دانلود پایان نامه

قبول هیچ حقوقدانی نیست به همین جهت در هیچ یک از قوانین حاکمیت اراده یک تن به عنوان منبع اصلی تعهد پذیرفته نشده است ،پس در حقوق کنونی نمی توان ایقاع را از منابع ایجاد تعهد به شمار آورد
در ق.م ما اسباب ایجاد تعهد شامل تعهدات ناشی از عقود و الزامات خارج از عقد می شود این تقسیم بندی در عین سادگی هیچ یک از اشکالات وارده را ندارد و از جهات گوناگون از آن تقسیم بندی ها برتر است
د-اقسام تعهد
در این قسمت به بررسی تعهدات طرفین قرارداد می پردازیم. می دانیم که در هر قراردادی ممکن است تعهدات مختلفی بر عهده هر یک از طرفین آن قرار گیرد این تعهدات از نظر اهمیت دارای ارزش مساوی نیستند ،بلکه برخی از این تعهدات اساسی بوده و برخی دیگر جنبه فرعی دارند مثلا در عقد بیع تسلیم مبیع یا تأدیه ثمن از تعهدات اصلی عقد خواهد بود ، در مقابل شروطی که در ضمن عقد قرار داده شده و تسلیم مبیع را در محل فروشنده مقرر کرده از تعهدات تبعی این عقد خواهد بود . در این قسمت تعهدات حاصل از قرارداد را به تعهد اصلی و تبعی تقسیم کرده و به اختصار هر یک را مورد بررسی قرار می دهیم.
1-تعهدات اصلی
منظور از تعهدات اصلی تعهدی است که مستقلا از طرف متعاقدین مورد عقد و قرارداد قرار می گیرد.و همه شرایط اساسی صحت معاملات که در ماده 190 ق.م مندرج است در آن موجود می باشد، این تعهد که معامله بخاطر آن منعقد شده رکن معامله محسوب می شود و هدفی است که به طور مستقیم طرفین را به انعقاد قرارداد واداشته است. در قراردادهای معوض که محور اصلی ما در این نوشته می باشد تعهدات اصلی طرفین به عنوان عوض و معوض در قرارداد مطرح می شوند به گونه ای که رابطه همبستگی بین دو تعهد ایجاد می شود و تعهدات غیر اصلی این رابطه جدا هستند و هیچ گاه بین تعهدات اصلی و تعهدات تبعی رابطه همبستگی ایجاد نمی شود. برای مثال اگر معماری در مقابل مالک زمینی ساخت خانه ای را با شرایط مشخص به عهده بگیرد و در مقابل ، مالک نیز پرداخت هزینه ساخت را بر عهده بگیرد در این صورت تعهدات اصلی طرفین به ترتیب عبارت خواهند بود از : ساخت خانه و پرداخت هزینه ساخت. در این مثال تعهدات مذکور به طور مستقل مورد قرارداد ، قرار گرفته اند و التزام های اصلی قرارداد می باشند که رابطه همبستگی میان آن دو ایجاد می شود. از رابطه همبستگی میان دو تعهد نتایج زیر حاصل می شود :
اول : اینکه هر یک از طرفین عقد می تواند اجرای آنچه را که به عهده دارد موکول به اجرای تعهد متقابل سازد ،مثلا فروشنده تسلیم مبیع را به گرفتن ثمن منوط سازد و خریدار تأدیه ثمن را به قبض مبیع. این حق گروکشی که برای تضمین متقابل دو عوض اندیشیده شده است در اصطلاح حق حبس می نامند.
دوم : اینکه اگر حادثه خارجی مانع از اجرای تعهد یکی از دو طرف شود دیگری نیز از آنچه به عهده دارد بری خواهد شد. در این خصوص باید گفت رویه فقهای امامیه بر این بوده که نتایج همبستگی بین دو عوض و از جمله مسئله تلف مبیع قبل از قبض را در بیع که شایع ترین فرد عقود معوض است بیان کنند به موجب ماده 387 ق.م «اگر مبیع قبل از قبض تسلیم بدون تقصیر و اهمال از طرف بایع تلف شود بیع منفسخ و ثمن باید به مشتری تحویل گردد…» با توجه به ماده می توان گفت که در فرضی که امکان انجام تعهد اصلی از ناحیه یکی از طرفین عقد بواصطه حادثه خارجی منتفی گردد اجرای تعهد اصلی طرف مقابل نیز منتفی خواهد بود.
اول: اقسام تعهد اصلی

تعهدات اصلی طرفین بر حسب هر عقد و قراردادی متفاوت خواهد بود برای مثال در عقد بیع که بارزترین نمونه عقود معوض است تعهدات اصلی فروشنده را می توان تعهد به انتقال مالکیت مبیع ، تعهد به تسلیم مبیع به مشتری و تعهد به عدم تعدی و تفریط در مبیع بیان نمود در مقابل تعهد خریدار به پرداخت ثمن بیع ، تحویل گرفتن مبیع و عدم تعدی و تفریط در ثمن معامله را از تعهدات اصلی نام برده دانست. یا در عقد اجاره تکالیفی که موجر در اثر عقد اجاره پیدا می کند در سه تعهد اصلی خلاصه می شود که عبارت اند از:
1-تسلیم مورد اجاره
2-انجام تعمیرات و تحمل مخارج مورد اجاره
3-خودداری از تغییراتی که با مقصود از استیجار منافی باشد
در سمت مقابل نیز می توان تعهدات زیر را به عنوان تعهدات اصلی حاصل از عقد اجاره نسبت به مستأجر قلمداد کرد. تعهد پرداخت اجاره بها در موعد مقرر ،تغیییر ندادن منفعت مورد اجاره و نیز خودداری از تعدی و تفریط نسبت به عین مستأجره.
بنابراین همچنانکه ملاحظه می گردد بر حسب اینکه عقد و قرارداد ما تفوت تفاوت می کند تعهدات اصلی حاصل از آنها نیز تفاوت خواهد کرد. بنابراین تعهدات اصلی حاصل از قراردادها ثابت نبوده و از عقدی به عقد دیگر تعهدات اصلی حاصل از آن نیز تفاوت خواهد کرد بنظر می رسد که احصاء و شمارش تعهدات اصلی حاصل از قراردادها با توجه به تنوع و گوناگونی قراردادها امری بعید می باشد.
اما آنچه در این قسمت مهم بنظر می رسد ارئه معیاری است برای اینکه در هر قراردادی چگونه تعهدات اصلی را در مورد شناسایی قرار دهیم بنظر می رسد که برای این امر بایستی قصد طرفین و اهداف اساسی آنها از انعقاد قرارداد و اوضاع و احوال پیرامون قراراداد و عرف معاملاتی در زمینه قراردادی خاص را باید از عوامل اساسی تشخیص تعهدات اصلی مدنظر قرار دهیم.
2-تعهدات تبعی
تعهد تبعی تعهدی است که در حدوث خود از تعهد دیگری که تعهد اصلی است پیروی می کند. این تعهد از جهت انشاء استقلالی ندارد به این معنی که بر خلاف عقد اصلی مستقلا انشاء نمی شود بلکه در مرحله پیدایش تابع قرارداد اصلی است که تعهد نیز ضمن آن مندرج گردیده است. بنابراین تعهدات تبیعی خارج از ارکان عقد بوده در حقیقت از قرارداد اصلی کسب اعتبار و نفوذ می کنند.
اول-اقسام تعهدات تبعی (فرعی)
از جمله مهم ترین تعهدات فرعی که در قانون مدنی به طور مشخص مورد توحه قرار گرفته اند ، شروط ضمن عقد می باشند این شروط سه قسم می باشند : 1-شرط نتیجه 2-شرط صفت 3-شرط فعل.
-شرط صفت
شرط صفت شرطی است که موضوع آن صفتی از اوصاف مورد معامله می باشد که این مورد معامله یک عین خارجی است. بنابر این در مورد شرط صفت دو نکته بایستی مورد توجه باشد. اول اینکه مورد معامله بایستی معین باشد دوم اینکه شرط راجع به صفتی از صفات مورد معامله باشد مثل اینکه خریدار زمینی را به شرط آنکه دارای 50 متر عرض و 100 متر طول باشد خریداری کند. در این مثال مبیع عین خارجی است و موضوع شرط مساحت است که از اوصاف کمی زمین است. مطابق ماده 234 ق.م «شرط صفت عبارت است از راجع به کیفیت یا کیمیت مورد معامله» مراد از شرط راجع به کیفیت شرطی است که موضوع آن وصفی از اوصاف و عوارض مورد معامله است مثل شرط راجع به جنس ،رنگ، بو و … و مراد از شرط راجع به کمیت شرطی است که موضوع آن مقدار مورد معامله از حیث مساحت ،وزن و عدد می باشد.
در مورد شرط راجع به کمیت باید گفت که قید مقدار در مورد معامله به دو صورت انجام می گیرد، اول اینکه قید مقدار فقط به عنوان وصف مورد معامله است مثل اینکه یک اسب ترکمن مورد معامله قرار گیرد به شرط آنکه 200 کیلو باشد.
دوم اینکه شرط علاوه بر جنبه وصفی مقدار مورد معامله را نیز مشخص کند مثل اینکه شخص کومه گندمی را یک صد هزار تومان بفروشد به شرط اینکه 1000 کیلو باشد. در مثال ذکر شده شرط 1000 کیلو بودن علاوه بر اینکه جنبه وصفی دارد جنبه مقداری نیز دارد یعنی میزان تعهد فروشند را نیز مشخص می کند.
-شرط نتیجه
منظور از شرط نتیجه ، شرطی است که مورد آن مقتضی یکی از عقود باشد مثل اینکه در بیع خانه ای شرط شود که خریدار وکیل فروشنده در بیع اتومبیل وی باشد. همچنان که ملاحظه می شود در این مثال مقتضی عقد وکالت به صورت شرط نتیجه در ضمن عقد بیع درج گردیده است به طوری که با تحقق بیع خریدار وکیل فروشنده نیز می گردد. این است که ماده 236 ق.م بیان میکند : «شرط نتیجه در صورتی که حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد آن تنیجه به نفس اشتراط حاصل می شود.»
-شرط فعل

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به موجب ماده 234 ق.م :«شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدم به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.» بر طبق این ماده شرط فعل بر دو قسم است:
الف-شرط فعل مثبت: مثل اینکه در عقد بیع خانه ای فروشنده تعهد نماید که ظرف مدت دو ماه خانه را تعمیر نماید یا اینکه در حیات آن حوض آبی بسازد.
ب-شرط فعل منفی : مثل اینکه مشروط علیه متعهد شود که از انجام عملی خودداری کند که این امتناع می تواند برای یک مدت محدود باشد یا برای یک مدت مستمر. برای مدت محدود ، مثل اینکه موجر به هنگام اجاره دادن مغازه خود به مستآجر تعهد کند که مغازه مجاور آن مغازه را که ملک اوست برای دو سال به شغل مشابه اجاره ندهد. برای مدت مستمر هم مثل اینکه شخصی اتومبیل خود را به همسایه بفروشد به شرط آنکه همسایه سر نیر خود را که بواسطه تعمیرات برداشته مجددا روی دیوار ملک فروشنده نگذارد. (م 124 ق.م)

گفتار دوم: اقسام تعهد در حقوق انگلیس
در نظام حقوقی انگلیس تعهدات ناشی از قرارداد را به متعهدات اساسی و غیر اساسی تقسیم کرد که به اختصار بررسی می کنیم.
الف-تعهدات اساسی
از این تعهدات در نظام حقوقی انگلیس به عنوان شروط اساسی یا شروط بنیادی نام برده می شود. در این نظام حقوقی شروط خاصی هستند که نقض آنها به منزله عدم اجرای کامل یک قرارداد می باشد. این شروط اساسی از شروط تضمینی و شروط های مهم تر از آن نیز بنیادی تر هستند و هسته اصلی قرارداد را تشکیل می دهند و به این دلیل شروط معافیت مندرج در قرارداد نمی توانند آنها را تحت تأثیر قرار دهند. به عبارت دیگر اگر در یک قراردادی شرط معافیت هم مهم باشد بار مسئولیت نسبت به نقض اساسی وجود خواهد داشت و این مسئولیت تحت پوشش معافیت قرار نخواهد گرفت. برای مثال اگر قراردادی برای فروش کنده درخت ماهون منعقد گردد تعهد به تحویل کنده ساخته شده از درخت ماهون شرط اساسی قرارداد است و اگر کنده درخت کاج به جای آن تسلیم شود یک عدم اجرای کامل محقق گردیده که هیچ شرط استثناء یا معافیتی نمی تواند آن را تحت تأثیر قرار دهد. هیچ یک از طرفین در یک قرارداد نمی تواند خود را از مسئولیت ناشی از نقض اساسی معاف کند و طرف قرارداد می تواند فقط در زمانی که به تعهدات خود مطابق با قرارداد عمل کرده ، از حمایت شرط معافیت بهره مند گردد نه در زمانی که از قرارداد خود تخطی کرده است و تخلفی مرتکب شده است که به ریشه و اساس قرارداد لطمه وارد می سازد. از این رو برای مثال اگر افرادی که مسئول قسمت انبار راه آهن هستند به افراد غیر مجاز اجازه دهند که وارد آنجا شده و چمدان ودیعه گذار را بدون برگ تودیع به انبار بردارند این امر یک نقص اساسی است و راه آهن نیز بوسیله ی شروط معافیتی که چنین ضرر یا تسلیم ناشایستی را مقرر می کند مورد حمایت نخواهد بود. با وجود اینکه ممکن است در قرارداد شروط محدودکننده یا توسعه دهنده مسئولیت طرفین وجود داشته باشد اما این شروط نمی توانند مسئولیت ناشی از نقض بنیادی را از بین ببرند.
ب-تعهدات تبعی (غیر اساسی) در حقوق انگلیس
در این قسمت نیز همچنانکه در نظام حقوقی کشور ما یک قسمت مهم از تعهدات تبعی را تحت عنوان شروط ضمن عقد مورد بررسی قرار دهیم این بحث را در حقوق انگلیس نیز در قالب شروط ضمن عقد مورد بررسی قرار می دهیم تا به آنچه هدف ما از بررسی این تعهدات است برسیم. در این نظام حقوقی شروط ضمن عقد در یک شیوه که در قانون بیع کالای انگلیس مصوب 1979 منعکس است به دو دسته شروط مهم یا غیرمهم (یا شروط اصلی و فرعی) تقسیم بندی شده اند. این شروط می توانند صریح یا ضمنی باشند که مراد از شروط صریح آن شروطی است که توسط طرفین قرارداد به صراحت در آن گنجانده می شوند و در حالی که شروط تلویحی (ضمنی) بوسیله طرفین یا دادگاه و یا توسط قوانین و مقررات در قراردادها گنجانده می شوند. هر گاه یکی از این شروط مورد نقض واقع شود شیوه دادگاه برای کشف اینکه شروط از کدام نوع بوده اند از ماهیت قرارداد ، قصد ابراز شده ای طرفین و یا آثار نقض بدست می آید. در این قسمت به بررسی شروط ضمن عقد طبق قانون ذکر شده می پردازیم.
-شرط مهم
در نظام حقوقی انگلیس یک شط مهم به عنوان یک تعهد یا اظهار یک حقیقت تعریف می شود که شرط اساسی قرارداد را تشکیل می دهد. در معنای معمول یا شرط مهم ، تعهدی اساسی است که در یک قرارداد یکی از طرفین متعهد می شود که به خوبی آن را انجام می دهد. مثالی از اظهار حقیقت که یک شرط اصلی در قرارداد را تشکیل می دهد. موردی است که در قرارداد اجاره ی کشتی اظهار می شود کشتی که در کدام بندر است. یعنی در حین انعقاد قرارداد اجاره ، اظهار این مطلب که کشتی در چه محلی مستقر است به عنوان شرط مهم تلقی شده است مانند اینکه در حین ، عقد اجاره کشتی به عنوان شرط اظهار شود که کشتی در بندر آمستردام است که این امر یعنی در بندر آمستردام بودن به عنوان اظهار یک حقیقت که شرط مهمی باشد تلقی شده است، نمونه ای از تعهد هم که به عنوان شرط مهم تلقی شده است موردی است که تعهد می شود که کشتی تا موعد معینی جهت بارگیری به بندر ارسال می گردد ولی در موعد معین ارسال کشتی به عمل نیامده و مثلا چند روز بعد از موعد کشتی ارسال شود که در این مورد نیز تعهد به ارسال کشتی جهت بارگیری تا موعد معین به عنوان یک شرط مهم می باشد. در قانون بیع انگلیس نیز نمونه های از شرط مهم آمده است که دو نمونه در زیر آورده می شود.
اول) در مورد کالای که با توصیف مبادله می شود مطابق ماده 13 قانون مذکور کالا باید با توصیف به عمل آمده در قرارداد منطبق باشد این شرط ضمنی از جمله ی شروط مهم می باشد. با این وجود زمانی این شرط اعمال می شود که خربدار به این توصیف اتکا کرده باشد و چنانچه خریدار به آن وصف اتکا نکرده باشد مثل اینکه خود کالا را پسندیده و خریداری کرده باشد این قاعده اعمال نمی شود.
دوم) طبق بند دوم از ماده 14 قانون بیع کالای انگلیس ، در بیع های تجاری یا آنجا که فروشنده در روند تجارت خود معاملاتی را منعقد می کند این شرط ضمنی وجود دارد که کالا دارای کیفیت تجاری می باشد این شرط نیز جزو شروط مهم محسوب می شود و زمانی قابل اعمال است که فروشنده بوسیله اعلام عیوب کالاها آن را استثناء نکرده باشد و یا اینکه خربدار کالا را بدون بررسی آنها خریداری کرده باشد. لیکن اگر خریدار کالاها را بررسی نموده به نحوی که عیب موجود در کالا بوسیله آن بررسی می بایست روشن می گردید در این صورت این شرط منتفی خواهد بود.
-شرط غیرمهم (فرعی)
این شرط برخلاف شرط مهم جنبه اساسی ندارد بلکه نسبت به آن شرط از اهمیت کمتری برخوردار است یک شرط غیر مهم اظهار صریح یا ضمنی امری است که یک طرف تعهد می کند که آن امر قسمتی از تعهد باشد با ملاحظه اینکه آن قسمت از قرارداد نسبت به هدف اصلی قرارداد ، جنبه فرعی دارد.
در تعریف دیگری گفته شده است که معنی واقعی شرط غیر مهم در حقوق انگلیس توافقی است که به مورد معامله در یک قرارداد اشاره دارد اما می توان گفت به خودی خود یا به موجب قرارداد قسمت اساسی یک قرارداد نیست و نسبت به هدف اصلی قرارداد جنبه فرعی دارد.
در فرضی که خریدار به اظهار فروشنده اتومبیل مبنی بر اینکه مدت خدمات بعد از فروش آن دو سال خواهد بود اعتماد می کند و بعد از معامله خلاف بودن اظهار فروشنده (که به صورت شرط بیان شده) مشخص می شود و معلوم می گردد این مدت 18 ماه بوده ، نقض یک شرط غیر مهم رخ داده است. یا در فرضی که کالایی خریداری می شود با اعتماد بر اظهار فروشنده مبنی بر اینکه کالا تا مدت معینی ضمانت شده است مثلا تا یک سال عیوب ناشی از استعمال متعارف کالایی توسط تولید کننده تحت پوشش قرار گرفته و بعدا معلوم شود که این مدت نه ماه بوده و باز هم چنین شرطی یک شرط غیر مهم می باشد.
گفتار سوم: اقسام تعهد در حقوق آمریکا
در این قسمت به بررسی حقوق آمریکا در خصوص تعهدات قراردادی می پردازیم همچنان که می دانیم در یک قرارداد تعهدات مختلفی ممکن است وجود داشته باشد که از این تعهدات بخشی به عنوان


دیدگاهتان را بنویسید