بالقوه دلالت دارد. يعني گروه محرم رازي كه شخص مي تواند به هنگام نياز، بحران و آشفتگي هيجاني به آنها رو آورد. مثل همسر،‌ خويشاوندان، والدين، بهترين دوستان،‌ همسايگان خوب، همكاران شغلي و دوستان گروه مذهبي است. حمايت اجتماعي فرايندي است كه ديگران توسط آن امكانات عاطفي و عملي خود را براي بدوش كشيدن نيازهاي فرد هنگام رنج بردن از يك بحران، به ميان مي آورند و او را ياري مي دهند. در سطح هيجاني تر حمايت اجتماعي فرصتهائي را براي مهرورزي، پشت گرمي و تشويق،‌ اطمينان آفريني، دوستي و مجالست و حس هويت و مقام شخصي را فراهم مي آورد. به نظر مي رسد مجهز بودن به ابزارهائي مثل “ادراك اجتماعي”، “توجه به رفتارها و احساسهاي ديگران و تفسير درست آنها” و مهارتهاي “مسئله گشائي اجتماعي”، “شناسائي يك موقعيت دشوار”، “يافتن پاسخهاي جايگزين و پيش بيني پيامدهاي احتمالي” مي تواند در برخوردار بودن شخص از حمايت اجتماعي بسيار مؤثر باشد.
پاور (1988)، معتقد است كه حمايت اجتماعي به دو طريق مي تواند زيانبار باشد: 1- حمايت اجتماعي با واكسينه كردن فرد عليه تجربه كردن استرس زاها قبل از اينكه رخ دهند استرس را كاهش مي دهد، اگر كسي يك شبكه حمايت اجتماعي غني از نظر مشاوره، منابع و امكانات مالي كمكي داشته باشد،
استرس زاهاي بالقوه علتي براي نگراني نخواهد بود. 2- شبكه هاي حمايت اجتماعي به عنوان سپري در مقابل استرس عمل مي كند.

براساس نتايج جدول ( 4-6 ) t مشاهده شده در سطح 05/?p معني دار بوده . بنابراين بين ميانگين نمره پذيرش مسئوليت در دو گروه تفاوت وجود دارد . اطلاعات اين جدول نشان مي دهد پذيرش مسئوليت در والدين داراي فرزندان عادي بيشتر از والدين داراي فرزندان اختلال سلوک بوده است. با توجه به اينکه نوجواني دوران ارزشمندي براي يادگيري مسووليت پذيري اجتماعي است و معناي مسوليت پذيري در واقع به داشتن اين حس در محيط خانواده و والدين بستگي دارد نوجوانان داراي اختلال سلوک از مسوليت پذيري کمتري نسبت به نوجوانان عادي برخوردارند.

-براساس نتايج جدول ( 4-7 ) t مشاهده شده (1/14) در سطح 05/?p معني دار بوده . بنابراين بين ميانگين نمره گريز – اجتناب در دو گروه تفاوت وجود دارد . اطلاعات جدول نشان مي دهد گريز – اجتناب در والدين داراي فرزندان اختلال سلوک بيشتر از والدين داراي فرزندان عادي بوده است در اين روش كه فرار از مشكل هم گفته مي شود، فرد سعي مي كند به جاي شيوه هاي منطقي ديگر مثلاً از مشروبات الكلي استفاده كند. با اينكه اجتناب مي تواند اضطراب فرد را واقعاً تسكين دهد، همين اجتناب عامل تداوم ترس فرد خواهد شد. اين روش فقط استرس را به تعويق مي اندازد. رفتارهاي ناسازگارانه ديگر اجتنابي عبارتند از: اجتناب از موقعيت هايي كه موجب اضطراب مي شوند، دوري از دريافت تقويت اجتماعي، پرخاشگري، مصرف زياد قرص هاي آرامبخش، افراط در مصرف الكل، مشكلات جسمي و پذيرفتن “نقش مريض”، از دست دادن كلي اعتماد نسبت به قابليت خود جهت مقابله با مشكلات و رشد مشكلات ثانويه مثل اضطراب ناشي از هراس، وابستگي به آرام بخش ها،‌ الكليسم، اعتياد داروئي، بيماري جسمي و افسردگي از اثرات بلند مدت اتخاذ راهبردهاي ناسازگارانه مي باشد.
-براساس نتايج جدول ( 4-8) t مشاهده شده (5/13) در سطح 05/?p معني دار بوده . بنابراين بين ميانگين نمره حل مسئله برنامه ريزي شده در دو گروه تفاوت وجود دارد . اطلاعات جدول نشان مي دهد حل مسئله برنامه ريزي شده در والدين داراي فرزندان عادي بيشتر از والدين داراي فرزندان اختلال سلوک بوده است يعني محاسبه اينكه براي كاستن يا از بين بردن يك استرس زا چه اعمالي را بايد دنبال كر د اين روش به دو دليل كنار آمدن مؤثري است: اول اگر مؤثر واقع شد. باشد نتايج آن بهتر شدن رابطه بين شخص و موقعيت است. دوم اينكه باعث مي شود كه شخص احساس بهتري داشته باشد، هيجان منفي كمتر و هيجان مثبت بيشتري را توليد كند. ظاهراً به اين خاطر كه توجه فرد را از اثرات و پيامدهاي زيان بخش استرس زا دور مي سازد و آن را متوجه امكانات اميدوار كننده تر و روشنتر مي كند.
-براساس نتايج جدول ( 4-9 ) t مشاهده شده (8/14) در سطح 05/?p معني دار بوده . بنابراين بين ميانگين نمره ارزيابي مجدد مثبت در دو گروه تفاوت وجود دارد . اطلاعات جدول نشان مي دهد ارزيابي مجدد مثبت در والدين داراي فرزندان عادي بيشتر از والدين داراي فرزندان اختلال سلوک بوده است و بنابراين فرضيه پژوهش تاييد مي شود.. نگرش و تصوير ذهني مثبت سودمندي خاصي دارد. اميد مي تواند سطح تحمل فرد را در مواجهه با رويدادهاي استرس زا افزايش دهد (بحيرائي و ديگران 1382، 123)
براي بسياري از اشخاص تفكر منفي عادت مي شود، عادتي ناپسند كه به مرور به اعتياد مي انجامد. بسياري از مردم از اين بيماري رنج مي برند زيرا تفكر منفي براي جسم، ذهن و احساسات اعتياد آور است. اگر يكي از آنها، به آنان نرسد ديگران در صف، انتظار مي كشند. درست مثل اعتياد كه پس از مدتي نياز به داروي بيشتر احساس مي شود در اعتياد به تفكر منفي شدت تقاضا براي افزايش تحريك افزايش مي يابد. “انسانهاي بزرگ آنهائي هستند كه روان را قوي تر از هر نيروي مادي مي دانند و معتقدند كه افكار بر جهان حكومت مي كنند”. “امرسون” (قرچه داغي 1375،85-83)
به عقيده لازاروس و فولكمن اميدواري موجب مي شود: 1- تا فرد به خود اعتماد داشته باشد، 2- به ديگران اعتماد كند، 3- به خدا متوجه شود و قوت قلب پيدا كند. (گنجي 1380،115)
نتايج يافته هاي اين پژوهش با يافته هاي پژوهشهاي پكنهام (2001)؛ نيک راهان وهمکاران (1390)؛ خدمتگزار وهمکاران (1387) و موسوي(1382) همسويي دارد.

5-4 فرضيه سوم: بين ميزان استرس والدين داراي فرزندان اختلال سلوک با والدين نوجوانان عادي تفاوت وجود دارد.
از زاويه تحليل توصيفي، اطلاعات جدول و نمودار4-15نشان مي دهد ميزان استرس والدين داراي نوجوان مبتلا به اختلال سلوک بالاتر از ميزان استرس والدين داراي نوجوان عادي است.
و از زاويه تحليل استنباطي، براساس نتايج جدول ( 4-15 ) t مشاهده شده(07/6) در سطح 05/?p معني دار بوده . بنابراين بين ميانگين نمره استرس در دو گروه تفاوت وجود دارد . يافته هاي جدول نشان مي دهد استرس در والدين داراي اختلال سلوک بيشتر از والدين عادي بوده است بنابراين فرضيه پژوهش تاييد مي شود تعريف استرس دشوار است، نظريه پردازان مختلف اين اصطلاح را به شيوه هاي متفاوت به كار برده اند. يكي از شيوه هاي رايج تعريف استرس در نظر گرفتن آن به عنوان محرك است. هولمز (1979) استرس را واقعه محركي كه لازم است فرد با آن سازگار شود تعريف كرد. بنابراين استرس به عنوان يك محرك هر موقعيتي است كه درخواست هاي غير معمول و فوق العاده داشته و نيازمند تغيير در الگوي زندگي جاري فرد باشد. (قريشي 1390،290)
موارد استرس به عنوان يك محرك شامل امتحان، بلاياي طبيعي، شغلهاي مخاطره آميز و جدائي زناشويي است. اين وقايع استرس زا هستند چون فرد را ملزم به انجام رفتارهاي سازگارانه براي كنار آمدن با درخواستهاي محيطي تحميل شده مي كنند و چون سلامتي فرد توسط پيشامدهاي محيطي تهديد شده است، استرس به شكل ديگر مي تواند به صورت يك پاسخ فيزيولوژيكي در نظر گرفته شود. از جمله علل مهم استرس مي توان به تغييرات زندگي، استرس مزمن، گرفتاريها، ناكامي و تعارض و… اشاره كرد. اينها عوامل بيروني استرس هستند. ساير منابع استرس زا را مي توان به عوامل دروني نسبت داد مثل رفتار تيپ A و باورهاي غير منطقي. (بحيرائي و ديگران 1382،89) بنابريافته هاي اين پژوهش ميزان استرس والدين نوجواناني که فرزندان داراي اختلال سلوک دارند بيشتر از والدين فرزندان عادي است .
نتايج يافته هاي اين پژوهش با يافته هاي پژوهشهاي کاردم(2001) و داج (2000) همسويي دارد .

نتيجه گيري كلي

همانگونه كه والدين بر افراد خانواده تأثير مي گذارند، فرزندان نيز با ويژگي هاي شخصيتي و رشدي و رفتاري خود، تأثيراتي را بر رفتار والدين بر جاي مي گذارند. اختلال رفتاري از رايج ترين مسائل روانشناختي كودكان است كه بر كاركردهاي رواني و اجتماعي تمامي اعضاي خانواده تأثير گذار است. ميلگرام جو محيط خانواده را از عوامل اساسي در تحقيق توانائي هاي ذاتي انسان مي داند. او به تحقيقاتي استناد مي كند كه نشان داده اند رفتار و نگرش والدين و كميت و كيفيت علاقه هاي آنها و نحوه ارتباط با فرزندان در رشد تواناييهاي آنها كاملأ موثر است. پژوهشها نشان مي دهد كه مادران كودكاني كه مشكلات رفتاري دارند، احساس موفقيت كمتر، اثربخشي پايين و احساس خشم ، اضطراب و افسردگي بيشتر نسبت به مادراني كه كودكان سالم دارند.
تحقيقات نشان داده است که ويژگي هاي شخصيتي والدين تاثير بسزايي در اختلالات رواني کودکان دارد . ژاک الن ميلر معتقد است 90 درصد اختلالات رواني مشکلات تعليم و تربيتي است و روش هاي تربيتي والدين تحت تاثير ويژگي هاي شخصيتي آنها قرار دارد . همچنين بين مقابله مستقيم، فاصله گرفتن، طلب حمايت اجتماعي، پذيرش مسوليت، گريز – اجتناب، حل مساله برنامه ريزي شده و ارزيابي مجدد مثبت در آزمون سبکهاي مقابله اي در والدين داراي نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک با والدين داراي نوجوان عادي تفاوت معناداري وجود دارد. يافته نشان داد که در ويژگيهاي شخصيتي دو گروه بين روان نژندي و برون گرايي تفاوت معناداري وجود دارد ولي بين نمره انعطاف پذيري، مسووليت پذيري و دلپذير بودن بين دو گروه تفاوت معناداري وجود ندارد .

5-5 محدوديتهاي پژوهش
عدم تعميم اين پژوهش به نوجوانان دختر
همکاري محدود والدين و نوجوانان در تکميل پرسشنامه

6-5 پيشنهادات پژوهش
1- انجام پژوهشهاي مشابه روي نوجوانان دختر
2- برگزاري جلسات توجيهي براي والدين در رابطه با تکميل پرسشنامه
3- ارائه ي نتايج اين پژوهش در مراکز مشاوره وآموزش پرورش

4 -انجام پژوهشهاي مشابه به تنهايي به روي مادران به علت تعامل بيشتر فرزندان با مادر

فهرست منابع

منابع فارسي:

1- اتکينسون، ريتا ال .و اسميت ، ادوارداي. 2003.زمينه روان شناسي هيلگارد(جلددوم). ترجمه محمدنقي براهني ؛ بهروزبيرشک؛ رضازماني؛ يوسف کرمي. (1384). تهران : انتشارات رشد
2- احمدزاده، ا. (1384) بررسي رابطه ميان رضايت زناشويي و سلامت روان در بين دبيران زن و مرد شاغل در مقطع متوسطه دبيرستان‌هاي شهر تهران در سال تحصيلي83.
3- اسماعيلي، ح. (1383). مقايسه بهداشت رواني دانش‌آموزان مدارس متوسطه استعدادهاي درخشان و عادي شهر اراک، سازمان آموزش و پرورش اراک
4- اشتاين، م، ج.(1377). چگونه بر استرس غلبه کنيم. ترجمه علي مکي. تهران: سيامک.
5- ازخوش ، منوچهر(1386). کاربرد آزمون هاي رواني و تشخيص باليني . تهران : نشر روان .
6- ايزدي ، سيروس (1386). سايکونوروايمونولوژي و استرس ، خلاصه مقالات سمپوزيوم استرس ، دانشگاه علوم پزشکي ايران .
7- آزاد، حسين. (1378). آسيب شناسي رواني. تهران: بعثت .
8- آزمنديان، عليرضا.(1382). تکنولوژي فکر. ناشر: مولف .
9- آقايي، الف و آتش پور، ح.(1381). استرس و بهداشت رواني . تهران: پرند .
10- بحيرايي،امين. و [ديگران].1380.مقابله با استرس.تهران:دانشگاه آزاد اسلامي واحد رود هن.
11- پاول، ج. و اندايت، سيمون، ج. 1383. فشار رواني، اضطراب و راههاي مقابله با آن . ترجمه عباس بخشي پور رودسري، و حسن صبوري مقدم. مشهد: آستان قدس رضوي.
12- ترور، ج؛ سيمون، ج،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید