دانلود پایان نامه

توجه به اینکه سوال اول عبارتست از “منابع بر اساس کمک به یکدیگر و بر اساس کمک به هراستراتژی کیفیت چگونه اولویتبندی میشوند و سهم هر منبع از کل منابع مدیریت کیفیت چقدر است؟”، پاسخ آن پس از مقایسات زوجی منابع مدیریت کیفیت بر مبنای منابع مدیریت کیفیت (جدول 4-17) و همینطور منابع مدیریت کیفیت بر مبنای استراتژیهای کیفیت( جدول 4-20)، توسط روشFANP، در جدول 4-22 خلاصه شده است. طبق این جدول، در بین منابع مدیریت کیفیت، منابع انسانی دارای بیشترین سهم و بالاترین اولویت نسبت به دو منابع سازمانی و تکنولوژیکی میباشد. بر اساس نظر خبرگان، 52% از کل منابع مدیریت کیفیت در دسترس را منابع انسانی تشکیل میدهند و این میتواند نشان دهندهی اهمیت منابع انسانی در تولید و ارتقاء کیفیت محصولات باشد. بعد از منابع انسانی، منابع سازمانی در اولویت دوم قرار میگیرند. منابع سازمانی از نظر خبرگان سازمان مذکور 25 درصد از کل منابع مدیریت کیفیت را تشکیل میدهند. و در نهایت، منابع تکنولوژیکی در اولویت سوم قرار گرفته و از دیدگاه خبرگان 23 درصد از سهم کل منابع مدیریت کیفیت را شامل میشود.
پاسخ به سوال دوم
پاسخ سوال دوم تحقیق که عبارتست از “استراتژیهای بر اساس کمک به کیفیت و بر اساس منابع در دسترس چگونه اولویتبندی میشوند و سهم هر استراتژی از کل استراتژیها چقدر است؟”، با مقایسه زوجی استراتژیهای کیفیت بر مبنای منابع مدیریت کیفیت و توانایی ارتقاء کیفیت ( جداول 4-18و 4-19)، به روش تجزیه تحلیل شبکهای فازی در جدول 4-23 آورده شده است. استراتژی مدیریت مستمر سیستم کیفیت (MQS) 8/29 درصد از کل منابع را به خود اختصاص داده است و طبق نظر تیم تصمیم بالاترین اولویت را در بین هشت استراتژی داراست. دومین اولویت مربوط به استراتژی استفاده مستمر از دانش افراد (UHK) است که سهم 8/17 درصدی را داراست. اولویت سوم به استراتژی رویکرد دائمی به سمت هدف (ATT) با میزان سهم 5/15 درصد اختصاص دارد. استراتژی مدیریت مستمر اطلاعات کیفی (QIM) با داشتن سهم 3/11 درصدی در اولویت چهارم قرار میگیرد. اولویت پنجم در بین هشت استراتژی، کنترل مستمر هزینه های کیفیت (CQC) میباشد که از نظر تیم تصمیم این پژوهش، سهم 10 درصدی را داراست. ششمین اولویت در بین استراتژیها، چک کردن مداوم شکست ها (CHF) با سهم 7/6 درصد میباشد. استراتژیهای انتقال مداوم بازخوردهای مشتریان (TCF) و رسیدگی دورهای کیفیت تولیدکننده و مشتری (PQA) به ترتیب با سهم 7/4 و 2/4 در اولویت هفتم و هشتم قرار میگیرند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پاسخ به سوال سوم
سوال سوم تحقیق عبارتست از “منابع سهگانه سازمانی، انسانی و تکنولوژیکی به استراتژیهای مختلف چگونه تخصیص مییابد؟”. پاسخ به این سوال پس از نرمالایز کردن منابع مورد نیاز بر اساس منابع در دسترس (جدول 4-25، 4-26 و 4-27) و محاسبهی کمبود و اضافه بار (جدول 4-28)، در مدل اصلاح شدهی برنامه ریزی آرمانی آورده شده است.
بحث و نتیجهگیری
در این پژوهش منابع انسانی با بیشترین سهم، نقش بسیار تعیین کنندهای در افزایش کیفیت محصولات دارند.منابع انسانی ارزشمندترین منبع سازمانهای امروزی به شمار می‌آیند چراکه به تصمیمات سازمانی شکل داده، مسایل و مشکلات سازمان را حل نموده و بهره‌وری را عینیت می‌بخشند و موفقیت سازمانها تا حد زیادی به روحیات، تلاش، انگیزش و رضایت منابع انسانی آنها بستگی دارد (نعمتی، 1393). سهم منابع سازمانی در این پژوهش به اندازهی نیمی از سهم منابع انسانی میباشد. اما نمیتوان از اهمیت منابع سازمانی همچون فرهنگ سازمان، سیاستهای سازمانی، سیستم مدیریتی و روابط رسمی و غیر رسمی سازمان غافل شد. فرهنگ سازمان باید با استراتژیهای سازمان همخوانی داشته باشد (زارعی، 1386). بر خلاف تصوری که نسبت به منابع تکنولوژیکی وجود دارد، این منبع در این پژوهش با اختلاف کمی نسبت به منابع سازمانی در اولویت آخر قرار گرفت. این نتیجه میتواند نشان دهندهی این موضوع باشد که تکنولوژی هیچگاه نمیتواند خلاء ناشی از عملکرد ضعیف نیروی انسانی را پر کند و یا به اندازهای که نیروی انسانی میتواند در افزایش کیفیت و بهرهوری موثر باشد، سازمان را به سمت بهبود پیش ببرد.
استراتژی مدیریت مستمر سیستم کیفیت (MQS) با فاصلهی نسبتا زیادی از سایر استراتژیها در اولویت قرار گرفته است. این استراتژی که به یک سیستم مستند سازی دارای استانداردهای مدیریت کیفیت اشاره دارد، میتواند نقش بسیار مهمی را در ارتقاء کیفیت محصولات ایفا کند. دلیل این امر میتواند تاثیر دراز مدت این استراتژی بر پیشرفت فنی و بهبود نگرش کارکنان و مشتریان باشد. دومین اولویت به استراتژی استفاده مستمر از دانش افراد (UHK) اختصاص دارد. این استراتژی به این دلیل که به منابع انسانی یعنی مهمترین منابع مدیریت کیفیت با سهم تقریبا دوبرابری مربوط میشود، میبایست جایگاه ویژهای در برنامههای دراز مدت سازمان داشته باشد.کارشناسان مدیریتی بر این اعتقادند که عدم توجه به دانش کارکنان و خلاقیت آنها موجب می شود که کارکنان انگیزه خود را از دست بدهند (مفاخری، 1394). البته بدیهی است که تنها شرکتهایی در جهت بهبود وضعیت خود در این عرصه اقدام جدی انجام میدهند که برای آنها موفقیت و دست یابی به مزیت رقابتی واقعاً اهمیت داشته باشد.
نگرش بلند مدت سازمان در هدف گذاری کیفیت که با عنوان استراتژی رویکرد دائمی به سمت هدف (ATT) در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته است، در بین هشت استراتژی در جایگاه سوم قرار دارد. برنامه‌ریزی استراتژیک با نگرش بلندمدت، به پیش‌بینی‌های آینده می‌پردازد و از این رو دارای اطلاعاتی است که برای اقدامات درازمدت مدیران مفید است (کوبین، منیزبرگ و رابرت، 1997). این امر میتواند اهمیت بسیار زیاد نگرش استراتژیک به اهداف کیفی را به خوبی مشخص کند. استراتژی مدیریت مستمر اطلاعات کیفی (QIM) که در اولویت چهارم این رتبه بندی قرار دارد، این مفهوم را میرساند که سیستم مدیریت کیفیت با وجود یک سیستم اطلاعاتی کارآمد کامل میشود. زیرا این اطلاعات کیفی ثبت شده در سیستم اطلاعاتی مدیریت کیفیت هستند که سازمان را در شناسایی فرصت‌های پیشرفت در سازمان، شناسایی مشکلات ریشه‌ای، ایجاد عملیات اصلاحی مؤثر و جلوگیری از رخداد مشکلات بالقوه برای سازمان یاری میکنند.
استراتژی کنترل مستمر هزینه های کیفیت (CQC) در جایگاه پنجم در بین هشت استراتژی قرار دارد. دلیل این امر میتواند این باشد که میتوان به تمرکز بر روی هزینه ها اولویت پایینتری در مقایسه با موارد مهم تری همچون رویکرد سیستمی در مدیریت کیفیت و استفاده از مهارت و دانش کارکنان برای جلوگیری از افت کیفیت را نسبت داد. در این پژوهش کنترل هزینه های مرتبط با کیفیت میتواند تاثیر کمی در سازمان مربوطه داشته باشد. استراتژی چک کردن مداوم شکستها (CHF) از نظر تیم تصمیم ششمین اولویت را داراست. این به آن معنی است که بیشتر از اینکه به شکستها پرداخت، باید به جلوگیری از ایجاد آنها فکر کرد. بنابراین اگر در سازمان پیشگیری از شکست حرف اول را بزند، نیاز به منابع کمتری برای این استراتژی داریم زیرا شکست کمتری در سازمان اتفاق میافتد.
هفتمین اولویت به انتقال مداوم بازخوردهای مشتریان (TCF) میرسد. بر خلاف انتظار، این استراتژی نیاز به منابع مدیریت کیفیت کمی دارد. از نظر تیم تصمیم این کار میتواند توسط خود کارکنان در دل استراتژیای که در اولویت دوم قرار گرفت یعنی استراتژی استفاده از دانش کارکنان، انجام شود و نیاز به تخصیص دوبارهی منابع قابل توجهای برای این کار نمیباشد. به این ترتیب که هر یک از کارکنان شرکت در فرآیندی سیستماتیک و برنامه‌ریزی شده،‌ به علت تعامل مستقیم با مشتری، از میزان رضایت او آگاه می‌شود و داده‌ها را در اختیار مدیران قرار می‌دهد.اخرین اولویت طبق نظرسنجی انجام شده به استراتژی رسیدگی دورهای کیفیت تولید کننده و مشتری (PQA) میرسد. این استراتژی طبق تعریف، مشورت تولید کننده با مشتریان برای تولید محصولات طبق سلیقه و میل آنها و در حد بهایی است که آنها پرداخت میکنند.
از نظر تیم تصمیم این پژوهش، این کار نیاز به صرف منابع و امکانات زیادی ندارد.

در مرحلهی بعدی تحقیق، پس از اینکه نرمال سازی و مدل سازی انجام شد، مدل برنامه ریزی آرمانی حل و مشخص شد که کدام استراتژیها دارای اضافهبار () و کدام یک دچار کمبود () هستند. نتایج حل مدل برنامه ریزی نشان داد که سه استراتژی دچار کمبود منابع و سه استراتژی دارای اضافهبار هستند. استراتژی مدیریت مستمر سیستم کیفیت (MQS) کمبود 58 درصدی را نشان میدهد. با توجه به اهمیت و اولویت این استراتژی، در بین دیگر استراتژیها، میبایست منابع بیشتری به آن اختصاص داده شود و این کمبود جبران شود. انحراف منفی این استراتژی میتواند از طریق ضریب بزرگتر از 1 بدست آمده از تقسیم مقدار واقعی بر مقدار هدف، پوشش داده شود. به این معنی که با افزایش منابع مربوط به این استراتژی این انحراف از بین میرود.
استراتژی چک کردن مداوم شکستها (CHF)، اضافهبار 5/86 درصدی را نشان میدهد. با توجه به اینکه این استراتژی در اولویت ششم میباشد، منابع تخصیص داده شده در واقعیت بسیار بیشتر از نیاز آن میباشد و میبایست منابع تخصیص داده شده را طبق ضریب بدست آمده که کوچکتر از 1 میباشد، کاهش داد. استراتژی بعدی که رویکرد دائمی به سمت هدف (ATT) است با 20% کمبود منابع مواجه است. این استراتژی در مقایسه با استراتژی اول، فاصلهی کمتری با مقدار منابع مورد نیاز دارد. این انحراف منفی با افزایش 24 درصدی منابع، از بین خواهد رفت.
استراتژی رسیدگی دورهای کیفیت تولید کننده و مشتری (PQA) که اخرین اولویت در بین استراتژیها را از نظر خبرگان دارد، اختلاف بسیار زیادی را بین میزان منابع اختصاص داده شده و میزان منابع مورد نیاز را داراست. این اختلاف به 197% میرسد. طبق ضریب بدست امده اگر این عدد را در ضرایب محدودیتهای آرمانی این استراتژی ضرب کنیم، انحراف مورد نظر به صفر میرسد. نتایج بدست آمده برای استراتژی انتقال مداوم بازخوردهای مشتریان (TCF) نیز انحراف مثبت بسیار بالای 54/165 درصدی را نشان میدهد. این استراتژی نیز جزء اخرین اولویتهای تیم تصمیم میباشد و منابع تخصیص داده شده به آن طبق محاسبات، بسیار بیشتر از آن مقداری است که برای پیشبرد موفقیتآمیز آن مورد نیاز است. با ضرب ضریب محاسبه شده برای این استراتژی در ضرایب محدودیتهای آرمانی مقدار این انحراف نیز به صفر میرسد و مقدار منابع مورد نیاز به تفکیک بدست میآید.
استراتژی استفاده مستمر از دانش افراد (UHK) که از اولویتهای بالا میباشد، مقدار منابعی کمتر از آنچه برای پیاده سازی موفق آن، مورد نیاز بوده دریافت کرده است. محاسبات برای این استراتژی 6/29 درصد کمبود منابع یا انحراف منفی را نشان میدهد. این کمبود با توجه به ضریب بدست آمده با افزایش حدود 42 درصدی منابع جبران میشود. استراتژی مدیریت مستمر اطلاعات کیفی (QIM)، با مازاد منابع مواجه بوده و محاسبات نشان میدهد این استراتژی 2/11 درصد بیشتر از مقدار مورد نیاز منابع دریافت میکند. برای کاهش این مقدار مازاد از ضریب آن استفاده میکنیم. با ضرب کردن ضرایب محدودیتهای آرمانی در این عدد، میزان انحراف به صفر میرسد و اعداد بدست آمده مقدار بهینهی منابع برای اجرای موفق این استراتژی را نشان میدهند. استراتژی کنترل مستمر هزینه های کیفیت (CQC) نیز به همین ترتیب 3/25 درصد بیشتر از آنچه برای اجرای موفق آن مورد نیاز است منابع دریافت میکند. با بهره گرفتن از ضریب بدست آمده برای این استراتژی طبق عملیاتی که برای استراتژی قبل ذکر شد، میتوان انحراف آن را به صفر رساند.
پیشنهادات کاربردی
در سازمان مورد مطالعه میتوان تخصیص کلی منابع مالی را براساس میزان منابع انسانی، سازمانی و تکنولوژیکی در دسترس انجام داد. به این معنی که تمام منابع مالی سازمان به سه دستهی 52%، 25% و 23% تقسیم شوند.
میتوان تخصیص منابع مالی سازمان را براساس نیاز هر استراتژیهای مدیریت کیفیت به کل منابع مدیریت کیفیت انجام داد. به این ترتیب که به عنوان مثال سازمان میتواند 8/29% از منابع را به استراتژی مدیریت مستمر سیستم کیفیت (MQS)، 7/18% از منابع را به استراتژی استفاده مستمر از دانش افراد (UHK)، 5/15% از منابع را به استراتژی رویکرد دائمی به سمت هدف (ATT) اختصاص دهد.
جبران کمبود منابع برای استراتژی مدیریت مستمر سیستم کیفیت (MQS) میتواند استخدام نیروی متخصص در زمینه منابع انسانی، اجرای یک نرمافزار جدید یا تکنیک جدید در زمینه منابع تکنولوژیکی و بهبود ارتباط بین افراد در سیستم در زمینه منابع سازمانی باشد.
استراتژی استفاده مستمر از دانش افراد به این دلیل که این استراتژی یکی از بالاترین اولویتها در این تحقیق است باید جزء اولویت های سازمان باشد و پیشنهاد میشود مدیران بستر لازم را برای جمعآوری ایدهها و پیشنهادهای کارکنان فراهم کرده و در صورت ممکن این پیشنهادها را عملی سازند.
پیشنهاد میشود طبق استراتژی رویکرد دائمی به سمت هدف که جزء اولویتهای این پژوهش است، مدیران به اهداف بلند مدت مدیریت کیفیت پایبند باشند و از اینکه در جهت دستیابی به اهداف استراتژیک مدیریت کیفیت پیش میروند به طور منظم اطمینان حاصل کنند.
با توجه به اولویت استراتژی مدیریت مستمر اطلاعات کیفی، پیشنهاد میشود سیستم اطلاعاتی کارآمد در رابطه با کیفیت راه اندازی شود.
پیشنهاد میشود تخصیص منابع مدیریت کیفیت سازمان، به طور دقیق و جزئی طبق مدل برنامه ریزی آرمانی پیشنهادی تنظیم شود تا اجرای موفق هر استراتژی با بهره گرفتن از میزان بهینهی منابع مدیریت کیفیت تضمین شود.

 
 
محدودیتها
در این تحقیق فرض شده است که منابع مدیریت کیفیت تحت تاثیر مستقیم بهبود کیفیت نیست وارتباط بین منابع بر مبنای توانایی ارتقاء کیفیت در مدل شبکهای در نظر گرفته نشده است.
در این تحقیق فرض شده است استراتژیها از یکدیگر مستقل هستند، بنابراین ارتباطی برای آنها در مدل شبکهای در نظر گرفته نشده است.
در مدل برنامه ریزی آرمانی، تخصیص منابع بر مبنای قضاوت ذهنی تیم تصمیم انجام شده است.
در این تحقیق به دلیل تمرکز روی بخشهای مختلف مدل شبکهای و ساخت مدل پایهای آرمانی، فرض شده است تنها محدودیتهای سیستمی تخصیص منابع، منابع در دسترس سازمان میباشند.
تعاریف مربوط به منابع، صرفا بر مبنای پژوهش هشام و شریف (2012) میباشند.
تعاریف مربوط به استراتژیهای مورد استفاده در این پژوهش، صرفا بر مبنای تحقیقات آراویندان (1996) میباشند.
پیشنهادات جهت تحقیقات آتی
پیشنهاد میشود در تحقیقات بعدی، منابع مدیریت کیفیت و توانایی ارتقاء کیفیت با روشهایی چون دیمتل بررسی شده و در صورت وجود رابطه در فرآیند تحلیل شبکهای لحاظ گردد.
پیشنهاد میشود در تحقیقات بعدی


دیدگاهتان را بنویسید