دانلود پایان نامه

عربی همگام با امریکا اعلام کرد که ایران مسئول شکست تلاش‌های بین‌المللی برای پایان دادن به جنگ است و باید سرزنش شود. موضع‌گیری شوروی علیه ایران در حالی صورت می‌گرفت که ارتش عراق به سلاح‌هایی همچون تانک‌های تی 55، تی 62 و تی 72، هلی‍‍کوپترهای توپدار ای 24، توپ‌های روسی، هواپیماهای میگ 23، 25 و 29 و نیز وسایل حمل و نقل تانک و … مجهز شده بود که از سال 1982 به بعد شوروی در اختیار عراق قرار داده بود و عراق با کمک همین هواپیماها و نیز موشک‌های اسکاد شوروی اقدام به بمباران و موشک‌باران مناطق مسکونی، بنادر، سکوهای نفتی و … ایران می‌کرد.
با نگاهی گذرا به حقایق مذکور بدون شک می‌توان نتیجه گرفت که شوروی از لحاظ نظامی و سیاسی در جنگ مخصوصاً پس از فتح خرمشهر از دولت عراق حمایت می‌کرد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ج – اروپا و ژاپن:
     آغاز جنگ برای بررسی موضع این دسته از کشورها لازم است آنها را به دو گروه تقسیم کرد؛ گروه اول کشورهایی هستند که به طور آشکار یا ضمنی به نفع دولت عراق موضع‌گیری کردند و از کمک‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی به این کشور دریغ نورزیدند. این کشورها عبارت بودند از فرانسه و انگلستان این کشورها هر چند در آغاز جنگ اعلام بی‌طرفی کردند ولی آنچه که اعمال می‌کردند در واقع در تأیید حمله عراق به ایران بوده است. علت این موضع‌گیری هم برخورداری این دو کشور از منافع بسیاری در عراق بود و دیگر اینکه از انقلاب اسلامی ایران نیز به شدت ضربه خورده و نگران گسترش آن بودند و طبیعی بود که در آغاز جنگ در عمل حمله عراق علیه ایران را تأیید نمایند هر چند که اظهار‌‌ نظر رسمی و صریحی مبنی بر حمایت از عراق نکرده باشند. گروه دوم کشورهایی بودند که چندان از وقوع انقلاب اسلامی ایران متضرر نشدند و حتی با خارج شدن رقبای سیاسی و تجاری آنها مثل فرانسه، انگلیس و امریکا از صحنه ایران احتمالاً جایگاه بهتری به دست آورده و به شریک تجاری درجه اول ایران تبدیل شدند. این کشورها عبارت بودند از آلمان و ژاپن که از آغاز جنگ اعلام بی‌طرفی کرده همچنان رابطه خودشان را با دو کشور ایران و عراق حفظ کردند.
    در طول جنگ اکثر کشورهای اروپایی چه آنهایی که به طور آشکار یا ضمنی به نفع عراق موضع‌گیری کردند و چه کشورهایی که به صورت ظاهری اعلام بی‌طرفی نمودند از کمک اقتصادی، سیاسی و نظامی به دولت عراق دریغ نورزیدند. کشور فرانسه از همان آغاز جنگ تسلیحات و تجهیزات نظامی بسیاری در اختیار این کشور قرار داد و حتی در موقعیتی که عراق در جبهه جنگ با مشکلاتی مواجه شده بود با اجاره دادن هواپیماهای پیشرفته جنگی به نام سوپراتاندارد بنیه نظامی عراق را تقویت کرد. دولت انگلیس نیز همچون فرانسه کمک‌های مهم اقتصادی و بعضاً نظامی در اختیار این کشور قرار داد.
آلمان نیز ضمن اعلام بی‌طرفی تلاش می‌نمود تا از طریق فروش تسلیحات نظامی خود به عراق سود سرشاری را کسب کند به ویژه اینکه بعد از جنگ ایران و عراق معلوم گردید که شرکت‌های آلمانی با تصویب دولت آلمان در تأمین مواد اولیه مورد نیاز سلاح‌های شیمیایی کمک‌های بسیاری به عراق کرده‌اند.
قبل از اینکه به این امر بپردازیم که این کشورها چه منافعی را تعقیب می‌کردند بهتر است به صورت واضح‌تر اقلام کمک‌های اصلی این کشورها به عراق را برشماریم.
فرانسه در بین کشورهای اروپایی بیشترین کمک را از لحاظ تسلیحاتی به عراق نموده است. به طور مثال این کشور بعد از عملیات موفقیت‌آمیز والفجر8 ارسال حدود 60 فروند میراژ 2000 به عراق را با تضمین مالی عربستان به عهده گرفت. در سال 1364 نیز عراق با استفاده از سلاح‌های پیشرفته لیزری ساخت فرانسه توانست سیستم دفاع ضد هوایی پیچیده خارک را از کار بیندازد. به این صورت که تکنولوژی پیشرفته موشک آ.اس.350 ال را یک شرکت امریکایی به سفارش تامپسون فرانسه تولید و سپس برنامه آن را به فرانسه واگذار کرد. تامپسون بعداً تکنولوژی این سلاح را به عراق فروخت. منافعی که فرانسه آن را تعقیب می‌نمود گذشته از سود سرشار اقتصادی ناشی از ارسال سلاح به سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای این کشور برمی‌گردد. فرانسه در طول جنگ سیاست خود را حول سه محور قرار داد: اول آنکه هیچ یک از طرفین نباید شکست بخورند. این موضع‌گیری موجب گردید که پس از خروج عراق از خاک ایران گرایش فرانسه به طرف عراق تشدید شود. دوم اینکه اکثر قراردادهای موجود را حفظ کند که این امر سبب تداوم ارسال تسلیحات به عراق شده بود. سوم فرانسه در شورای امنیت همسو با اکثریتی عمل می‌کرد که باعث تصویب قطعنامه‌هایی به ضرر ایران می‌شدند. در مجموع فرانسه گذشته از کسب سود سرشار اقتصادی از کمک به عراق امیدوار بود در جنگی که احتمال داده می‌شد ایران در آن به پیروزی برسد موازنه‌ای به نفع عراق ایجاد کرده و از این طریق منافع کوتاه مدت و طولانی مدت خود را در عراق حفظ نماید و در عین حال از گسترش انقلاب اسلامی نیز جلوگیری به عمل آورد.انگلستان نیز با مشاهده نقاط ضعف عراق تصمیم گرفت که به همراه امریکا به کمک صدام بشتابد. در آذر 1362، وقتی که معاون وزیر دفاع امریکا اعلام می‌کند که شکست عراق در جنگ با ایران مخالف منافع امریکا است و امریکا برای جلوگیری از آن اقدامات متعددی انجام خواهد داد مارگارت تاچر نخست‌وزیر انگلستان نیز اعلام نمود که کشتی‌های جنگی بریتانیا برای کمک به ایالات متحده به خلیج‌فارس اعزام می‌شوند. این اقدام در واقع برای کمک به عراق بوده است تا دست او را برای تحمیل جنگ اقتصادی به ایران باز گذارد.
علاوه بر این انگلستان به همراه فرانسه و ایتالیا و به تشویق امریکا قراردادی با دولت عراق امضا کردند تا بازپرداخت وام‌های خود را به تعویق اندازند. این کار به دولت عراق فرصت داد تا بودجه بیشتری را صرف مقاصد نظامی کند. انگلستان همچنین طبق قراردادی تجهیزات الکترونیکی و راداری به عراق واگذار کرد که این کشور را در جنگ علیه ایران کمک می‌نمود.در مجموع انگلستان در سال‌های 1980 تا 1987 حدود 350 میلیون دلار سلاح به عراق فروخته است.
برای اینکه درک نماییم انگلستان در حمایت از عراق چه منافعی داشته است باید سیاست خارجی آن در سطح جهانی و منطقه‌ای بیان گردد.
سیاست انگلستان در قبال منطقه خلیج‌فارس همانند فرانسه متأثر از روابط این کشور با امریکا بود. انگلستان برای دسترسی به منابع حیاتی نفت منطقه به قدرت نظامی امریکا وابسته بود و این کشور همچون امریکا نمی‌خواسته است که پیروزی ایران در جنگ باعث تقویت ایران در کل منطقه و گسترش نهضت‌های اسلامی شود و یا اینکه فرصتی را برای شوروی فراهم آورد تا در منطقه حضور یابد. بنابراین تلاش می‌نمود که حداقل عراق در جنگ بازنده نباشد.
دیگر کشورهای اروپایی مثل آلمان و ایتالیا نیز تا حدودی و به شیوه‌های مختلف به کمک عراق شتافتند. آلمان با فروش تجهیزات سلاح شیمیایی و ایتالیا با انعقاد قراردادی برای تعویق بازپرداخت وام عراق به کشورش در راه کمک به عراق گام برداشتند. این دو کشور هر چند که موضع سختی علیه ایران نداشتند ولی در عمل آنها نیز به لحاظ اقتصادی و نظامی و سیاسی از عراق حمایت می‌کردند. طوری که شرکت‌های آلمانی با تصویب دولت آلمان مواد اولیه مورد نیاز سلاح‌های شیمیایی را در اختیار دولت عراق قرار دادند و ارتش عراق نیز آنها را علیه نیروهای ایرانی و با استفاده از هلی‌کوپترهای ساخت آلمان، فرانسه و شوروی به کار می‌گرفت. ایتالیا نیز قراردادی را برای ساخت تعدادی ناوچه جنگی با رژیم عراق منعقد کرد و تعدادی از پرسنل نیروی دریایی عراق را نیز در ایتالیا آموزش داد و بازپرداخت بدهی‌های عراق را به تعویق انداخت. بدیهی است که این اقدامات کمک فراوانی به تقویت نظامی و اقتصادی عراق کرده است.
دلیل دیگر حمایت آلمان و ایتالیا از عراق علاوه بر کسب منافع اقتصادی از طریق فروش تسلیحات به این کشور این بود که آنها نیز همچون انگلستان، فرانسه و امریکا نگران تهدید منافع اقتصادی خود در خلیج‌فارس بودند. این دو کشور، اکثر نفت وارداتی خود را از منطقه خلیج‌فارس وارد می‌کنند و احتمال می‌رفت که پیروزی ایران در جنگ با عراق به از دست رفتن کنترل آنها بر جریان طبیعی دریافت نفت بینجامد. نکته حائز اهمیت در مواضع کشورهای اروپایی درباره جنگ این بود که کشورهای اروپای غربی در دوران نظام دو قطبی هماهنگ و همسو با کشور امریکا بودند از سیاست‌های این کشور در جهان حمایت می‌کردند و دنباله‌رو آن بودند.
 از آنجا که انقلاب اسلامی ایران اندیشه جدیدی را وارد سیاست بین‌المللی کرد که مبنی بر اصل نه شرقی نه غربی بود لذا استقلال کشوری مثل ایران و بسط اندیشه‌های ضد استبدادی و ضد امپریالیستی آن در منطقه خاورمیانه می‌توانست برای جهان سرمایه‌داری مضر باشد. بنابراین تمام کشورهایی که در بلوک سرمایه‌داری یا بلوک کمونیستی بودند از اینکه کشوری جدای از ساختار سیاسی موجود بین‌الملل در حال زندگی و رشد و تحول است، ناراضی بودند زیرا می‌ترسیدند که این آرمان الگویی برای سایر کشورهای منطقه و جهان گردد. بنابراین سعی می‌کردند تا از استقلال آن جلوگیری نمایند. کشور آلمان نیز هر چند قرارداد همکاری متقابل با عراق نداشته است ولی به هر حال همانند دیگر متحدین غربی خود در مسیر سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای امریکا حرکت می‌کرد. این کشور نیز چون دیگر کشورهای غربی تلاش می‌نمود که از قدرت یافتن ایران انقلابی که تهدیدی علیه منافع غرب محسوب می‌شد، جلوگیری به عمل آورد. زیرا پیروزی ایران تعادل قوا را در منطقه استراتژیک خلیج‌فارس به هم زده، باعث روی کار آمدن حکومت‌های اسلام‌گرا می‌شد که این امر از نظر آنها ممکن بود آینده صادرات انرژی را مبهم سازد و از آنجایی که آلمان اکثر نفت خام وارداتی خود را از خلیج‌فارس تأمین می‌نمود، بنابراین منافع این کشور این چنین اقتضا می‌کرد که از هر گونه تهدیدی علیه صادرات انرژی جلوگیری نماید.
از سوی دیگر هدف این کشورها کسب سود اقتصادی بوده است. این کشورها دارای صنایع تسلیحاتی بوده و طبیعتاً تولید تسلیحات و تجهیزات نظامی اگر به مصرف نرسد، باعث رکود این صنایع خواهد شد. ولی فروش آن به کشورهای دیگر از طرفی کسب سود بیشتر را در پی دارد و از طرف دیگر موجب می‌شود که این صنایع که ابزار قدرت هر کشوری نیز هست، پویا و روزآمد باقی بماند. علاوه بر این عامل اقتصادی، فروش تسلیحات به کشورها در چارچوب سیاست کلان و ارزش‌های مورد نظر آنها صورت می‌گیرد. بدیهی است کشوری چون ایران که شعارهایی مغایر با اهداف و منافع قدرت‌های سلطه‌گر مطرح ساخته بود نمی‌توانست دریافت کننده این تسلیحات باشد حتی اگر پول آن را نقداً پرداخت می‌کرد و برعکس عراق که در مقابل چنین کشوری قرار گرفته بود مجاز به دریافت همه گونه سلاحی بود. اخبار و اطلاعات نشان می‌دهد آلمان با فروش سِرّی بعضی از تجهیزات سلاح‌های شیمیایی به عراق، سود سرشاری را به خود اختصاص داده است.

گفتار دوم  :جنگ ایران و عراق و جنبش عدم تعهد :
ایران و عراق هر دو عضو جنبش عدم تعهد بودند و توقع آن می‌رفت که با وقوع جنگ بین این دو کشور، سازمان عدم تعهد مهمترین نقش را برای ترک عادلانه مخاصمه ایفا کند و مساعی جمیله خود را برای رفع تجاوز به‌کار ببرد اما سایه سلطه امریکا بر جهان این سازمان را هم در برگرفته بود و اجازه تصمیم‌گیری و میانجیگری موثر را به آن نمی‌داد. هرچند تشکیل «کمیته حسن نیت» در جنبش عدم تعهد تمایل باطنی اعضای آن را برای فیصله‌یافتن جنگ نشان می‌داد اما مخالفتهای عراق که در سالهای اول جنگ در موضع برتری قرار داشت کار آن را بی‌نتیجه گذاشت. سکوت سنگینی که پس از آن بر جنبش عدم تعهد حکمفرما شد در حقیقت اعلام ناکارآمدی و پایان دوران درخشان این جنبش بود. هرچند جنبش هم برای این سکوت خود توجیهاتی داشت چنانکه مثلا می‌گفتند عدم سکوت اهداف جنبش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد یااینکه جنبش را به صحنه مانور قدرتهای بزرگ وارد می‌سازد اما همه اینها بهانه‌ای برای گریز از یک مسئولیت تاریخی بزرگ بود. بیانیه هشتمین اجلاس سران عدم تعهد در حراره نواقص حقوقی فراوانی داشت و ایران با گله از کاستیهای آن خواستار واقع‌بینی بیشتر اعضای جنبش گردید. به‌هرحال پذیرش قطعنامه 598 کار جنگ را از طریق حقوقی به پایان برد و جنبش عدم تعهد صرفا از دو عضو مهم خود برای پذیرش صلح تشکر کرد.
با استقرار نظام دوقطبی به رهبری امریکا و شوروی پس از جنگ جهانی دوم و تقسیم جهان به دو قطب شرق و غرب گروهی از کشورها موسوم به جهان سوم به ابتکار جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر هند، جمال عبدالناصر رئیس‌جمهور مصر،  ژنرال جوزف تیتو رئیس‌جمهور یوگسلاوی و سوکارنو نخست‌وزیر اندونزی تلاش کردند تا نیروی سومی را  پایه‌گذاری نمایند. به‌همین‌منظور رهبران بیست‌وپنج کشور آسیایی و آفریقایی در باندونگ اندونزی در هیجدهم آوریل 1955 گردهم آمدند و شالوده جنبشی را ریختند و نام جنبش عدم تعهد Non Align Movement را بر آن نهادند. در نخستین اجلاس رسمی جنبش که در سال 1961 در بلگراد برگزار شد، شرکت‌کنندگان تعریفی را از عدم تعهد ارائه دادند که دولتهای عضو باید واجد آن باشند:
1ــ پیگیری سیاست مستقل مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز
2ــ عدم مشارکت در ائتلافهای نظامی چندجانبه
3ــ پشتیبانی از جنبشهای آزادیبخش و استقلال‌طلبانه
4ــ عدم مشارکت در پیمان نظامی دوجانبه با ابرقدرتها
اصول “‌پانچا شیلا ”یا “منشور باندوگ” به عنوان اساسنامه جنبش در کنفرانس باندوگ به تصویب اعضاء رسید. این اصول عبارتند از: احترام به حقوق اساسی انسان و احترام به هدفها و اصول منشور سازمان ملل متحد احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی همه کشورها، به‌رسمیت‌شناختن برابری همه نژادها و برابری همه ملتها صرف‌نظر از کوچکی و بزرگی آنها، خودداری از مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر، احترام به حق ملتها در دفاع فردی یا جمعی منطبق با منشور ملل متحد، خودداری از به‌کارگیری نیروهای دفاعی جمعی به منظور خدمت به یک قدرت بزرگ، خودداری از اعمال فشار به هر کشور از سوی کشور دیگر، خودداری از تجاوز یا تهدید  به تجاوز یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور، حل‌وفصل همه اختلافات بین‌المللی از طرق صلح‌آمیز نظیر مذاکره، اجماع، داوری یا حل‌وفصل حقوقی، همچنین راههای دیگر صلح‌آمیز به انتخاب طرفین دعوی منطبق با منشور سازمان ملل، ارتقای منافع متقابل و همکاری دوطرفه و احترام به عدالت و تعهدات بین‌المللی. بااین‌وجود جنبش عدم تعهد از ابتدای تاسیس تاکنون نتوانسته است نقش یک نیروی متحد، موثر و پایدار را برای کشورهای جهان سوم ایفا کند و هرگز از نفوذ سیاسی قابل ملاحظه برای مقابله با بلوکهای جهانی و حتی حل‌وفصل اختلافات اعضاء برخوردار نبوده است.
 ایران و عراق در کنفرانس باندوگ اندونزی در هیجدهم آوریل 1955شرکت داشتند اما با انعقاد پیمان نظامی بغداد در همین سال این دو کشور نتوانستند در اولین اجلاس جنبش در بلگراد در ششم سپتامبر 1961(شهریور 1340) حضور یابند. عراق پس از کودتای ژنرال عبدالکریم قاسم در سال 1958 از پیمان بغداد خارج شد و بلافاصله پس از تایید ده اصل منشور باندوگ به عضویت جنبش در آمد. ایران نیز پس از شرکت در کنفرانس باندوگ به سبب عضویت در پیمان نظامی بغداد و سپس سنتو عملا از حضور در نخستین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد و عضویت در جنبش باز ماند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیست‌ودوم بهمن 1357(فوریه 1979) و فروپاشی پیمان سنتو درخواست عضویت جمهوری اسلامی ایران در نشست دفتر هماهنگی جنبش غیرمتعهدها در کلمبو به تصویب اولیه و در کنفرانس ششم در هاوانا پایتخت کوبا در سال 1979(شهریور 1358) به عنوان هشتادوهشتمین عضو به تصویب نهایی رسید.
آغاز جنگ عراق علیه جمهوری اسلامی ایران – جنگ میان دو عضو جنبش عدم تعهد در بیست‌ودوم سپتامبر1980 (سی‌ویکم شهریور 1359) این جنبش را در وضعیت دشواری قرار داد. عدم انسجام و تجانس سیاسی و ساختاری، سمت‌گیریهای چندجانبه و گرایشهای متفاوت و دورافتادن جنبش


دیدگاهتان را بنویسید