دانلود پایان نامه

نتومانیس (2007)، رویکرد نظریه خود تعیینی را به نگرانی ها از تصور بدن، خود تعیینی و خود ادراکی در شرکت کنندگان در کلاس های ایروبیک در بریتانیا بررسی کردند. نتایج نشان داد که انگیزه درونی به گونه معناداری خود ارزشی را پیش بینی می کند. افزون بر این، بین آزمودنی های دارای اختلال خوردن و همتایان بدون این اختلال در رضایت مندی، تنظیم درونی، خود ادراک و اضطراب اجتماعی تفاوت معناداری وجود داشت.
آتالای و گنکز (2008)، در پژوهشی به بررسی نقش تمرین در رضایت از تصویر بدن را با اضطراب اجتماعی در بین دانشجویان ترکیه بررسی کردند و نتایج نشان دهنده این بود که آزمودنی های دارای عدم رضایت از تصویر بدنی، در فعالیت تمرینی منظم شرکت نمی کنند و اضطراب اجتماعی بالاتری را تجربه می کنند و همچنین گزارش نمودند که افرادی که درباره ظاهر خود دید منفی دارند بیشتر مستعد اضطراب اجتماعی هستند.
گرگوری و همکاران (2010)، در پژوهش هایی نگرش درباره خوردن، عزت نفس و اضطراب اجتماعی را در جامعه زنان ایرانی 51-14 ساله شرکت کننده در برنامه های آمادگی جسمانی بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که زنان دارای اختلال خوردن، عزت نفس پائین تر و اضطراب اجتماعی بالاتری را گزارش کردند. همچنین، زنان دارای عزت نفس پائین تر اضطراب اجتماعی بالاتری داشتند. افزون بر این، اضطراب اجتماعی با وزن بدن و شاخص توده بدن همبستگی مثبت معناداری داشت.
هاگر و استونسون (2010)، در مطالعه ای با عنوان اضطراب اجتماعی اندام و عزت نفس بدنی؛ اثرات جنس و سن را روی 2334 دانش آموز و دانشجوی دبیرستانی و دانشگاهی با دامنه سنی 24-11 سال در کشور بریتانیا انجام دادند که آزمودنی های مؤنث نسبت به همتایان مذکر خود به طور پایداری، اضطراب اجتماعی اندام بیشتر و عزت نفس کمتری داشتند، به استثنای گروه 12-11 سال.
چائو و چنگ (2012)، در پژوهشی به بررسی رابطه بین شخصیت خود توصیفی بدنی و اضطراب اجتماعی اندام در کارکنان بیمارستان اُهایو پرداختند که نتایج نشان داد که شخصیت تأثیر مثبت و مستقیمی بر خود توصیفی بدنی دارد و خود توصیفی بدنی تأثیر منفی مستقیمی بر اضطراب اجتماعی دارد. همچنین یافته های آنها نشان داد که شخصیت تأثیر منفی مستقیمی بر اضطراب اجتماعی اندام دارد.
2-1۴ جمع بندی پیشینه ی داخلی و خارجی درباره اضطراب اجتماعی:
با مروری بر پیشینه های انجام شده داخلی و خارجی این حوزه که شامل طیف وسیعی از تحقیقاتی است که در زمینه مهارت های اجتماعی و ارتباطی، احساس ذهنی بهزیستی، خودپنداره، تصور بدنی ، اضطراب اجتماعی اندام و… که با اضطراب اجتماعی صورت پذیرفته بیانگر رابطه این عوامل با اضطراب اجتماعی می باشد.
٢-١۵ تصور بدنی:
یکی دیگر از روش های که از سوی افراد جامعه برای انجام جراحی زیبایی صورت میگیرد و باعث اضطراب در افراد می شود تغییر در تصویر بدنی می باشد که در صورت عدم تغییر در آن منجر به اضطراب شدید، اجتناب از رویارویی با افراد از دست دادن اُمید می شود. اُمید به اختیار خود انسان است و از آنجا ناشی می شود که تصمیم بگیرد که هیچ گاه خود را کمتر از از موجودی بی همتا و مهم نپندارد. بدن انسان نخستین بخش شخصیت اوست که در تعاملات اجتماعی قابل مشاهده است و از این نظر با بخش های دیگر شخصیت متفاوت است زیرا به راحتی و تنها از راه مشاهده می تواند با سایر افراد مقایسه شود بنابراین شکل ظاهری بدن در تعاملات اجتماعی اهمیت زیادی دارد. دامنه تصویر بدنی و نگرانی از آن تا به آنجا گسترش یافته است که مشغلۀ ذهنی بسیاری از افراد، بخصوص جوانان گردیده و روزانه زمان و هزینه زیادی صرف تفکر و تغییرات ظاهری در بدن می شود (گرین، پریجارد؛ 2003). این امر به گونه ای است که این افراد ساعت ها در مورد تصویر بدنی خود فکر می کنند و با تغییر در آرایش و پوشیدن لباسهای متنوع و قرار گرفتن در وضعیت های خاص سعی در پوشاندن نقائص ظاهری خود دارند که بیشتر زائیده تصور ذهنی آنان از بدنشان است (اسکلافانی، 2003). رضایت از تصویر بدنی در بین جوانان، مستلزم رضایت از پنج عامل بدنی می باشد:1.تناسب اندام 2.زیبایی ظاهر3 .سلامت بدنی 4.پاکیزگی بهداشت و زیبایی پوست ومو 5.توانایی کنترل وزن (مارش، 2004) و نارضایتی از این تصویر بدنی پیامدهایی چون اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روانی، تضعیف خودپنداره و عزت نفس را در پی خواهد داشت (برونل، 1991) . از نظر الکساندر مات و لامسون (2004)، تصویربدنی به عنوان یک ساختار چند بُعدی قابل تغییر است. مطالعات گسترده در چند سال اخیر روی تصویر بدنی این توافق را در بین عده زیادی از محققان به وجود آورده که تصویر بدنی مسأله ای چند بعدی بوده و در بر گیرنده مؤلفه های ادراکی، نگرشی و رفتاری است.
تصویر بدنی بیانگر نگرش فرد از خود همراه با احساسات وافکاری است که می توانند تغییر دهنده رفتار او در شرایط گوناگون ودر جهات مثبت یا منفی باشد. این تصویر ذهنی می تواند تحت تأثیر عواملی چون رشد جسمانی، تعاملات فرد با محیط اجتماعی، سوانح، آسیب جراحات بدنی قرار گیرد و نگرانی از تصویر بدنی را در فرد ایجاد کند (سوگار، 2000).
ظاهر یکی از بخش های مهم خودپنداره و از این رو تصویر بدنی است. مدیریت ظاهر نه فقط شامل تفکر دربارۀ چگونگی قیافۀ شخصی، بلکه شامل فعالیت هایی برای نمایش قیافه نیز می شود. کیسر(1997)، معتقد است هر نوع تفکر و فعالیتی که به خریداری و پوشیدن لباس و نیز فرایند های تغییر بدن، مانند رژیم غذایی، جراحی منجر شود به عنوان بخش های مدیریت ظاهر در نظر گرفته می شود. رود و لنون (1994) اعتقاد دارند که رفتارهای مرتبط با مدیریت ظاهر شامل رژیم غذایی، ورزش پرورش اندام، جراحی، استفاده از وسایل آرایشی و زیبایی و انتخاب لباس هایی برای بالا بردن ظاهر فردی می باشند.
از نظر سندز(2001)، تصویر بدنی بر اساس یک ساختار چند وجهی مفهوم سازی می شود در واقع تصویر بدنی مفهوم پیچیده ای است که در بردارنده عوامل بیولوژیکی روانشناسی درونی و عوامل اجتماعی خارجی است. نتایج پژوهش های چند دهۀ گذشته نشان می دهد که عده زیادی از افراد جامعه به خصوص جمعیت مونث در پی تغییر در تصویر بدنی خود هستند (مکابی و ریکاردلی، 2001).
مفهوم تصور بدنی برای اولین بار توسط شیلدر در سال (1950) مطرح شده وی تصور بدنی را با یک چشم انداز روانشناسانه این گونه تعریف نموده است « تصویری از بدنمان که در ذهنمان شکل می دهیم و شیوه ای که بدن برایمان آشکار می شود، تصویر بدنی یک فرآیند شناختی صرف نیست بلکه خواسته ها، نگرش های عاطفی و کنش متقابل با دیگران را منعکس می کند.» این اشتغال ذهنی باعث می شود که افراد زمان و هزینه زیادی را صرف تغییر در ظاهر خود کنند.
این مفهوم یک سازه بسیار پیچیده است که دارای دو بُعد سرمایه گذاری تصور بدنی و ارزیابی تصور بدنی است. سرمایه گذاری تصور بدنی، درجه اهمیت رفتاری و شناختی مردم به بدن و ظاهرشان را منعکس می کند. از طرف دیگر ارزیابی تصور بدنی به درجه رضایت و عدم رضایت بدن و ظاهرشان مربوط می شود (کش و پروژنسکی، 2002).
تصویر بدنی به صورت تجسم های درونی از جنبه های ظاهری بدن تعریف شده است. مفهوم تصویر بدنی ثابت نیست و جوهره ای پویا دارد تصویر بدنی آرمانی فرد در اثر متغیرهایی مانند بازنمایی رسانه ها، رسوم فرهنگی و نگرش های دوستان تغییر می کند. این تغییر دیدگاه ها به طور معمول با تغییر احساس و افکار همراه است و حتی در موقعیت های مشخص به تغییر رفتار می انجامد (گارزورم، گارماگالیک، 2010). پروژنسکی و کش و ادگرتون بر این باورند که در واقع جراحی زیبایی، جراحی زیبایی تصویر بدنی است وبا بهبود بخشیدن به بدن توسط جراحی بهبود روانشناختی صورت می پذیرد (ساورر، وادن، پرتشوک، ویتاکر ؛ 1998).
بدن افراد از تجربه های اجتماعی، به خصوص از هنجارها و ارزش های گروه هایی که به آنها تعلق دارند، تأثیر می پذیرد. یکی از جنبه های روانشناختی مورد بررسی در جراحی زیبایی، تصویر منفی فرد از خود است که این نقص ممکن است خیالی باشد و یا با نوعی نابهنجاری جسمی جزیی مرتبط باشد و دلواپسی های بیمار در مورد آن افراطی و عذاب آور است (DSM-IV TR 2010). افراد برای بهبود تصویر ذهنی از ظاهر خود در جستجوی تغییراتی از طریق رژیم غذایی، ورزش و یا جراحی زیبایی هستند و بیشترین اشتغال ذهنی مربوط به پوست، مو، بینی، چشم ها، دهان، لب ها، فک و چانه است اما اشتغال ذهنی ممکن است به طور همزمان مربوط به چندین قسمت بدن باشد (فیلیپز، 2009).
زنانی که اعتماد به نفس بالایی دارند، کمتر تمایل به جراحی زیبایی دارند و از سوی دیگر زنانی که تصویر منفی از بدن خود دارند، اعتماد به نفس کمتری دارند (توسلی و مدیری، 1391). فشار های هنجاری که از سوی جامعه به ویژه جوامع غربی، افراد بسیار نزدیک و رسانه ها به خصوص به زنان تحمیل می شود بر تصویر آنان از بدن خودشان تأثیر می گذارد و این تصویر نامطلوب موجب اقدام به جراحی زیبایی می شود به این ترتیب اگراز بدن خود احساس منفی نداشته باشند و از بدن و ظاهر خود راضی باشند به احتمال کمتری دست به جراحی زیبایی می زنند (نوغانی، مظلوم خراسانی، 1390).
دلواپسی و دل مشغولی نسبت به بدن با مفهوم سرمایه گذاری روانی بر بدن قابل توجیه است، سرمایه گذاری روانی بدن اغلب با چگونگی دقت فرد به اندازه بدن کنونی اش با مقایسۀ اندازه بدن ایده آل مرتبط است. رضایت زمانی بدست می آید که فرد قسمت هایی از بدن خود را که با معیارهای ایده آل جامعه برای زیبایی ناهمسان است تغییر می دهد و سپس بدن خویش را با ایده آل مقایسه می کند وقتی تفاوت بین بدن ایده آل و بدن واقعی فرد زیاد باشد، احساس رضایت از بدن کمتر می شود (رابینسون، 2003).
تصویر بدنی یک جنبه از خودپنداره است. خودپنداره ادراک کلی است از چیزی که هستیم (کیسر، 1997). کلیش، (1975) خودپنداره را به عنوان تصویر کلی فرد درباره خودش تعریف می کند که شامل تجربیات واقعی و تفسیر این تجربیات است. در تصویر کلی، خودپنداره چند بُعدی است و دارای چند سطح از خود است. تصویر بدنی و عزت نفس به عنوان جنبه های بسیار مهم خودپنداره بررسی می شوند (به نقل از رابینسون، 2003).
نگرانی شدید از ارزیابی منفی توسط دیگران، منجر به نارضایتی از تصویر بدن شده و شخص را با دو سوال اصلی به چالش می کشد 1- آیا ارزش من و جهان زیر تأثیر ظاهر جسمانی من است؟2- آیا ظاهر من غیر قابل قبول است؟ (کش و همکاران، 2004، گیلبرت و می یر، 2005) تداوم این نارضایتی نیز منجر به افسردگی (آراماتس و همکاران، 2003)، اضطراب اجتماعی (فردا و جیمز، 2004، کش و همکاران، 2004) و پایین آمدن عزت نفس (وبستر و همکاران،2003،میرزا و همکاران، 2005، مارخام و همکاران، 2005) می گردد و پایین آمدن عزت نفس سبب تشدید اضطراب می شود.
متخصصان بهداشت روانی به دلیل اهمیت تصویر بدنی در ارتباطات اجتماعی و روابط بین فردی تحقیقات متعددی را در این زمینه انجام داده اند و نتایج یافته های آنان نشان می دهد که برخی از افراد اشتغال ذهنی مداومی درباره ی ظاهر جسمانی خود دارند و علیرغم طبیعی یا تقریباً طبیعی بودن ظاهر جسمانی، ترس مفرط و نگران کننده ای را از زشت یا غیر جذاب بودن خود گزارش می کنند (فیلیپز، دی دی و منراد، 2007). این ویژگی را «اختلال بد ریختی بدنی» نامیده و یافته های تحقیقی نشان می دهد که مبتلایان به ترس از بدریختی بدن، دارای دو مجموعه علائم وسواسی وابسته به ظاهر بدنی” برای مثال تصور بزرگ بودن جثه، اندازه صورت، کم پشتی موها و موی صورت” و علائم جبری وابسته به ظاهر بدنی” برای مثال اجتناب از آینه، وارسی بخش های مختلف جسمانی در آینه، رفتارهای تکراری جبری آرایشی و پوشاندن صورت) هستند (بلینو، زیزا، پارادایز، ریواروسا، فالچری و بوگتو، 2006).
نتایج تحقیقی طولی سه ساله متوسط کاترین و تامپسون (2000) نشان داد که خاطرات تمسخر آمیز از تصویر بدنی در گذشته خودپنداره منفی و نارضایتی از تصویر بدن را تقویت می کند و نظریات فرهنگی و اجتماعی نیز حاکی از تأثیرات گسترده حمایت های اجتماعی و فرهنگی بر شکافگیری تصویر بدنی است و به نظر می رسد این تأثیر در جوامع غربی بیشتر است (لیندمن،2002)، (رینهارت، 2004)، در پی احساس نارضایتی از تصویر بدنی و ایجاد خودپنداره منفی فرد خواستار تغییر بدنی خود خواهد شد تا بتواند تصویر بدنی حقیقی خود را به تصویر بدنی ایده آلش نزدیک کند (رابین استاین).
از روش های دیگری که از سوی جوانان برای تغییر تصویر بدنی استفاده می شود، جراحی زیبایی است که به نظر می رسد در 50 سال أخیر این روش به فراوانی مورد استفاده قرار گرفته است (صفازاده، 1386). شاید دلیل این عمومیت فراگیر استفاده از جراحی زیبایی وجود چندین عامل باشد که از جمله آنها تنوع طلبی، امکان پذیری تغییر در صورت، حداقل نارضایتی، ماندگاری تغییر و تمرکز فزاینده رسانه های جمعی بر تصویر بدنی در سال های اخیر باشند. در میان همۀ این عوامل آنچه مورد تائید همه پژوهشگران در انگیزه تمایل به جراحی زیبایی می باشند نارضایتی از تصویر بدنی است (پونتی، مولر؛ 2008).
2-1۶ دید گاه های روانشناسی اجتماعی درباره تصور بدنی:
2-1۶-1 نظریه فرهنگی اجتماعی تامپسون:
در این دیدگاه رسانه های غربی به عنوان منبع اولیه ی نارضایتی از بدن محسوب می شوند، که در میان زنان جوان به طور گسترده ای رواج یافته است. براساس این دیدگاه رواج نارضایتی از بدن در میان زنان جوان و حتی مسن از پیامدهای غیرقابل اجتناب پرتره ها (یا نمونه های ایده آل بدنی) به تصویر کشیده شده در رسانه ها است که منجر به رفتارهای ریاضت گونه در میان زنان می شود. تامپسون اشاره می کند که در جوامع غربی تأکید زیادی بر ظاهر فیزیکی است و هنجارهای ثابت و مشخصی برای جذابیت ظاهری وجود دارد و اعتقاد عامه ی مردم این گونه است که شخصیت هایی با جذابیت ظاهری به جایگاه اجتماعی مطلوب تر، موفقیت بیشتر، زندگی کاملتر و مزایای بیشتری در روابط بین فردی و جایگاه های اجتماعی می رسند. برای مثال عقیده بر این است که افراد با جذابیت ظاهری احتمال بیشتری برای دریافت کمک و شانس بیشتری برای پیشرفت و کسب شهرت دارند (تامپسون، 2011).
او معتقد است که این هنجارهای اجتماعی و فرهنگی از دوران کودکی برای افراد درون سازی می شود. برای مثال تحقیقات داین و برشید (1974)، نشان داد که کودکان پیش دبستانی همسالان زیباتر خود را اجتماعی تر، خودکفاتر و مستقل تر می دانند حال آنکه همسالان غیرجذاب خود را وابسته غیراجتماعی و دارای رفتارهای منفی اجتماعی تعریف می کنند.
افزون بر این مطالعات اخیر هیومن (1998)، نشان داد که جذابیت ظاهری به عنوان عاملی اساسی و پیش بینی کننده ی پذیرش در گروه های


دیدگاهتان را بنویسید