دانلود پایان نامه

61 قانون مجازات اسلامی متهم معاف از مجازات
میگردد.

3- رای شعبه سی و یکم دیوانعالی کشور بشماره 1927-12/12/1369
اجمالا در رد دفاع مشروع چنین استدلال نموده که بکار بردن کارد در مقابل چوب، دفاع متناسب محسوب نمیشود. لذا از این نظریه چنین استنباط می شود که ملاک و معیار تناسب در دفاع مشروع، اینست که مدافع الزاما باید از وسیله ای مشابه وسیله ای که مهاجم به کار برده ، برای دفاع استفاده نماید.

4- رای شعبه بیست و ششم دیوانعالی کشور به شماره 1334-5/6/1371
خلاصه پرونده: «از ملاحظه دیگر موارد معلوم می شود، مهاجم با نانچیکو شخص مقتول بوده که پس از وارد نمودن چند ضربه به متهم، متهم چاقو در آورده ، و در نتیجه مورد دفاع بوده ولی متهم در مقام دفاع باید جراحاتی شبیه آنچه از سوی مقتول واقع شده انجام می داد و با تعدی از آن باید دیه بپردازد در نتیجه رای دادگاه مبنی بر قصاص نقض می گردد…»
از این رای چنین استنباط می گردد که بعد از انقلاب شعب دیوانعالی کشور، نظریه دیگری درباره تناسب دفاع ارائه و اتخاذ نموده اند و ملاک تناسب را در شباهت در ضربات و جراحات وارده از سوی مهاجم قرار دادهاند و با همین دلیل که مدافع چون جراحات بیشتری به مهاجم وارد نموده و منجر به قتل وی میگردیده محکوم به پرداخت دیه می گردد.
با توجه با ارای مذکور چنانچه ملاک و معیار تناسب در دفاع مشروع، تناسب میان دو وسیله بکار رفته مهاجم و مدافع بدانیم، ممکن است وسیله ای که مهاجم مورد استفاده قرار می دهد، شبیه آن در دسترس مدافع نباشد، و در اثر ترس و اضطراب ، مدافع نتواند بدرستی خطر را ارزیابی کند و در انتخاب وسیله اشتباه کند در چنین شرایطی نمی توان مدافع را که ابزار مشابه به کار رفته توسط مهاجم ندارد وادار به تسلیم کرد ، چرا که هدف از دفاع مشروع دفع تجاوز است و منظور قانونگزار در بند ج ماده 627 ق.م.ا «هرگونه وسیله آسانتری برای نجات میسر نباشد.» عبارت وسیله آسانتر، تشابه میان دو وسیله نبوده ،بلکه دفع تجاوز با هر عملی که آسانتر باشد بعنوان مثال اگر دزدی با چاقو وارد منزل شده با فریاد زدن او را فراری بدهید دیگر نیاز به استفاده از چوب یا سلاحی شبیه چاقو توسط مدافع ندارد.
بنابراین اگر مدافع سلاحی مشابه آنچه مهاجم دارد نداشته باشد، می تواند از سلاحی شدیدتر و سنگین تر تا حدی که دفع تجاوز بشود استفاده نماید و این با قاعده فقهی الاسهل فالاسهل سازگارتر است .
بدین ترتیب مدافع در به کار بردن وسیله دفاعی آزاد است ولی مطابق بند 2 ماده 61 ق.م.ا عمل ارتکابی بیش از حد لازم نباشد با رعایت این شروط از سوی مدافع ملاک خوبی است که هم از نظر شرع و هم از نظر قانون مورد قبول قرار دارد و عادلانه به نظر می رسد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در مورد نظریه ای که ملاک و معیار تناسب در دفاع را مشابهت در ایراد ضرب و جرح از سوی مهاجم توسط مهاجم می دانند خالی از اشکال نیست چرا که مدافع از حق خویش دفاع می نماید و عمل مدافع در واقع قصاص جنایت نیست تا مجنی علیه حق قصاص جرح به اندازه جرحی که به او وارد شده به جانی وارد نماید و حق دفاع با حق قصاص دو مقوله جدا از هم هستند گاهی عمل دفاعی اقتضا دارد بدون اینکه از ناحیه مهاجم صدمه ای وارد شود او را با ایراد ضرب دفع نموده ، بعنوان مثال اگر سارق با چاقو یا سلاحی دیگر وارد منزل شود در حالی که با فریاد زدن و استمداد نتوان او را فراری داد مدافع بصورت غافلگیرانه با چوب او را دفع نماید در اینجا از ناحیه سارق بر مدافع صدمه ای وارد نشده تا مشابهتی بین جراحات او و مدافع باشد از طرف دیگر چگونه می توان قصد و نیت متجاوز را فهمید تا کجا می خواهد پیش برود تا مشابه آنچه مهاجم صدمه وارد نموده ،مدافع هم همان صدمه را وارد نماید این ملاک در مورد تجاوز به عرض و ناموس هم موضوعیت ندارد.
5- رای هیات عمومی دیوانعالی کشور به شماره 6-13/3/1376
خلاصه پرونده : با توجه به اینکه متهم در مقام دفاع مرتکب قتل شده و در این مورد طبق ماده 61 قانون مجازات قابل تعقیب و مجازات نیست و دادگاه بدوی بر همین اساس حکم برائت صادر نموده که با اکثرثیت آرا ، رای دادگاه بدوی و ابرام می شود. اجمالا چون مقتول با چاقو به متهم حمله کرده و او را مجروح نموده و متهم در مقام دفاع از جان خویش با چوب به سر مقتول زده که منجر به قتل وی گردیده است. اقلیت هیات عمومی اجمالا دفاع را پذیرفته لیکن چون دفاع از حد تناسب گذشته متهم را ضامن دیه مقتول دانسته اند.
به نظر میرسد در این قضیه چون مدافع در برابر چاقو از چوب استفاده نموده که به مراتب وسیلهای خفیف تر از وسیله به کار رفته توسط مهاجم بوده و برای دفاع از جان خویش مرتکب قتل شده لذا دفاع مشروع تلقی گردیده نهایتا بلحاظ اینکه عمل ارتکابی بیش از حد لازم بوده متهم ضامن دیه می گردد.
در نتیجه می توان گفت مشابهت در جراحات ملاک و معیار مناسبی نیست فلذا ملاک و معیار تناسب در دفاع باید امر می باشد که جامع اطراف و مانع اغیار باشد.

مبحث دوم – سایر ملاکهای تناسب
در این مبحث ، سایر ملاکهای تناسب بصورت موضوعی در چهار گفتار دسته بندی گردیده است ابتدا در گفتار اول تناسب دفاع از جهت تعدد مهاجمین یا مدافعین یا هر دو در گفتار دوم دفاع منتهی به قتل عمدی مهاجم و در گفتار سوم دفاع در محل سکونت با ملک تحت تصرف مدافع و در گفتار چهارم سایر ملاکهای پراکنده برای تشخیص تناسب دفاع مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

گفتار اول – تعدد مهاجمین یا مدافعین یا هر دو
6- رای هیات عمومی شعب کیفری دیوانعالی کشور به شماره 18-22/8/1375
خلاصه جریان پرونده اینکه آقای کهزاد و غریب با سابقه خصومت و اختلاف قبلی که با خانواده خادمیها داشته اند با داشتن سلاح کلاشینکف و با برنامه ریزی قبلی شبانه به مزرعه ذرت خانواده خادمیها که متصل به منزل آنها بوده مشغول تخریب زراعت ذرت آنها می شوند خانواده خادمیها به منظور جلوگیری از خسارت و حفظ اموال و دفاع از خود با اسلحه با متجاوزین مقابله کرده و عبدالمجید با تحریک فخر الدین خادمی مبادرت به تیر اندازی بطرف مهاجمین نموده که منجر به قتل غریب می گردد و کهزاد با مشاهده وضعیت غریب با اسلحه کلاشینکف غریب بصورت رگبار به سمت خادمیها تیر اندازی می کند که یک تیر به مرحوم سید عباس اصابت و منجر به قتل او می گردد دادگاه بدوی در مورد اتهام کهزاد که مرتکب قتل عمدی سید عباس گردیده با تقاضای اولیای دم حکم به قصاص نفس نامبرده صادر که مورد تایید شعبه بیستم دیوانعالی کشور قرار می گیرد با این استدلال که کهزاد و غریب که اسلحه داشته و شبانه اقدام به تخریب مزرعه خادمیها می نمایند اقدام آنها را تجاوز تلقی نموده و کهزاد حین تجاوز و تخریب عمدی مزرعه خادمیها مرتکب قتل عمدی سید عباس می گردد هر چند که ابتدا خادمیها مبادرت به تیر اندازی بطرف انها نموده اند و دراثیر تیر اندازی غریب به قتل می رسد و در قسمت اتهام عبدالمجید خادمی که مرتکب قتل عمدی غریب گردید. شعبه دیوان دفاع مشروع تلقی نموده و عقیده بر برائت متهم داشته است فلذا حکم دادگاه بدوی را در این قسمت نقض و جهت رسیدگی مجدد به دادگاه همعرض ارسال و نهایتا دادگاه مرجوع الیه نیز حکم به قصاص نفس عبدالمجید خادمی را صادر می نماید در اینجا رای اصراری میشود و هیات عمومی دیوان عبدالمجید را مستحق قصاص نفس ندانسته و موضوع را دفاع تلقی و نهایتا بلحاظ عدم تناسب دفاع حکم قصاص صادره را نقض و پرونده را جهت رسیدگی به شعبه بدوی اعاده
مینمایند.
بعقیده اینجانب مهاجمین صرفا به قصد تخریب مزرعه خادمیها شبانه وارد مزرعه آنها نمی شوند بلکه چون سابقه خصومت قبلی داشتند قصد اصلی آنها تحریک طایفه خادمیها بوده و الا برای تخریب مزرعه نیازی به حمل اسلحه نداشته اند تیر انداز ی خادمیها به قصد قتل نبوده بلکه دفع متجاوزین بوده، ونهایتا دفاع از مال بوده که در نتیجه از حد تناسب فراتر رفته، برابر نظر دو تن از اعضای هیات عمومی دیوان و فرمایش حضرت امام (ره) :« لا اشکال فی ان الانسان ان یدفع المحارب المهاجم اللص و نحو هم عن نفسه و جریمه و ماله ما استطاع.» اینجا موضع دفاع است ولو اینکه متناسب نباشد، قطعا قصاص ندارد و فقط دیه مقتول را متهم باید بپردازد.

گفتار دوم – دفاع منتهی به قتل عمدی
7- رای شعبه 27 دیوانعالی کشور به شماره 3051-4/11/1373
در این رای متهم به جهت اینکه مورد تهدید عمل لواط از ناحیه مقتول و همدستانش گردیده با چاقو از عرض خویش دفاع نموده و با توجه به اوضاع و احوال قضیه کم سن و سال بودن متهم و تعداد مهاجمین دفاع متوقف به قتل بوده است و موضوع از مصادیق بند الف ماده 629 ق.م.ا بوده و لذا دفاع متناسب بوده است هرچند که دادگاه بدوی در استناد به قانون دچار اشتباه شده و بلحاظ اینکه متهم ، مقتول را مستحق قتل می دانسته و دفاع از عرض نموده با ماده 226 ق.م.ا متهم را تبرئه نموده است.

8- رای اصراری کیفری هیات عمومی دیوانعالی کشور بشماره 11-19/5/1378
در این رای، هیات عمومی دیوان به قصد متهم توجه نموده که چون غالبا ایراد جرح با چاقو از ناحیه ران پا کشنده نیست قبل را شبه عمد تلقی و رای دادگاه بدوی که حکم بر قصاص نفس صادر نموده نقض و جهت رسیدگی مجدد پرونده را به دادگاه همعرض ارسال می نماید به نظر این حقیر متهم در مقام دفاع ازجان برادر و ناموس برادر خود بوده و چون برادرش چاقو نداشته و مقتول چاقو داشته و عروس خانواده را با چاقو تهدید کرده هرچند که عروس خانم برادر زاده مقتول بوده از آنجا که مقتول روی تصورات و تعصبات غلط جاهلی در حضور عده ای آمده در مجلس عروسی شبانه بدون اذن صاحبخانه وارد منزل شده و با تهدید چاقو قصد داشته برادر زاده خویش که عروس خانواده متهم بوده با خود ببرد اینکه مقتول نمی دانسته که عمل خانواده متهم خلاف شرع نبوده راهش این نبوده که شخصا بیاید و با چاقو بخواهد ناموسش را ببرد بجای اینکه بدنبال ماشین نیسان بدود باید بطرف پاسگاه می رفت از این جهت دفاع وی ضرورت نداشته و از طرفی متهم که قصدش دفع مهاجم بوده نه قتل عمدی والا چاقو را به نقاط احساس تر به ناحیه قلب و گردن و شکم وارد می نمودند اینکه به پای مقتول بزند نهایتا بلحاظ اینکه دفاع متناسب نبوده باید ضامن دیه مقتول باشد و این دفاع مستند به ماده 625 ق.م.ا با رعایت ماده 627 همان قانون می باشد.

گفتار سوم – دفاع در محل سکونت یا ملک تحت تصرف مدافع
9- رای اصراری کیفری هیات عمومی دیوانعالی کشور بشماره 7- 18/4/1381
در این رای به قصد متهم که اظهار داشته عثمان با خواهر زنش رابطه نامشروع داشته و آن شب حادثه هم عثمان به قصد رابطه و عمل خلاف درب منزل با بانو ایران خواهر زن متهم مراجعه نموده و متهم قصد قتل عثمان نموده و یک تیر هم بسوی او شلیک نموده لیکن به هدف اصابت نکرده و به سهراب همراه عثمان اصابت کرده و موجب قتل وی می گردد از منظر اشتباه هدفی که متهم قصد قتل عمدی عثمان نموده لیکن بلحاظ خطای دید شبانه، تیر به سهراب که اصلا او را نمی شناخته اصابت نموده قتل را شبه عمد تلقی نموده و حکم دادگاه بدوی که قصاص نفس متهم را صادر نموده نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض پرونده را ارسال نموده است در حالیکه اگر موضوع پرونده را از منظر دفاع از عرض و ناموس خود و اقارب مورد بررسی قرار می داد بهتر بود چون متهم گفته هر کس دیگر بود من بطرف او شلیک
میکردم حکایت از این دارد که متهم قصد قتل انسانی غیر معین یا یکی از آندو نفر را کرده و قصد او عملی شده در اینصورت قتل عمدی است چنانکه جناب آقای آموزگار رئیس شعبه دیوان فرمودند به نظر این جانب از منظر دفاع مشروع به موضوع نگاه کنیم موضوع از مصادیق ماده 61 و 625 ق.م.ا لیکن چون دفاع از حد تناسب گذشته می بایست ضامن دیه مقتول باشد چون مدافع می بایست تیر هوای شلیک میکرد بعضی از اعضای هیأت عمومی اشاره به دفاع مشروع نمودند النهایه متهم را ضامن دیه دانسته اند.

10- رای شعبه 16 دیوانعالی کشور به شماره 503-24/9/70
خلاصه قضیه اینگونه بوده که مقتول با اطلاع از اینکه شوهر خانم ج برای کارکردن به شهر دیگری رفته شبانه از روی دیوار وارد منزل متهم شده و قصد تعرض به ناموس داشته متهم پدر شوهر و برادر شوهر خویش را به کمک طلبیده که با مهاجم درگیر و در همان منزل با ضربه هاون توسط متهم به قتل می رسد که در این مورد حقوق تعرض به ناموس مستند به قرائن معقول بوده چرا که شبانه و از روی دیوار وارد منزل متهم شده در حالیکه شوهر متهم در منزل نبوده و متهم بلحاظ اینکه زن بوده موضوع از مصادیق 92 (625) و 93 (626) و 94(627) قانون تعزیرات سابق و قانون مجازات اسلامی فعلی دفاع را مشروع تلقی و حکم بر برائت متهم که بعضا معاون و بعضا شریک بوده اند صادر نموده است که مورد تایید شعبه محترم دیوان قرار گرفته است.

11- رای اصراری هیات عمومی دیوانعالی کشور به شماره 1333-12/6/1317
مطابق ماده 179 ق.م.ع «هرگاه شوهری زن خود را با مرد اجنبی در یک فراش یا در حالتی که به منزله وجود یک فراش است مشاهده کند و مرتکب قتل یا ضرب یکی از آنها یا هر دو شود معاف از کیفر است این ماده ناظر به مواردی است که شوهر دفعتا مواجه با آن وضعیت شده و بواسطه هیجان روحی شدیدی که عارض او می شود و مرتکب قتل یا جرح و ضرب گردید شامل مواردیکه آنها را بصورت زن و شوهر در معبر عام مشاهده کرد در حالیکه بین آن دو مرد و زوجیت آن زن اختلافی شده و به مقامات مربوط مراجعه شده باشد نخواهد بود.»

از این رای چنین استنباط می شود که فراش جاهایی است که شوهر به اتفاق همسرش در آن محل سکونت دارد و لذا ورود شوهر به خانه و مشاهده زن با مرد اجنبی باید ناگهانی باشد و در اصطلاح امروزه در اتاق خواب یا در حالت برهنگی هر دو را بهم چسبیده ببیند تا حق کشتن مرد اجنبی را داشته باشد و در صورتیکه همسرش نیز مطاوعه کرده باشد حق کشتن او را نیز دارد این در واقع دفاع از عرض خود مدافع است همچنانکه مدافع می تواند متجاوز را به قتل برساند همسرش را بعلت خیانت و هتک عرض می تواند به قتل برساند در قانون مجازات فعلی در ماده 630 بطور مستقل این حق دفاع آمده هرچند که ضرورتی به تصویب این ماده نبوده و از عمومات ماده 61 و 629 قانون مجازات اسلامی این امر استنباط می شود.

12- رأی هیأت عمومی دیوانعالی کشور شماره 236 – 7/11/1349
خلاصه پرونده: حاجی موسی به اتهام قتل و حاج صفر پدرش به اتهام معاونت در قتل مرد مجهول الهویه، مورد تعقیب دادسرای شهرستان کرمانشاه واقع و به استناد ماده 171 ناظر به ماده 170 قانون مجازات عمومی و رعایت ماده 27 همان قانون، درخواست تعیین کیفرشان از دادگاه جنایی استان کرمانشاه می گردد دادگاه جنایی در جلسه علنی پنج نفری به اتهام متهمان رسیدگی و به شرح و استدلال مندرج در حکم، بزهکاری متهمان را به ایراد جرح به شخص مجهول الهویه که منتهی به فوت او شده، بر طبق ماده 175 قانون مسلم دانسته، ولی چون از توجه به نحوه وقوع قضیه، مسلم است که متهمان با توجه به اظهارات مطلعین، مخصوصاً که نحوه فرار را عده ای از پنجره منزل مسکونی متهمان گواهی داده و و مسیر خونریزی تا محل جسد، حکایت از فرار مقتول از پنجره فوق الاشعار دارد و اظهارات و مدافعات یکنواخت متهمان در کلیه مراحل تحقیق و اینکه سابقه خصومت بین متهمان و مقتول از پرونده استفاده نمی شود، مسلم آنست که مقتول به قصد سرقت شبانه به منزل متهمان وارد شده و با مجروح نمودن آنان در نتیجه دفاعی از ناحیه متهمان ساکنین منزل به عمل می آید مجروح و متعاقب فرار فوت می نماید. بنابراین عمل متهمان دفاع از مال محسوب است و واجد شرایط مقرر در شقوق 2 و 3 ماده 189 قانون مجازات عمومی می باشد و به استناد مواد مرقوم حکم ب معافیت آنان از مجازات صادر و اعلام می گردد. اقلیت دلایل را علیه متهمان کافی ندانسته و عقیده بر برائت آنان داشته است.

از این رأی چنین استنباط می شود که


دیدگاهتان را بنویسید