ماموریت و بيانيه چشم‌انداز در سازمان مورد بررسی اجمالی قرار خواهد گرفت. همچنين مدل برنامه ريزي راهبردي SWOT نیز در این بخش مورد بررسی قرار می گیرد .
در بخش سوم كارت امتيازي متوازن تشریح مي شود و مطالعات انجام شده در داخل و خارج كشور مورد بررسی قرار مي گيرد.

2-2-2- استراتژی
واژه ي استراتژي از واژه ي يوناني Stretegema به معني فرماندهي ارتش مركب از Stratos به معناي ارتش و ago به معناي رهبر گرفته شده است. در بعضي از منابع ريشه ي واژه ي استراتژي را مفهوم Stratum به معناي راه، مسير و يا بستر رودخانه دانسته اند. در برخي ديگر از منابع نيز این واژه را عطف به دانش و هنر يک ژنرال قديمي يوناني به نام استراتگوس معرفي كرده اند. به هر روي مفهوم استراتژي ابتدا به معني فن هدايت، تطبيق و هماهنگ سازي نيروها جهت نیل به اهداف جنگ در علوم نظامي به كار گرفته شده است(کنت8 ،1971)
استفاده از مفهوم استراتژي در حیطه ي سازمان و مدیریت در نیمه ي دوم قرن بیستم ميلادي آغاز شد. در اين حيطه نيز با همان منطق، استراتژي اين معنا را بيان ميكند كه به منظور فراهم آوردن امكان برتري يافتن بر رقبا موسسه روابط خود با محيط را سامان داده و منابع خويش را در جهت هدف به حركت در ميآورد(داوري و همكاران ، 1380).
ايگور آنسوف به عنوان اولين دانشمندي كه استراتژي را از ديدگاه مديريت بيان كرد، معتقد است هرچقدر بين اهداف و فعاليتهاي فعلي سازمان سازگاري بيشتري وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگ تر و منظم تر خواهد بود. به عقیده ي این متفکر اولین موضوع در تعیین استراتژي انتخاب زمینه های فعاليت است كه مي بايست منطبق با اهداف باشد. از سوي ديگر مهم ترين مساله ای كه بايد در اين انتخاب مورد توجه قرار گيرد، ايجاد رابطه ي مشترک بین فعالیت هاي انتخاب شده است. به نظر وي استراتژي تعيين كننده ي انجام فعاليتهايي است كه براي دستيابي به اهداف ضروری به نظر مي رسد(آنسوف9 ،1975).
دانشمندان و صاحبنظران مديريت در سراسر دنيا تعاريف بسياري را برای استراتژی ارائه داده اند كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود:

جدول(2-1) : تعاريف استراتژي
تعریف نویسنده یانویسندگان(سال)
چندلر10، 1962

تایلس11،1963

اندروز12،1971

هافر و شندل13،1979

فرد آر دیوید14،1999

كویین15 ،1994

مینتزبرگ16 ،2002

2-2-3-تعریف مدیریت استراتژیک
با توجه به تغییرات و دگرگونیهای محیط و اثر آن بر سازمانها، مدیریت استراتژیک را به نظم درآوردن فعالیتهای سازمان با اعتنا به تغییرات محیط بیرونی آن تعریف کردهاند، به طوری که اهداف سازمان مورد نقد و بررسی دائمی قرار گیرد تا از این طریق زمینه موفقیت مؤسسه فراهم شود. علاوه بر این تعریف، مدیریت استراتژیک را فرآیند تصمیمگیری دانستهاند که جهت فعالیتهای بلندمدت سازمان و همچنین اجرای آن تصمیمها را تعیین میکند. با توجه به این دو تعریف باید گفت که: مدیریت استراتژیک فرایندی است که به وسیله آن، مدیران جهت فعالیتهای
بلندمدت سازمان را تعیین، اهداف عملیاتی ویژهای را مشخص و استراتژیهای نیل به این اهداف را با توجه به شرایط داخلی و خارجی طراحی و برنامههای عملی برای اجرای استراتژیها را انتخاب میکنند. استراتژیستها و مدیران به عوامل محیطی و درونی و اثرات آنها بر نقاط قوت و ضعف سازمان و نیز آثار تهدیدها و فرصتها در تدوین استراتژیها توجه دارند و این تجزیه و تحلیل استراتژیک به صورت مداوم در جریان فعالیت سازمان صورت میگیرد و به طور مرتب اهداف، راهکارهای اجرایی و برنامههای سازمان با توجه به وضعیت ما و موقعیتهای جدید تغییر می یابد تا سازمان با توجه به وضعیتهای جدید آماده باشد. از این رو مدیریت استراتژیک را فرایندی پویا دانستهاند (خاشعی، 1390، 61-62). در تعریفی دیگر، مدیریت استراتژیک را هنر و علم تدوين، اجرا و ارزيابي تصميمات وظيفه‌اي چندگانه دانستهاند كه سازمان را قادر مي‌سازد به هدف‌هاي بلندمدت خود دست يابد (دیوید17، 1997؛ هانگر18، 2000).
مديريت استراتژيک شامل سه بخش اصلي تدوين، اجرا و ارزيابي استراتژي ميباشد .اين سه بخش در نمودار(2-1) نشان داده شده اند، ارتباطي تنگاتنگ و متقابل دارند. بايد توجه داشت كه هر بخش داراي اجزا و مراحل خاص خود است كه در نمودار(2-1) نشان داده شده اند.

نمودار(2-1): تعامل بخش های سه گانه مدیریت استراتژیك)دیوید، 1999)
2-2-3-1- تدوين استراتژي
مقصود از تدوين استراتژي اين است كه:
مأموريت و چشم‌انداز سازمان تعيين شود؛
عواملي كه در محيط خارجي سازمان را تهديد مي‌كنند يا فرصت‌هايي را كه برايش بوجود مي‌آورند شناسايي شوند؛
نقاط قوت و ضعف داخلي سازمان شناسايي شوند؛
اهداف سازمان تعيين شوند؛
در پايان در نظر گرفتن استراتژي‌هاي گوناگون و انتخاب استراتژي‌هاي خاص جهت ادامه فعاليت (دیوید، 1997).
لذا مي‌توان مراحل فوق را به عنوان اجزاء يك برنامه‌ريزي استراتژيك برشمرد که در ذیل به تفضیل در مورد
آن بحث خواهد شد.

2-2-3-2-اجرای استراتژی
در اين مرحله استراتژيهاي تعيين شده در مرحله تدوين بايستي به اجرا در آيند. براي اجراي استراتژيها ابتدا اهداف و سياستها در راستاي ماموريت و استراتژيهاي تعيين شده و بر اساس آنها منابع سازمان تخصيص داده ميشوند و سپس در ساختار مناسبي و با فرهنگ سازنده هدايت مي شوندتا استراتژيها به اجرا درآيند.

2-2-3-3-ارزیابی استراتژی
در اين مرحله تغييرات احتمالي عوامل اثرگذار داخلي و خارجي و اثرات احتمالی آنها بر ماموريت، اهداف واستراتژيها و راهكارهاي اجرايي بررسي ميشود. همچنین نحوه انجام هركدام از مراحل تدوين و اجراي استراتژي از ابعاد مختلف مورد مطالعه قرار ميگيرند و در نهايت نتايج به دست آمده و نحوه دستيابي به آنها مورد ارزيابي قرار ميگيرند تا انحرافات احتمالي شناسايي شده و در جهت رفع آنها اقدام شود)ديويد، 1997(.

نمودار (2-2): الگوی جامع مدیریت استراتژیك )منبع :دیوید، 1997)

2-2-4-اجزاء برنامه‌ريزي استراتژيك
برای برنامهریزی و تدوین استراتژی در سازمانها مراحل زیر باید انجام پذیرد. ابتدا باید بيانيه مأموريت و چشم‌انداز سازمان مشخص گردد. در این مرحله فلسفه وجودی سازمان تشریح
میگردد. درگام بعد، مضامين استراتژيك یا فرایندهای ارزشافزایی که در دستيابي به چشم‌انداز مـؤثرند؛ مشخص میگردد. گام بعد تعیین اهداف كلان سازمان است. در این قسمت جهتگیری کلی سازمان مشخص میگردد. در مرحله بعد تجزيه ‌و تحليل‌هاي محيط سازمان صورت میگیرد. یکی از روشهای مناسب برای این کار، استفاده از ماتریس سوات میباشد. ماتریس سوات این امکان را ایجاد میکند که با استفاده از نقاط ضعف و قوت داخلی و تهدیدها وفرصتهای خارجی، استراتژیهای مناسب سازمان تدوین گردد. در این بخش، مدل ارائه شده متناسب با سازمانهای رسانهای بومی گردیده و هر یک از مراحل به تفضیل توضیح داده شده است.

2-2-5-بيانيه مأموريت و چشم‌انداز
بیانیه‌های مأموریت و چشم‌انداز، اهداف اصلی و جهت‌گیری سازمان را تعیین می‌کند. در این گام شرکت باید چرایی و چگونگی حضورش را در محیط کسب و کار توصیف کند. مرحله تعيين مأموريت و چشم‌انداز يكي از مهمترين مراحل برنامه‌ريزي استراتژيك است كه البته كمتر از ساير مراحل درك گرديده است (رالف19، 2007: به نقل از میدانچی، 1392).
ماموريت يک سازمان نشان دهنده علت يا فلسفه وجودي و رسالت سازمان بوده و به بياني ديگر هويت سازمان است .بيانيه ماموريت سازمان جمله يا عبارتي است كه بدان وسيله مقصود يک سازمان از مقصود سازمان مشابه متمايز مي شود و آن بيان كننده علت وجودي سازمان است. از ماموريت سازمان مي توان به اين پرسش پاسخ داد كه فعاليت ما چيست؟ بيانيه ماموريت را گاهي گزاره اعتقادات ،بيان مقصود، بيان فلسفه، بيان باورها، بيان اصول سازمان، بيان چشم اندازهاي سازمان يا گزاره اي مي نامند كه معرف شركت است. بیانیه ماموريت بيانگر چشم اندازهاي بلندمدت سازمان در قالب آنچه كه مي خواهد باشد و كساني كه ميخواهد به آنها خدماتي را ارائه كند است )ارسالان20، 2008: به نقل از ابویی، 1391).
چشم انداز سازمان تصويري از آينده ميسازد كه جهت گيري سازمان را تشريح و به اشخاص كمک مي كند تا بفهمند چرا و چگونه بايد سازمان را پشتيباني كنند. چشم انداز، سازمان را از ثبات مأموريت و ارزشهاي بنيادي به پويايي استراتژي، سوق ميدهد. استراتژي براي رويارويي با انو اع متغير ناشي از محيط خارجي و ظرفيتهاي داخلي، در طي زمان ايجاد و توسعه يافته است. (کاهرامان21، 2007: به نقل از ابویی، 1391)
مأموريت و چشم‌انداز به اندازه‌اي در روند برنامه‌ريزي استراتژيك هر سازمان مؤثر است كه پيتر دراكر كار اصلي را در مديريت استراتژيك نگاه به سازمان از زاويه مأموريت و چشم‌انداز سازمان مي‌داند (دراکر22، 1974: به نقل از میدانچی، 1392). بيانيه مأموريت سندي است كه يك سازمان را از ساير سازمان‌هاي مشابه متمايز مي‌نمايد (دیوید، 1997) و چشم‌انداز به روشني، وضعيت ايده‌آل آينده يك سازمان را بيان مي‌كند. اين تعريف به اندازه‌اي در فعاليت سازمان مؤثر است كه طبق نتايج بدست‌آمده (پیرس23، 1987، 109-115: به نقل از میدانچی، 1392) چشم‌انداز سازمان‌هايي كه عملكرد عالي دارند در مقايسه با سازمان‌هايي كه عملكرد ضعيفي دارند متعالي‌تر است. هدف از تعريف چشم‌انداز ايجاد ديدگاه مشترك از آينده سازمان براي تمامي كاركنان به ويژه رهبران سازمان است (رالف، 2007: به نقل از میداچی، 1392).
2-2-6-چرخه عمر سازمان
يكي از مدل هاي كاربردي در رابطه با تحليل موقعيت سازمانها، روش تعيين دوره عمر سازمان مي باشد . بر طبق ايـن مـدل هـرمحصول، خدمت، صنعت يا كسب وكاري داراي يك دوره عمر است. بدين معني كه در يك مقطعي از زمـان متولـد و معرفی می شود، رشد مي كند، به مرحله بلوغ مي رسد و سپس مرحله اشباع و نهايتا پيري و زوال آن فرا مي رسد.
لذا پس از اينكه جايگاه هر سازمان مورد شناسايي قرار گرفت، بايد به گونه اي برنامه ريزي نمود كه همواره سازمانها در مرحله رشـد و بلوغ خود باقي بمانند. چرا كه پس از آن در صورت هدايت و برنامه ريزي ناصحيح دوران پيري سازمان پديدار شده و نهايتا نابودي سازمان را منجر خواهد شد.
با توجه به مفهوم كلي فوق، مي توان گفت تئوري چرخه عمر در مواردي همچون محصولات، بازار، خدمات، تكنولوژي و صنعت نيـز كاربرد دارد و لذا از طريق تعيين جايگاه هر يك از عوامل فوق در طول منحني مي توان تصويري واض
ح و دقيق نسبت به اقـدامات و تمهيداتي كه بايد در آينده صورت گيرد، بدست آورد. در اين ارتباط مطالعه رفتار و عملكرد شركت ها و سازمانها درطول دوره عمرشان نيز قابل توجه مي باشد .
لازم به ذكر است در شكل گيري هر يك از مراحل عمر سازمان عوامل متعددي از جمله ماموريت و رسالت سازمان، فناوري، ساختار سازماني، مالكيت سازماني، وضعيت بازار، فرهنگ حاكم و بسياري از موارد ديگر دخالت مستقيم خواهند داشت.
در شكل(2-1)، مراحل اصلي نمودار چرخه عمر سازمان به همراه خصوصيات و ويژگيهاي هر دوره مورد اشاره قرار گرفته است.

شکل(2-1) : چرخه عمر سازمان و جزئیات آن(درگی و همکاران، (1388)

مرحله معرفی: در اين

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید