دانلود پایان نامه

هیچیک از اعضای گروه ها با وی آشنایی قبلی نداشتند. مصاحبه ها به وسیلهیک دستگاه ضبط صوت، ضبط شده و همزمان براییادداشت برداری از گفت و گوها، یک نفر دستیار پژوهشگر در جلسات حضور داشته است.
گردآوری داده ها بر طبق مرحله دوم گرند تئوری، تا زمانی که پاسخ ها به مرحله اشباع نظری برسند ادامه یافت. در محله سوم، کدگذاری یافته ها انجام شد.
3ـ6ـ انتقال پذیری (اعتبار) و تاییدپذیری (روایی)
به منظور تقویت انتقالپذیری در این پژوهش از راهکار توصیف جامع با هدف توصیف عمیق از نحوه انجام کار برای داشتن قابلیت انجام در محلهاوتوسطافراددیگر، استفاده شده است. تاییدپذیری کار نیزبا استفاده از تکنیک «انجام ممیزی»یعنی ثبت تمام کارهای انجام شده در فرایند پژوهش از ابتدا تا انتها، صورت گرفته است.
3ـ7ـ متغیرهای بررسی شده
متغیرهای مستقل این تحقیق عبارتند از : جنسیت، سن، تحصیلات، طبقه ی اجتماعی و ژانر مورد علاقه خوانندگان که به طور کل، خوانش افراد را تحت تاثیر قرار می دهندو عواملی همچون ویژگی های ارثی، آموزش و بستر فرهنگی، عوامل فرهنگی – اقتصادی و روابط اجتماعی، به منظور بررسی میزان هوش داستانی افراد در نظر گرفته می شوند.همچنین از هوش داستانی به عنوان نظریه ای برای فهم خوانش خوانندگان استفاده می شود.
در این تحقیق تمرکز اصلی بر متغیر جنسیت و گروه های خوانندگان است. یعنی در پی آن هستیم که بفمیم خوانش رمان های جدی و عامه پسند در بین زنان و مردان چه تفاوت هایی دارند؟ و همچنین خوانش خوانندگان رمان جدی چه تفاوتی با خوانش خوانندگان رمان عامه پسند دارد؟ بنابراین مدل مفهومی این تحقیق به صورت زیر می باشد؛
3ـ8ـ روش کدگذاری
این تحقیق بر اساس روش کدگذاری موضوعی که در بررسی های تطبیقی بر روی گروه های اجتماعی کاربرد دارد، انجام شده است. از آنجا که این تحقیق نیز بررسی دیدگاه های مختلف نسبت به یک پدیده یا فرایند است و به جستجو در گروه هایی با جهان های اجتماعی گوناگون می پردازد، به نظر می رسد روش کدگذاری موضوعی، روشی مناسب برای مستندسازی داده های به دست آمده باشد. لازم به ذکر است که این روش کدگذاری در پژوهش هایی که از نمونه گیری نظری یا هدفمند و ابزار مصاحبه استفاده می کنند، کاربرد دارد.
روش مذکور در این تحقیق در سه مرحله انجام شده است؛ در مرحله نخست، از هر مصاحبه توصیف کوتاهی درباره مواردی که در حکم معرفی آن مصاحبه است، تهیه می شود تا در تفسیرهای بعدی از آن ها استفاده شود. توصیف ها، مولفه های متعددی را در بر می گیرند و با توجه به پرسش تحقیق می باشد. سپس در مرحله دوم با توجه به لزوم در دست داشتن اطلاعاتی از مصاحبه شوندگان، جدول هایی به منظور ثبت مشخصات آن ها همچون جنس، سن، شغل و … تهیه شد. و در مرحله سوم، گزارش هر مصاحبه که به صورت خلاصه نظرات راجع به موضوع تحقیق است، شرح داده شده است. چون مصاحبه های این تحقیق به روش گروهی متمرکز انجام شده است، بنابراین هدف از کدگذاری ایجاد یک مقوله مرکزی برای تمامی موارد بوده است. بدین منظور پس از مصاحبه درباره هریک از کتاب ها، ابتدا ساختار موضوعی خوانش ها، استخراج شد و سپس تفاوت گروه ها در شیوه خواندن آن ها در قالب جملات کوتاهی که بیانگر مقوله موضوعی هر گروه می باشد، مشخص گردید.
3ـ9ـ روش تفسیر داده ها
در تحلیل یافته های این تحقیق، دو دسته از تفاوت ها در کانون توجه پژوهشگر قرار داشته اند: 1- تفاوت های ناشی از خوانش وابسته به جنسیت. 2- تفاوت های ناشی از خوانش گروه های اجتماعی
برای تفسیر تفاوت های مذکور نیز به نظریه مبنایی کار یعنی نظریه هوش داستانی اتکا شده است. در تحلیل تفاوت خوانش ها، این پیش فرض را در نظر داشته ام که خوانندگان حرفه ای معمولا درباره ی معناهایی که از خواندن رمان ها می سازند، با استدلال های واضح و روشن بحث و گفتگو می کنند. اما خوانندگان عادی کمتر به صورت فنی می خوانند و از خواندن رمان برای سرگرمی یا اعتلای ذهنی استفاده می کنند و کمتر معناهای خود را برای کس دیگری بازگو می کنند. و حالا این دو گروه در مواجهه با آثاری که درباره شان پیش زمینه قبلی دارند و یا آثاری که هیچ پیش زمینه قبلی از آن ها ندارند، چگونه به خواندن می پردازند و معناهای برساخته در خوانش آن ها چیست؟! در این بررسی ها دو نوع خواندن، سه شیوه خواندن و دو دسته تفسیر مورد تحلیل قرار گرفته است: انواع خواندن شناخته شده در نظریه خوانش، دو مورد «توجه به قهرمان داستان» و «توجه به پدیده های اجتماعی» را از سوی خوانندگان، بیشترین نوع خواندن بر می شمارند که با شیوه های «خواندن رویدادی یا پدیداری در سطح رخدادهای روایت»، «همذات پندارانه» و «تحلیلی- ترکیبی: جستجوی علت ها» انجام می شود و در نهایت بسته به نوع خواندن و شیوه خواندن، منجر به دو دسته تفسیر می شود: یا خوانندگان، نظام ارزشی رمان را در خوانش خود بازتاب می دهند و یا نظام ارزشی خاص خود را بر رمان تحمیل می نمایند.
با توجه به شفاهی بودن داده ها، پس از گردآوری و مستندسازی به روش کدگذاری مذکور با تلفیق دو روش «تحلیل محتوا» و «تحلیل روایت» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
فصل چهارم
توصیف و تحلیل و بیان یافتههای پژوهش
4-1- شرح مصاحبه ها
در این پژوهش با دو گروه از خوانندگان رمان های جدی و رمان های عامه پسند مصاحبه شد. بدیهی است گروه های دیگری که خواننده سایر انواع رمان هستند، وجود دارد اما از آنجا که این دو نوع رمان بیشترین تعداد خوانندگان را به خود اختصاص می دهند، در این پژوهش بر روی این دو گروه تمرکز شده است.
4-1-1-گفتگو با خوانندگان رمان های جدی و عامه پسند درباره رمان «سلوک»
رمان «سلوک» نوشته محمود دولت آبادی است که آثار او به عنوان نویسنده ای جدی نویس مطرح و شناخته شده است. درباره این رمان ابتدا با خوانندگان جدی خوان که معمولا به عنوان مخاطب این آثار شناخته می شوند، مصاحبه کردم وسپس به سراغ خوانندگانی که معمولا آثار عامه پسند را می خوانند (که از این پس آن ها را عامه خوان می نامم) رفتم و با آن ها نیز درباره این رمان مصاحبه نمودم. قبل از تشریح گزارش کامل این مصاحبه ها، خلاصه ای از رمان «سلوک» را بیان می کنم.
خلاصه داستان «سلوک» :
«سلوک» رمان نسبتا کم حجمی است از محمود دولت آبادی که در سال 1382 انتشار یافت. داستان رمان، روایت مردی است که با دیدن سایه اش در حین راه رفتن در یک شهر اروپایی آغاز می شود. سایه مردی به نام «قیس» که گاه خودش راوی داستان است و در لحظات اولیه دیدن سایه اش قادر به تشخیص و شناخت خود نیست چراکه آنقدر در افکار پریشان خویش غرق است که تا پایان داستان در مورد یکی بودن خود و سایه اش به یقین نمی رسد. قیس با دیدن سایه خود به یاد خاطراتی می افتد که در واقع باعث این حال آشفته او و مهاجرت یا به عبارت دیگر فرار او به خارج از کشور شده است. خاطراتی از عشق قیس در آستانه 50 سالگی نسبت به دختری 17 ساله که با نام های متعددی همچون نیلوفر، مها، مهتاب، نیروانا و … در این داستان حضور دارد. این عشق که سرانجامش به جفای معشوق می رسد، باعث آشفتگی حال و هوای عاشق و ترک کردن وطن می شود.
4-1-2- گزارش مصاحبه شماره یک
ابتدا خودم راجع به اهداف جلسه توضیحاتی دادم، سپس بحث را با طرح کردن پرسش ها شروع کردم.
س1: پیش از خواندن داستان، با دیدن نام کتاب، چه برداشتی از داستان داشتید؟
کد1، مرد : کتابش مال آقای محمود دولت آبادی بود. خب من چندتا از آثار دیگشو خوندم و کتاباش به نظر من وهم آمیزه یعنی داستاناش معمولا موازیه. یه مقدار از اتفاقات و حوادث در جهان گذشته می گذره بعد دوباره میاد جلوتر اشاره به زمان حال میکنه. یعنی انتظار همچین خط داستانی راشتم از آقای دولت آبادی. ولی خب یه جورایی سلوک در ذهن خودم فکر می کردم بیشتر رو به عرفان بره. البته خب خط عشق هم داشت و یه داستان عشقی تو حالت سوز و گداز
کد2 زن : آره منم با اینکه کتابای قبلی دولت آبادی رو خونده بودم ولی اصلا فکرشو نمی کردم سلوک همچین داستانی باشه. یعنی انتظار داشتم یکی از همون شخصیت های داستانی داستان های قبلی که معمولا هم توی روستاها و آبادی های اطراف شهرهای بزرگ بودن باشه که حالا دوره سیر و سلوک عرفانی رو تجربه میکنه و احتمالا هم انسان کهنسالی هستش ولی داستان دقیقا بر خلاف تصور من بود که دولت آبادی یه شخصیت کاملا متفاوتی رو معرفی میکنه و اصلا متفاوت با اون داستان هایی هست که تا به حال نوشته و اصلا یه دولت آبادی دیگه رو باهاش مواجه میشیم.
کد3 زن : به نظر من سلوک یه کلمه دو پهلو نیست و کلمه ای کاملا عارفانه اس، ولی من چون قبلا از این نویسنده کتاب خونده بودن می دونستم که بی ربط با داستان نیست و کاملا ربط داره به متن کتاب ولی خب خیلی روشن و واضح نه.
کد4 مرد : بر اساس نام هیچ ذهنیتی نداشتم چون ندرتا به دنبال اسم میرم. نویسنده برام مهم بود و سلوک خیلی ساده نمی تونم بگم وجه استعاریش اومد سراغم. تصورم بر این نبود که باید با نگاه استعاری به واژه سلوک و اون سیر و سلوک عرفانی بخونم قاعدتا حالا. یه آدمی یه شخصیتی که فقط یه مسیری رو داره تجربه میکنه و چه جوری داره تجربه میکنه قرار بود من توی رمان پیدا کنم. در واقع خیلی هم متناسب ندیدم. به نظر من می تونست اسم دیگه ای پیدا کنه رمان. چرا سلوک؟ سواله برام چرا سلوک؟
کد5 مرد : منم دقیقا اصلا به عنوان کتاب توجهی نکردم. چون معمولا بعد از اینکه کتاب رو خوندم و تموم شد به اسمش فکر می کنم که آیا ربطی به داستان داشته یا نه؟! و سلوک هم به نظر من عنوان چندان مناسبی برای این داستان نیست. انگار نویسنده اول اسم کتابشو انتخاب کرده بعد شروع کرده داستان رو بر اساس اسم انتخابیش نوشته.
کد6 زن : راستش منم هیچ وقت کتابی رو بر اساس اسمش بعنی عنوانش انتخاب نمی کنم که بخونم چون کمتر پیش اومده یعنی به تجربه برام پیش اومده که کتاب، اسمش با تصورات من فاصله زیادی داشته. البته این درباره کتابای دولت آبادی کمتره چون معمولا داستان هایی که می نویسه اسم شخصیت و قهرمان اصلی داستان رو داره، جای خالی سلوچ، اوسنه بابا سبحان، با شبیرو و حتی کلیدر که نام منطقه و روستایی هست که داستان اونجا اتفاق میفته. خب سلوک از این نظر یه کمی با نوشته های دیگه اون تفاوت داره چون معمولا اسم داستانش رو اینطوری نمیذاره. یعنی اگه اسم نویسنده پشت کتاب نبود من حدس نمی زدم که مال دولت آبادیه.
س2: داستانی که خواندید را روایت کنید.
کد1، مرد: والا کل داستان یعنی از معدود کتابایی که من می تونم توی دو جمله کل داستان رو تعریف کنم. داستان کلا روایت عشق بین یه مرد میانساله با یه دختر 17 ساله که عاشق هم میشن ولی خب متاسفانه بعد از یه مدتی وسطای راه به خاطر مسائل اجتماعی و دختره اول به خاطر فشار خونه و اون فشاری که تو خونه هست و فرار کنه از خونه عاشق مَرده میشه میخواد باهاش ازدواج کنه ولی خب دیگه بعدا پشیمون میشه و داستان سوز و گداز و آه و ناله جدایی دختره از اول شخصه که مَرده باشه که اسمش قیسه و مرور انتقام گرفتن و برنامه ریزی برای انتقام و تبدیل عشق به نفرت. کل داستان همینه.
کد2 زن: داستان روایت رابطه عاطفی بین دو نفره و تاثیراتی که این عشق بر زندگی اونها گذاشته و همچنین تاثیری که شخصیت و رفتارهای هر کدام از این دو نفر بر عشق بین اونها گذاشته. و ظاهرا هم تاثیر عشق بر عاشق داستان یا همون شخصیت اصلی که قیس نامیده میشه، بیشتره هم وقتی که رابطه برقرار بوده بیشتر تاثیر گرفته و هم زمانی که رابطه تموم میشه و به جدایی میکشه. اونقدر که قیس رو ناچار به ترک وطن و رفتن به خارج از کشور میکنه. در واقع داستان میخواد اینو بگه که چی شد که قیس به چنین سرنوشتی دچار شد؟! البته این داستان به یه نحوی با مرور و یادآوری خاطرات داره بیان میشه خاطراتی که بسیار زنده هستن و هر لحظه به یاد قیس میان.
کد3 زن: داستان دغدغه های درونی یه مرد میانسال بود. کل زندگیش تا وقتی که درگیری عاطفی با یه خانومی پیدا کرد. تناقضاتی که توی زندگیش داشت، خاطرات خوب و بدش با شخصیت های توی کتاب و مرحله ای از زندگی این آقا که منم فکر میکنم مرحله ی میانسالیش بود یه مرحله پرتنشی بود. جنس دغدغه هاش بر می گرده به شرایط اجتماعی و شغلش. چون نویسنده بود فکر می کنم. یه نویسنده یا شاعر. مثلا یه بخش هایی کوتاه و گذرا ارجاع میداد به خاستگاه این آدم، شرایط خانوادگیش یا مثلا وقتی از پدرش و خاطرات بچگیش میگفت نشون میداد که پدرش هم آدم با کمالاتی بود و چیزی که در این کتاب خیلی برجسته شده بود درگیری عاطفی که این آدم بود و دغدغه های عاطفی که این آدم داشت یه دوره ای از زندگیش خیلی بسته بوده از نظر احساسی یعنی کسی رو وارد این حریم نمی کرد یه مرز خیای روشن داشت برای احساسات و عواطفش ولی از یه جایی او مرز رو زیرپا میذاره و رد میشه از اون مرز و اون آدم یعنی این یه جور خرق عادته و یه جورایی تبادل احساسات این دو آدم غیرطبیعیه یعنی یه آدمیه که کوچکتر از اینه و داره به تابو رو تجربه می کنه یه جو کلنجار رفتن با خودش بود به نظر من، به نظر من داستان پیوستگی داشت و من چون قبلا از این نویسنده کتاب خوندم با سبک اون آشنایی داشتم ولی بازهم به نسبت کتابایی که خوندم یه خورده فضا، فضای تاریکی بود و بین فضاها بود یهو از زمان حال میرفتی به جای دیگه در همون زمان. پایان باز بود ولی پایان داشت. داستان یه مردیه که 50 سالشه یا در آستانه 50 سالگی میره به خارج از کشور پیش دوستش و یه زمانی که برای اون آدم زمان انتظار کشیدنه تا دوستش به خونه بیاد این آدم بر می گرده به خاطرات گذشتش برای اینکه ببینه برای چه اینجاست اینجا چکار میکنه و همه خاطرات یادش میاد و د رواقع نمودهای ظاهری که می بینه و نشونه هایی که تو اون شهر می بینه اینو به یاد یه سری آدمها و یه سری خاطرات و اتفاقات میندازه و این خاطرات رو تعریف میکنه تا جایی که شما رو میبره به زمانی که یه دختری وارد زندگیش شده و اولش این آدم یه کم مقاومت میکنه ولی این خانوم چون حالا یه مقبولیتی داشته و این آقا هم حالا عاشق این خانوم میشه و در واقع شما رو می بری تو جریان روابط عاطفی این آدم و مثلا از اول آشنایی شون شروع می کنه بعد به میانه ها میرسه و میگه مثلا چه مشکلاتی داشته، چی شده بعد یه جایی این رابطه دچار کشمکش و اختلافاتی شده بعدشم که حالا جدا میشن و چه اتفاقاتی میفته و این آقا از اونجا سفر میکنه و میاد جایی که الان هست و بنابراین تعریف میکنه که چطور شد و چه اتفاقاتی افتاد که این آقا الان اینجاست.
کد4 مرد: روایت یه شخصیتی به نام قیسه که مملکت رو ترک کرده و معشوقه ای داره به نام نیلوفر یا داشته که 17 سالش بوده و خودش همونجور که دوستان گفتن در میانسالیه. روایت قیس روایت آدمیه که در واقع


دیدگاهتان را بنویسید