دانلود پایان نامه

صورت آداب، رسوم، اعتقادات، باورها، زبان ، نمادها و غیره بروز میکند. فرهنگ معنوی از طریق نسلها به یکدیگر انتقال داده شده و سینه به سینه به افراد یک جامعه رسیده است. در فرهنگ معنوی سیر تاریخی حرکت اندیشه و تفکر در جامعه به صورت انباشت پارامترهای فرهنگی در نسل حاضر دیده میشود (حاجیها و خراط زاده، 1393).
اما در فرهنگ مادی که مکمل فرهنگ معنوی میباشد جامعه از طریق اندیشه و تفکر و همچنین نیازهای خود به دنبال ساخت ابزار مادی برای رفاه مادی و مرتفع کردن نیازهای خود است و همانطور که می دانید، نیازهای انسان پایان ندارد و همین امر هم سبب حرکت و تکاپوی بعد مادی فرهنگ برای پیشرفت و توسعه ابزار مادی و رفاهی زندگی انسان است. فرهنگ مادی شامل اشیاء و ابزار، ساختمانها، لباسها، نوشته ها، نقاشیها ، هنرها و بسیاری دیگر از موارد عینی و قابل لمس در هر جامعه ای میباشد. در اینجا باید دوباره تأکید کرد که فرهنگ مادی و فرهنگ معنوی در یک جامعه مکمل یکدیگر و در طول هم میباشند. به عنوان مثال اگر در یک جامعهای فرهنگ مادی شروع به رشد و پیشرفت کند و در کنار آن فرهنگ معنوی و به بیان دیگر فرهنگ استفاده از ابزار مادی در جامعه به همان نسبت رشد نداشته باشد جامعه به سمت تباهی و سقوط حرکت میکند. این مورد به صورت بالعکس نیز صادق است به طور مثال جامعهای که در بعد فرهنگ معنوی خود سیر سعودی داشته باشد و از بخش مادی فرهنگ خود غافل بماند، نیز نمیتواند راه سعادت و کامیابی جامعه خود را بیابد. در هر صورت باید هر دو بعد مادی و معنوی فرهنگ به صورت متعادل و همراه با یکدیگر به رشد و تعالی برسند تا جامعه بتواند در سایهی این رشد به سعادت واقعی دست یابد.
7- تکامل و تعالی و تفکر: فرهنگها دائما در حال تحول و تغییر هستند و این تغییر معمولا جنبهی تکاملی و تعالی پذیری دارد. البته در مبارزه فرهنگها، فرهنگ سالمتر و متکاملتر غلبه مییابد. ولی به طور کلی حرکت فرهنگ بشری «جهانی» و سایر فرهنگهای جوامع انسانی به سمت تعالی و تکامل میباشند.
8- فرهنگ نیازمندیهای حیات را تأمین میکند.
9- فرهنگ ابزار ایجاد سازگاری انسان با محیط است.
10- کلیت سیستماتیک و به هم پیوستگی: عوامل گوناگون فرهنگی تدریجا به هم میپیوندند و یک کل منسجم را میسازند. به گونهای که مثلا بین اعتقادات موجود در یک فرهنگ و چگونگی تولید غذا در همان فرهنگ نوعی انسجام و یکپارچگی دیده میشود.
11- فرهنگ مشخص کننده معیارها و ارزش هاست.

تغییر و تحول فرهنگی
اشکال تغییر:
تغییر فرهنگی: عبارت است از حرکت و تبدیل شدن یک عنصر فرهنگی به عنصر فرهنگی جدید در محدوده ی پذیرفته شدهی نظام فرهنگی که تقریبا در تمامی فرهنگها در یک دورهی زمانی نسبتا کوتاه مشاهده میشود (ویسی حصار و توانگر، 1393).
تحول فرهنگی: عبارت است از مجموعه تغییراتی که در طول یک دوره ی نسبتا طولانی در بیشتر وجوه و ابعاد فرهنگ و در خارج از چارچوب پذیرفته شده ی نظام فرهنگی صورت میگیرد. به عبارت دیگر هر گاه عناصر مجموعه های فرهنگی تازه ای در یک فرهنگ، پدیدار شوند و بر اثر محتوا و ساختار آن فرهنگ دگرگون شود، دگرگونی یا تحول فرهنگی پدید میآید.
