دانلود پایان نامه

باشد یا نباشد که قانونگذار ما تنها درموردی که منجربه مواقعه نگردد را بیان نموده است . و درصورت مواقعه حتی رعایت صورت ظاهرعقد شرعی، حرمت را زائل نمی‌نمایدبه هرصورت این اشکال درقانون جدید اندکی مرتفع گردید.
البته نکته دیگر اینستکه هرچند زنا عملی طریفینی و باحضور زانی و زانیه انجام می‌گیرد لکن همیشه اینطور نیست که زنا بصورت جماع مردی با زنی باشد مطابق آنچه در تعریف قید شده است، چراکه در مواردی مانند اکراه، عنوان مجرمانه تنها در مورد یکطرف قابل اثبات است بنظر می‌رسد قانونگذار با ارائه تعریفی مصداقی تنها خواسته صورتی اجمالی از جرم را ترسیم کند و جزییات موضوع را به فراخور اقتضا در مواد دیگر بصورت مجزا بیان نماید. علاوه بر آن قانونگذار دخول از دبر را نیز مشمول زنا دانسته است و در تبصره 2 ماده 221 در مقام بیان عناصرتشکیل دهنده جرم زنابرخلاف قانون سابق بلوغ ،عقل واختیارراشرط تحقق زنا ندانسته هرچنددرماده 217 بصورت کلی اشاره کرده است درحالیکه قانون سابق عنوان می‌نمود که زانی و زانیه باید بالغ و عاقل و مختار باشند بعبارتی توانایی کنترل اعمال و رفتارخود را داشته باشند و هر امری که زمام را از دست مرتکب خارج کند و این بی‌اختیاری ناشی از زوال عقل باشد یا اجبار و اکراه، تحقق بزه زنا را مواجه با فقد عنصر روانی جرم می‌نماید قانونگذار درقانون سابق دو شرط دیگر را نیز در نظرگرفته که بنظر نگارنده دارای مختصات ویژه‌ای می‌باشد و آن بالغ بودن زانی یا زانیه بوده و علت اختصاصی بودن این شرط این است که در زمره هیچکدام از عناصر تشکیل دهنده بزه قرار نمی‌گیرد بنظر می‌رسد قانونگذار اراده نموده با قید شرط بلوغ وصفی را برای زانی و زانیه در نظر بگیرد و مراد، ارائه معیار طفل ممیز از غیرممیز با قید کلمه بلوغ باشد چرا که مطابق ماده49 از قانون مجازات اسلامی سابق وتبصره ذیل آن طفلی که به بلوغ شرعی نرسیده باشدمبری از مسولیت کیفری است، آیا این بدان معنی است که زنایی رخ نداده یا اینکه ارتکاب بزه مسجل است ولی مورد از موارد رافع مسئولیت کیفری است، که بنظر می‌رسد با توجه به فایده عملی موضوع که درمورد طفل بزهکار تمهیداتی در نظرگرفته شده ازجمله تنبیه، در بزه زنا با وصف فقدان بلوغ جرمی رخ نداده است و حتی طفل را نتوان تنبیه کرد و این شرایط اختصاصی جرم زنا می‌باشد که تمیز آن با ارائه معیار بلوغ شرط است از اینرو جرم زنای اطفال بالغ کمتر از 18 سال بواسطه قوه تمیز و تشخیص مطابق تبصره ذیل ماده 220 از قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مانند افراد عادی در دادگاه اطفال رسیدگی می‌شود لازم به ذکر است قانونگذاردرماده 217 ازقانون مجازات اسلامی بطورکلی برای همه حدود شرایطی چون قصد،علم،شرایط مسولیت کیفری بیان کرده است .
نکته دیگری که در بیان اوصاف زنا مطرح است زانی و زانیه به حکم و موضوع باید واقف باشند این مورد نیز از شرایط اختصاصی است چراکه اگرحکم را در معنای آگاهی به حرمت و مجازات قلمداد کنیم تنها مورد می‌باشد که با اصل آگهی عموم از قوانین و مقرراتی که طبق تشریفات انتشار یافته منافات دارد و علی‌الظاهر در این مورد عدم اطلاع از حکم قابل پذیرش است همچنین شبهه در مورد موضوع بدین معنی که چه زمان می‌توان گفت عمل رخ داده زنا است. البته قانونگذار شبهه مصداقیه را با وصف اطلاع شخص از حکم و موضوع لازم ندانسته است برهمین مبنا تنها چناچه مرتکب نداند عملی که انجام می‌دهد حرمت دارد و یا به حرمت آن آگاه باشد نداند این مقدار عمل زنا محسوب می‌شود یا خیر از نظر قانون این عمل زنا محسوب نمی‌شود. تعریفی که قانون ارائه کرده مطابق تعریف فقهی از زنا است که عنوان شده (الزناهوایلاج البالغ العاقل فی فرج امراء بل مطلق الانثی قبلااودبرامحرمه علیه من غیرعقدنکاح بینهماولاشبهه موجبه لاعتقادالحل قدرالحشفه عالمابالتحریم مختارافی الفعل )
زنا عبارت است ازداخل شدن الت تناسلی مردبالغ وعاقل درفرج زن وعلی الطلاق جنس مونث بقدرحشفه ازجلویا پشت درحالیکه بواسطه فقدان علقه زوجیت بر او حرام است و عالم به حکم حرمت و دارای اختیار در انجام عمل بوده وشبهه درموضوع ومصداق نداشته باشد.
در این مقال مقصود این نیست که تمام جزییات هر بزه بیان شود چرا که هر کدام از این موارد خود بتنهایی مشتمل بر چندین بخش وفصل خواهدبودوبررسی مجزارامی‌طلبدلذابااین هدف مطالب بیان می‌شود که برای هر شخصی قابل فهم و رساننده معنا ومفهوم باشد بر همین مبنا در بیان ساده، زنا به رابطه جنسی نامشروع توام باتماس و خارج از پیمان ازدواج و زناشویی گفته می‌شود یا بعبارتی دیگر زنا به نزدیکی بین زن و مرد بدون ازدواج رسمی اطلاق می‌گردد. در گفتار عامیانهٔ امروزی، مردی که مرتکب زنا شده ‌است را زانی ، و زن زناکار را زانیه می‌خوانند. در تمدن‌های بزرگ گذشته نظیر ایران باستان، روم ، یونان ، شبه جزیره عربستان در دوره پیش از اسلام، برای زنا تعاریف، تعابیر و حدود متفاوتی وجود داشته‌است. امروزه نیز در فرهنگ‌ها و ادیان و ملل مختلف برخوردهای متفاوتی با رابطهٔ جنسی خارج از ازدواج می‌شود.
در اسلام ، زنا از گناهان بزرگ است و در شریعت ممنوع گشته ‌است. در قرآن نیز آیاتی وجود دارند که شان نزول آنها درباره تحریم زنا می‌باشدکه برخی از این آیات شریفه بیان می‌شود:
1- وَاللَّاتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَهَ مِنْ نِسَائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَهً مِنْکُمْ ۖ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّىٰ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا .
2- وَلَا تَنْکِحُوا مَا نَکَحَ آبَاؤُکُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِیلًا .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

و با زنانى که پدرانتان به ازدواج خود درآورده‏اند نکاح مکنید مگر آنچه که پیشتر رخ داده است چرا که آن زشتکارى و [مایه] دشمنى و بد راهى بوده است.
3- وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ۖ کِتَابَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ذَٰلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا .
و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است] به استثناى زنانى که مالک آنان شده‏اید [این] فریضه الهى است که بر شما مقرر گردیده است و غیر از این زنان نامبرده، براى شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید در صورتى که پاکدامن باشید و زناکار نباشید و زنانى را که متعه کرده‏اید مهرشان را به عنوان فریضه‏اى به آنان بدهید و بر شما گناهى نیست که پس از مقرر با یکدیگر توافق کنید مسلما خداوند داناى حکیم است
4- الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ ۖ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ ۖ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلَا مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ ۗ وَمَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ .
امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده، و (همچنین) طعام اهل کتاب، برای شما حلال است، و طعام شما برای آنها حلال، و (نیز) زنان پاکدامن از مسلمانان، و زنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند، هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید، نه زناکار، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید. و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه می‌گردد، و در سرای دیگر، از زیانکاران خواهد بود.
5- وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَا ۖ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِیلًا .
و نزدیک زنا نشوید، که کار بسیار زشت، و بد راهی است.
6- الزَّانِیَهُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَهَ جَلْدَهٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْکُمْ بِهِمَا رَأْفَهٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَهٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ .
هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید، و نباید رأفت (و محبّت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند.
7- الزَّانِی لَا یَنْکِحُ إِلَّا زَانِیَهً أَوْ مُشْرِکَهً وَالزَّانِیَهُ لَا یَنْکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ ۚ وَحُرِّمَ ذَٰلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ .
مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی‌کند، و زن زناکار را، جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود درنمی‌آورد، و این کار بر مؤمنان حرام شده است.

زنا دارای اقسام مختلفی است که برای هر کدام از آنها کیفرها و حدود جداگانه‌ای در اسلام وجود داردومواردی که قانون مجازات بصراحه نام برده عبارتنداز:
1- زنای با محارم نسبی که بدان معنی است: مرد با یکی از زنهایی که جزو محارم نسبی وی هستند و ازدواج کردن با آنان حرام است، زنا کند. محارم نسبی مانند: مادر، خواهر، دختر، دختر خواهر، دختر برادر، عمه و یا خاله درادامه، بایدگفت که کیفر آن بنابر نظر بعضی از فقها اعدام است، ولی مفاد بعضی از روایات این است که با شمشیر یک ضربه به گردن او بزنند و اگر زنده ماند او را در حبس نگه دارند تا بمیرد، و احوط رعایت این دستور است. حکم اعدام در زنا با زنانی که بواسطه شیر خوردن محرم شده‌اند یا به سبب ازدواج محرم شده‌اند مانند مادر زن محل اشکال است، ولی نسبت به زن پدر جاری است. همچنین در این حکم فرقی نمی‌کند که مرد زنا کننده مجرد و یا متاهل باشد .
2- زنابازن پدرکه موجب قتل زانی است باشد.
3- زنای غیرمسلمان بازن مسلمان که موجب قتل زانی است.
4- زنای به عنف به معنای آن است که زنی به عمل زنا راضی نباشد و مرد با زور و ارعاب و تهدید با او زنا کند و مجازات آن برای مرد زنا کننده «اعدام» است، هرچند احوط آن است که یک شمشیر به گردن او بزنند، گرچه نمیرد .
5- زنای غیر محصنه : که به زنایی گفته می‌شود که شخص زناکار (زن یا مرد) فاقد همسر و مجرد باشد و به اختیار خود زنا کرده باشد. به زبان ساده تر به زنای شخص مجرد، زنای غیر محصنه گفته می‌شود.

مجازات زنای غیر محصنه: در این نوع از زنا، کیفر شخص زناکار درمرتبه اول یکصد ضربه شلاق است، و اگر سه مرتبه زنا کند و در هر مرتبه حد خورده باشد، کیفر او در مرتبه چهارم اعدام است. مرد را در حالی شلاق می‌زنند که ایستاده باشد، و نباید ضربات شلاق بر سر و صورت و عورت او وارد شود. اگر مرد را هنگام زنا برهنه یافته‌اند، جز عورت بقیه بدن او باید برهنه باشد و اگر با لباس یافته‌اند بنا بر احتیاط به هر نحو که او را یافته‌اند شلاق خواهد خورد. زن را درحالی شلاق می‌زنند که نشسته باشد و بدن او با لباس پوشیده باشد، و از شلاق زدن به سر و صورت او خود داری نمایند.
زنای محصن و محصنه: به معنای آن است که شخص زنا کننده دارای همسر دائمی باشد به گونه‌ای که هرگاه بخواهد با همسر خود نزدیکی کند مانعی در کار نباشد و با این حال تن به زنا داده باشد. به زبان ساده‌تر اگر یک زن متاهل زنا کند، به زنای آن شخص زنای محصنه گفته می‌شود و اگر زانی مرد باشد زنای محصن گفته می‌شود. مجازات زنای محصن در مورد مرد زناکاری که متاهل است، اگر پیرمرد است ابتدا یکصد ضربه شلاق و سپس سنگسار است، و اگر جوان است فقط او را سنگسار می‌کنند و بنابر احتیاط واجب شلاق نزنند، در مورد زن متاهل نیز همین حکم جاری است. اگر مردی که متاهل است و زن او در اختیار اوست اما هنوز با اوزناشویی نکرده، اگر این مرد با زنی زنا کند او را صد ضربه شلاق می‌زنند و سر او را هم می‌تراشند و به مدت یکسال او را از شهرش تبعید می‌کنند. ولی برای زن زناکار حکم تراشیدن سر و تبعید جاری نیست درقانون مجازات اسلامی جدید این موضوع اضافه شده چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد با پیشنهاد دادگاه صادرکننده رای قطعی وموافقت رییس قوه قضاییه حکم رجم به اعدام تبدیل می شود .
مواردی که مطرح شد در جهت آشنایی اجمالی باماهیت بزه زنا و انواع آن بود بدیهی است که این مبحث دارای جزییات زیادی بوده که از حوصله این مقال خارج است و ضرورت دارد که برای اطلاع از تمام جزییات به قانون مجازات اسلامی و فصول مربوطه مراجعه گردد.
ب: لواط
عمل هم جنس بازی امروزه بیش از پیش سایه شوم خود را بر بشریت گسترانیده و رذایل شوم و تأسف باری را به وجود آورده است. در میان این همه جرائم، جرائم هم جنس بازی لواط یا هم جنس بازی مرد با مرد که یک نوع از آن دو نوع جرائم هم جنس بازی (لواط، مساحقه) می‌باشد در عصر حاضر آثار ننگین و مخربی را به بار آورده است. که می‌توان از آثار مخرب آن به وجود آمدن بیماری‌های خاصی از قبیل ایدز و سایر بیماری‌های مقاربتی نام برد. تحلیل و بررسی در مورد چنین جرائمی قابل توجه است چرا که این موضوع (هم جنس بازی) تا جایی پیش رفته که در کشورهای غربی این امر به صورت یک قانون در آمده و به عنوان عملی بهنجار پذیرفته شده است و برای آن قانون وضع گردیده است.
طرفداران هم جنس بازی بر این امر توجه می‌کنند که رواج این عمل ناشایست به منظورجلوگیری از ازدیاد نسل و سقوط اقتصادی جامعه ضروری است .
تعریف لواط توسط آقایان امینی و آیتی این است که: هر مذکری آلت تناسلی خود را در دبر مذکر دیگری داخل کند. تعریف دیگر از نگاه فقهای متأخر: لواط به معنای وطی با جنس مذکر است و این واژه از عمل قوم لوط گرفته شده است .
لواط که یکی از انواع انحرافات جنسی نیز، بواسطه عملی خارج از چارچوب محسوب می‌شود همواره در آیات و روایات مورد نکوهش قرار گرفته و قانون مجازات اسلامی نیز ابوابی از حدود را به بررسی این بزه شنیع اختصاص داده است. ازجمله آیات قرآن در نکوهش عمل لواط می‌توان آیات ذیل است:
إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَهً مِّن دُونِ النِّسَآءِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ‏ (همانا شما به جاى زنان، براى شهوت سراغ مردان مى‏روید، بلکه شما قومى اسراف‏کارید .)
أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَهً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (آیا شما با بودن زنان، برای غریزه‌ی شهوت به سراغ مردان می‌روید؟ بلکه شما مردمی (نادان و) جهالت پیشه اید .)
در مورد روایات مطرح در این خصوص می‌توان به روایات ذیل اشاره نمود:
در حدیث ابوبکر حضرمی از امام صادق(ع) آمده است که رسول خدا (ص) فرمود:
خداوند مرد مفعول را در زندان جهنم حبس می‌کند تا از حساب خلایق فارغ شود، آن گاه فرمان می‌دهد او را در طبقات جهنم یکی پس از دیگری وارد کنند تا به پایین‌ترین طبقه وارد شود و هرگز از آن جا بیرون نمی‌آید .
حذیقه بن منصور می‌گوید:
از امام صادق پرسیدم: لواط چیست؟ فرمود مابین الفخذین میان دو ران است. آن گاه پرسیدم: پس آن که دخول می‌کند چه؟ فرمود: ذاک الکفر بما انزل الله علی نبیه(ع) چنین کاری کفر ورزیدن به احکام الهی است .
در قانون مجازات اسلامی فصل دوم از بخش دوم از کتاب حدود به بزه لواط اختصاص یافته است و تعریف واحکام مربوطه بتفکیک بیان شده است ومواد233تا237از قانون مجازات اسلامی را دربر می‌گیرد. نخست در ماده233 لواط اینگونه تعریف می‌شود: (لواط عبارت است ازدخول اندام تناسلی مرد به اندازه ختنه گاه دردبر انسان مذکر است) در این تعریف چند شاخصه قابل بررسی است، یک مورد اینکه لواط اساسا به صورت فعل صورت می‌پذیرد نه ترک فعل مورد دیگر اینکه مفعول الزاما باید مذکر باشد و اناث را دربر نمی‌گیرد از سویی لواط برحسب فعل ارتکابی در دو نوع تقسیم‌بندی می‌شود و هر کدام احکام مختص به خود را به همراه دارد


دیدگاهتان را بنویسید