دانلود پایان نامه

جنگ که در ماه رمضان و مصادف با عید یوم کیپور (روزه یهودیان) بود، ارتش مصر به طور ناگهانی و با شعار الله اکبر از کانال سوئز گذشت و با شکستن خط دفاعی بارلو که در آن زمان به عنوان خط دفاعی تسخیر ناپذیر معروف بود و با حمایت نیروی هوائی به صحرای سینا حمله کرد و به طور هم زمان از طرف شرق نیروی هوائی سوریه تهاجم به اسرائیل را آغاز کرد. این جنگ سه هفته به طول کشید. جنگ در جبهههای سوری در 22 اکتبر و در جبهههای مصری در 26 اکتبر خاتمه یافت.
در ابتدا مصر و سوریه موفقیتهایی به دست آوردند، ولی پس از حمله متقابل اسرائیل و حمایت نظامی آمریکا و غرب وضع جنگ تغییر کرد. در حالی که سایر کشورهای عربی از کمک به مصر و سوریه خودداری کردند. مصر و سوریه وادار به عقب نشینی شدند. ارتش اسرائیل توانست در غرب کانال سوئز منطقه محدودی را به تصرف خویش درآورد. سرانجام در کیلومتر 6 قاهره، گفت و گو برای پایان دادن جنگ آغاز شد. با وجودی که مصر و سوریه موفق به باز پس گیری صحرای سینا و بلندیهای جولان نشدند، با توجه به این واقعیت که اسرائیل با کمک تسلیحاتی آمریکا موفق به عقب نشاندن مصر و سوریه شده بود، این جنگ یک پیروزی سیاسی برای مصر وسوریه محسوب میشود.
در اکتبر 1973 مجدداً بین مصر و اسرائیل در مناطق کانال سوئز و صحرای سینا و سوریه در منطقه جولان جنگ درگرفت. با اوج یافتن جنگ، آمریکا و شوروی توأم خواهان نشست فوری شورای امنیت شدند. در 22 اکتبر 1973 شورای امنیت قطعنامه 338 را به تصویب رسانید که ضمن تأیید مفاد قطعنامه 242خواستار از سرگیری مذاکرات با هدف دستیابی به صلحی پایدار و عادلانه در منطقه خاورمیانه شد. در خواست آتش بس بعداً در قطعنامه 339 مورخ 23 اکتبر 1973 مورد تاکید قرار گرفت و از دبیر کل خواسته شد تا ناظران سازمان ملل را فوراً به منطقه اعزام نماید.
هرچند با تداوم جنگ در منطقه انور سادات، رئیس جمهور مصر مستقیما به شوروی و ایالات متحده متوسل شد تا برای استقرار آتش بس مداخله نظامی کنند. در حالی که شوروی با این درخواست موافق بود، ایالات متحده با آن مخالف ورزید و این مخالفت، دو ابر قدرت را در برابر هم قرار داد. بنا به درخواست مصر، شورای امنیت در 24 اکتبر مجدداً تشکیل جلسه داد که به تصویب قطعنامهای انجامید که در آن تشکیل نیروی حافظ صلح جدیدی درخواست شده بود و همچنین به تشکیل دومین نیروی اضطراری سازمان ملل (یونف 2) منجر گردید. به دنبال توافق اسرائیل و مصر برای پایان بخشیدن به درگیریها، یونف 2 بر استقرار مجدد نیروهای خود نظارت کرد. براساس توافق جداگانهای که در ماه مه 1974 به دست آمد، اسرائیل و سوریه نیز موافقت نامه عدم درگیری را امضا کردند و این به تشکیل نیروهای ناظر بر قطع درگیری سازمان ملل آندوف انجامید که ماموریت آن نظارت بر توافقهای حاصله بین اسرائیل و سوریه بود. شورای امنیت نیز مأموریت یونف را تا ژوئیه 1979 که به دنبال حصول معاهده صلح میان مصر و اسرائیل منحل گردید، به صورت دورهای تمدید کرد. آندوف همچنان به مأموریت خود در منطقه جولان ادامه میدهد. شورای امنیت سازمان ملل متحد طی قطعنامه 338 خواستار آتش بس فوری و آغاز مذاکرات در جهت اجرای قطعنامه 242 شورا، با هدف ایجاد صلح عادلانه و پایدار در خاورمیانه شد.
در سال 1974 اتحادیه عرب سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) را به عنوان تنها سخنگوی فلسطینیها اعلام کرد. یاسر عرفات در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کرد و در سخنرانی خود به نمایندگان مجمع عمومی گفت: من با شاخه زیتون و سلاح یک جنگجوی آزادی آمدهام، نگذارید شاخه زیتون از دستم بیافتد.

ج: حمله اسرائیل به لبنان ژوئن 1982
اسرائیل به لبنان حمله کرد و یک منطقه امنیتی در جنوب لبنان برای ممانعت از پیشروی حزبالله لبنان در حمله به قسمت شمالی اسرائیل از مرزهای لبنان ایجاد کرد. ارتش اسرائیل به بیروت دست یافت و موفق به بیرون راندن یاسر عرفات از لبنان شد. عرفات مرکز سازمان را به تونس منتقل کرد.
1: حمله به اردوگاههای صبرا و شتیلا
در 16 سپتامبر 1982 شبه نظامیان فالانژیست لبنانی؛ در منطقه تحت کنترل اسرائیلی اجازه ورود به دو اردوگاه پناهندگان فلسطینی به نام صبرا و شتیلا یافتند و صدها غیر نظامی را به شهادت رساندند. آریل شارون وزیر دفاع وقت اسرائیل مسئولیت مستقیم نیروهای نظامی این منطقه را به عهده داشت. نیروهای لبنانی تحت رهبری ایلی عنیقه بودند که آموزش نظامی را در اسرائیل دیده بود. متحد نظامی مسیحی اسرائیل در لبنان وارد اردوگاه پناهندگان فلسطینی صبرا و شتیلا شد و دو هزار فلسطینی غیر نظامی را به شهادن رساندند. پس از آن که سازمان آزادیبخش فلسطین لبنان را ترک کرد، ارتش اسرائیل اروگاهها را اشغال کرد. در پی تحقیق رسمی دولت اسرائیل آریل شارون وزیر دفاع وقت؛ به طور غیر مستقیم مسئول کشتار دو هزار پناهنده غیر نظامی در اردوگاههای صبرا و شتیلا میباشد. او عملی در جهت جلوگیری از وقوع این جنایت انجام نداد.
2: خروج اسرائیل از لبنان
اسرائیل به صورت مرحلهای از لبنان به جز قسمت امنیتی در جنوب، خارج شد. در سال 1985 هواپیماهای اسرائیلی مقر ساف را در تونس بمباران کردند. اما عرفات توانست از این معرکه جان سالم به در برد. در همین سال عرفات برای نخستین بار پس از سپتامبر سیاه، با ملک حسین برای دستیابی به یک استراتژی مشترک علیه اسرائیلیها دیدار کرده و کنفدراسیون اردن- فلسطین مطرح شد. هدف از این طرح الحاق مناطق کرانه باختری و نوار غزه به اردن بود. اردن به سازمان ملل متحد فشار آورد که اسرائیل این کنفدراسیون را بپذیرد این تلاشها در سال 1986 با شکست مواجه شد.
بند سوم: انتفاضه اول 9 دسامبر 1987
انتفاضه فلسطین در کرانه باختری و غزه آغاز شد اسرائیل تلاش کرد تا شورش و آشوب انتفاضه را با به کارگیری نیروهای پلیس و ارتش، حکومت نظامی، بستن دانشگاهها، دستگیری تبعید و محدود کردن فعالیتهای اقتصادی مقابله کند. اما یک فلسطین متحد برای مدت 6 سال به اعتراضات خود ادامه داد. انتقاضه اعتراض نسبت به تداوم اشغال کرانه باختری و نوار غزه بوده و به صورت تظاهرات، اعتصاب و شورش صورت پذیرفت. مهمترین عملی که به عنوان اعتراض نمادین به تداوم اشغال صورت میگرفت، پرتاب سنگ به نیروهای امنیتی اسرائیل و اسرائیلیان ساکن این مناطق بود. این عمل اغلب توسط کودکان و پسران نوجوان فلسطینی با حمایت وسیع همگانی از جمله زنها انجام میشد. با عملیات انتفاضه برای اولین بار فلسطینیهای ساکنین مناطق اشغالی به طرز قابل توجهی درگیر جنبش علیه اسرائیل شدند. تا آن زمان اکثر مخالفتها خارج از مناطق اشغالی و توسط ساف صورت میپذیرفت. عدهای بر این عقیده هستند که در نتیجه تاثیر این اعتراضات بود که اکثریت مردم اسرائیل خواستار مذاکرات صلح شدند.
در کنفرانس اعضای عالی رتبه کنوانسیون چهارم ژنو مرکز کنوانسیون بین المللی ژنو 5 دسامبر 2001 شرایط بشر دوستانه در کرانه باختری و نوار غزه در مورد تلفات فلسطینیها در طی عملیات انتفاضه چنین گزارش شده است:
از اکتبر 2000 وقتی انتفاضه آغاز شد و تا پایان نوامبر این سال 832 فلسطینی جان خود را از دست دادند و بیش از 16500 نفر مجروح شدند بسیاری از این مجروحان و کشته شدگان غیر نظامی بودند. بیش از نیمی از کشته شدگان توسط آژانس به عنوان پناهنده ثبت شده بودند 15 درصد کشته شدگان کودکان زیر 16 سال و 15 درصد آنها افراد بین 16 تا 18 سال بودند از زمانی که دولت فعلی در اسرائیل به قدرت رسیده میزان کشته شدگان گروه سنی 5-0 بیشتر شده است که موجب نگرانی است.
حقوق حاکم بر مناطق اشغالی فلسطین حقوق بشر دوستانه و کنوانسیونهای ژنو میباشد. در راستای پاسخ به سوال اصلی پایان نامه گفتار بعدی به موارد نقض کنوانسیون چهارم ژنو در مناطق اشغالی فلسطین اختصاص دارد.

گفتار دوم: نقض کنوانسیون چهارم ژنو در مناطق اشغالی فلسطین
بند اول: اشغال نظامی و اثرات حقوقی آن
در ابتدا اسرائیل به اشغال آرام میاندیشید، برای اولین بار این مفهوم توسط موشه دایان، وزیر دفاع وقت اسرائیل در سال 1967 بیان شد.
در ماه جون 1967، اسرائیل با تهاجم به کشورهای همسایه خود، بلندیهای جولان، کرانه باختری، نوار غزه و صحرای سینا را اشغال کرد. لذا از آن تاریخ به بعد اسرائیل به عنوان قوای اشغالگر متعهد به رعایت حقوق بشر دوستانه در این مناطق شده است. حقوق بشر دوستانه شامل قوانین عرفی برخاسته از معاهده 1097 لاهه و کنوانسیون چهارم ژنو، کنوانسیون مسائل بشر دوستانه در زمان اشغال نظامی است، طبق ماده 42 مقررات لاهه که از قوانین عرفی است، یک قلمرو اشغال شده یعنی سرزمینی که به طور عملی ارتش دولت نظامی اشغالگر جایگزین دولت سابق شود و از آنجا که این مناطق دیگر تحت حاکمیت دولتهای قبلی خود نیستند و به جای آن تحت فرمان یک قدرت نظامی بیگانه هستند. در نتیجه در چنین شرایطی نهاد حقوق بینالملل مقررات فوق را حکم میکند. بخشی از گزارش کمیته ویژه در مورد اعمال اسرائیل در نوامبر 2008، تاثیرگذار در حقوق بشر فلسطینیها و سایر عربهای ساکن مناطق اشغالی، در این باره به شرح زیر میباشد:
رژیم اسرائیل هیچ گاه صراحتا قابلیت اعمال حقوق کنوانسیون چهارم ژنو را در سرزمینهای اشغالی شناسایی نکرده است و حتی به طور رسمی چنین قابلیت اجرایی را انکار کرده است. دادگاههای اسرائیل نظر دادهاند که خط مشی و عملیات اسرائیل در کرانه باختری نقض نظام حقوق اشغال از جمله مسئولیتها و تعهدات رژیم اسرائیل در تامین رفاه ساکنین فلسطینی ساکن مناطق اشغال میباشد. دیوان عالی اسرائیل چندین بار رای داده است که حقوق لاهه به عنوان حقوق عرفی بشر دوستانه در کرانه باختری و نوار غزه قابل اعمال میباشد از طرف دیگر رژیم اسرائیل مکرراً مقررات حقوقی کنوانسیون چهارم ژنو در مناطق اشغالی را نقض کرده است. از طرف دیگر رژیم اسرائیل با وجودی که به صورت دو فاکتو اعلام کرده است که به اعمال کنوانسیون چهارم ژنو در مناطق اشغالی احترام میگذارد، این مقررهها را آشکارا نقض کرده است. به هر حال نه رژیم اسرائیل و نه دادگاههای اسرائیل یک بیانیه قاطع و صریح در مورد اعمال مقررات حقوق بین الملل بشر دوستانه در این مناطق صادر نکردهاند.

در حالی که حقوق بین الملل بشر دوستانه تعهداتی را به دولت اشغالگر در مورد جمعیت مقیم مناطق اشغالی تحمیل میکند، در ضمن به دولت اشغالگر اجازه میدهد که برای حمایت از نیروهای خود و تضمین امنیت خود تدابیری بیاندیشد. ماده 43 کنوانسیون لاهه 1907 در مورد وظایف دولت اشغالگر اشعار میدارد:
در واقع قدرت دولت قانونی به دولت اشغالگر انتقال پیدا میکند. دولت اشغالگر باید با اتخاذ تدابیر لازم، قدرتش را به کار گیرد که تا ممکن شرایط را به وضعیت سابق بازگرداند و به قوانین کشور اشغال شده احترام گذاشته و آن را اجرا کند مگر این که به طور جدی ممانعتی برای اجرای آن قوانین وجود داشته باشد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

با وجودی که قوای اشغالگر دارای حق ارزیابی شرایط، انتخاب و اجرای اقدامات امنیتی یا صدور دستورات نظامی، در زمانی که شرایط طبق تشخیص قوای اشغالگر ایجاب کند، میباشد، هرگونه عملی توسط قوای اشغالگر که موجب براندازی حقوق و حمایتی که به موجب حقوق بین الملل بشر دوستانه و حقوق بشر به ساکنین اشغالی اعطا شده است، مردود میباشد. همچنین نمیتواند با وضع قانون و ایجاد ممنوعیت هایی، حقوق مردم را مستثنی کرده و خلاف جهت رابطه میان آن حقوق و حمایتها عمل کند.
هر چند اسرائیل به صورت دو فاکتو پذیرفته است که به این مقررات احترام بگذارد. از طرف دیگر سازمان ملل، دولتهای عضو و بسیاری از حقوقدانان برجسته جهان معتقدند که اسرائیل باید کنوانسیون چهارم ژنو را به همراه سایر مقررات مربوط به اشغال نظامی به طور جدی اعمال کند.
بند دوم: دستورات نظامی اسرائیل در مناطق اشغالی فلسطین
در فاصله سالهای 1967 تا 1994 زمامداران اسرائیل در نوار غزه و کرانه باختری بیش از دو هزار دستور صادر کردهاند. نظامیان اسرائیلی این دستورات را قانون و لازم الاجرا تلقی میکنند، در حدی که در دادرسیهای محاکم اسرائیلی به این دستورات استناد شده است. در عمل این دستورات جایگزین قوانین قبلی شدهاند. در حالی که حقوق بشر دوستانه محدودیتهای جدی برای وضع قانون از طرف قدرت اشغالگر مقرر کرده است. طبق ماده 43 مقررات لاهه، قدرت اشغالگر باید به قوانین کشور تحت اشغال احترام گذارد و اعمال کند مگر آن که اعمال آن غیر ممکن باشد. ماده 64 کنوانسیون چهارم ژنو در مورد اختیار قانونگذاری قوای اشغالگر چنین مقرر داشته است:
“قوانین جزائی اراضی اشغال شده به قوت خود باقی خواهد ماند مگر در حدودی که قوانین مزبور به علت این که ایجاد خطر برای امنیت دولت اشغال کننده میکند و یا مانع اجرای این قرار داد است؛ توسط دولت مذکور لغو یا موقوف الاجرا شود، …
معهذا دولت اشغال کننده میتواند اهالی اشغال شده را تابع مقرراتی کند که برای انجام تعهدات دولت مزبور ناشی از این قرار داد و برای تامین اداره منظم اراضی مزبور و برای امنیت دولت اشغال کننده … و همچنین برای امنیت موسسات و خطوط ارتباطی دولت مزبور ضرورت دارد.”
قسمت اعظم دستورات نظامی اسرائیل از چهارچوب این مقررهها فراتر رفته و عملا جایگزین قوانین قبلی در مناطق اشغالی شدهاند. بسیاری از این قوانین با مقررات کنوانسیونهای ژنو و مقررات لاهه منافات دارد.
ابتدا اسرائیل به کارگران فلسطینی ساکن مناطق اشغالی اجازه داد تا برای کار به اسرائیل بروند و البته با حقوق کمتر از کارگران اسرائیلی به کار مشغول شدند، امید اسرائیل آن بود که اشتغال و رفاه نسبی مانع غلیان احساسات میهن پرستانه مردم این مناطق شود. به هر حال تا قبل از انتفاضه اول این مناطق تقریبا آرام بود ولی در نهایت حرکت خود جوش انتفاضه همه گیر شده و فصل جدیدی در تاریخ مبارزات مردم این مناطق ایجاد شد. قوای اشغالگر در برخورد با انتفاضه به شدیدترین و خشن ترین روشها متوسل شد. براساس آمارهای آنراوا تا 30 ژوئن 1994 بیش از 1400 فلسطینی کشته و بالغ بر 80.000 نفر زخمی شده بودند.
الف: جنایات اسرائیل در منطقه لاتورن
در اولین ساعات 6 ژوئن 1967 نیروهای نظامی وارد منطقهای به نام لاتورن شامل سه روستای فلسطینی به نامهای ایمواس، آلو و بیت نوبا شدند. از آنجائی که ارتش اردن قبلا از این منطقه خارج شده بود. ارتش اسرائیل با هیچ گونه مقاومتی روبرو نشد و بلافاصله شروع به بیرون انداختن ساکنین این روستاها از خانههای خود کرد. از 6 ژوئن 1967 اکثریت ساکنین این روستاها مجبور به فرار از این منطقه شدند و به اردن پناهنده شدند. مقامات اسرائیلی شروع به اجرای نقشه خود برای ویران کردن این روستاها و با خاک یکسان کردن آنها کرد. این عمل اسرائیل از منظر حقوق بین الملل در این بخش بررسی میگردد.
ب: جابجایی اجباری
ارتش اسرائیل با تخلیه و ویران کردن این سه روستا حقوق و عرف بین الملل جنگ را نقض کرد. اکنون بیش از چهل سال از این واقعه میگذرد و نقض حقوق بین الملل از حق بازگشت ساکنین اولیه این روستاها به خانه خود ادامه دارد. یکی از سربازان اسرائیلی که در عملیات منطقه لاتورون حضور داشت این واقعه را چنین توصیف کرده است.
به ما گفته نشده بود در نقاطی که دست یابی به روستا امکان پذیر میشد. موقعیت نظامی بگیریم و مانع ورود روستائیانی که اعلامیه رژیم اسرائیل را در رادیو اسرائیل دال بر اجازه بازگشت آنها به روستاها شنیدهاند شویم. دستور عبارت بود از: به سر آنها شلیک کنید به آنها بگوئید که حق ورود به روستا را ندارید.
چنین جابجایی اجباری که در روستاهای منطقه لاتورون صورت پذیرفت. طبق ماده (1)49 کنوانسیون چهارم ژنو که اسرائیل عضو آن میباشد و همچنین حقوق بین الملل بشر دوستانه عرفی ممنوع میباشد. استثناهایی که در این ماده در نظر گرفته شده است شامل شرایط خاص این منطقه نمیشود زیرا هیچ گونه


دیدگاهتان را بنویسید