0 =p ؛ 06/1- z =). لذا فرض صفر پذيرفته مي شود.
جدول 4- 19: تغييرات مربوط به LDL گروه‏هاي تمرين هوازي و تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني
گروهها
اختلاف
پيش و پس
(M±SD)
ميانگين
رتبهها
مقدار Z
مقدار p
نتايج تست لون

مقدار F
مقدار p
تمرين هوازي
14/21±33/7
17/8
06/1-
297/0
498/0
491/0
تمرين هوازي +رژيم پلكاني
02/17±5-
83/10

نمودار 4- 14: تغييرات LDL بين دو گروه

نتيجه: بين تأثير 8 هفته برنامه تمريني هوازي و برنامه تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني بر LDL خون زنان غيرفعال ميانسال تفاوت وجود ندارد.

فرضيه15- فرض صفر: بين اثر 8 هفته تمرين هوازي و 8 هفته تمرين هوازي با رژيم غذايي کاهش وزن پلکاني بر آديپونكتين سرم زنان غيرفعال ميانسال تفاوت وجود ندارد.
نتايج آزمون آماري Independent sample T test، مقايسه بين گروهي ميانگين آديپونكتين سرم برنامه تمرين هوازي و تمرين هوازي با رژيم پلكاني (جدول20- 4) نشان مي دهد بين دو گروه تفاوت معناداري وجود دارد(038/0 =p ؛ 24 /2- t =). لذا فرض صفر رد مي شود.
جدول 4- 20: تغييرات مربوط به آديپونکتين سرم گروه‏هاي تمرين هوازي و تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني
گروهها
اختلاف
پيش و پس
(M±SD)
مقدارt
مقدار df
مقدار p
نتايج تست لون

مقدار F
مقدار p
تمرين هوازي
76/1±07/4-
24/2-
17
038/0
652/0
430/0
تمرين هوازي +رژيم پلكاني
34/1±7/5-

نمودار 4- 15: تغييرات آديپونکتين بين دو گروه

نتيجه: 8 هفته برنامه تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني در مقايسه با برنامه تمريني هوازي منجر به افرايش بيشتر آديپونكتين سرم زنان غيرفعال ميانسال مي گردد.

فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري تحقيق

خلاصه تحقيق:
اين تحقيق با هدف بررسي تاثير هشت هفته تمرين هوازي و رژيم غذايي کاهش وزن پلكاني بر سطح آديپونكتين سرم و نيمرخ ليپيدي خون زنان غيرفعال ميانسال انجام شد. متغيرهاي تحقيق شامل برنامه تمرين هوازي، ترکيب تمرين هوازي با رژيم غذايي به عنوان متغيرهاي مستقل و سطوح سرمي آديپونكتين و نيمرخ ليپيدي خون به عنوان متغير وابسته بود. روش اجراي اين تحقيق از نوع تحقيقات نيمه تجربي با طرح پيشآزمون – پسآزمون در دو گروه تجربي بود. نمونه آماري اين تحقيق 20 نفر زن غيرفعال ميانسال و داراي اضافه وزن بودند، كه به صورت داوطلبانه به روش نمونهگيري انتخابي در دسترس انتخاب شدند. در آغاز کارآزمايي تمامي آزمودنيها با طرح کلي، نحوه همکاري و نکات ضروري در اجراي صحيح پژوهش آشنا شدند، سپس به تکميل پرسشنامههاي مربوطه و فرم رضايتنامه شرکت در تحقيق پرداختند. قبل از آغاز برنامه اصلي تحقيق، شاخصهاي پيکرسنجي و نمونه خون آزمودنيها با رعايت کامل اصول اخلاقي به وسيله ابزار و امکانات مربوطه، اندازهگيري و جمعآوري گرديد. سپس آزمودنيها بطور تصادفي در دو گروه مجزا به اجراي برنامه پژوهشي پرداختند. گروه تمرين+رژيم(40 درصد کاهش کالري را بصورت تدريجي و پلکاني اعمال نمودند)، کاهش کالري دريافتي را به همراه سه روز تمرين هوازي در هفته و هر جلسه به مدت 60 دقيقه انجام دادند و گروه تمرين نيز سه روز تمرين هوازي در هفته (هر جلسه به مدت 60 دقيقه با شدت 60 تا 80 درصد ضربان بيشينه )به همراه توصيههاي کلي دريافت مواد غذايي مطابق الگوي تمرين+رژيم از نظر درصد درشت مغذي ها ازکل کالري دريافتي (بدون کاهش کالري )، انجام دادند. پس از اتمام برنامههاي مذکور، مجددا” شاخصهاي پيکرسنجي و همچنين نمونه خون آزمودنيها بهوسيله همان ابزار و امکانات استفاده شده در مرحله نخست اندازهگيري و جمعآوري گرديد. در پايان تمامي داده هاي خام با استفاده از نرم افزار آماري SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

يافتههاي تحقيق:
1- هشت هفته تمرين هوازي موجب كاهش معنادار تريگليسريد خون زنان غيرفعال ميانسال نميگردد.
2- هشت هفته تمرين هوازي موجب كاهش معنادار كلسترول خون زنان غيرفعال ميانسال نميگردد.
3- هشت هفته تمرين هوازي موجب افزايش معنادار HDL خون زنان غيرفعال ميانسال نميگردد.
4- هشت هفته تمرين هوازي موجب كاهش معنادار LDL خون زنان غيرفعال ميانسال نميگردد.
5- هشت هفته تمرين هوازي موجب افزايش معنادار آديپونکتين سرم زنان غيرفعال ميانسال ميگردد.
6- هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني موجب كاهش معنادار تري گليسريد خون زنان غيرفعال ميانسال نميگردد.
7- هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني موجب كاهش معنادار كلسترول خون زنان غيرفعال ميانسال نميگردد.
8- هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني موجب كاهش معنادار HDL خون زنان غيرفعال ميانسال ميگردد.
9- هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني موجب كاهش معنادار LDL خون زنان غيرفعال ميانسال نميگردد.
10- هشت هفته تمرين هوازي و رژيم كاهش وزن پلكاني موجب افزايش معنادار آديپونکتين سرم زنان غيرفعال ميانسال ميگردد.
11- بين تأثير هشت هفته برنامه تمريني هوازي به تنهايي و برنامه تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني بر تري گليسريد خون زنان غيرفعال ميانسال تفاوت وجود ندارد.
12- بين تأثير هشت هفته برنامه تمريني هوازي به تنهايي و برنامه تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني بر كلسترول خون زنان غيرفعال ميانسال تفاوت وجود ندارد.
13- بين تأثير هشت هفته برنامه تمريني هوازي به تنهايي و برنامه تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني بر HDL خون زنان غيرفعال ميانسال تفاوت وجود دارد.
14- بين تأثير هشت هفته برنامه تمريني هوازي به تنهايي و برنامه تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني بر LDL خون زنان غيرفعال ميانسال تفاوت وجود ندارد.
15- بين تأثير هشت هفته برنامه تمريني هوازي به تنهايي و برنامه تمرين هوازي همراه با رژيم پلكاني بر آديپونكتين سرم زنان غيرفعال ميانسال تفاوت وجود دارد.

بحث و نتيجه گيري
همانطورکه مي دانيم تجمع بافت چربي سبب افزايش خطر ابتلا به بيماريهاي مزمن مي‌شود. زيرا اين تجمع با تغييرات متابوليكي دربدن همراه است. براي مثال افزايش توده چربي ناشي از چاقي، سبب افزايش غلظت اسيدهاي چرب استريفيه نشده23 مي‌شود، كه خود مستقيم يا غير مستقيم به ساير عوامل خطر بيماري‌هاي قلبي و عروقي مرتبط مي‌باشد (209). بعلاوه همچنان كه سلول چربي با ذخيره چربي بزرگ مي‌شود، از نظر متابوليكي فعاليتش كمتر و در نتيجه پاسخ كمتري به انسولين مي‌دهد. توانايي كم بافت چربي براي پاسخ سريع به انسولين و ساير هورمون‌ها به عنوان فاكتور ايجاد كننده مقاومت انسوليني در نظر گرفته شده و زمينه بروز بيماريهاي مزمن از طريق اين اختلالات متابوليكي، به شدت افزايش مي‌يابد (210). با وجود آنکه ارتباط چاقي با عوارض نامطلوب آن به خوبي نشان داده شده است، ولي ارتباط بيولوژيک چاقي با پاتوژنز اين اختلالات هنوز در هالهاي از ابهام است. بافت چربي که تنها به عنوان محلي براي ذخيره انرژي شناخته ميشد، بافت متابوليک فعالي است که فاکتورهاي متابوليکي مختلفي ترشح مي کند که به مجموع آنها اديپوسيتوکين24 گفته مي شود (211). مطالعات نشان مي‌دهد كه ارتباط چاقي با بيماريهاي مزمن در برخي از قسمتها توسط اين مولكول‌هاي پروتئيني كه از بافت چربي ترشح مي‌شوند، توجيه مي‌شود. درچنين شرايطي اهميت کاهش وزن و مقابله با تجمع چربي اضافي در بدن بيشتر خودنمايي ميکند. افراد زيادي در زمينه انواع کاهش وزن و تاثير آن برکاهش خطر ابتلا به بيماريهاي مزمن فعاليت نموده اند. ازجمله مطالعه زوتزاس25 و همکااران (2007)، كه بر روي زنان چاق غير ديابتي مبتلا به سندرم متابوليكي انـجـام شـد و در نتيجه كـا هـش وزن، سـطح گـلوكز و انسولين ناشتا كاهش معني‌داري يافته و تاثيرکاهش وزن برکاهش خطرابتلا به بيماريهاي مزمن را تاييد نمود. همچنين مطالعهاي را که راين26و همكاران در سال 2004 گزارش کردند، در رابطه با كاهش وزن ناشي از رژيم كم کالري به همراه ورزش بود که به مدت شش ماه در زنان چاق يا داراي اضافه وزن انجام شد و بکارگيري ورزش به همراه رژيم کاهش وزن را، راهي مفيد و موثرتر براي بهبود اضافه وزن و چاقي نشان دادند (212). نتايج تحقيق حاضر نشان داد که ميانگين سطح آديپونكتين سرم در هر دو گروه افزايش معنادار داشته است. نتايج به دست آمده حاکي از آين است که تمرينات ورزشي منظم باعث حفظ سلامت دستگاه قلب و عروق شود و عوامل التهابي را کاهش ميدهد. تمرينات استقامتي منظم، آثار محافظتي در مقابل بيماريهاي قلبي عروقي دارند. تمرينات استقامتي منظم با افزايش حجم خون و پلاسما، کاهش غلظت خون، افزايش حجم ضربهاي و افزايش حداکثر اکسيژن مصرفي به طور مستقيم بر دستگاه قلبي عروقي تاثير ميگذارد. اين هورمون سوخت و ساز چربي و قند را در بدن تنظيم مي‌کند، و داراي آثار ضد آتروژنيک ( از دست دادن خواص ضد انعقاد)، ضد ديابت، و ضد التهابي است که به دليل نقش ضد التهابي از ايجاد فرايندهاي التهابي در ديواره عروق پيشگيري ميکند. در واقع آديپونکتين با مهار ستنز عملکردTNF-a و IL-6 و در نتيجه کاهش توليد CRP پاسخهاي التهابي را مهار کرده و با کاهش بيان ژني ICAM-1 و بهبود عملکرد اندوتليال، روند پيش رفت آترواسکلروز را کند ميکند. و ازين طريق ميتواند باعت ارتقائ سلامتي و تاثير محافظتي روي دستگاه قلبي عروقي تاثير بسزايي بگذارد. نتايجي که در اين تحقيق به دست آمده، تاثير مثبت تمرينات منظم ورزش بر غلظت سرمي آديپونکتين زنان ميانسال غير فعال را نشان ميدهد. با توجه به اين که آزمودنيها به مدت هشت هفته متوالي و هر هفته 3 جلسه 60 دقيقهاي با شدت فزاينده تمرين کردند، ميتوان اين گونه بيان کرد که تمرينات ورزشي منظم فزاينده با رعايت اصل اضافه بار ميتواند باعث افزايش معنيداري در سطح غلظت سرمي آديپونکتين آنان شود.
دبيدي روشن و همکارانش در سال 1387طي يک جلسه ورزش با شدت هاي کم و متوسط و زياد روي زنان فعال و غير فعال افزايش سطح سرمي آديپونکتين را مشاهده کرد. اما اين افزايش در زنان غير فعال معنيدار نبود همچنين روي زنان فعالي که با شدت بالا تمرين کردند (169). محبي و همکارانش که با شدتهاي مختلف تمرينات هشت هفته روي موشها انجام شد. افزايش معنيدار سطح آديپونکتين نشان داد (171). توفيقي در سال 1389طي 12 هفته تمرين با شدت متوسط روي زنان چاق يائسه افزايش اديپونکتين را نشان داد (176). محبي در سال 1389 طي 12 هفته تمرين هوازي با شدت بالا روي مردان چاق ميانسال شاهد افزايش معني دار غلظت آديپونکتين بود (175). دبيدي روشن و همکاران در سال 1390 به دوگروه زنان چاق با دو شدت کم و زياد شاهد افزايش معني دار سطح آديپونکتين در شدت كم بود (180). منتظري طالقاني در سال 1390 روي زنان يائسه غير فعال طي ده هفته تمرين مقاومتي-استقامتي شاهد افزايش معنيداري در مقدار آديپونکتين بودند (182). عبدي و همکاران در سال 1391 با تمرينات هشت هفتهاي با شدت متوسط نيز شاهد افزايش مقادير آديپونکتين بودند (185). يوکاياما در سال 2004 طي يک ماه ورزش با شدت بالا افزايش در سطح آديپونکتين را نشان داد (196). فاتوروس در سال 2005 پس از شش ماه تمرين با شدت هاي متفاوت افزايش در سطح آديپونکتين را نشان داد (199). کلي و همکارانش در سال 2012 پس از يک هفته تمرين با شدت بالا، افزايش درسطح آديپونکتين را نشان داد (205). خالد و همکارانش در سال 2012 طي شش ماه تمرين روي زنان چاق افزايش سطح آديپونکتين را نشان داد (206). ابندرهارد و همکارانش در سال 2013 طي 12 ماه تمرين با شدت متوسط روي زنان چاق يائسه، افزايش سطح آديپونکتين را نشان داد (207). ادامانديا و همکارانش در سال 2013 طي ده هفته تمرين با شدت متوسط

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید