زيرا در غير اين صورت دچار نوعي پوچي و سرخوردگي و افسردگي خواهد شد. در چند پژوهش معلوم شده است كه فشار رواني حداقل از دو طريق با پيري در ارتباط است. اولاً جانداران مسن تر حتي وقتي كاملاً سالم هستند مانند موجودات جوانتر قادر به تحصيل فشار رواني نيستند، ثانياً فشار رواني ممكن است فرايند پيري را تسريع كند. (فرجي 1372،189). از ديدگاه يونگ زنان نيز در حدود 40 سالگي دچار بحران ميانسالي مي شوند، اما تأثيرش بر مردان بيشتر است. (سيدمحمدي 1379،187)
2-25 ناكامي
ناكامي را مي توان يكي از عوامل مهم استرس برشمرد. اصطلاح ناكامي به جلوگيري يا ممانعت از رفتاري است كه به سوي هدفي هدايت شده است. منابع ناكامي نيروهاي محيطي،‌ نابسندگي يا بي كفايتي شخصي و يا تعارض بين انگيزه ها هستند. يعني فرد بين دو يا چند حالت نتواند حالتي را برگزيند. (فرجي 1372،256)
2-26 تيپ شخصيتي A
معلوم شده است كه بعضي الگوهاي رفتاري كه از آنها به عنوان تيپ الف يا بيماري “شتاب و عجله”‌ ياد مي شود، در حالات تحت استرس شديد تأثير دارد. افراد تيپ A خصوصياتي دارند كه ميزان استرس آنها را افزايش مي دهد:
1- حس فوريت زماني شديد، يعني شخص هميشه در حالت شتاب و عجله به سر مي برد.
2- رفتار چند گانه، يعني در اتومات نامناسب به دو يا چند كار مختلف به طور همزمان مشغول است.
3- بدون برنامه ريزي سعي در رسيدن به اهداف دارد، يعني بدون گذراندن مراحل، باشتاب سعي در رسيدن به هدف دارد. (توزنده جاني و كمال پور 1376،85)
4- به شدت پرخاشگر و تهاجمي هستند و نيازمند آنند كه بر ديگران مسلط شوند. آنها نمي توانند خشم خود را به طور خلاق بروز دهند، ممكن است به طور لحظه اي و موقتي خشمشان را پنهان كنند اما كمي ديرتر منفجر مي شوند. (قرچه داغي 1381،215)
اين افراد تلاشهاي پيشرفت را به خاطر خود پيشرفت انجام نمي دهند بلكه به خاطر كنترل و كاهش ترديد راجع به توانائيشان انجام مي دهند. (سيدمحمدي 1380،123)
2-27ويژگي هاي شرايط تنش زا و عوامل در تعديل آن
حوادث و شرايطي كه پاسخ هاي تنش زا را برمي انگيزند ويژگي هاي متنوعي دارند. برخي بحران ها بطور ناگهاني شكل مي گيرند در حاليكه بعضي به تدريج رشد مي كنند.
2-27- 1 مدت
شرايطي که از لحاظ طول مدت زماني افراد با آنها مواجه مي شوند متفاوتند. مصاحبه شغلي مدت زمان كوتاهي طول مي كشد در حاليكه مشاجره زناشويي ممكن است ساعتها يا روزها طول بكشد. (نجاريان و همكاران، 1377،145)
2-27-2 شدت
همچنين شرايط از لحاظ شدت موقعيتي كه افراد با آن مواجه مي شوند متفاوتند. در كل،‌ آسيب جزئي در مقايسه با آسيب عمده براي مقابله آسانتر است. (نجاريان و ديگران 1377،89-85)

2-27-3 قابليت پيش بيني
در بعضي موارد مي دانيم كه چه اتفاقي دارد مي افتد، در حاليكه در مواقع ديگر چنين نيست. اگر شخصي بتواند وقوع حادثه اي را پيش بيني كند فشار رواني كمتري احساس مي كند تا زمانيكه قادر به چنين عملي نيست. (آزاد 1378،128(
2-27-4 شروع ناگهاني
ظهور ناگهاني يك موقعيت ميزان آمادگي فرد را براي مقابله با آن تحت تأثير قرار مي دهد. مثلاً مقابله با يك سانحه ناگهاني و غيرمنتظره سخت تر از مواجه شدن با بحران بلوغ است كه به تدريج رخ مي دهد. (آزاد 1378،78-75)

2-28 دستگاه عصبي خود مختار
احتياج اصلي بدن برقراري تعادل داخلي است. اين احتياج موجود را براي نگهداري و ارائه محيط طبيعي و ثابت دروني را (تعادل حياتي) مي نامند. دستگاه عصبي خودمختار مستقيماً مسئول برقراري تعادل بدني است. (شاملو 1374،128)
در اين دستگاه يك رشته وسيع از محركها دست اندركارند و موجب فعاليت مي شوند. بطور مثال كار جسماني سخت، در معرض سر و صداي گوش خراش قرار گرفتن، اضطراب و بيم از آينده، الگوي نسبتاً قابل پيش بيني پاسخ ها را فرا خواهند خواند: افزايش ضربان قلب،‌ انقباض رگ هاي خوني موجب افزايش جريان خون مي شوند و در نتيجه كبد براي تأمين انرژي گلوكز لازم را بلافاصله آزاد مي كند. عمل گوارش (موقت)‌ متوقف مي شود،‌ چربي ها براي تبديل به انرژي به داخل خون آزاد مي شوند. عرق كردن كه براي خنك شدن بدن در هنگام صرف انرژي لازم است افزايش مي يابد، ترشح بزاق و مخاط كاهش مي يابند، عضلات كشيده،‌ مردمك چشم متسع و در نتيجه از حواس به خوبي استفاده مي شود.
اين الگوي پاسخ ها مربوط به هيپوتالاموس است،‌ هيپوتالاموس دستگاه عصبي خودمختار و دستگاه غدد درون ريز را به فعاليت وا مي دارد.
دستگاه عصبي خودمختار شامل دو بخش سمپاتيك و پاراسمپاتيك است. اكثر اندامها و غده ها به وسيله اين دو دستگاه كه اثراتي در جهت مخالف روي آنها دارند تحريك مي شوند اكثر تغييرات فيزيولوژيكي كه ذكر آن گذشت ناشي از فعاليت دستگاه عصبي سمپاتيك است، در حاليكه دستگاه پاراسمپاتيك به كاركردهاي نباتي و محمولي از قبيل گوارش كمك مي كند. به عبارت ديگر دستگاه سمپاتيك با برانگيختگي و صرف انرژي، در حاليكه دستگاه پاراسمپاتيك به حفظ و نگهداري انرژي كمك مي كند. (فرجي 1372،140) .
2-29 ارزيابي نخستين و ثانوي
2-29-1 ارزيابي نخستين
ارزيابي نخستين عبارت است از ارزيابي شخص از اينكه آيا در يك روياروئي خاص چيزي در خطر است؟ طبق نظر فولكمن و ديگران (1986) در ارزيابي نخستين شش پيامد در خطر هستند: 1- سلامت جسماني، 2- عزت نفس،‌ 3- اهداف كار، 4- وضعيت مالي،‌ 5- اقدام براي شخص ديگر و 6- سلامتي شخص مورد علاقه.
محركها در ارزيابي نخستين يا تهديد تلقي مي شود (حمله بر عليه سلامتي شخص) يا چالش (فرصتي براي بهتر شدن شخص يا موقعيت وي). در ارزيابي چالش فرد به فعاليتي مي پردازد كه احساس اطمينان كند،‌ اما ارزيابي به صورت تهديد فرد را دچار نگراني و ترس مي كند و فرد شروع به اجتناب يا گريز مي شود.
2-29-2 ارزيابي ثانوي
يعني برآورد شخص از آنچه بتوان انجام داد. آيا مي توان كاري انجام داد؟ اين شليك دستگاه عصبي خودمختار از سوي ارزيابي نخستين چالش يا تهديد است كه به صورت علامت بدني خبر مي دهد كه پاسخهاي كنار آمدن لازم هستند. بعد از شليك دستگاه عصبي خودمختار (ولي قبل از پاسخ كنار آمدن واقعي) ارزيابي ثانوي ايجاد شده است. ارزيابي ثانويه مستلزم اين موارد است: 1- جستجوي شناختي در ميان گزينش هاي كنار آمدن موجود، 2- پيش بيني اينكه آيا گزينش در كنترل كردن استرس زا موفق خواهد بود يا نه؟ زمانيكه شخص كارائي امكانات كنار آمدن خود را بررسي مي كند معمولاً به دنبال راهبرد ها، مهارتها و توانائي شخص است. اينها امكاناتي هستند كه شخص را قادر مي سازند تا بر تغيير محيطي يا كنترل كردن واكنش هاي هيجاني، شناختي و فيزيولوژيكي اثر گذارد. (سيدمحمدي ‌1380،154) .
2-30 پيامدهاي استرس
2-30-1 اختلال هيجاني
اختلال هيجاني به صورت احساس اضطراب، زودرنجي، خشم، افسردگي و گناه است. به نظر مي رسد كه افسردگي و اضطراب شايع ترين اختلال هيجاني است،‌ به طوريكه به صورت هيجان انتظاري و افسردگي به صورت هيجان بعد از كنار آمدن رخ مي دهد.
2-30-2 اختلال شناختي
تحت استرس، الگوي شخص اغلب آشفته مي باشد. گاهي حافظه فراموشكار مي شود و تمركز آسيب مي بيند،‌ عناصر نگراني و خودسنجي منفي به وجود مي آيد. همچنين كاهش درخواست هاي تكليف افزايش مي يابد و جاي خودش را به توجه جنبه هاي نامربوط تكليف مي دهد. مثل افكار شكست، نگراني و ترديد كه ذهن شخص را اشغال مي كند. باميستر (1984) متوجه شد كه ورزشكاران اغلب (تحت استرس) خفه مي شوند زيرا بيش از اندازه خودآگاه شده و از عملكردشان منحرف مي شوند. دومين توجه آسيب شناختي فرد اين است كه كيفيت تصميم گيري شخص را تحت تأثير قرار مي دهد زيرا تصميم گيري منطقي،‌ جستجوي فعال اطلاعات مربوط به تصميم گيري را درگير مي سازد يعني جذب و درك بي طرفانه آن دانستن و ارزيابي دقيق تمامي چاره هاي ديگر. اما تحت افراد اطلاعات مربوط را به صورت ناقص سازماندهي مي كنند و قبل از بررسي تمام چاره هاي ديگر تصميم گيري مي كنند(ميرزايي 1379، 43).
2-30-3 اختلال فيزيولوژيكي
سليه‌ معتقد است كه استرس باعث فزون كاري دستگاه عصبي سمپاتيك مي شود. زمانيكه فعاليت سمپاتيك ادامه مي يابد، هورمونها و احشاي فزون كار اختلال فيزيولوژيكي را توليد مي كنند. سليه پس از آزمايشهاي زياد اظهار كرد كه 3 مرحله واكنش فيزيولوژيكي مخرب وجود دارد: مرحله (هشدار)‌ كه همان برانگيختگي سمپاتيك است. پس از آن يعني بعد از رفع استرس زا برانگيختگي پاراسمپاتيك ادامه يابد بدن وارد مرحله دوم فعاليت سمپاتيك يعني مرحله (مقاومت) مي شود. در طول اين مرحله، بدن برون داد دستگاه عصبي سمپاتيك خود را براي همخواني با درخواستهاي استرس زا هماهنگ مي كند. مقاومت بدني نشان مي دهد كه فرد نه تنها رنج مي برد (واكنش هشدار) بلكه مي كوشد تا توازن حياتي خود را نيز حفظ كند. اگر استرس تا آنجا پيش رود كه دستگاه عصبي سمپاتيك نتواند درخواستهاي استرس زا را برآورده كند بدن وارد آخرين مرحله يعني (فرسودگي) مي شود. در اين مرحله بدن مقاومتش را از دست مي دهد بطوري كه اندامها در معرض آسيب قرار مي گيرند و اگر استرس زا ادامه يابد ممكن است از حال رفتن و يا مرگ اتفاق افتد. (سيد محمدي 1380،110)
در جدول زير برخي علائم ذهني و احساسي بهنگام استرس آورده شده است.