توسعه یا تکامل فرهنگی: این اصطلاح نوعی تغییر و تحول فرهنگی رو به جلو و کمال و پیشرفت است. به عبارت دیگر دگرگونی یک فرهنگ یا عنصری را از صورت ساده و ناپیوسته به صورتی پیوسته و پیچیده را توسعه یا تکامل فرهنگی گویند (نصراصفهانی، 1394)
شیوه های تغییر فرهنگی
نوآوری فرهنگی: اگر فرهنگ در نتیجه نوآوری ((چه در زمینه مادی مثل اختراعات و چه در زمینه معنوی مثل ادبیات و عقاید))، دچار تغییر و تحول گردد، نوآوری فرهنگی به وجود آمده است که زاده فرهنگ داخلی اوست و به سه دلیل صورت میگیرد ((گذشت زمان، مقتضیات زمانی و مکانی و پیدایش نیازهای جدید که سعی در پاسخگویی به آنها، موجب نوآوری فرهنگی می شود و افراد خلاق و مبتکر و نوآور))، نوآوری فرهنگی را به ارمغان میآورند.
فرهنگپذیری: در اثر تماس و ارتباط با جوامع مختلف عناصر فرهنگی از فرهنگی به فرهنگ دیگر گسترش مییابند که دارای دو حالت است.
الف) فرهنگپذیری دو سویه یا تبادل فرهنگی که وقتی که جوامعی از نظر قدرت نظامی و اقتصادی و فرهنگی تقریبا هم عرض بوده و به طور مستقیم و غیر مستقیم با یکدیگر در تماس باشند، تبادل فرهنگی آگاهانه بین آنها صورت میگیرد (حاجیها و خراط زاده، 1393).
ب) فرهنگ پذیری یک سویه: وقتی فرهنگ جامعه ای از نظر نظامی، اقتصادی و غیره در سطح نازل تری از فرهنگ جامعه دیگر قرار داشته باشد، عناصر فرهنگی را از فرهنگ قوی تری اخذ می کند. این نوع فرهنگ پذیری نیز دو نوع حالت دارد.
1- فرهنگپذیری یک سویه اختیاری و آگاهانه، که به صورت آگاهانه از جوامع دیگر فرهنگ لازم را اخذ می کنند، که به آن تبادل فرهنگی نیز میگویند.
2- فرهنگپذیری یک سویه اجباری و ناآگاهانه، که اصطلاح هجمههای فرهنگی (تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی)، در این زمینه به کار گرفته میشود (ویسی حصار و توانگر، 1393).
2-19. اهمیت و نقش فرهنگ در زندگی انسان و جامعه
سنجش تأثیر فرهنگ بر زوایای مختلف زندگی فردی و اجتماعی مشکل است. زیرا ما هنوز داده های کافی نداریم. اما بدون شک نفوذ عوامل فرهنگی بر رفتار انسان قطعی است. اولویت های فرهنگی ضرورتا اگرچه به خودی خود تعیین کننده نیستند. اما یک مؤلفه از نظام پیچیده عوامل علّی هستند که میتواند عامل برانگیزاننده مهمی در بلندمدت باشند. بدین معنا که ارزشهای مادی یا ارزشهای معنوی هر کدام تأثیرگذار بر شکل و محتوای جامعه خواهند بود. مثلا در جوامع پیشرفته در طول چند دهه ی گذشته در اثر نگرش قابل ملاحظه ای که نسبت به متغیرهای فرهنگی فرامادی شده است، شاهد خیزش از مادیگرایی به فرامادیگرایی هستیم. این در حالی بود که در فراگرد مراحل اولیه صنعتی شدن در غرب از نفوذ هنجارهای سنتی – مذهبی و قیود کاسته شد و عملا کارایی قیود فرهنگی ضعیف تر شده و کمتر از قبل قابل مشاهده بود. بنابراین جهان بینی متداول هر جامعه بازتاب تجربیات همان جامعه است. که ما آنها را در میان ارزشها و نگرشها و عادات آن مردم مییابیم (خیرخواه و سجودی، 2013).
2-20. مدیریت فرهنگی
«مدیریت فرهنگی به معنای سازماندهی و اداره امور و فعالیتهای فرهنگی است، مدیریت فرهنگی نظیر هر نوع مدیریت سازمانی دیگر، الزامات خاص خود را دارد. بنابراین در مدیریت فرهنگی تمامی وظایف سازمانی مدیریت (سیاست گذاری، برنامه ریزی، سازمان دهی، هدایت هم آهنگی، نظارت و ارزیابی)، در قلمرو امور و فعالیتهای فرهنگی صورت میگیرد».
رشد و توسعه فرهنگی هر جامعه، مدیون مدیریت مدبرانه و مقتدرانهای است که بتواند با اعمال مدیریت فرهنگی، جامعه را از مرحلهای محدود و نامناسب، که فضای تنفس را تنگ کرده، عبور دهد و افراد آن جامعه را به بالندگی و توسعه برساند. اگر چنین مدیریتی در جامعه وجود نداشته باشد و یا مردم با مدیران ضعیف، کم هوش، ناآگاه و بی تدبیر رو به رو باشند طبعاً نباید انتظار شکوفایی فرهنگ و مقولات فرهنگی داشت.
از یک منظر، «مدیریت فرهنگی» دو نوع است: مثبت و منفی که برای هر کدام از این دو میتوان در طول تاریخ شواهد فراوانی ارائه داد. یکی از مدیریتهای مثبت فرهنگی، که با عقلانیت، درایت و شناختی که از انسان داشت جامعه ای منحط، آلوده، منحرف و ذلیل و زبون را به اجتماعی پیروز، پاک، مستقیم و عزیز تبدیل کرد و آثار عطیم فرهنگی خود را هم چنان تا قرنهای بعد از خود و بر نسل های آینده باقی گذاشته است، مدیریت فرهنگی پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبدالله (ع) است.
نوع دیگر مدیریت فرهنگی، مدیریت منفی است، که بر محور نفسانیات شخص مدیر شکل می‌گیرد. فرهنگ در تفکر چنین مدیریتی چیزی جز بازیچه و ابزار برای ارضای خواهش‌های نفسانی نیست، لذا در حوزه این گونه مدیران، ریا، تزویر، نفاق، چاپلوسی، شخصیت شکنی و امثال این گونه خصلت‌های پست اخلاقی و رفتاری به وفور جلوه می‌کند (خیرخواه و سجودی، 2013).
مدیریت منف
ی، از شیوه تفرقه بینداز و حکومت کن بهره می‌گیرد و آن چه برای او بی مقدار و بی ارزش مینمایاند قدر و منزلت انسان است. هرگاه مدیر خدمتی انجام بدهد منت می‌گذارد. منافع و مصالح سازمانی و مردمی را به پای هوس‌های خویش به سادگی قربانی می‌کند، و در نهایت همه این رفتارها و روش‌های ضد فرهنگ را به صورت جریانی فرهنگی در درون جامعه وارد می‌سازد و عاقبت مردم را به سقوط و انحطاط اخلاقی و رفتاری سوق می‌دهد.
معمولاً مدیریت فرهنگی را دو قشر تأثیرگذار، بر عهده دارند: عالمان و حاکمان، که هرگاه در جهت منفی و تخریب باورهای اصیل فرهنگی قدم بردارند فاجعه‌ای عظیم در زندگی انسانی به وجود خواهند آورد (ویسی حصار و توانگر، 1393).
2-21. برنامه‌ریزی راهبردی فرهنگ
فرهنگ از لایه‌های مختلفی تشکیل شده است و برای برنامه‌ریزی آن نیز باید به لایه‌های مختلف آن توجه شود.
* مصنوعات و دست ساخته‌ها.
* نماد‌ها، علایم و زبان.
* ارزش‌ها، باورها و نگرش‌ها.
از این رو مدیریت فرهنگ باید ناظر بر تمامی لایه‌ها بوده و برای آن‌ها برنامه داشته باشد. برنامه‌ریزی فرهنگی، برنامه‌ریزی راهبردی و یکپارچه‌ای است که از منابع فرهنگی در برنامه توسعه شهری و اجتماعی استفاده می‌شود (نصراصفهانی، 1394).
2-22. راهبردهای کلان در مدیریت فرهنگی
راهبردهای هویت ملی
الف) عناصر اصلی ملیت ایرانی در سه بعد فرهنگ، اجتماع، و دولت به شرح زیر قابل دسته‌بندی‌اند:
بعد اول، هویت فرهنگی که شامل این موارد است: احساس تعلق به میراث فرهنگی، تعلق خاطر به نمادهای ملی و میهنی، تعلق به فرهنگ و روش زندگی (سنتی)، ایرانیان، و افتخار به هویت تاریخی مشترک.
بعد دوم، که این موارد را دربر می گیرد: تعهد و عضویت (مشارکت)، در اجتماع ملی شامل تلقی فرد از صفات آحاد ایرانیان (اعم از مثبت یا منفی)، و باور به صفات متفاوت و خاص آنها (به ویژه صفات مثبت)؛ تلقی فرد از میزان ایران یبودن خود و ویژگی های آن؛ نوع نگرش نسبت به پیروان سایر مذاهب، اقوام، و گروه های فرهنگی موجود در کشور؛ اعتماد به مردم ایران و ترجیح دادن آنها به سایرین؛ احساس وجود انسجام، همبستگی، و هم دلی بین مردم؛ و نوع نگرش نسبت به حیات اجتماعی و شرایط زندگی در ایران.
بعد سوم، که بعد سیاسی هویت ملی، یعنی وفاداری ملی و احساس تعهد، تعلق، و احساس تکلیف در برابر کشور یا همگامی ملی، است شامل این موارد می شود: آگاهی ملی، به آگاهی و اشراف به وجود کشوری متمایز، وابستگی و دلبستگی ارزشهای بنیادی و نهادهای اساسی کشور، تأکید بر استقلال کشور، احساس غرور و رضایت، اعتقاد به تداوم تاریخی کشور، اعتقاد به ضرورت حاکمیت ملی مستقل، تعهد به اهداف کشور، و تمایل به دفاع از کشور و ضروری دانستن آن.
ب) هویت مدنی یا شهروندی: که شامل این عناصر میشود: چندفرهنگ گرایی، تحمل و مدارا با خرده فرهنگ ها، پذیرش سبک های مختلف زندگی، اعتقاد به اصول مدرن در اداره جامعه از جمله دموکراسی و احترام به حقوق اقلیتها (خیرخواه و سجودی، 2013).
ج) هویت ملی گرایانه (ناسیونالیستی)، که موارد زیر را دربر میگیرد: احساس تعصب؛ فقدان تحمل تنوع فرهنگی و تسامح نسبت به خرده فرهنگهای ایرانی و غیر ایرانی؛ گرایش به اقتدارگرایی؛ و ضرورت برتری سیاسی، نظامی، اقتصادی، و فرهنگی ایران در منطقه و جهان.
راهبردهای هویت قومی
این راهبردها عبارت اند از: هویت یابی قومی شامل خودبرچسب زنی و احساس تعلق عاطفی و احساسی به قومیت، دل بستگی و تعلق به خرده فرهنگ قومی، تعهد به اجتماع قومی، دغدغه داشتن نسبت به جایگاه و موقعیت سیاسی اجتماعی قومی.
راهبردهای هویت دینی
این دسته از راهبردها عبارت اند از: احساس تعلق به دین و دینی پنداشتن خویش؛ تعلق به فرهنگ دینی به صورت پذیرش باورهای دینی، پذیرش اقتدار متون، گروه ها، و رهبران مذهبی؛ رفتار مذهبی و پایبندی عملی به دین؛ اعتقاد به سودمندی دین در بعد فردی (درونی)، تعهد به اجتماع دینی و مشارکت در مراسم و مناسک عبادات دسته جمعی؛ درگیری ذهنی و نظری با مقولات مذهبی؛ اعتقاد به حضور فعال دین در حوزه مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، تعلیم و تربیت، و مانند آن؛ ضرورت دین در پیشبرد جامعه، یعنی جهت گیری مذهبی در بعد اجتماعی (بیرونی)؛ مشورت، تعامل، و ارتباط درونی در اجتماع مذهبی؛ مدارا و تساهل؛ عضویت در اجتماعات دینی اعم از شیعی ، سنی ، ایرانی، شیعیان جهان، مسلمانان جهان، و امت اسلامی.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

راهبردهای هویت مدرن
این راهبردها در چهار بعد به قرار زیر قابل بررسیاند:
بعد اول: گرایش به ارزشهای بنیادی مدرنیته در بعد معرفتی که موارد زیر را دربر میگیرد: استدلال گرایی، استقراگرایی، عقل گرایی، انسان گرایی، انسا نمداری، خودمحوری، فردگرایی، و نفی قیمومیت؛ پیشرفتگرایی، ترقیگرایی، و نفی تقدیرگرایی؛ برابری طلبی و آزادی خواهی؛ مادی گرایی؛ و حس گرایی.

 
 
بعد دوم: گرایش به ارزش های بنیادی مدرنیته در بعد اجتماعی و سیاسی که شامل موارد زیر می‌شود: باور به برابری زن و مرد (برابری جنسیتی)؛ اعتقاد به برابری مذهبی و دینی؛ اعتقاد به طبیعی بودن تغییرات فرهنگی و اجتماعی؛ و باور به دموکراسی، آزادی، مشارکت سیاسی، و حقوق بشر.
بعد سوم: مربوط به تمایل و گرایش به مدرنیسم و عبارت است از: نگرش نسبت به اخلاق در جوامع غربی؛ میزان پذیرش فرهنگ، هنر، ارزشها، و آداب و رسوم جامعه غربی؛ نگرش نسبت به رویه ها و اقدامات سیاسی غرب؛ و نگرش نسبت به حکومت های غربی.
بعد چهارم: همان هویت جهانی (بین المللیگرایی یا جهان وطنی)، است و این موارد را شامل می‌شود: اعتقاد به زیست بوم کره زمین، جهانی فکرکردن، هم زیستی و تعامل با سایر ملل، اعتقاد به وجود مشکلات و مسائل مشترک جهانی، و پذیرش اقتدار و مقررات و نهادهای بینالمللی و تأکید بر توافقات جهانی (ویسی حصار و توانگر، 1393).
2-23. هیئتهای دینی و مذهبی
هیئت مذهبی تشکیلاتی است مردمی، متشکل از اعضایی شامل جوانان، میانسالان و کهن سالان، زن و مرد که اساساً با محوریت هدف ترویج فرهنگ قرآن و عترت و زنده نگهداشتن سنت عزاداری در ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ساختار منسجم مردمی به صورت تشکیلاتی و یا غیر تشکیلاتی، با روال اجرای برنامه های هفتگی، ماهانه، فصلی و یا سالانه فعالیت مینماید.
2-24. کارکرد اجتماعی هیأتهای مذهبی
هیئتهای مذهبی از قدیمیترین نهادهای مردمی و اجتماعی بوده که حول محور حب اهل بیت عصمت و طهارت و تعظیم شعائر دینی به خصوص بزرگداشت ایام شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) فعالیت مینمایند.
در یک نگاه بسیار کلی و گذرا بر تاریخچه هیأتهای مذهبی میتوان گفت این نهاد مردمی دینی بلافاصله پس از واقعه عاشورا و از طریق بازماندگان آن حماسه (چه آنهایی که مقدر نبود شهید شوند، چه آنهایی که از قافله عقب ماندند و چه آنهایی که در آن زمان قصد حضور نداشته، اما بعداً پشیمان شدند)، به صورتهای مختلف نشو و نمو گرفت.
در تعظیم شعائر دینی و پاسداشت فرهنگ عاشورا در زمانهای مختلف، مخالفت ها و موافقت ها و حال و هوای متفاوتی حاکم بوده است. این عزاداریها و سوگواریها پس از حماسه ی عاشورا و هنگام ورود اهل بیت به شهر کوفه و افشاگریهایی که شد، آغاز گردید و بعد از آن با حضور توابین و عملکرد آنها، رنگ و بوی دیگری یافت و در ادامه به اهتمام خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام)، دوستداران اهل بیت و شیعیان، متفکرین و اندیشمندان و بزرگان دین ادامه یافت.
صد البته اصلیترین رسالت هیأتهای مذهبی اقامه عزاداری و سوگواری و ذکر مصیبت در شهادت حضرت سید الشهدا و احیاء فرهنگ پرشور و شعور و بالنده ی عاشورا و تعظیم شعائر مذهبی و دینی است. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، نقش اجتماعی هیأتهای مذهبی در جامعه و کارکرد آنها در برقراری


دیدگاهتان را بنویسید