست داراي اختلالات رفتاري روي يک نمونه 444 نفري با روش تصادفي به اين نتيجه رسيد که اختلالات سلوک بيشتر در خانواده هايي با سبک مستبدانه و آزاد گيرانه شيوع دارد.
– ايكيسا و كيان (2003) پژوهشي را تحت عنوان رابطه سبك فرزندپروري با سلامت رواني در بين خرده فرهنگ هاي چين انجام داده اند. نتايج اين بررسي با 127 نوجوان (گروه سني 16 تا 22 سال) چين وجود رابطه بين سبك فرزندپروري (با استفاده از پرسشنامه EMBU) با وضعيت سلامت رواني نوجوان را تاييد كردند. بسياري از نشانگان روان تني و نمرات پايين در شاخص هاي سلامت عمومي به طور قابل ملاحظه اي با سطوح بالاي والدين و انكار آنان، گرايش به تنبيه، حمايت بيش از اندازه و درگيري افراطي و سطوح پايين هيجان والدين و درك و فهم رابطه داشت. وضعيت سلامت رواني شركت كنندگان تفاوت هايي را بين خرده فرهنگ هاي متفاوت با جنسيت در برخي از متغيرهاي Scl90-R مطرح مي سازد (احمدزاده 1385،125)
شجاعي زاده(1385) تحقيقي با عنوان “بررسي اثرات اختلال هاي رواني والدين در بروز اختلال هاي رواني نوجوانان پايه سوم متوسط شهر تهران” انجام داد كه به روش نمونه گيري خوشه اي انتخاب شدند و ابزار پژوهش پرسشنامه Scl90-R بود برخي نتايج به دست آمده از اين پژوهش نشان داد كه بين اختلال هاي رواني والدين و اختلال رواني نوجوانان رابطه مثبت معني دار وجوددارد.
پژوهش انجام شده در باره “ميزان اختلالات شخصيتي در والدين بيمار اسكيزوفرنيا و مقايسه آن با افراد عادي در مورد دانش آموزان پسر 15 ساله شهرستان همدان” توسط اميني درسال 1386 انجام شد. نمونه به روش نمونه گيري تصادفي انتخاب شدندو ابزار پژوهش پرسشنامه MMPI بود. برخي نتايج بدست آمده از اين پژوهش نشان داده است كه والدين بيماران اسكيزوفرني نسبت به والدين افراد عادي تأثير بيشتري بر دانش آموزان پسر دارند .
-حسيني و نوري (1384)، به بررسي سلامت روان دانش آموزان شهر شيراز پرداختند. نتايج نشان داد كه 4/18 درصد آزمودني ها از لحاظ نياز براي معالجه به روان پزشكي پاسخ مثبت دادند. همچنين نتايج حاصل از اجراي پرسشنامه Scl90-R نشان داد كه 6/44 درصد افراد به اختلال رواني مبتلا هستند. ترس مرضي، 9/55 درصد؛ افكار پارانوييد، 7/44 درصد و اضطراب، 40 درصد. اين اختلالات در سطح 1% تا 5% معنا دار بودند.
– نتايج پژوهش موسوي و رضازاده(1386) در ارتباط با سلامت رواني دانش آموزان بود .به روش نمونه گيري تصادفي ساده انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامه scl- 90- R بود .برخي نتايج به دست آمده از اين پژوهش نشان داد که علايم روان پزشکي نسبتا بالايي دردانش آموزان وجوددارد. (6/42 درصد) علايم جسماني و (1/44 درصد) افسردگي و (40 درصد) اضطراب را نشان دادند.
– جاودان به بررسي ارتباط بين انواع روش هاي فرزندپروري با ايجاد اختلال افسردگي اساسي در مراجعان به درمانگاه روان پزشكي و بيماران بستري در بخش روان پزشكي بيمارستان حضرت رسول اكرم(ص) در سال 1385 پرداخت. نوع مطالعه توصيفي مقايسه اي بود. نمونه گيري به صورت غيرتصادفي و از نوع آسان انجام گرفت. داده هااز طريق پرسشنامه شيوه فرزندپروري وپرسشنامه بک جمع آوري شد. با توجه به نتايج به نظر مي رسد روش فرزندپروري يكي از عوامل دخيل در ايجاد افسردگي اساسي است كه از نظر جنس، سن، سطح تحصيلات و شغل با ايجاد افسردگي و فرزندپروري ارتباط معني دار وجود دارد.
خادميان درسال (1383) درپژوهشي به بررسي رابطه نگرش هاي تربيتي والدين با عزت نفس دانش آموزان سوم متوسطه درگروه سني 17-16 سال شهرستان مشهد پرداخته است . روش نمونه گيري خوشه اي جند مرحله ايي بود. برخي نتايج به دست آمده ازاين پژوهش نشان داده است که بين نگرش تربيتي والدين وعزت نفس فرزندان رابطه مثبت ومعني داري وجوددارد.
– احمدي به بررسي شيوه هاي فرزندپروري در خانواده هاي نوجوانان عادي و داراي اختلال خصومت (پرخاشگري) در دبيرستان هاي منطقه 3 شهر تهران در سال تحصيلي 86-85 پرداخته است. از نمونه گيري در دسترس استفاده شد ابزار اندازه گيري شامل پرسشنامه شخصيتي DSMIV براي اختلال خصومت و شيوه فرزندپروري رابينسون و همكاران بود نتايج پژوهش نشان داد رابطه هاي والد- فرزند بر هويت يابي شخصيتي و خصوصيت هاي فرد تأثير مي گذارد. شيوه هاي فرزندپروري خودكامه والدين خصوصاً پدران در گرايش نوجوانان به اختلال خصومت (پرخاشگري) مؤثر است و اين تاثير در نوجوانان پسر بيشتر مشاهده مي شود.

فصل سوم
روش تحقيق

3-1 روش تحقيق
اين تحقيق از نوع ميداني است و روش اين تحقيق از نوع علي- مقايسه اي(پس رويدادي) و ابزار اندازه گيري متغير هاي مورد نظر آن پرسشنامه است.متغير هاي پيش بين(مستقل) در اين پژوهش ويژگي هاي شخصيتي والدين، مهارتهاي مقابله اي و ميزان استرس والدين است که در واقع رابطه آنها با اختلال سلوک نوجوانان آنها که دراين تحقيق متغير ملاک(وابسته) است، مورد بررسي قرار مي گيرد.
3-2 جامعه آماري
جامعه آماري اين تحقيق شامل والدين نوجواناني است که با تشخيص داشتن اختلال سلوک به کلينيک هاي باليني يا مراکزمشاوره اي ناحيه 5 شهر اصفهان مراجعه مي کنند.

3-3 روش نمونه‏گيري و حجم نمونه
روش نمونه گيري ما روش نمونه گيري هدفمند است. نمونه گيري هدفمند يعني اينکه پژوهشگر بر اساس اطلاعات قبلي از جامعه يا با عنايت به هدف هاي معين، داوري شخصي خود را براي انتخاب نمونه به کار مي گيرد و اطلاعات او مي تواند به انتخاب يک نمونه ي معرف جامعه کمک کند. در اين روش، نمونه انتخاب شده معرف جامعه نيست اما در عين حال، به کمک آنها مي توان اطلاعاتي را درباره افراد جامعه جمع آوري کرد. در واقع قضاوتهاي پژوهشگر بر اساس اطلاعات قبلي او، مبناي انتخاب نمونه است حجم نمونه 100 نفر مي باشد(50 نفر والدين نوجوانان عادي و50 نفر والدين فرزندان داراي اختلال سلوک). (دلاور 1385،120).

3-4 روش اجراي پژوهش
در اين پژوهش از ميان تمام نوجواناني که به مراکز مشاوره آموزش و پرورش ناحيه 5 شهر اصفهان ارجاع داده شده بودند تست اسکيد گرفته شد سپس از ميان افرادي که نمره لازم را در اين آزمون کسب کرده بودند (50 نفر از 107 نفر مراجعه کننده) انتخاب شدند. سپس از والدين آنها خواسته شد که پرسشنامه هاي مورد نظر را درباره خود کامل کنند سپس همين کار روي 50 نفر از والديني که داراي نوجوان عادي بودند اجرا شد. لازم به ذکر است که اين خانواده ها از نظر سن، سطح تحصيلات، وضعيت اقتصادي و طبقه اجتماعي و شغل همتا شده بودند. بنابراين ملاک ورود به اين پژوهش تنها داشتن نوجوان مبتلا به اختلال سلوک بود که توسط چک ليست اسکيد که خود روان پزشک با آنها مصاحبه کرده و اين را تشخيص داده است، ملاک خروج داشتن هر گونه اختلال ديگر غير از اختلال سلوک در نوجوانان و والدين آنها بود.
3-5 ابزار
الف-فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصيت: شامل يک پرسشنامه 60 سوالي است که براي ارزيابي مختصر و سريع پنج عامل اصلي شخصيت طراحي شده است. نتايج مطالعات انجام شده توسط مک کري و کاستا در سال 1992، نشان داد که همبستگي5 زير مقياس فرم کوتاه با فرم بلند از 77% تا 92% است. همچنين همساني دروني زير مقياس هاي آن در دامنه 68% تا 86% است. شيوه نمره گذاري سوالات به صورت ليکرت پنج درجه اي از کاملا مخالفم(1) تا کاملا موافقم(5) است و برخي از سوالات به صورت معکوس نمره گذاري مي شود. اين پرسشنامه در ايران توسط گروسي(1377) هنجاريابي شده و آلفاي بدست آمده براي زيرمقياس هاي روان رنجورخويي، برون گرايي، گشودگي به تجربه، سازگاري و وجدان گرايي به ترتيب، 83%، 75%، 80%، 79%، و 79% بدست آمده است (گروسي وفرشچي 1377،156).
ب- پرسشنامه استرس: داراي6 سوال در مورد نشانه هاي استرس است که کوپر در سال 1983 آن را تهيه کرد و نمره گذاري آن بر اساس مقياس چهار درجه ليکرت (خيلي زياد، زياد، کمي، هرگز) است. پايايي اين پرسشنامه را کودرون روي بيماران، به وسيله آلفاي کرانباخ 875% و در ايران، قرائت روي مادران باردار 964% محاسبه کرده است.
پ- پرسشنامه سبک هاي مقابله اي (WOCQ): اين پرسشنامه توسط لازاروس و فولکمن (1984) طراحي شده و شامل 66 ماده است که بر پايه مقياس چهار رتبه اي ليکرت تنظيم شده است (لازاروس 1984،139)اين پرسشنامه هشت روش مقابله را ارزشيابي مي کند که در نهايت به دو سبک کلي مسئله محور و هيجان محور تقسيم مي شوند. مقابله مسئله محور شامل جستجوي راه حل مسئله با توجه به موقعيت است. مقابله هيجان محور شامل برخورد هيجاني با موقعيت پرتنش است و مستقيماً روي حل مسئله متمرکز نمي شود ضريب آلفاي کرونباخ در مقياس هاي از 61% تا 79% است (لازاروس 1993،165).
زين العابديني (1383) ثبات دروني مقياس ها را از 66/0 تا 79/0 براي هر يک از روش هاي مقابله اي ذکر کرده است و آلفاي کرونباخ ترجمه فارسي آزمون را 79/0 به دست آورده است.
ت-چک ليست مصاحبه باليني ساختاريافته اسکيد: مصاحبه باليني ساختاريافته، مصاحبه ايي انعطاف پذير است که توسط فرست و همکاران (سگال 1997،147) تهيه شده است. تران و هاگا ( تران و اسميت 2004،116-114) ضريب کاپاي 60% را به عنوان ضريب پايايي بين ارزياب ها براي SCID گزارش کرده اند. شريفي و همکاران(1384) اين مصاحبه را پس از ترجمه به زبان فارسي، بر روي نمونه 229 نفري اجرا کردند. توافق تشخيصي براي اکثر تشخيص هاي خاص و کلي، متوسط يا خوب بود(کاپاي بالاتر از 60%). توافق کلي(کاپاي مجموع بررسي کل تشخيص هاي فعلي52 درصد و براي تشخيص هاي طول عمر55 درصد) بدست آمده نيز خوب بود. نتايج پژوهش آنها نشان داد که پايايي قابل قبول بدست آمده از نسخه فارسي SCID و قابليت اجراي مطلوب آن مي تواند به پژوهشگران و متخصصان باليني اطمينان دهد که آن را به کار بگيرند. در پژوهش بختياري(1379) نيز روايي اين ابزار به وسيله متخصصين روانشناسي باليني بررسي و تأييد شد و با استفاده از روش بازآزمايي در فاصله يک هفته پايايي برابر95 درصد بدست آمد.

3-6 روش آماري
در اين تحقيق پس از محاسبه آمار توصيفي(ميانه، ميانگين، واريانس و انحراف معيار و ….) به محاسبه آمار استنباطي، با رو ش آماري t مستقل در نرم افزارSPSS به تجزيه و تحليل داده ها پرداخته ايم.

فصل چهارم
تجزيه
و
تحليل آماري

مقدمه :
تجزيه و تحليل يافته هاي پژوهش در دو سطح امار توصيفي و استنباطي صورت گرفته است . در سطح آمار توصيفي ميزان تحصيلات دو گروه در قالب جدول فراواني و درصد ارائه شده و در سطح آمار استنباطي با استفاده از آزمون t مستقل به مقايسه سبکهاي مقابله اي ، ويژگيهاي شخصيتي و استرس والدين نوجواناني که اختلال سلوک دارند با واالديني که نوجوانان عادي دارند پرداخته شده است .

بخش اول : آمار توصيفي

جدول ( 4-1 ) توزيع ميزان تحصيلات پاسخگويان برحسب دو گروه

کمتر از ديپلم ديپلم فوق ديپلم به بالا جمع
داراي اختلال 16
?32 24
?48 10
?20 50
بدون اختلال 9
?18 30
?60 11
?22 50
جمع 25
?25 54
?54 21
?21 100

نتايج جدول (4-1 ) نشان مي دهد 25 درصد پاسخگويان داراي مدرک کمتر از ديپلم ، 54 درصد ديپلم و 21 درصد داراي مدرک فوق ديپلم به بالا بوده اند .

جدول ( 4- 2 ) توزيع گروه سني پاسخگويان برحسب دو گروه

کمتر از 40 سال 41

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید