دانلود پایان نامه

عراق تصمیم به استقلال دارد و در آرزوی امنیت خلیج‌فارس است و تصور نمی‌کنیم که روابط امریکا و عراق سست گردد.
به هر حال مشاهده می‌شود که امریکا با وجود اختلافات دیرینه‌اش با عراق چنین وانمود کرد که در مقابل آرزوهای همیشگی عراق یعنی تسلط بر منطقه خلیج‌فارس واکنشی نشان نخواهد داد. حتی آن طور که از سخنان برژینسکی برمی‌آید امریکا موافق آرزوهای صدام است و برژینسکی می‌خواسته چنین وانمود کند که حرکت صدام برای تسلط بر خلیج‌فارس باعث سستی روابطش با امریکا نخواهد شد. مسلماً منظور برژینسکی حمله به ایران است و الا تسلط بر دیگر شیخ‌نشین‌ها همیشه و از طرف هر کشوری مخالف منافع امریکا بوده است و این در جنگ عراق و کویت در سال 1990 به اثبات رسیده است.
شاهد دیگر آنکه در همین زمان نیز رفت و آمدها و تماس‌های مکرری میان مجرمان فراری ارتش ایران با مسئولان دولت امریکا و حکومت بغداد صورت می‌گرفت که خود نشان‌دهنده نوعی آمادگی برای تحولات بعد از آغاز جنگ و حمله عراق به ایران بود. در این باره می‌توان به تماس‌های مکرر افرادی همچون شاپور بختیار و ارتشبد اویسی با مسئولان امریکایی و عراقی اشاره کرد.
گواه آخر اینکه روزنامه امریکایی نیویورک تایمز پنج ماه قبل از آغاز تجاوز عراق در آوریل 1980 (اردیبهشت 1359) از طرح‌های مرحله به مرحله امریکا در این زمینه سخن می‌گوید. این روزنامه می‌نویسد:
«دولت امریکا پس از شکست عملیات طبس امکان اجرای سه طرح نظامی بسیار مهم را بررسی می‌کند. طرح‌های مزبور عبارتند از: پیاده کردن نیروهای نظامی در شهرهای محل نگهداری گروگان‌های امریکایی، مین‌گذاری در میادین صدور نفت و بمباران پالایشگا‌های ایران.» نیویورک‌تایمز می‌افزاید: واشنگتن امیدوار است که تحریم اقتصادی و سیاسی ایران بتواند در تیرگی روابط ایران و عراق تأثیر بیشتری داشته باشد. در پایان نیز عنوان می‌کند: عده‌ای معتقدند شاید چشم‌انداز جنگ با کشور نیرومند عراق، ایران را وادار سازد در سیاست خود تجدیدنظر کند.
به هر حال اظهارات این روزنامه امریکایی نیز خود می‌تواند نشان‌دهنده نیات پنهانی سیاستمداران امریکایی برای تشویق صدام در آغاز جنگ علیه ایران باشد. اما پرسش اساسی این است که چرا امریکا خواهان حمله عراق به ایران بود و چه منافعی را تعقیب می‌کرد؟

به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در جریان اشغال لانه جاسوسی (سفارت امریکا) در تهران و شکست مفتضحانه این کشور در طبس امریکا که ضربات پیایی و سختی از ایران خورده بود، نه تنها از هر حرکتی که به ضرر ایران تمام می‌شد استقبال می‌کرد بلکه خود نیز به دنبال انتقام‍جویی و جبران شکست‌های قبلی بوده است. از طرفی انقلاب اسلامی ایران نه تنها موجب شد تا امریکا مطمئن‌ترین متحد سیاسی نظامی خود یعنی رژیم شاه را از دست بدهد بلکه نظام سیاسی جدید ایران نیز به الگویی برای دیگر کشورهای مسلمان منطقه تبدیل شد. امریکا از آن می‌ترسید که دیگر متحدان منطقه‌‌یی‌اش نیز همچون شاه سرنگون شوند که این امر برای امریکا بسیار نگران‌کننده بود، زیرا که منطقه خلیج‌فارس حدود 60 درصد ذخایر نفت جهان را در خود جای داده است و اگر بحران و انقلاب در کشورهای این منطقه متأثر از انقلاب اسلامی به وقوع می‌پیوست به معنای بحران سرمایه‌داری غرب بود. لذا امریکا به عنوان سردمدار سرمایه‌داری غرب سعی نمود با استفاده از قدرت نظامی عراق ضمن جلوگیری از سرایت اندیشه‌های انقلاب اسلامی به دیگر کشورهای منطقه نظام جمهوری اسلامی را ساقط و یا تضعیف سازد.
در طول جنگ امریکا به ظاهرسیاست بی‌طرفی اعلام کرد. اما در مواقعی که عراق در موضع ضعف قرار می‌گرفت، به طور آشکار و در قالب سازمان ملل و کمک‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی از عراق جانبداری می‌کرد. همچنین نیروی دریایی امریکا با حضور در خلیج‌فارس و حمله به کشتی‌ها، هواپیما و سکوهای ایرانی عملاً وارد جنگ با ایران شد. این اقدام در موقعیتی که عراق با ایران در حال جنگ بود به معنای حمایت آشکار از عراق و جبران ضعف‌های آن کشور برای ایجاد تعادل قوا بین عراق و ایران بوده است.
محور اصلی سیاست امریکاییان در طول جنگ جلوگیری از پیروزی ایران بر عراق بود زیرا به نظر دولت امریکا پیروزی ایران علاوه بر اینکه موازنه را در منطقه به هم می‌زد مشکلاتی هم برای غرب ایجاد می‌کرد. دراین چارچوب، خصوصاً پس از فتح خرمشهر که ایران در موقعیت بهتری نسبت به عراق قرار داشت به نحو شدیدتری این سیاست اعمال شد و امریکا به طور کامل و همه‌جانبه از عراق حمایت کرد.

امریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد به همراه دیگر اعضای شورا قطعنامه‌هایی را به تصویب رساندند که اغلب به نفع عراق بود. آنها حتی برای یک بار هم عراق را متجاوز اعلام نکردند و تجاوز عراق را در قالب قطعنامه‌ها محکوم ننمودند و حداکثر از طرفین درخواست می‌کردند که به منازعه خاتمه داده راه‌های مسالمت‌آمیز در پیش گیرند.
امریکا به دنبال اولین پیروزی‌های ایران در بازپس‌گیری قسمتی از سرزمین‌های خود اعلام کرد که به دلیل صدمات عمده‌ای که در جنگ با ایران به عراق وارد شده است قصد دارد مجوز فروش شش تا دوازده فروند هواپیمای پیشرفته لاکهید (100-L) را به عراق صادر کند. به این ترتیب برای اولین بار این هواپیماها در اختیار عراق قرار می‌گرفت و امریکا عملاً از تظاهر به بی‌طرفی در جنگ دست کشیده رسماً به عراق تجهیزات می‌فروخت.
همچنین در روز فتح خرمشهر دولت امریکا اعلام کرد که گرچه ایالات متحده در جنگ عراق و ایران بی‌طرف است اما نسبت به نتایج آن بی‌تفاوت نمی‌باشد و برای محدودیت هر چه بیشتر ایران با دوستان منطقه‌ای خود و ژاپن و اروپا هماهنگی لازم را به عمل آورده است و قصد دارد از طریق انتقال سلاح‌های امریکایی به کشورهای منطقه و تحویل آن به عراق، به حمایت از نیروهای عراقی دست زند. گفتنی است که امریکا این اقدامات را در راستای سیاست مهار ایران انجام داده است و با توجه به اینکه عراق نتوانست در مقابل حملات ایران مقاومت کند بیم آن می‌رفت که رژیم بغداد از پای درآمده و تعادل قوا به نفع ایران به هم خورد. از نظر امریکا ضروری به نظر می‌رسید که از عراق حمایت شود. ایالات متحده از این پس نه تنها حمایت خود از عراق را ادامه داد بلکه کشورهای اروپایی و منطقه را ترغیب می‌نمود که به کمک عراق بشتابند طوری که این کشور، فرانسه را تشویق کرد که هواپیمای سوپراتاندارد در اختیار عراق قرار دهد. همچنین این کشور کنترل مجاری غیرقانونی فروش تسلیحات و لوازم یدکی از امریکا و دیگر کشورهای غربی به ایران را سخت‌تر کرد و در همین خصوص وزارت خارجه امریکا یکی از افراد ارشد خود را به عنوان سفیر ویژه مأمور هماهنگی تلاش‌های امریکا برای محدود کردن تحویل اسلحه به ایران کرد.
از طرف دیگر با تداوم عملیات تهاجمی ایران در سال 1362 امریکا احساس کرد عراق در حال فرسودگی و از پا درآمدن است به همین دلیل در مقابل به کارگیری سلاح‌های شیمیایی به وسیله عراق عکس‌العملی از خود نشان نداد و عملاً برای انجام هر جنایتی به صدام چراغ سبز نشان داد و
از طرف دیگر برای پوشاندن نقاط ضعف صدام آماده مداخله مستقیم در جنگ شد.
امریکا همراه با تبلیغات وسیع مبنی بر بی‌طرفی در جنگ اطلاعات جاسوسی در اختیار عراق قرار می‌داد تا آن کشور بتواند در مقابل حملات زمینی و هوایی ایران مقاومت نماید. برای مثال امریکا با پرواز هواپیماهای آواکس خود در منطقه و ماهواره‌های جاسوسی تحرکات زمینی، هوایی و دریایی ایران را تحت نظر می‍گرفت و با مشاهده کمترین تحرک یا تغییری اطلاعات مربوط را در اختیار عراق قرار می‌داد. در مجموع همه گونه اطلاعات درباره مواضع هواپیماها، کشتی‌ها، تانک‌ها، موشک‌اندازها و اطلاعات جزئی از حملات ایرانیان به هدف‌های زمینی و همچنین حملات ایران به هدف‌های دریایی در خلیج‌فارس در اختیار عراق گذاشته می‌شد.
در کنار این اقدامات کمک‌های اقتصادی گسترده‌ای به عراق می‌شد تا از اضمحلال درونی رژیم صدام جلوگیری شود. دولت ریگان اعتبارات کشاورزی بسیاری به بغداد داد که سالانه تا حدود یک میلیارد دلار می‌رسید. علاوه بر این امریکا دولت‌های عمده غرب مثل فرانسه، آلمان، ایتالیا و انگلیس را تشویق کرد تا با امضای قراردادی با دولت عراق به آن کشور اجازه دهند تا بازپرداخت وام‌های خود را به تعویق اندازد. این کار به دولت عراق فرصت داد تا پول بیشتری را برای مقاصد نظامی صرف کند.
نتیجه آنکه ایالات متحده امریکا به رغم اعلام سیاست بی‌طرفی در جنگ در راستای سیاست نابودی، تضعیف و مهار انقلاب اسلامی ایران، عراق را تشویق به حمله به ایران کرد و سپس به حمایت همه‌جانبه نظامی، اقتصادی و سیاسی از عراق پرداخت و این اقدامات امریکا از نخستین روزهای پیروزی ایران در جبهه‌ها تا پایان جنگ همچنان تداوم داشت. تنها در سال 1364 بود که دولت امریکا با اعزام مک‌فارلین مشاور امنیت ملی ریگان کوشید در عین حمایت از عراق رابطه محدودی با ایران برقرار کند که با هوشیاری امام و افشای ماجرای مک فارلین در سال 1365 این تلاش نیز بی‌نتیجه ماند.
2-   پایان جنگ
امریکا همیشه مترصد حضور در خلیج فارس بود ولی نحوه حضور این کشور در خلیج فارس بستگی مستقیم به برتری رزمندگان اسلام داشت و در پی هر برتری که نیروهای خودی کسب می‌کردند، امریکا نیز به نشانه حمایت از صدام، حضور خود را پر رنگ‌تر می‌کرد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

حضور نیروهای امریکایی در خلیج فارس از سال 1364روند صعودی گرفت و در سال 1366 به اوج خود رسید و درست یک روز پس از تصویب قطعنامه 598 که در بند پنجم آن سایر کشورها را به خویشتن‍داری و بازداشتن از هر گونه اقدام برای گسترش بیشتر مناقشه فراخوانده است امریکا به بهانه حمایت از کشتی‌های کویتی ناوگان نظامی خود را به خلیج فارس روانه کرد و در حمایت از عراق و برای جلوگیری از برتری نسبی ایران در جنگ خلیج فارس وارد عمل شد.
امریکایی‌ها هم‌زمان با سقوط فاو در پایان فروردین 1367 به سکوهای نفتی ایران حمله کردند تا حمایت خود را از عراق به طور سمبلیک به نمایش بگذارند و از همه مهم‌تر و آشکارتر اینکه در سال 1367 با سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران به جنگ ابعاد فاجعه‌آمیز دادند.
ب-اتحاد جماهیر شوروی سابق
شوروی در سال 1972 با عراق پیمان دوستی 15 ساله منعقد کرد و به این ترتیب نفوذ بسیاری در عراق به ویژه از نظر تأمین تسلیحات ارتش و حضور کارشناسان نظامی به دست آورد و اصولاً ارتش عراق مجهز به سلاح‌های روسی شد. وقوع انقلاب اسلامی ایران هرچند که برای شوروی به دلیل قطع نفوذ امریکا در مرزهای جنوبی‌اش مطلوب به نظر می‌رسید ولی رهبران شوروی به خاطر ماهیت مذهبی انقلاب اسلامی از نظام سیاسی جدید ایران خرسند نبودند و انقلاب ایران را الگویی برای مسلمانان شوروی می‌دانستند. دولت انقلابی ایران نیز به موازات برخورد با نفوذ امریکا در ایران از میزان نفوذ شوروی نیز به شدت کاست؛ طوری که گاز ایران به شوروی قطع شد و بندهای 5 و 6 قرارداد 1921 ایران و شوروی از طرف ایران ملغی اعلام گردید و تجاوز روسیه به افغانستان نیز به شدت از طرف ایران محکوم شد.
علاوه بر این در بهمن 1361 عناصر اصلی حزب توده که همکاری نزدیکی با شوروی داشتند دستگیر شدند و این حزب به جرم همکاری اطلاعاتی و امنیتی با شوروی منحل شد. یکی از اقدامات این حزب پس از پیروزی انقلاب اسلامی جذب ناخدا بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی بود که پس از برخورد با حزب توده وی نیز محاکمه و اعدام شد.از دیگر سران حزب توده محمدعلی عمویی، محمود اعتمادزاده ،احسان طبری و نورالدین کیانوری بودند که در برنامه تلویزیونی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 1363 پخش شد به ارتباط حزب با سازمان جاسوسی شوروی ‌(K.G.B) اعتراف کردند.
خلاصه اینکه منافع شوروی از سویی اقتضا می‌کرد که انقلاب اسلامی ایران را به دلیل قطع نفوذ امریکا تقویت کند و مانع تضعیف آن از طریق جنگ شود. از سوی دیگر بنا به دلایل مذکور این کشور از انقلاب اسلامی رضایت چندانی نداشت و سیاست خارجی آن در ارتباط با ایران دچار نوسان بود.
اما راجع به نقش این کشور در آغاز جنگ نمی‌توان قضاوت صریحی نمود و قاطعانه گفت که شوروی نیز در راه‌اندازی جنگ نقش داشته و یا به تحریک و تشویق عراق پرداخته است چون سندی در این زمینه وجود ندارد. ولی می‌توان گفت که این کشور نیز از حمله عراق به ایران ناراضی نبوده است؛ زیرا که مقامات شوروی قبل از جنگ از جریان تصمیم حمله عراق به ایران آگاه بودند ولی هیچ‌گونه تلاشی برای جلوگیری از حمله متحد خود انجام نداده و حتی در ابتدای جنگ حمله عراق را محکوم نکردند. بنابراین پشتگرمی عراق از تسلیحات روسی و پیمان دوستی‌اش با شوروی می‌تواند عاملی مؤثر در آغاز جنگ عراق علیه ایران باشد؛ خصوصاً اینکه عراق از نارضایتی شوروی نسبت به مواضع ایران درباره مسئله افغانستان آگاهی کافی داشت.
در طول جنگ ایران و عراق موجب بروز تعارض در مواضع شوروی شد. این کشور در ابتدای جنگ به‌رغم اینکه عراق حمله به ایران را آغاز کرده بود، در سازمان ملل بر بی‌طرفی خود تأکید کرد و در اوایل جنگ نیز به تقاضای عراق برای تسلیحات پاسخ مثبت نداد و حتی شواهدی وجود دارد که سعی کرد با کمک‌های تسلیحاتی به ایران به این کشور نزدیک شود و جای امریکا را بگیرد، ولی در مقابل ایران از سیاست شوروی در این زمان استقبال نکرد.
به هر حال وضع به همین منوال به پیش نرفت بلکه پس از آزادسازی سرزمین‌های اشغالی به همت رزمندگان اسلام و هم‌زمان با عقب‌نشینی نیروهای عراقی از بخشی از سرزمین‌های اشغالی در تابستان 1982 (1361)، روس‌ها انتقال سلاح به عراق را از سر گرفتند. صدام حسین در سپتامبر 1982 (شهریور 1361) آغاز مجدد دریافت سلاح‌های روسی بر اساس قراردادهای پیش پرداخت شده و منعقد در دوره پیش از جنگ را اعلام کرد.این سلاح‌ها شامل جنگنده‌های میگ 25، تانک‌های تی 72 و انواع موشک‌های سام بود. در این دوره، شمار تکنسین‌ها و مشاوران روسی در بغداد نیز به 1000 تا 1200 نفر رسید. در اوایل 1983 نیز بعد از دیدار مقامات عراقی از مسکو این کشور سلاح بیشتری دریافت نمود و متخصصان روسی نیز در عراق افزایش یافتند.
این اقدامات شوروی جهت‌گیری جدید برای حمایت از عراق بود و با سیاست بی‌طرفی شوروی که در اوایل جنگ اعلام کرده بود تناقض داشت. حمایت شوروی از عراق در این دوره از جنگ یعنی پس از فتح خرمشهر نقطه عطفی در تاریخ جنگ به شمار می‌آید. زیرا که عراق به خاطر سیستم نظامی شرقی خود احتیاج بسیار مبرمی به این کمک‌ها داشت حتی کمک‌های نظامی غرب نیز نمی‌توانست به این حد به ساختار شرقی نظامی عراق کمک کند زیرا امکان تهیه تسلیحات شرقی از بازار آزاد به راحتی امکان‌پذیر نبود و برخلاف تسلیحات غربی اگر کشور سازنده آن یعنی شوروی و بلوک شرق از اعطای آن خودداری می‌کردند، کشور مصرف کننده با بن‌بست روبه‌رو می‌شد. از این جهت بود که کمک‌های شوروی که به طور مستقیم و یا غیرمستقیم و از طریق یک کشور ثالث صورت می‌گرفت برای عراق به منزله گشایش روزنه امیدی به حساب می‌آمد.
از طرف دیگر، شوروی همگام با امریکا در شورای امنیت قطعنامه‌هایی را به تصویب رسانده‌اند که همگی به ضرر ایران تمام شده است. به عنوان مثال به دنبال اجرای موفقیت‌آمیز عملیات والفجر8 شورای امنیت در 5 اسفند 1364 تشکیل جلسه داد و قطعنامه 582 را درباره استفاده از سلاح شیمیایی به تصویب رساند. در این قطعنامه که با همکاری شوروی تصویب شد با وجودی که فقط عراق از این نوع سلاح‌ها استفاده می‌کرد محکوم نشد. قید جمله «شورای امنیت از طرفین می‌خواهد که از سلاح‌های شیمیایی استفاده نکنند» نشان می‌دهد که شوروی و امریکا تا چه حد نسبت به اقدامات غیرقانونی و ضد حقوق بشر عراق از خود بی‌تفاوتی نشان می‌دادند.علاوه بر این هنگامی که ایران از پذیرش قطعنامه‌های 582 و 588 شورای امنیت به دلیل عدم توجه به خواسته‌های به حقش امتناع نمود سفیر شوروی در امارات متحده


دیدگاهتان را بنویسید