تظاهرات ذهني استرس تظاهرات احساسي استرس
عدم تمركز
فراموشي
ناتواني در به خاطر آوردن حوادث اخير
عدم توانائي در يادگيري اطلاعات جديد
از دست دادن حالت تعادل
نداشتن قدرت تصميم گيري
تصميم گيري هاي نامعقول و ناگهاني
اشتباهات مكرر
برداشت نادرست از شرايط و مردم
بي دقتي
مواجه با مشكل در انجام كارهاي ساده
توجه غير عادي به جزئيات اضطراب
ترس مرضي (ترس بيمارگونه)
احساس در خطر بودن
پرخاشگري
بدبيني
احساس گناه
افسردگي
نوسانات خلقي
زود رنج شدن و زود گريه كردن
كابوس هاي شبانه
احساس طرد شدن توسط ديگران
نگراني بيش از حد – انزوا

31-2 ظرفيت افراد در برابر استرس
يك حد بالائي در هر يك از ما نسبت به فشار رواني وجود دارد كه بدنمان مي تواند تحمل كند و هر فردي ظرفيتي خاص براي فشار رواني دارد كه ما اين ظرفيت را مي توانيم به ظرفي تشبيه كنيم،‌ با اظهار اين نكته كه تجربه هر روزه ما از فشار رواني بيشتر شبيه يك شير است كه بالاي ظرف قرار گرفته و قطره هاي فشار به درون ظرف مي چكد. لازم به ذكر است كه درست همانطور كه ظرفهاي فشار هر يك از ما با هم فرق دارد شيرهاي فشار هم در هر كس متفاوت است، زيرا ممكن است تجربه اي كه در نزد افرادي فشار زاست در افراد ديگر فشار زا تلقي نشود. به تدريج كه سطح فشار رواني در بدنمان افزايش يافت در واقع به يك نقطه بحراني مي رسد، يعني جائيكه ظرفيت فرد از آن بيشتر تحمل ندارد. در اين زمان فرد نشانه هاي جسمي، شناختي و رفتاري از خود نشان مي دهد. اگر فرد براي كاهش اضطرابش كاري انجام ندهد، فشار رواني به صورت ناخوشايندي افزايش مي يابد. گاهي اين فشار ها تدريجي است و بعد از ساليان يا ماهها خود را بروز مي دهد. گاهي هم بحراني و ناگهاني است مثل طلاق، تصادف شديد. همچنين روياروئي با موقعيت هائي كه از آن مي ترسيم در اكثر موارد شير فشار رواني را به سرعت باز مي كند. فشار رواني همانگونه كه مي تواند درون ظرف بچكد و آنرا پر كند، مي تواند تقليل يابد بطوريكه ظرف از فشار رواني خالي شود. فرايند تسلط بر مشكلات ناشي از فشار رواني همان يادگيري چگونگي بستن شير فشار رواني و خالي كردن ظرف مي باشد (بخشي پور 1377،185)
2-32 ويژگي هاي فردي در مواجه با استرس
تجربه هاي باليني نشان مي دهد كه سطح پائين ابراز وجود و همچنين سطح بالاي كمال گرايي توأماً
مي تواند به سطوح بالائي از فشار

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید