مثبت اين شاخص، افراد نمرات بالا در زمينههاي حرفهاي و دانشگاهي افرادي موفق هستند و در جنبههاي منفي نمره بالا همراه با ويژگيهاي ايرادگيري کسلکننده، وسواس اجباري به پاکيزگي و يا فشار فوقالعاده به خود در امور کاري و حرفهاي ديده ميشود.
افراد داراي نمره بالا در C افرادي دقيق و وسواسي، وقتشناس و قابل اعتماد هستند. افراد داراي نمرات پايين را نبايستي افرادي فاقد پايبندي به اصول اخلاقي دانست بلکه اين افراد معمولا وقت کافي براي انجام امور بکار نميبندند همين طور در جهت رسيدن به اهداف خود نيز چندان مصر و پيگير نيستند. برخي از شواهد پژوهشي نشان ميدهد که نياز به لذتطلبي و علاقمندي به امور جنسي در افراد نمره پايين بيشتر از افرادي است که نمرات بالا ميآورند. (مک کري و کاستا 1985،207)
10-2 مقياسهاي آزمون NEO PI-R
هريک از پنج شاخص آزمون NEO PI-R از شش مقياس که به طور اختصاصيتر نشانههاي آن شاخص را اندازه گيري مينمايند، بدست ميآيد که چندين حسن در اين راهکار وجود دارد. اول اينکه، اين اطمينان بدست ميآيد که چندين مورد اندازگيري براي سنجش آن شاخص به کار گرفته شده است و اين موارد ميتواند طيف وسيعي از افکار، احساسات و رفتار مرتبط با آن شاخص را بسنجد. به عنوان مثال شاخص عصبيت يا هيجاني بودن بايستي داراي مقياسهاي اندازگيري کينهورزي، افسردگي، اشتغال به خويشتن ، تکانشوري و آسيبپذيري از استرس و مقياس اضطراب باشد. بنابراين نمره يک شاخص بايستي وسيعترين معناي آن بعد از شخصيت را اندازگيري نمايد. دوم اينکه، داشتن چندين مقياس مستقل موجب افزايش ثبات دروني و در نتيجه باعث ميشود که يافتههاي پژوهشي قابل بازيابي و تکرار باشند.
بعنوان مثال، هريک از شش مقياس عصبيت به طور معنيداري با عاطفه منفي و کاهش رضايتمندي از زندگي ارتباط نشان دادهاند (مک کري و کاستا 1985،192). اين موضوع موجب اطمينان خاطر ميگردد که N در ارتباط مستقيم و واضح با سلامت رواني است. سوم، و مهمتر از موارد ديگر اينکه، امتياز چند نشانهاي کردن اندازگيري پنج عامل از آنجا منشاء واضح ميگيرد که تفاوتهاي بينفردي به تفاوت معني و مفهومدار، در درون يک شاخص قابل مشاهده است. به عبارت ديگر وقتي براي بررسي تفاوتهاي بينفردي به تفاوت بين شاخصها نگاه شود. عايدي کمتري از مواردي بدست ميآيد که به ويژگيهاو تفاوتهاي بينفردي در مقياسهاي درون شاخصها توجه شود. به عنوان مثال، باز بودن به تخيلات، زيباييشناسي، احساسات، فعاليتهاي ذهني، نظرات و ارزشها در مجموع شاخص باز بودن را ميسازند و براي افراد داراي نمرات بالا در هريک از مقياسها احتمال بيشتري وجود دارد که در مقياس ديگر در همين شاخص نمره بالاي داشته باشند. اما اين فقط يک احتمال است. به عنوان مثال، برخي از افراد، داراي ذهن باز به مباحث نظري هستند اما نسبت به ارزشها بسته يا نسبت به احساسات، باز اما در زيباييشناسي، محدود و بسته ميباشند. اين تفاوتهاي فردي در مقياسهاي تشکيلدهنده يک شاخص در طي زمان نسبتاً ثابت ميمانند و چنانچه ديگران هم در اين مورد نظر دهند و او را ارزيابي کنند نيز نتايج مشابه بدست ميآيد (مک کري و کاستا 1990،209)
لذا اين مقياس بايستي بعنوان حقايق واقعي شخصيت ديده شوند و کمتر جنبه پراکندگي اتفاقي يا تصادفي دارند. بررسي مقياسهاي شاخصها ميتواند تحليل دقيق و ظريفي از فرد يا گروه مورد مطالعه بدست دهد. اين مورد هنگامي اهميت بيشتري پيدا ميکند که نمره فرد در شخصي در حد وسط قرار گيرد. به عنوان مثال، فردي که داراي نمره متوسط در شاخص توافق است و داراي نمره پايين در نوع دوستي و نمره بسيار بالا در تبعيت ميباشد بسيار متفاوت از فردي عمل ميکند که داراي نمره مشابه (متوسط) در همين شاخص (A) است ولي داراي نمره بالا در نوع دوستي و نمره پايين در مقياس تبعيت ميباشد.
و در پايان اطلاعات اختصاصي حاصل از نمرات مقياسها ميتواند در تفسير ساختارها و شکلگيري نظريهها مهم باشد. به عنوان مثال، برونگرايي مرتبط با بهداشت رواني دانسته شده است (کاستاومک کري 1984،150) اما نگاه دقيقتري به اطلاعات بدست آمده روشن ميسازد که دو مقياس صميميت و هيجانهاي مثبت ارتباط مستقيم و واضحي را با بهداشت روان نشان ميدهند و در حالي که شاخص هيجانخواهي فاقد چنين ويژگي ميباشد.
2-10-1 مقياسهاي عصبيت يا هيجاني
N1: اضطراب: افراد مضطرب معمولا افرادي هستند نگران، ترسيده، مستعد نگراني، عصبي، پرتنش و وحشتزده. اين مقياس،ترسهاي اختصاصي را اندازه نميگيرد ولي معمولا افراد نمره بالا داراي ترسهاي اختصاصي و همچنين اضطراب فراگير ميباشند. افراد نمره پايين افرادي راحت و آرام هستند. اين افراد معمولا در مواردي که امور، مطابق خواسته آنها به پيش نميرود، ستيزهجويي نمينمايند.
N2: خشم و کينهورزي: مقياس خشم و کينهورزي اندازهگيري کننده گرايش فرد به تجربههاي خشم و حالتهاي وابسته به آن همچون احساس درماندگي وناکامي هستند. اين مقياس آمادگي فرد را براي حس کردن خشم، اعم از اينکه به صورت آشکار بروز نموده و يا به طور نهفته در فرد باقي بماند را نشان ميدهد. بروز يا عدم بروز خشم بستگي به سطح نمره فرد در شاخص توافق دارد. توجه شود که در موارد ناموافقي معمولا نمره اين مقياس هم بالا ميباشد. افراد نمره پايين افرادي راحت بوده و به آساني دچار احساس خشم نميشوند.
N3: افسردگي: اين مقياس تفاوتهاي بينفردي بهنجار را در تجربه کردن حالت افسردگي اندازهگيري مينمايد، افراد نمره بالا مستعد احساس گناه، غم، نوميدي و تنهايي هستند. آنها به راحتي مايوس و سرخورده ميشوند. افراد نمره پايين بندرت چنين احساساتي را تجربه ميکنند اما ضرورت ندارد که افراد سرزنده و سرخوشي باشند (چنين ويژگي معمولا با برونگرايي هماهنگ است).
N4: هوشياري به خويشتن : اين مقياس همانطور که ميبينيد نوعي نگرش به خويشتن را نشان ميدهد. معمولا چنين افرادي به راحتي شرمگين ميشوند و سهم خود را در رويدادهاي منفي بيش از واقعيت موجود ارزيابي مينمايند. به همين منظور تصميم گرفتيم به جاي واژه خود هوشياري که ميتواند داراي بار ارزشي نيز باشد، از واژه احساس تقصير استفاده نماييم. حالات هيجاني شرم، خجالت و دستپاچگي ناشي از اين موارد ستون فقرات اين مقياس را ميسازد. افراد هوشيار به خويشتن افرادي هستند که در موقعيتهاي بينفردي راحت نيستند، نسبت به سربهسر گذاشتن ديگران حساس بوده و مستعد احساس حقارت هستند. اين افراد معمولا خجالتي بوده و داراي اضطراب اجتماعي (راسل 1974،78)، در جمعهاي بزرگ اما نه در رابطه تک به تک با افراد، هستند افراد نمره پايين ضرورت ندارد که افرادي بسيار راحت در موقعيتهاي اجتماعي (مثل سخنراني در برابر جمع) و داراي مهارتهاي اجتماعي خوب باشند، اين افراد در کلام ساده آن طورند که در موقعيتهاي اجتماعي برآشفته و مضطرب نيستند.
N5: تکانشوري : در آزمون NEO PI-R تکانشوري يعني عدم توانايي کنترل کششها و هوسها. بر اين فرض هستيم که در اين مورد، ميل و خواهش (براي مثال براي غذا، سيگار و تملک) چنان قوي ميباشند که فرد نميتواند در مقابل آنها مقاومت نموده با اينکه ميداند، که پس از رفع ميل، از کردار خود پشيمان خواهد شد. افراد نمره پايين معمولا به راحتي ميتوانند در مقابل چنين هوسهايي مقاومت نمايند و داراي ظرفيت بالايي از تحمل ميباشند. واژه تکانشي به وسيله بسياري از نظريهپردازان به بسياري از ويژگيهاي نامرتبط باهم اطلاق شده است. در NEO PI-R تکانشوري را نبايستي با حالتهاي خودجوشي، ريسکپذيري، و يا اتخاذ تصميمهاي سريع نسبت داد.
N6: آسيبپذيري : آخرين مقياس N آسيبپذيري به استرس ميباشد. افرادي که در اين مقياس نمره بالا ميگيرند اين احساس را دارند که نميتوانند با استرسهاي روزمره انطباق مناسب داشته باشند و در موقعيتهاي فوقالعاده و استرسزا به طور اجباري به ديگران متوسل شده و يا نااميد و متوحش ميشوند. افراد نمره پايين از خود اين استنباط را دارند که ميتوانند در مواجهه با موقعيت بغرنج به خوبي خود را اداره نمايند.
2-10-2 مقياس برونگرايي:
E1: صميمت : صميميت يکي از مقياسهاي برونگرايي است که بيشترين ارتباط را با کيفيت رابطه بينفردي دارد. افراد صميمي، با محبت که دوستانه با ديگران مراودت دارند. اين افراد صادقانه ديگران را دوست دارند و به آساني با ديگران رفاقت برقرار ميسازند. افراد نمرات پايين ضرورتاً افرادي کينهتوز و يا بدون احساس همدردي نيستند. بلکه آنها افرادي رسمي، محافظهکار بوده و مايلند با ديگران در يک فاصله نسبي قرار داشته باشند. صميميت يکي از مقياسهايE است که با شاخص توافق نزديکترين نسبت را دارد ولي با آن از نظر احساس عاطفي نزديک بودن با ديگران متفاوت ميباشد.
E2: جمعگرايي : دومين جنبه E جمعگرايي است (ارجحيت دادن به همراهي با ديگران). افراد جمعگرا از بودن با ديگران لذت ميبرند و در هنگام بودن در جمع احساس مسرت ميکنند. افرادي داراي نمره پايين در اين مقياس ترجيح ميدهند تنها باشند و از بودن در جمعديگران حتي به طور آگاهانه و فعال اجتناب مينمايند.
E3: قاطعيت : افراد داراي نمره بالا در اين مقياس افرادي مسلط، با تحکم و از نظر اجتماعي پيشرو و پيشگام ميباشند. آنها بدون ترديد حرف ميزنند و اغلب در گروه نقش رهبر را بعهده ميگيرند. افراد نمره پايين ترجيح ميدهند که به جاي قرار گرفتن در “متن” اجتماعات و مهمانيها در “زمينه” اين موقعيت قرار داشته باشند و بيشتر علاقمند هستند بجاي سخنگو، شنونده باشند.
E4: فعاليت : نمره بالا در اين مقياس در افرادي ديده ميشود که داراي آهنگ سريع در حرکتها هستند، معمولا پرانرژي بوده و هميشه مشغول فعاليت ميباشند. اين افراد معمولاً زندگي پرتحرکي دارند. افراد نمره پايين در اين مقياس داراي ريتم حرکتي کندتر و آرامتري هستند هرچه که اين افراد ضرورتاً انسانهايي تنبل و سهلانگار نيستند.
E5: هيجانخواهي : افراد داراي نمره بالا در اين مقياس افرادي هستند که مشتاق و حريص براي هيجان و تحريک هستند. اين افراد رنگهاي روشن و محيطهاي شلوغ را دوست دارند. مقياس هيجانخواهي با برخي از جنبههاي “حسجويي ” که زاکرمن (1979) توصيف مينمايد، بسيار نزديک است. افراد داراي نمرات پايين احساس نياز به هيجان نميکنند و شيوهاي از زندگي را ترجيح ميدهند که براي افراد داراي نمرات بالا در اين مقياس، کسلکننده ميباشد.
E6: هيجانهاي مثبت : آخرين مقياس E که تمايل به تجربه هيجانهاي مثبت همچون شادي، لذت، عشق و هيجان را ميسنجد. افراد داراي نمرات بالا در اين مقياس به راحتي و فراواني ميخندند. اين افراد داراي روحيهاي شاد و خوشبين هستند. افراد داراي نمرات پايين افرادي ضرورتاً ناشاد نيستند بلکه صرفاً افراد شلوغ و پر سرو صدا نيستند. تحقيق نشان داده است (کاستا مک کري 1980،98-95) که شادماني و رضايت از زندگي در ارتباط با N و هم E ميباشد و هيجانهاي مثبت از همه بيشتر با پيشبيني شادماني ارتباط دارد.
2-10-3 مقياسهاي باز بودن:
مقياسهي بازبودن O به جنبهها و يا محدودههايي تجربي که فرد نسبت به آنها باز است اختصاص داده شدهاند. لذا افراد داراي نمرات بالا در مقياس تخيل (اولين مقياس اين شاخص) از تخيلات غني، متنوع و جديد لذت ميبرند. معمولا در متون روانشناسي از اين بعد با عنوان “باز بودن به….”، تجربهها، نظرات و….. ياد ميشود. برهمين اساس TF نوعي عاطفي در ارتباط مستقيم با مقياس باز بودن به عواطف ميباشد.
O1: تخيل : افراد باز به تخيل داراي تصورات روشن و زندگي تخيلي فعال ميباشند. اين افراد تخيلات خود را شکل داده و روي آن تعمق ميکنند و معتقدند که تصورات به غناي زندگي و خلاقيت عمق بيشتري ميدهد. افراد داراي نمرات پايين داراي افکاري عاديتر بوده و ترجيح ميدهند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید