دانلود پایان نامه

متوجه احساس ناراحتی آنها شوند، عقیده اغراق آمیز دارند، به طوری که یک تصویر منفی از دیدگاه مشاهده گر دربارۀ خود می سازد (ولز و کلارک، 1997).
2-11-5 جنبه های بدنی:
افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی، به هنگام مواجهه با موقعیت های اضطراب زا (یا به هنگام پیش بینی آنها) همان علائم جسمی دیگر اختلالات اضطرابی یعنی طپش قلب، تعریق، لرزش دست، سرخ شدن بهمراه داغی و…. را نشان می دهند (راپی،1995؛ به نقل از غلامی، 1384). این علائم برانگیختگی، از فعالیت بیش از حد شاخۀ سمپاتیک دستگاه عصبی خودمختار ناشی می شوند و مشخص اصلی، پاسخ «جنگ یا گریز» می باشد (کانن، 1927). برانگیختگی خودکار با افزایش فشار خون و افزایش ترشح هورمون های استرس که توسط محور هیپوتالاموس _هیپوفیز _غده فوق کلیوی، آزاد می شوند همراه است. اما سرخ شدن صورت و علائم جسمی دستپاچگی «هول شدن» که در اضطراب اجتماعی رایج است، ممکن است صرفاً ناشی از فعالیت سمپاتیک نباشد. برای مثال سرخ شدگی گاهی اوقات با کاهش ضربان قلب و کاهش فشار خون همراه است و ممکن است، ناشی از گشاد شدن عروق باشد که خود پیامد استراحت شاخه سمپاتیک، فعال شدن کولینرژیک یا برانگیختگی سمپاتیکی گیرنده های بتا آدرنرژیک می باشد (آستین، باور ؛1979).
2-12 همه گیر شناسی:
مطالعات همه گیر شناختی و اجتماعی، شیوع کلی اضطراب اجتماعی را تقریباً 3 تا 13 درصد گزارش کرده اند. ارقام شیوع گزارش شده بسته به آستانه مورد استفاده برای تعیین پریشانی یا اختلال و تعداد انواع موقعیت های اجتماعی که به طور اختصاصی بررسی شده اند، ممکن است متفاوت باشد (ویسی، 1389). گفته شده است به لحاظ شیوع، اضطراب اجتماعی یکی از سه اختلال شایع روانپزشکی بعد از افسردگی اساسی و الکلیسم است (بوگلز، آلدن، پین، بیدل، و کلارک؛ 2010). والکر و آستین، در پژوهش جدیدتری که در مورد شش موقعیت اجتماعی انجام دادند، دریافتند که شیوع مادام العمر اضطراب اجتماعی در افراد غیر بستری 3/13 درصد است. طبق گزارش اساو و همکارانش، نرخ شیوع هراس اجتماعی در نوجوانان و جوانان دامنه ای از 16-5 درصد است کارشناسان چنین نتیجه گیری می کنند که برآورد میزان اضطراب اجتماعی تا حد زیادی به آستانۀ تشخیص تعیین کنندۀ ناراحتی یا آسیب و دامنه موقعیت های اجتماعی ارزیابی شده بستگی دارد (اساو و همکاران،1999؛ به نقل از آستین، والکر، فورد، 1994).
بررسی های همه گیر شناختی نشان داده که در جمعیت عادی، زن ها بیشتر از مردها به اضطراب اجتماعی مبتلا می شوند. اما در نمونه های بالینی اغلب عکس آن صادق است، دلیل این تفاوت در مشاهدات معلوم نیست (کاپلان و سادوک، 1378). متوسط سن شروع این اختلال یک توزیع دونمایی، برای سن شروع این اختلال است که برافراشتگی های آن در سنین پائین تر از 5 سال و بین 15-11 سال پیشنهاد شده است (جاسترو همکاران، 1996؛ به نقل از بانرج، 2005). بیشترین سن شیوع جمعیت هراسی سالهای نوجوانی است، ولی شیوع در سنین پائین تر (حتی 5 سالگی) و بالاتر (حتی 35 سالگی) نیز شایع است (سادوک و سادوک، 2007؛ به ترجمه رضاعی، 1387). براساس زمینه یابی انجمن ایالات متحده، تفاوت های جنسیتی به عنوان یک عامل خطر برای اختلال اضطراب اجتماعی تعیین شده است. مشخص شده است که زنان بیشتر از مردان به این اختلال دچار می شوند (5/15 درصد از زنان در مقابل 1/11 درصد از مردان). علت این امر احتمال خطر برای زنان در طول دورۀ زندگی مشخص نشده است (کینریزو ویگانت، 2005).
2-1٣ پیشینه تحقیق:
کرمی و پیراسته (1380)، به بررسی “وضعیت سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان” پرداختند. نتایج نشان داد که از نظر سلامت روانی بین دانشجویان دختر و پسر، مجرد و متأهل، دانشجویان با سهمیه قبولی مختلف، مقاطع تحصیلی، سال ورود، وضعیت اقتصادی، شغل والدین تفاوت معناداری وجود نداشت. همچنین نشان داد 5/36 درصد دانشجویان دارای اضطراب متوسط و 6 درصد اضطراب شدید و 9/34 درصد دارای علائم جسمانی در حد متوسط 3/3 درصد دارای علائم جسمانی شدید بوده اند.
محمدی و سجادی نژاد (1386)، در پژوهشی به بررسی “رابطه نگرانی از تصویر بدنی با اضطراب اجتماعی” پرداختند که نتایج بیانگر این بود که اهمیت تصویر بدنی و جذابیت ظاهری در بین زنان و نوجوانان بیشتر از سایر اقشار جامعه است.
عسگری، نادری و شرف الدین (1388)، تحقیقی با عنوان “رابطه اضطراب اجتماعی و حمایت اجتماعی با احساس ذهنی بهزیستی در دانشجویان زن” انجام دادند که نتایج حاکی از رابطه چندگانه معنادار بین اضطراب اجتماعی و حمایت اجتماعی با احساس بهزیستی در زنان بود.
زنجانی و همکاران (1389)، تحقیقی با عنوان “مقایسه تصویر بدنی در افراد با هراس اجتماعی، کمرویی و بهنجار” انجام دادند که نتایج نشان داد که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در مقایسه با افراد عادی نسبت به بدنشان نگرش منفی تری دارند . افراد مبتلا به هراس اجتماعی دارای نگرش منفی تری نسبت به بدن خود هستند و هنگام حضور در موقعیت های اجتماعی نگران هستند که ظاهرشان به وسیله دیگران مقبول واقع نشود و مورد ارزیابی منفی قرار گیرند.
زنجانی و همکاران (1389)، در مقاله ای تحت عنوان “مقایسه افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی و افراد عادی” پرداختند. که نتایج نشان داد که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی نسبت به افراد عادی مهارت های اجتماعی ضعیف تری دارند. و حساسیت جسمانی در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی نسبت به افراد عادی تفاوت چشمگیری وجود داشت.
گراوند، افضلی، شکری، پارسیان، پاکلک، خدایی و طولابی (1389)، به بررسی “تفاوتهای سنی و جنسی در اضطراب اجتماعی دوره نوجوانی” پرداختند. نتایج نشان داد نوجوانان 13-12 ساله نسبت به دو گروه سنی (15-14 و 17-16سال)، میانگین بالاتری در دو بُعد شناختی و رفتاری اضطراب اجتماعی بدست آوردند. همچنین میانگین نمره های دختران در سه گروه سنی در مقایسه با پسران در بُعد رفتاری اضطراب اجتماعی بالاتر بود در حالیکه، در بُعد شناختی اضطراب اجتماعی بین دو جنس تفاوت وجود نداشت.
صالحی و رحمانی (1389)، “نقش اضطراب اجتماعی اندام را در انگیزۀ مشارکت ورزشی 265 دانشجوی دختر و پسر مشغول در دانشگاه زنجان مقایسه کردند، نتایج این پژوهش نشان داد که انگیزه های درونی برای مشارکت در تمرینات ورزشی در بین دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی بالا نسبت به دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی پائین به گونه معنادار بیشتر بود. همچنین اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر بیشتر بود.
طباطبائیان و همکاران (1389)، در تحقیقی به “بررسی رابطه اضطراب اجتماعی اندام با مراحل تغییر رفتار تمرینی در دانشجویان” پرداختند. یافته های پژوهش نشان داد که بین اضطراب اجتماعی با سطوح تغییرات رفتار تمرینی آنها رابطه معکوس معناداری وجود داشت. همچنین میزان اضطراب اجتماعی اندام در دانشجویان دارای فعالیت بدنی کمتر، به گونه معناداری بیشتر بود.
رجبی ، عباسی (1390)،در تحقیقی به بررسی “رابطه خود انتقادی، اضطراب اجتماعی و ترس از شکست با شرم درونی شده در دانشجویان” پرداختند. نتایج نشان داد که بین متغیرهای خود انتقادی، اضطراب اجتماعی و ترس از شکست با شرم درونی شده رابطه مثبت معنادارد وجود دارد.
عموزاده (1390)، در تحقیقی با عنوان “رابطه کمرویی، عزت نفس، خودکارآمدی و جرأت ورزی با اضطراب اجتماعی در بین دانشجویان دختر و پسر ایلام” پرداخت. یافته های تحقیق نشان داد که بین عزت نفس، خودکارآمدی، جرأت ورزی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی معناداری وجود دارد، ولی کمرویی با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری دارد. بعلاوه کمرویی بهترین پیش بینی کننده اضطراب اجتماعی در پسران دانشجو و عزت نفس بهترین پیش بینی کننده اضطراب اجتماعی در دختران دانشجو بودند.
حیدری و علی پورخدادادی (1390)، در پژوهشی با عنوان به “مقایسه اضطراب اجتماعی و نگرانی از تصور بدنی در بین دانشجویان زن و مرد” پرداختند، نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین دانشجویان زن و مرد از لحاظ تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی تفاوت معناداری وجود ندارد.
بیرامی، اکبری، قاسم پور و عظیمی (1391)، در تحقیقی به بررسی “حساسیت اضطرابی، فرانگرانی و مؤلفه های تنظیم هیجانی در دانشجویان با نشانگان بالینی اضطراب اجتماعی و بهنجار” پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد که بین دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی و بهنجار از لحاظ حساسیت اضطرابی، فرانگرانی و ارزیابی مجدد تفاوت معناداری وجود دارد.
طرقبه، صالحی فدردی، انصاری (1391)، به بررسی “رابطه سوءگیری تفسیر و اضطراب اجتماعی دانشجویان پرداختند. که نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که افزایش سوءگیری تفسیر با افزایش نشانه های اضطراب اجتماعی رابطه ی مثبت و معناداری دارد. به علاوه مشخص نمودند که سوءگیری تفسیر می تواند میزان اضطراب اجتماعی را حتی پس از کنترل افسردگی پیش بینی کند.
ولیزاده و آریاپور (1391)، “نقش اضطراب اجتماعی اندام، تصور بدنی و عزت نفس را در پیش بینی اختلالات خوردن در زنان ورزشکار” بررسی کردند. که نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب اجتماعی در مورد تصور بدن با اختلالات خوردن رابطه مثبت معناداری و بین عزت نفس با اختلالات خوردن رابطه منفی معنا داری وجود دارد.
خداجوی، قنبری چشمه کمره (1392)، در تحقیقی به بررسی “رابطه بین اضطراب اجتماعی اندام و عزت نفس با اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر” پرداختند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که اضطراب اجتماعی اندام و عزت نفس پیش بینی کننده های اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر بودند و اضطراب اجتماعی اندام، پیش بینی کننده بهتری برای هراس اجتماعی بود (P ≤0/05).
کریم زاده و همکاران (1393)، به بررسی و شناسایی عزت نفس و پیش بینی کننده های آن در ویژگی شخصیت با اضطراب اجتماعی در افراد متقاضی جراحی پلاستیک پرداختند. یافته های پژوهش نشان داد که هر چقدر افراد از عزت نفس مثبت تری برخوردار باشند از ویژگی های شخصیتی برون گرایی بیشتر و اضطراب اجتماعی کمتری برخوردارند.
کلارک و آرکوویتارس (1990)، در تحقیقی به بررسی رابطه بین اضطراب اجتماعی و خود ارزیابی از عملکرد بین فردی پرداختند، نتیجه تحقیقات نشان داد؛ افرادی که دارای اضطراب بالایی بودند نسبت به کسانی که دارای اضطراب اجتماعی پائین هستند، جنبه های مثبت عملکرد خود را کمتر از حد معمول ارزیابی می کنند.
نتایج فراتحلیل فینگولد (1994)، جهت بررسی تفاوت های جنسی در شخصیت، نشان داد که زنان نسبت به مردان در ابعاد برون گرایی، اضطراب، اعتماد و مخصوصاً دلسوزی (نیاز مهرورزی) نمرات بیشتری بدست آوردند. همچنین نتایج نشان داد که هیچگونه تفاوت جنسی در اضطراب اجتماعی، تکانشگری، فعالیت، عقاید، منبع کنترل و فرمانبرداری بین زنان و مردان وجود ندارد.
دام باگن و کریمیت (2000)، در پژوهشی آموزش مهارت های اجتماعی و درمان رفتاری شناختی را براضطراب اجتماعی مطالعه کردند بر روی آزمودنی های که به وسیله آیتم هایDSM IV مضطرب اجتماعی تشخیص داده شده بودند، مطالعه نمودند. نتایج نشان داد که هم آموزش مهارت های اجتماعی و هم درمان رفتاری – شناختی در درمان اضطراب اجتماعی نقش دارند.
کرام و پرات (2001)، به بررسی “رابطه بین عزت نفس و اضطراب اجتماعی در بین دانشجویان” پرداختند که نتایج نشان داد که عزت نفس پائین منجر به اضطراب اجتماعی در میان دانشجویان می شود.
در پژوهشی که دلوسو، سایتونی، پایاسولی، روسی، کیاپارلی، پوگیو، روسی، هاردوی، و کاسانو (2002)، به منظور بررسی اضطراب اجتماعی؛ تفاوت های جنسی در دانش آموزان ایتالیایی انجام دادند، نتایج نشان داد که میانگین نمرات زنان در مقیاس اضطراب اجتماعی نسبت به مردان بیشتر است و تفاوت های جنسی به خصوص در حوزه حساسیت های بین فردی وجود دارد.
استراهان (2002)، در تحقیقی با عنوان تأثیر اضطراب اجتماعی و مهارت های اجتماعی بر عملکرد تحصیلی، بیان داشت که افراد دارای اضطراب اجتماعی نسبت به افراد غیرمضطرب دارای کنترل اجتماعی و همچنین بیانگری پائین هستند، همچنین افراد مضطرب اجتماعی یک حساسیت اجتماعی بالاتری را گزارش دادند. دانش آموزان مضطرب اجتماعی در مهارت های کلامی، سخن گفتن، حضور در اجتماع و ارتباط کلامی با دیگران دچار مشکل بودند.
جونگ (2002)، در پژوهشی به بررسی “تأثیر سطوح عزت نفس بر اضطراب اجتماعی” پرداخت. نتایج نشان داد که سطوح پائین عزت نفس، عامل نیرومندی برای ایجاد ارزیابی منفی از خود و در نتیجه ایجاد اضطراب اجتماعی است.
ایزگیچ و همکاران (2004)، در پژوهشی با عنوان “رابطه تصویر بدن، عزت نفس و اضطراب اجتماعی در بین دانشجویان ترکیه” پرداختند که نتایج حاکی از آن بود که عزت نفس دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی، به گونه معناداری نسبت به دانشجویانی که اضطراب اجتماعی نداشتند پائین تر بود. افزون بر این، بر اساس نتایج این پژوهشها، در میان دانشجویان با عزت نفس پائین، بالاترین شیوع اضطراب اجتماعی و در بین دانشجویان با عزت نفس بالا، پائین ترین میزان شیوع اضطراب اجتماعی مشاهده شد.
در تحقیق انج و همکاران (2005)، به بررسی “رابطه رضایت از زندگی و اضطراب اجتماعی” پرداختند که نتایج نشان دادند که بین رضایت از زندگی و اضطراب اجتماعی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
در پژوهشی گرکو و موریس (2005)، با عنوان عوامل تأثیرگذار بر اضطراب اجتماعی و مقبولیت در بین همسالان، به مطالعه ی تأثیر مهارت های ارتباطی و اجتماعی و روابط دوستی نزدیک در طول دوران کودکی پرداختند. یافته های این تحقیق نشان داد که بین اضطراب اجتماعی و مهارت های ارتباطی و اجتماعی رابطه وجود دارد.
تحقیقات ایوارسون و همکارانش (2005)، که به بررسی ارتباط میان خودپنداره ی بدنی، افسردگی، استرس و اضطراب در گروهی از نوجوانان سوئدی پرداختند، مشخص گردید که تفاوت ارزیابی های فرد از خودش با معیار های ایده آلش در مورد وضع ظاهری بدنی پائین بود و نمره افراد در تصویر از بدن با نگرش مثبت نسبت به لاغری، خلق و خوی منفی، علائم استرس و اضطراب و ترس های اجتماعی و همچنین اضطراب فیزیکی همبستگی زیادی نشان داد.
کاشدان و همکاران (2006)، در پژوهشی تحت عنوان اضطراب اجتماعی و احساس ذهنی بهزیستی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از صانحه نشان داد که افرادی که دچار PTSD هستند در معرض اضطراب اجتماعی قرار دارند و احساس ذهنی بهزیستی شان رو به کاهش می نهد.
رانتا، کالتیا لامینو، کویستو، تومیستو، پلکونن و مارتونن (2007)، در پژوهشی به بررسی سن و تفاوت های جنسی در اضطراب اجتماعی دوران نوجوانی پرداختند. نتایج نشان داد که نمرات دختران در کل مقیاس اضطراب اجتماعی و سه زیر مقیاس آن نسبت به پسران در همه گروه های سنی بیشتر است.
توگرسن، نئومانی و


دیدگاهتان را بنویسید